کهف
الكَهْف
الکہف
Surah Al-Kahf for kids content

WORDS OF WISDOM
- •
آیه ۴۶ به «باقیات صالحات» (اعمال نیک ماندگار) اشاره دارد.
به گفته مفسران، این به معنای همه اعمال نیک و عباداتی است که در روز قیامت به ما سود میرسانند و ما را به زندگی جاودانه در بهشت
رهنمون میشوند، از جمله نماز، صدقه، روزه، و ذکر (یاد خدا) مانند: «سبحانالله» (خداوند پاک و منزه است)، «الحمدلله» (ستایش از آن خداست)، و «الله اکبر» (خداوند بزرگتر
است).
{امام ابن کثیر و امام قرطبی}

SIDE STORY
- •
روزی روزگاری، امامی در روستایی کنار دریا زندگی میکرد.
یک روز، او برای فروش اسبش به بازار رفت.
کمی بعد، مردی آمد و گفت که سعادت دارد اسب امام را بخرد.
امام به مرد توصیه کرد: «این اسب بینظیر و بسیار تربیت شده است.
برای اینکه راه برود، باید بگویی "سبحانالله".
برای اینکه بدود، باید بگویی "الحمدلله".
و برای اینکه بایستد، باید بگویی "الله اکبر".
» مرد قیمت را پرداخت کرد و از امام بابت نصیحت ارزشمندش تشکر کرد.
- •
وقتی سوار اسب شد، گفت «سبحانالله.
» اسب شروع به راه رفتن کرد.
سپس گفت «الحمدلله» و اسب شروع به دویدن کرد.
او مدام میگفت «الحمدلله» و اسب تندتر و تندتر میدوید.
ناگهان، مرد متوجه شد که اسب به سمت پرتگاهی میدود.
او آنقدر از افتادن در دریا وحشت کرده بود که فراموش کرد چگونه اسب را متوقف کند.
او مدام چیزهای دیگری مانند «استغفرالله» و «اعوذبالله» میگفت، اما هیچکدام کارساز نبود.
- •
بالاخره، وقتی اسب فقط یک قدم با لبه پرتگاه فاصله داشت، مرد به یاد آورد و فریاد زد «الله اکبر!
» و اسب ایستاد.
مرد نفس عمیقی کشید، به آسمان نگاه کرد و فریاد زد «الحمدلله!
» پایان.

منافع کوتاه و ابدی
45و برایشان مثالی از زندگی دنیا بزن؛ مانند گیاهان زمین است که با آبی که از آسمان فرو میفرستیم، سرسبز و شاداب میشوند، سپس به زودی خاشاک میشوند
و باد آنها را به هر سو میبرد.
و خداوند بر هر چیزی تواناست.
46مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند، ولی اعمال صالح پایدار، نزد پروردگارت از نظر پاداش و امید بسیار بهترند.
وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ فَأَصۡبَحَ هَشِيمٗا تَذۡرُوهُ ٱلرِّيَٰحُۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ مُّقۡتَدِرًا45
ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِينَةُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ أَمَلٗا46
روز قیامت
47و روزی را که کوهها را به حرکت درآوریم و زمین را آشکار بینی، و همه مردم را گرد آوریم و هیچ یک را فرو نگذاریم.
48و در برابر پروردگارت صفصف عرضه شوند، [و به آنان گفته شود:] «همانا شما تنها به سوی ما بازگشتید، همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم، در
حالی که گمان میکردید هرگز برای بازگشت شما وعدهگاهی قرار نخواهیم داد.
»
49و کتاب [اعمال] نهاده شود، پس مجرمان را بینی که از آنچه در آن است ترسان و هراسانند و گویند: «ای وای بر ما!
این چه کتابی است که هیچ گناه کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، مگر آنکه آن را ثبت کرده است؟» و هر آنچه را انجام دادهاند، حاضر یابند.
و پروردگار تو به هیچ کس ستم نمیکند.
وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةٗ وَحَشَرۡنَٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدٗا47
وَعُرِضُواْ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفّٗا لَّقَدۡ جِئۡتُمُونَا كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةِۢۚ بَلۡ زَعَمۡتُمۡ أَلَّن نَّجۡعَلَ لَكُم مَّوۡعِدٗا48
وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا49
شیطان و پیروانش
50و (به یاد آورید) هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!
