Surah 18
Volume 3

کهف

الكَهْف

الکہف

Surah Al-Kahf for kids content

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

  • این سوره به مؤمنان پاداشی بزرگ در بهشت وعده می‌دهد و بدکاران را از عذابی وحشتناک در جهنم برحذر می‌دارد.

  • زندگی یک آزمایش است. برخی از مردم در آن قبول خواهند شد و برخی دیگر مردود.

  • الله به آسانی می‌تواند مردگان را زنده کند.

  • برای ورود به جنت، باید به الله ایمان داشت و عمل صالح انجام داد.

  • مهم است که وقتی قصد انجام کاری در آینده را داریم، "ان‌شاءالله" بگوییم.

  • ما باید شکرگزار نعمت‌های خداوند باشیم.

  • خداوند به آسانی می‌تواند نعمت‌ها را سلب کند اگر مردم شکرگزاری نکنند.

  • ما باید در کسب علم اهتمام ورزیم.

  • اعمال کافران در آخرت باطل خواهد بود.

  • ستمکاران در روز قیامت اظهار پشیمانی خواهند کرد، اما دیگر سودی نخواهد داشت.

Illustration
WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

  • پیامبر اکرم (ص) در حدیثی صحیح فرمودند: «قدم‌های هیچ بنده‌ای در روز قیامت برداشته نمی‌شود، مگر اینکه از او درباره چهار چیز سؤال شود: ۱. جوانی‌اش را چگونه گذرانده است. ۲. مالش را چگونه به دست آورده و در چه راهی خرج کرده است. ۳. با علمش چه کرده است. ۴. عمرش را چگونه سپری کرده است.» {امام ترمذی}

  • جالب است بدانید که این چهار سؤال با چهار داستانی که در این سوره ذکر شده‌اند، مطابقت دارند: ۱. داستان جوانان اهل کهف. ۲. داستان مرد ثروتمند صاحب دو باغ. ۳. داستان موسی (ع) و مرد دانشمند (خضر). ۴. داستان ذوالقرنین و زندگی و سفرهای او در راه خدمت به خدا.

  • توصیه می‌شود این سوره بزرگ را در روزهای جمعه تلاوت کنید. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، نوری از او تا جمعه بعد می‌درخشد.» {امام حاکم} ایشان همچنین فرمودند: «هر کس ده آیه اول سوره کهف را حفظ کند، از فتنه دجال (فردی شرور که درست قبل از روز قیامت ظاهر می‌شود) در امان خواهد بود.» {امام مسلم}

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

  • ممکن است بدانید که سوره‌های قرآن به ترتیبی که نازل شده‌اند، چیده نشده‌اند. برای مثال، سوره علق (که اولین آیات نازل شده قرآن را در بر دارد) سوره شماره ۹۶ است، نه سوره شماره ۱. بنابراین، پیامبر اکرم (ص) سوره‌ها را همانطور که خداوند از طریق فرشته جبرئیل دستور داده بود، مرتب کردند. در این ترتیب، همه سوره‌ها به خوبی به هم مرتبط هستند، به طوری که سوره ۱ به عنوان مقدمه‌ای برای تمام سوره‌های بعدی عمل می‌کند.

  • به راحتی می‌توانید ببینید چگونه: • پایان سوره ۱۷ با آغاز سوره ۱۸ مطابقت دارد (در ستایش خداوند و تأیید اینکه او فرزندی ندارد). • پایان سوره ۲۲ با آغاز سوره ۲۳ مطابقت دارد (در دعا و عبادت خداوند برای کسب رستگاری). • پایان سوره ۵۲ با آغاز سوره ۵۳ مطابقت دارد (اشاره به محو شدن ستارگان). در بسیاری از موارد، پایان یک سوره با آغاز خودش مطابقت دارد. برای مثال: • بخش‌های اول و آخر سوره ۴ درباره احکام ارث صحبت می‌کنند. • آغاز سوره ۲۰ به ما می‌گوید که قرآن برای به مشقت انداختن پیامبر (ص) نازل نشده است و پایان سوره به ما می‌گوید که کسانی که از این وحی روی برمی‌گردانند، زندگی پرمشقتی خواهند داشت. • در آغاز سوره ۲۳ به ما گفته می‌شود که مؤمنان رستگار خواهند شد و در پایان سوره به ما گفته می‌شود که کافران هرگز رستگار نخواهند شد.