» پس همه سجده کردند جز ابلیس که از جنیان بود و از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد.
آیا با این حال، او و فرزندانش را به جای من، اولیای خود برمیگزینید، در حالی که دشمن شما هستند؟!
چه بد جایگزینی است برای ستمکاران!
51من هرگز آنها را برای گواهی بر آفرینش آسمانها و زمین و حتی بر آفرینش خودشان فرا نخواندم.
و هرگز گمراهکنندگان را دستیار خود نمیگیرم.
52و (به یاد آور) روزی را که (خداوند) میگوید: «شریکانی را که برای من میپنداشتید، بخوانید!
» پس آنها را میخوانند، ولی پاسخی به آنان نمیدهند.
و ما میانشان پرتگاهی قرار میدهیم.
53و مجرمان آتش را میبینند و یقین میکنند که در آن سقوط خواهند کرد و هیچ راه فراری از آن نمییابند.
وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢۚ بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا ٥٠ ۞50
مَّآ أَشۡهَدتُّهُمۡ خَلۡقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَا خَلۡقَ أَنفُسِهِمۡ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلۡمُضِلِّينَ عَضُدٗا51
وَيَوۡمَ يَقُولُ نَادُواْ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقٗا52
وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا53

WORDS OF WISDOM
- •
در آیات ۵۴ تا ۵۷، الله میفرماید که او هر گونه درسی را در قرآن بیان کرده است، اما مردم همچنان به جدال میپردازند و با باطل در
برابر حق میایستند، حتی بدون درک آن.
مثلاً، آنها چنین استدلال میکردند که:
- •
• قرآن سحر بود.
• پیامبر (ص) قرآن را از خود ساخته بود.
- •
• الله باید فرشتهای برای آنها میفرستاد، نه فقط یک انسان.
• معبودان دیگری در کنار الله بودند.
- •
• الله نمیتواند آنها را برای حسابرسی زنده کند.
• معبودان آنها از آنها دفاع خواهند کرد اگر واقعاً روز قیامتی باشد.


WORDS OF WISDOM
- •
جدل برای اثبات حق در اسلام پذیرفته شده است.
قرآن، برای مثال، استدلال میکند که الله آفریدگار ماست و تنها او سزاوار پرستش ماست، محمد (ص) پیامبر اوست، قرآن وحیای از جانب اوست، و روز قیامت قطعاً
فرا خواهد رسید.
پیامبر (ص) و یارانش نیز به افرادی که برای بحث درباره این اعتقادات میآمدند، پاسخ میدادند.
اما، جدل بیدلیل خوب نیست، به ویژه زمانی که فقط برای خودنمایی یا پیروزی در بحث انجام شود، نه برای حمایت از حقیقت.
- •
پیامبر (ص) فرمودند: «من ضمانت میکنم: • خانهای در حاشیه بهشت برای کسانی که جدل را رها کنند، حتی اگر حق با آنها باشد.
• خانهای در وسط بهشت برای کسانی که دروغ گفتن را ترک کنند، حتی اگر شوخی میکنند.
• خانهای در بالاترین مرتبه بهشت برای کسانی که اخلاق نیکو دارند.
» {امام ابوداود}

SIDE STORY
- •
مردی بود که همیشه سیگار میکشید.
همسرش هر راه ممکنی را امتحان کرد تا او را متقاعد کند که سیگار را ترک کند، اما او همیشه مخالفت میکرد.
او به شوهرش گفت که دارد پساندازشان را هدر میدهد و به خودش آسیب میرساند، اما او گوش نمیداد.
سرانجام، به او گفت: «برای هر ۱۰ دلاری که برای سیگار خرج میکنی، من هم ۱۰ دلار برای خودم از پسانداز برمیدارم.
» او در پاسخ گفت: «۲۰ دلار بردار، برایم مهم نیست.
»
- •
بنابراین، او شروع کرد به برداشتن پولی معادل مقداری که شوهرش برای خرید سیگار هدر میداد.
اما این وضعیت را تغییر نداد، بنابراین تصمیم گرفت کار دیگری را امتحان کند.
او به شوهرش گفت که میخواهد آن پول را بردارد و بسوزاند، درست مثل اینکه او سیگار میسوزاند.
فقط وقتی او را دید که پول را میسوزاند، متوجه اشتباهش شد و قول داد سیگار را ترک کند—از سال آینده!


SIDE STORY
- •
خالد با شرکت ارائهدهنده اینترنت خود تماس گرفت تا از افزایش مبلغ شکایت کند.
او گفت که بسته داده نامحدود را به قیمت ۱۰۰ دلار مشترک شده بود، اما وقتی بیش از ۲۰ گیگابایت مصرف کرد، ۵۰ دلار اضافی از او دریافت
کردند.
او نمیتوانست بفهمد که چگونه «بسته نامحدود» او «محدود» است.
بعد از ۳۰ دقیقه بحث و جدل، شرکت اینترنت پاسخ داد: «بله، بسته نامحدود ما در واقع محدود است، درست مثل اینکه اسم شما خالد است ('کسی که
برای همیشه زندگی میکند')، اما همه میدانند که شما خواهید مرد.
»
انکار قرآن
54ما در این قرآن برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم، ولی انسان بیش از هر چیز اهل مجادله است.
55و چیزی مردم را از ایمان آوردن باز نمیدارد، هنگامی که هدایت به سوی آنان میآید و از طلب آمرزش پروردگارشان، مگر اینکه سنت (سرنوشت) پیشینیان به آنان
برسد یا عذاب را رو در رو ببینند.
56ما پیامبران را نفرستادیم مگر برای بشارت دادن و انذار کردن.
ولی کافران با باطل مجادله میکنند تا حق را با آن باطل کنند و آیات و هشدارهای مرا به تمسخر میگیرند.
57و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او یادآوری شود، سپس از آنها روی برگرداند و آنچه را که دستهایش پیش فرستاده فراموش
کند؟ ما بر دلهایشان پرده افکندهایم تا آن را نفهمند و گوشهایشان را سنگین کردهایم.
و اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نخواهند شد.
وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٖۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَكۡثَرَ شَيۡءٖ جَدَلٗا54
وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤۡمِنُوٓاْ إِذۡ جَآءَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّهُمۡ إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمۡ سُنَّةُ ٱلۡأَوَّلِينَ أَوۡ يَأۡتِيَهُمُ ٱلۡعَذَابُ قُبُلٗا55
وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۚ وَيُجَٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّۖ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَمَآ أُنذِرُواْ هُزُوٗا56
وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعۡرَضَ عَنۡهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُۚ إِنَّا جَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۖ وَإِن تَدۡعُهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ فَلَن يَهۡتَدُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا57
صبر الله
58پروردگار تو بسیار آمرزنده و مهربان است.
اگر میخواست آنان را بیدرنگ به سبب اعمالشان مجازات کند، کیفرشان را تسریع میکرد.
اما برای آنان میعادی است که هرگز از آن گریزی نخواهند داشت.
59اینها آن قریههایی هستند که ما هلاکشان کردیم هنگامی که ستم میکردند و برای هلاکتشان میعادی مقرر کرده بودیم.
وَرَبُّكَ ٱلۡغَفُورُ ذُو ٱلرَّحۡمَةِۖ لَوۡ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُواْ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلۡعَذَابَۚ بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواْ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا58
وَتِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰٓ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَعَلۡنَا لِمَهۡلِكِهِم مَّوۡعِدٗا59

BACKGROUND STORY
- •
یک روز، حضرت موسی (ع) سخنرانی پرشوری ایراد کردند، سپس مردی از ایشان پرسید: "داناترین فرد روی زمین کیست؟" از آنجا که موسی (ع) پیامبری بزرگ بودند، پاسخ
دادند: "آن شخص من هستم!
" خداوند به موسی (ع) وحی کرد که نباید چنین میگفتند، و به او فرمود که مردی هست که دانش ویژهای دارد که موسی آن را ندارد.
سپس به موسی (ع) فرمان داده شد که برای ملاقات با این مرد، که نامش خضر بود، به مکانی بین دو دریا سفر کند.
موسی (ع) پرسید چگونه میتواند آن مرد را بشناسد، و خداوند به او فرمود: "یک ماهی (نمکسود) با خود ببر و هر جا آن را گم کردی، او
را آنجا خواهی یافت.