  • همچنین، سوره‌های "دوقلو" وجود دارند که با هم مطابقت دارند و یکدیگر را کامل می‌کنند، زیرا موضوعات مشابهی را پوشش می‌دهند. برای مثال، ۲ و ۳، ۸ و ۹، ۳۷ و ۳۸، ۵۵ و ۵۶، ۱۰۵ و ۱۰۶، و ۱۱۳ و ۱۱۴. تمام این نظم و ساختار شگفت‌انگیز به ما ثابت می‌کند که این قرآن از جانب خداوند است.

پیام قرآن

1ستایش از آن خداست که کتاب را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ کژی در آن قرار نداد، 2آن را راست و استوار گردانید تا از جانب خود به عذابی سخت بیم دهد و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده دهد که پاداشی نیکو خواهند داشت، 3که در آن جاودانه خواهند ماند؛ 4و بیم دهد کسانی را که می‌گویند خداوند فرزندی برگزیده است. 5آنان را به این (سخن) هیچ دانشی نیست و نه پدرانشان را. چه سخن بزرگی که از دهانشان بیرون می‌آید! آنان جز دروغی نمی‌گویند.
ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ 1قَيِّمٗا لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا 2مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا 3وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا 4مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡۚ كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا5

نصیحت به حضرت پیامبر

6آیا می‌خواهی خود را از غصه هلاک کنی چون به این پیام ایمان نمی‌آورند؟ 7ما آنچه را که بر روی زمین است، زینت آن قرار دادیم تا بیازماییم کدام یک از آنها در عمل نیکوترند. 8و در نهایت، ما هر آنچه را که بر روی آن است به خاکی هموار و بی‌حاصل تبدیل خواهیم کرد.
فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ إِن لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَسَفًا 6إِنَّا جَعَلۡنَا مَا عَلَى ٱلۡأَرۡضِ زِينَةٗ لَّهَا لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا 7وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا8
BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

  • این داستانِ گروهی از جوانان مسیحی است که حدود سال ۲۵۰ میلادی در غاری پنهان شدند تا از بت‌پرستان ستمگر فرار کنند. جوانان، به همراه سگشان، طبق آیه ۲۵، به مدت ۳۰۹ سال در غار خوابیدند. وقتی بالاخره بیدار شدند، برخی از آنها فکر کردند که یک روز یا کمتر خوابیده‌اند و برخی دیگر چندان مطمئن نبودند. سپس یکی از خودشان را فرستادند تا غذا بخرد و به او گفتند که جلب توجه نکند. اما سکه‌های نقره قدیمی‌شان آنها را لو داد.

  • مردم، به همراه پادشاه نیکوکارشان، به سمت غار شتافتند تا به جوانان خوش‌آمد بگویند، جوانانی که بعدها از دنیا رفتند و در همان غار دفن شدند. پادشاه تصمیم گرفت برای گرامی‌داشت یاد آنها، عبادتگاهی در کنار غار بسازد. رقیم (که در آیه ۹ ذکر شده است) می‌تواند لوحی باشد که داستان جوانان را در بر داشته، یا شاید نام شهر، دره یا کوه باشد. حتی ممکن است نام سگ جوانان باشد (شاید از نژاد دالماسی). بر اساس توصیف ارائه شده در این سوره، بسیاری از محققان بر این باورند که غار هنوز در اردن وجود دارد.

داستان ۱) اصحاب کهف

9آیا گمان می‌کنی ای پیامبر که اصحاب کهف و رقیم (که داستانشان در آن بود) تنها از آیات شگفت‌انگیز ما بودند؟ 10هنگامی که آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا! از جانب خود رحمتی بر ما عطا فرما و راهی نیکو برای ما از این دشواری فراهم آور. 11پس ما آنها را در غار به خوابی عمیق فرو بردیم برای سالیان دراز، 12سپس آنها را برانگیختیم تا بدانیم کدام یک از دو گروه، مدت اقامتشان را بهتر حساب می‌کند.
أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا 9إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا 10فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا 11ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗ12

ایستادگی برای حق

13ما داستانشان را به حق بر تو می‌خوانیم. آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. 14و دلهایشان را استوار ساختیم هنگامی که برخاستند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. ما هرگز جز او معبودی را نمی‌خوانیم، که در این صورت سخنی بس گزاف گفته‌ایم.» 15سپس (به یکدیگر) گفتند: «این قوم ما، معبودانی جز او برگزیده‌اند. چرا دلیل روشنی بر (حقانیت) آنها نمی‌آورند؟ پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد؟» 16و چون از آنان و آنچه جز خدا می‌پرستند، کناره‌گیری کردید، به غار پناه برید. پروردگارتان رحمت خود را بر شما می‌گستراند و برای شما در کارتان گشایشی فراهم می‌آورد.»
نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى 13وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا 14هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمُنَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗۖ لَّوۡلَا يَأۡتُونَ عَلَيۡهِم بِسُلۡطَٰنِۢ بَيِّنٖۖ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا 15وَإِذِ ٱعۡتَزَلۡتُمُوهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأۡوُۥٓاْ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا16
WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

  • همانطور که در سوره ۷۰ اشاره کردیم، ما به واسطه همنشینی با دوستان خوب یا بد، در پاداش یا مجازات شریک می‌شویم. فرض کنید شما با دوستانتان در یک کلاس قرآن نشسته‌اید و کسی وارد می‌شود تا به آن کلاس جوایزی بدهد. شما جایزه دریافت خواهید کرد، حتی اگر به درستی خواندن بلد نباشید. به همین ترتیب، اگر جایی با دزدها نشسته‌اید و ناگهان پلیس سر می‌رسد، شما دستگیر خواهید شد، حتی اگر کار شما فقط چای درست کردن باشد. امام ابن کثیر در تفسیر خود از آیات ۱۸:۱۸-۲۲ فرمودند که خداوند سگ را با چهار بار ذکر نامش گرامی داشت، صرفاً به خاطر همنشینی با جوانان نیکوکار، و خداوند در سوره ۲۸ آیه ۸ برخی انسان‌ها را به خاطر همنشینی بد با فرعون خوار کرد.

  • عالمی به نام ابن قیم فرمودند که چهار نوع دوست وجود دارد: ۱. دوستان خوبی که ما را به کارهای نیک هدایت می‌کنند و از بدی دور نگه می‌دارند. ما نمی‌توانیم بدون آنها زندگی کنیم، زیرا آنها مانند هوایی هستند که تنفس می‌کنیم و آبی که می‌نوشیم. ۲. همکارانی که با آنها درس می‌خوانیم و کار می‌کنیم. آنها مانند دارو هستند که فقط در صورت نیاز استفاده می‌شود. ۳. افرادی که فقط برای گذراندن وقت با آنها معاشرت می‌کنیم، بدون اینکه کار خوب یا بدی انجام دهیم. هر چه بیشتر از آنها دوری کنیم، زندگی ما پربارتر خواهد بود. ۴. افرادی که ما را به انجام بدی تشویق می‌کنند و از انجام کارهای خوب باز می‌دارند. آنها مانند سم هستند و ما باید کاملاً از آنها دوری کنیم.

در غار

17و خورشید را می‌دیدی که هنگام طلوع، از غارشان به سمت راست متمایل می‌شد و هنگام غروب، از آنان به سمت چپ می‌گذشت، در حالی که آنان در گشادی آن (غار) قرار داشتند. این از آیات خداست. هر کس را خدا هدایت کند، او هدایت یافته است؛ و هر کس را که گمراه سازد، هرگز راهنمایی برای او نخواهی یافت که راهش را نشان دهد. 18و می‌پنداشتی که بیدارند، در حالی که خفته بودند. و ما آنان را به راست و چپ می‌گرداندیم، در حالی که سگشان دو دستش را بر آستانه (غار) دراز کرده بود. اگر به آنان می‌نگریستی، قطعاً از آنان می‌گریختی، در حالی که از ترس و وحشت لبریز بودی.
وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا 17وَتَحۡسَبُهُمۡ أَيۡقَاظٗا وَهُمۡ رُقُودٞۚ وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِۖ وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِۚ لَوِ ٱطَّلَعۡتَ عَلَيۡهِمۡ لَوَلَّيۡتَ مِنۡهُمۡ فِرَارٗا وَلَمُلِئۡتَ مِنۡهُمۡ رُعۡبٗا18