"
- •
موسی (ع) و دستیار جوانش یوشع روزها راه رفتند تا به نقطه بین دو دریا رسیدند و تصمیم گرفتند کمی استراحت کنند.
ناگهان، ماهی نمکسود زنده شد و به داخل آب پرید، اما یوشع فراموش کرد به موسی (ع) بگوید.
پس از اینکه سفرشان را ادامه دادند، موسی (ع) ماهی را طلب کرد و یوشع به او گفت که آن در جایی که استراحت کرده بودند، گم شده
است.
موسی (ع) گفت: "این همان نشانهای است که به دنبالش بودیم.
" سپس بازگشتند و خضر را یافتند.
- •
موسی (ع) از خضر پرسید آیا میتواند او را همراهی کند و از دانش ویژهاش بیاموزد.
در ابتدا، خضر گفت: "تو نمیتوانی به اندازه کافی با من صبور باشی.
" موسی (ع) قول داد که صبور و فرمانبردار باشد.
اما به زودی موسی (ع) اعتراض کرد: • هنگامی که خضر در کشتیای سوراخ ایجاد کرد، پس از آنکه صاحبانش به آنها سواری رایگان داده بودند.
• هنگامی که پسری بیگناه را کشت.
• هنگامی که دیوار مردمانی نامهربان را به رایگان تعمیر کرد.
قبل از آنکه راهشان از هم جدا شود، خضر به موسی (ع) توضیح داد که چرا همه این کارها را انجام داده بود.
پیامبر (ص) درباره این داستان فرمودند: "کاش برادرم موسی (ع) صبورتر بود تا خداوند بیشتر از او و مرد دانا برای ما میگفت.
" {امام بخاری و امام مسلم}

داستان ۳) موسی و خضر
60و (به یاد آور) هنگامی که موسی به جوان همراهش گفت: «من پیوسته میروم تا به مجمع البحرین برسم، هرچند سالیان دراز (یا دهها سال) راه بروم.
»
61اما هنگامی که به آنجا رسیدند، ماهی خود را فراموش کردند و آن (ماهی) راه خود را در دریا باز کرد و رفت.
62هنگامی که از آنجا فراتر رفتند، (موسی) به شاگردش گفت: «غذای ما را بیاور!
ما از این سفرمان به راستی خسته شدهایم.
»
63او پاسخ داد: «آیا به یاد داری هنگامی که کنار صخره استراحت کردیم؟ آن زمان بود که من ماهی را فراموش کردم.
و هیچ کس جز شیطان مرا از یادآوری آن باز نداشت.
و ماهی به طرز شگفتانگیزی راه خود را در دریا باز کرد و رفت.
»
64موسی پاسخ داد: «این همان چیزی است که ما به دنبالش بودیم.
» پس آنها بازگشتند و ردپای خود را دنبال کردند.
وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبۡرَحُ حَتَّىٰٓ أَبۡلُغَ مَجۡمَعَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ أَوۡ أَمۡضِيَ حُقُبٗا60
فَلَمَّا بَلَغَا مَجۡمَعَ بَيۡنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ سَرَبٗا61
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدۡ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبٗا62
قَالَ أَرَءَيۡتَ إِذۡ أَوَيۡنَآ إِلَى ٱلصَّخۡرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ ٱلۡحُوتَ وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيۡطَٰنُ أَنۡ أَذۡكُرَهُۥۚ وَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ عَجَبٗا63
قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبۡغِۚ فَٱرۡتَدَّا عَلَىٰٓ ءَاثَارِهِمَا قَصَصٗا64
دیدار موسی و خضر
65آنجا بندهای از بندگان ما را یافتند که از جانب ما رحمتی به او عطا شده بود و از علم لدنی خود به او آموخته بودیم.
66موسی به او گفت: «آیا اجازه میدهی از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو از رشد و هدایت آموخته شده است، به من بیاموزی؟»
67او پاسخ داد: «تو هرگز نمیتوانی با من صبر کنی.
»
68«و چگونه میتوانی بر چیزی که به آن آگاهی نداری، صبر کنی؟»
69موسی قول داد: «انشاءالله مرا صبور خواهی یافت و هیچ فرمانی از تو را نافرمانی نخواهم کرد.
»
70او پاسخ داد: «پس اگر از من پیروی میکنی، در مورد هیچ چیز از من سؤال نکن تا زمانی که خودم آن را برایت روشن کنم.
»
فَوَجَدَا عَبۡدٗا مِّنۡ عِبَادِنَآ ءَاتَيۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَعَلَّمۡنَٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلۡمٗا65
قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰ هَلۡ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمۡتَ رُشۡدٗا66
قَالَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا67
وَكَيۡفَ تَصۡبِرُ عَلَىٰ مَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ خُبۡرٗا68
قَالَ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ صَابِرٗا وَلَآ أَعۡصِي لَكَ أَمۡرٗا69
قَالَ فَإِنِ ٱتَّبَعۡتَنِي فَلَا تَسَۡٔلۡنِي عَن شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ أُحۡدِثَ لَكَ مِنۡهُ ذِكۡرٗا70
ماجرای کشتی
71پس رفتند تا سوار کشتی شدند، و آن مرد در آن سوراخی کرد.
موسی اعتراض کرد: «آیا این کار را کردی تا اهلش را غرق کنی؟ به راستی کار بسیار زشتی کردی!
»
72او پاسخ داد: «آیا نگفتم که تو نمیتوانی با من صبر کنی؟»
73موسی گفت: «مرا به خاطر فراموشیام ببخش، و بر من سخت نگیر.
»
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيًۡٔا إِمۡرٗا71
قَالَ أَلَمۡ أَقُلۡ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا72
قَالَ لَا تُؤَاخِذۡنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرۡهِقۡنِي مِنۡ أَمۡرِي عُسۡرٗا73
ماجرای پسر
74سپس رفتند تا به پسری برخوردند و آن مرد او را کشت.
موسی گفت: «آیا نفس زکیهای را کشتی که کسی را نکشته بود؟ به راستی کار بسیار ناپسندی انجام دادی!
»
75او پاسخ داد: «آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمیتوانی با من صبر کنی؟»
76موسی گفت: «اگر بعد از این درباره چیزی از تو سؤال کردم، دیگر مرا با خود همراه مکن، زیرا در آن صورت بهانه کافی به دستت دادهام.
»
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَٰمٗا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا زَكِيَّةَۢ بِغَيۡرِ نَفۡسٖ لَّقَدۡ جِئۡتَ شَيۡٔٗا نُّكۡرٗا ٧٤ ۞74
قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا75
قَالَ إِن سَأَلۡتُكَ عَن شَيۡءِۢ بَعۡدَهَا فَلَا تُصَٰحِبۡنِيۖ قَدۡ بَلَغۡتَ مِن لَّدُنِّي عُذۡرٗا76
واقعه دیوار
77آنگاه رفتند تا به اهل قریهای رسیدند.
از آنها طعام خواستند، ولی مردم از مهماننوازیشان سر باز زدند.
در آنجا دیواری یافتند که نزدیک بود فرو ریزد، پس آن مرد آن را برپا داشت.
موسی گفت: «اگر میخواستی، میتوانستی در برابر آن مزدی بگیری.
»
78گفت: «این همان جدایی میان من و توست!
به زودی تو را از تأویل آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی، باخبر خواهم ساخت.
»
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهۡلَ قَرۡيَةٍ ٱسۡتَطۡعَمَآ أَهۡلَهَا فَأَبَوۡاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارٗا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥۖ قَالَ لَوۡ شِئۡتَ لَتَّخَذۡتَ عَلَيۡهِ أَجۡرٗا77
قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأۡوِيلِ مَا لَمۡ تَسۡتَطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرًا78
توضیح سه ماجرا
79و اما کشتی، متعلق به چند نفر مسکین بود که در دریا کار میکردند.
پس خواستم آن را معیوب کنم، زیرا پادشاهی ستمگر در پیش روی آنها بود که هر کشتی سالمی را به زور میگرفت.
80و اما آن پسر، پدر و مادرش مؤمن بودند، و ما ترسیدیم که او آنها را به سرکشی و کفر وادار کند.
81پس امیدوار بودیم که پروردگارشان فرزندی بهتر و پاکتر از او به جای او به آنها بدهد.