بیداری جوانان

19و بدین گونه بیدارشان کردیم تا از یکدیگر بپرسند. یکی از آنان گفت: «چقدر درنگ کردید؟» گفتند: «یک روز یا پاره‌ای از روز.» گفتند: «پروردگارتان بهتر می‌داند که چقدر درنگ کرده‌اید. پس یکی از خودتان را با این سکه‌های نقره به شهر بفرستید و ببیند کدامشان غذای پاکیزه‌تر دارد و از آن برایتان بیاورد تا بخورید. و باید بسیار محتاط باشد و مبادا کسی را از حال شما آگاه کند.» 20اگر از حال شما آگاه شوند، شما را سنگسار می‌کنند یا به آیین خود بازمی‌گردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.»
وَكَذَٰلِكَ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِيَتَسَآءَلُواْ بَيۡنَهُمۡۚ قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ كَمۡ لَبِثۡتُمۡۖ قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖۚ قَالُواْ رَبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثۡتُمۡ فَٱبۡعَثُوٓاْ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمۡ هَٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ فَلۡيَنظُرۡ أَيُّهَآ أَزۡكَىٰ طَعَامٗا فَلۡيَأۡتِكُم بِرِزۡقٖ مِّنۡهُ وَلۡيَتَلَطَّفۡ وَلَا يُشۡعِرَنَّ بِكُمۡ أَحَدًا 19إِنَّهُمۡ إِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ يَرۡجُمُوكُمۡ أَوۡ يُعِيدُوكُمۡ فِي مِلَّتِهِمۡ وَلَن تُفۡلِحُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا20

مخفیگاه پیدا شد

21و بدین گونه آنان را آشکار ساختیم تا مردمشان بدانند که وعده خدا (برای زنده کردن مردگان) حق است و در (فرا رسیدن) ساعت (قیامت) هیچ شکی نیست. هنگامی که در کارشان (درباره اصحاب کهف) با یکدیگر به نزاع پرداختند، گروهی گفتند: «بر فرازشان بنایی بسازید. پروردگارشان به حالشان داناتر است.» اما کسانی که بر کارشان غالب شدند، گفتند: «ما بر روی آنها مسجدی خواهیم ساخت.»
وَكَذَٰلِكَ أَعۡثَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ لِيَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيۡبَ فِيهَآ إِذۡ يَتَنَٰزَعُونَ بَيۡنَهُمۡ أَمۡرَهُمۡۖ فَقَالُواْ ٱبۡنُواْ عَلَيۡهِم بُنۡيَٰنٗاۖ رَّبُّهُمۡ أَعۡلَمُ بِهِمۡۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُواْ عَلَىٰٓ أَمۡرِهِمۡ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيۡهِم مَّسۡجِدٗا21

چند نفر بودند؟

22برخی خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند و سگشان چهارمی بود.» و برخی دیگر خواهند گفت: «پنج نفر بودند و سگشان ششمی بود.» - تنها به گمان و تخمین - و گروهی دیگر خواهند گفت: «هفت نفر بودند و سگشان هشتمی بود.» بگو: «پروردگار من به تعداد دقیق آنها آگاه‌تر است؛ جز عده کمی، کسی از آن آگاه نیست.» پس درباره آنها جز با علم و آگاهی مجادله مکن، و از هیچ یک از مجادله‌کنندگان درباره آنها (چیزی) مپرس.
سَيَقُولُونَ ثَلَٰثَةٞ رَّابِعُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ وَيَقُولُونَ خَمۡسَةٞ سَادِسُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ رَجۡمَۢا بِٱلۡغَيۡبِۖ وَيَقُولُونَ سَبۡعَةٞ وَثَامِنُهُمۡ كَلۡبُهُمۡۚ قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا قَلِيلٞۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمۡ إِلَّا مِرَآءٗ ظَٰهِرٗا وَلَا تَسۡتَفۡتِ فِيهِم مِّنۡهُمۡ أَحَدٗا22

بگو: «ان‌شاءالله»

23اگر قصد انجام کاری را داری، نگو 'من فردا حتماً این کار را انجام می‌دهم' 24بدون اینکه بگویی 'ان‌شاءالله'. ولی اگر فراموش کردی، پروردگارت را به یاد آور و بگو: 'امیدوارم پروردگارم مرا به آنچه به صواب نزدیک‌تر است، هدایت کند.'
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاْيۡءٍ إِنِّي فَاعِلٞ ذَٰلِكَ غَدًا 23إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ وَٱذۡكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَهۡدِيَنِ رَبِّي لِأَقۡرَبَ مِنۡ هَٰذَا رَشَدٗا24

مدت اقامت در غار

25آنها سیصد سال به علاوه نُه سال در غارشان درنگ کرده بودند. 26بگو، ای پیامبر، خداوند داناتر است به اینکه چقدر درنگ کردند. غیب آسمان‌ها و زمین از آن اوست. چه بینا و شنواست! آنان را جز او هیچ سرپرستی نیست، و هیچ‌کس را در فرمانروایی‌اش شریک نمی‌سازد.
وَلَبِثُواْ فِي كَهۡفِهِمۡ ثَلَٰثَ مِاْئَةٖ سِنِينَ وَٱزۡدَادُواْ تِسۡعٗا 25قُلِ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثُواْۖ لَهُۥ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَبۡصِرۡ بِهِۦ وَأَسۡمِعۡۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيّٖ وَلَا يُشۡرِكُ فِي حُكۡمِهِۦٓ أَحَدٗا26
BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