82و اما دیوار، متعلق به دو پسر یتیم در شهر بود و زیر آن گنجی از آنِ آنها بود، و پدرشان مرد صالحی بود.
پس پروردگار تو خواست که آنها به بلوغ برسند و گنج خود را بیرون آورند، این رحمتی از جانب پروردگار تو بود.
و من این کار را از پیش خود انجام ندادم.
این بود تأویل آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی.
أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتۡ لِمَسَٰكِينَ يَعۡمَلُونَ فِي ٱلۡبَحۡرِ فَأَرَدتُّ أَنۡ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٞ يَأۡخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصۡبٗا79
وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗا80
فَأَرَدۡنَآ أَن يُبۡدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيۡرٗا مِّنۡهُ زَكَوٰةٗ وَأَقۡرَبَ رُحۡمٗا81
وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبۡلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسۡتَخۡرِجَا كَنزَهُمَا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ وَمَا فَعَلۡتُهُۥ عَنۡ أَمۡرِيۚ ذَٰلِكَ تَأۡوِيلُ مَا لَمۡ تَسۡطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرٗا82

BACKGROUND STORY
- •
داستان بعدی درباره پادشاهی مؤمن است که به شرق و غرب عالم سفر کرد و به ذوالقرنین معروف است (به معنای «صاحب دو قرن» یا «صاحب دو نقطه
طلوع و غروب خورشید»).
برخی گمان میکنند ذوالقرنین، اسکندر مقدونی بوده است، اما این نمیتواند درست باشد، زیرا اسکندر مقدونی بتپرست بود.
به احتمال زیاد، ذوالقرنین ابوکریب حمیری، پادشاهی مؤمن از یمن بود.
به گفته امام ابن کثیر، خداوند به ذوالقرنین قدرت و امکانات عطا کرد، از این رو او مسافتهای طولانی را پیمود.
در سفرش به غرب، به او الهام شد که نیکوکاران را پاداش دهد و بدکاران را مجازات کند.
او در سفرش به شرق نیز همین کار را کرد.
- •
در سفر سومش، او با گروهی از مردم روبرو شد که هیچ محافظی در برابر خورشید نداشتند.
او با گروهی از مردم ملاقات کرد که فقط از طریق زبان اشاره او را میفهمیدند.
آنها از او خواستند که بین دو کوه سدی بسازد تا آنها را از حملات قوم یأجوج و مأجوج محافظت کند.
- •
ما به طور قطع نمیدانیم یأجوج و مأجوج در کجا محبوس هستند.
این نباید عجیب باشد اگر به خاطر داشته باشیم که هر از گاهی با قبیلهای جدید (به عنوان مثال، در جنگلهای آمازون و فیلیپین) روبرو میشویم که قبلاً
ناشناخته بودهاند.
در آخرالزمان، یأجوج و مأجوج قادر خواهند بود راه خود را از آن سد حفر کرده و بیرون بیایند و مشکلات زیادی را در سراسر زمین ایجاد کنند،
قبل از اینکه سرانجام نابود شوند.

WORDS OF WISDOM
- •
ممکن است کسی بپرسد: «اگر قرآن با علم تضادی ندارد، چگونه آیه ۸۶ میگوید که خورشید در گل فرو میرفت؟» در اینجا چند نکته برای برخورد با این
نوع سؤالات آورده شده است: • مشرکان مکه هرگز از این آیات برای زیر سؤال بردن قرآن استفاده نکردند، زیرا آنها معنای آنها را درک میکردند.
• علمای قرآن قبلاً این آیات را بررسی کرده و آنها را با جزئیات توضیح دادهاند، از جمله امام فخر رازی و امام زمخشری.
• امروزه، برخی افراد که از اسلام متنفرند، سعی میکنند راههایی برای حمله به قرآن بیابند، بنابراین از این نوع سؤالات استفاده میکنند، حتی با اینکه نمیتوانند عربی
بخوانند یا بفهمند.
- •
در واقع، آیه نمیگوید که خورشید در گل فرو میرفت.
بلکه میگوید به ذوالقرنین چنین به نظر میرسید که خورشید در چشمهای گلآلود غروب میکند.
به عبارت دیگر، این چیزی بود که او دید، نه آنچه واقعاً اتفاق افتاد.
به همین ترتیب، ما از کلمات «طلوع خورشید» و «غروب خورشید» استفاده میکنیم، حتی با اینکه خورشید واقعاً طلوع یا غروب نمیکند.
این فقط چیزی است که به چشمان ما میآید، نه آنچه واقعاً رخ میدهد.
- •
در بسیاری از جاهای قرآن، خداوند چیزها را از دیدگاه مردم به ما میگوید، حتی با اینکه او امور را به گونهای متفاوت میبیند.
برای مثال: • در آیات ۷-۸ سوره نمل، هنگامی که موسی (ع) بوته سوزان را دید، او گمان کرد که آتش گرفته است، اما در واقع با نور
میدرخشید.
• در آیه ۵۷ سوره غافر، خداوند میفرماید که آفرینش آسمانها و زمین بسیار بزرگتر از بازآفرینی انسانهاست، بر اساس آنچه مردم فکر میکنند.
اما برای او، او همه چیز را با یک کلمه خلق میکند: «کُن»، «باش!
» • در آیه ۱۷ سوره حج، خداوند میفرماید که او در روز قیامت بین مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و دیگران داوری خواهد کرد.
او از همان عناوینی استفاده میکند که مردم برای توصیف خود به کار میبرند، حتی با اینکه تنها دین مورد قبول او اسلام است (۳:۱۹ و ۳:۸۵).

داستان ۴) ذوالقرنین
83از تو ای پیامبر درباره ذوالقرنین میپرسند.
بگو: من از داستان او چیزی برایتان خواهم گفت.
84ما او را در زمین قدرت دادیم و از هر چیزی راهی به او دادیم.
وَيَسَۡٔلُونَكَ عَن ذِي ٱلۡقَرۡنَيۡنِۖ قُلۡ سَأَتۡلُواْ عَلَيۡكُم مِّنۡهُ ذِكۡرًا83
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُۥ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِن كُلِّ شَيۡءٖ سَبَبٗا84
سفر به غرب
85پس راهی را در پیش گرفت،
86تا به غروبگاه خورشید رسید.
به نظرش آمد که خورشید در چشمهای گلآلود غروب میکند.
در آنجا قومی را یافت.
به او وحی کردیم: «ای ذوالقرنین!
یا آنها را عذاب کن یا با آنها به نیکی رفتار کن.
»
87گفت: «اما کسانی که ظلم میکنند، آنها را عذاب خواهیم داد، سپس به پروردگارشان بازگردانده میشوند و او آنها را به عذابی سخت گرفتار خواهد کرد.
»
88و اما کسانی که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، برای آنها پاداشی نیکو خواهد بود و در کارشان برایشان آسانی فراهم خواهیم کرد.
فَأَتۡبَعَ سَبَبًا85
حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَغۡرِبَ ٱلشَّمۡسِ وَجَدَهَا تَغۡرُبُ فِي عَيۡنٍ حَمِئَةٖ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوۡمٗاۖ قُلۡنَا يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِيهِمۡ حُسۡنٗا86
قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوۡفَ نُعَذِّبُهُۥ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِۦ فَيُعَذِّبُهُۥ عَذَابٗا نُّكۡرٗا87
وَأَمَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَهُۥ جَزَآءً ٱلۡحُسۡنَىٰۖ وَسَنَقُولُ لَهُۥ مِنۡ أَمۡرِنَا يُسۡرٗا88
Part 2 study note
This is part 2 of the children's lesson for Surah Al-Kahf.
It continues from the previous section with new verses, examples, and short review points for young learners.
If this is your first time studying the lesson, start with part 1 and then return here so the story, meaning, and practice sequence stay clear.
How to study Surah Al-Kahf with children
این درس کودکانه قرآن برای خانوادههای فارسیزبان نوشته شده است.
ابتدا توضیح فارسی را بخوانید، سپس آیه عربی را ببینید و در صورت نیاز تلاوت را گوش دهید تا کودک معنا را مرحله به مرحله بفهمد.
والدین میتوانند هر بخش را کوتاه مرور کنند، از کودک بخواهند پیام اصلی را به فارسی بازگو کند، و سپس به سوره کامل یا درس بعدی کودکان بروند.