  • بسیاری از مسلمانان اولیه بسیار فقیر بودند. روزی رهبران مکه نزد پیامبر (ﷺ) آمدند و گفتند: "اگر واقعاً می‌خواهید ما به شما بپیوندیم، باید از شر آن افراد فقیر و بدبو که اطرافتان هستند خلاص شوید!" پیامبر (ﷺ) امیدوار بود که روزی آن رهبران مسلمان شوند، بنابراین منتظر دستورات خداوند ماند. سپس آیات ۶:۵۲ و ۱۸:۲۸ نازل شد و به پیامبر (ﷺ) دستور داد که به مسلمانان باایمانی که با او می‌نشستند، همچنان احترام بگذارد و نگران آن رهبران متکبر نباشد. {امام مسلم و امام قرطبی}

نصیحت به حضرت پیامبر

27تلاوت کن آنچه را که از کتاب پروردگارت بر تو نازل شده است. هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را تغییر دهد. و هرگز جز او پناهگاهی نخواهی یافت. 28خود را با کسانی شکیبا کن که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند و رضایت او را می‌جویند. و چشمانت را از ایشان برنگردان، در حالی که زینت زندگی دنیا را می‌خواهی. و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساخته‌ایم، اطاعت مکن؛ کسانی که از هوای نفس خود پیروی می‌کنند و کارشان به افراط کشیده شده است.
وَٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدٗا 27وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَيۡنَاكَ عَنۡهُمۡ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا28

انذار به کافران

29و بگو: «ای پیامبر، این حق از جانب پروردگار شماست. پس هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس می‌خواهد کفر ورزد.» ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده‌ایم که دیوارهایش آنان را از هر سو در بر می‌گیرد. و چون فریاد کمک سر دهند، با آبی همچون فلز گداخته به دادشان می‌رسند که چهره‌ها را بریان می‌کند. چه بد نوشیدنی‌ای! و چه بد جایگاهی برای استراحت!
وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَاۚ وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا29

اجر مؤمنان

30و اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، ما هرگز پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد. 31برای آنها باغ‌های عدن است که رودها از زیرشان جاری است. در آنجا با دستبندهای طلا آراسته می‌شوند و لباس‌های سبز از حریر و دیبا می‌پوشند، در حالی که بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند. چه پاداش نیکویی! و چه جایگاه خوبی برای آرامش!
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا 30أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَيَلۡبَسُونَ ثِيَابًا خُضۡرٗا مِّن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۚ نِعۡمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتۡ مُرۡتَفَقٗا31

داستان ۲) صاحب دو باغ

32برایشان ای پیامبر مثالی بزن از دو مرد. به یکی از آن دو (که کافر بود) دو باغ انگور دادیم که اطراف آن را با درختان خرما پوشانده بودیم و میان آن دو را کشتزار قرار داده بودیم. 33هر دو باغ میوه خود را به تمام و کمال می‌دادند و هیچ کمبودی نداشتند. و میان آن دو نهری روان ساختیم. 34و او مال و اموال دیگری نیز داشت. پس در حالی که با همنشینش سخن می‌گفت، به او که فقیر بود، فخر فروخت و گفت: «من از تو ثروت و نفرات بیشتری دارم.» 35و او وارد باغ خود شد، در حالی که به خود ستم می‌کرد، و گفت: «گمان نمی‌کنم هرگز این (باغ) نابود شود.» 36و گمان نمی‌کنم ساعت (قیامت) هرگز برپا شود. و اگر (به فرض) به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، قطعاً چیزی بهتر از اینها خواهم یافت.»
وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلٗا رَّجُلَيۡنِ جَعَلۡنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيۡنِ مِنۡ أَعۡنَٰبٖ وَحَفَفۡنَٰهُمَا بِنَخۡلٖ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمَا زَرۡعٗا 32كِلۡتَا ٱلۡجَنَّتَيۡنِ ءَاتَتۡ أُكُلَهَا وَلَمۡ تَظۡلِم مِّنۡهُ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَفَجَّرۡنَا خِلَٰلَهُمَا نَهَرٗا 33وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٞ فَقَالَ لِصَٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا 34وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدٗا 35وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهَا مُنقَلَبٗا36
Illustration

پاسخ رفیقش

37رفیق مؤمنش در حالی که با او گفتگو می‌کرد، پاسخ داد: «چگونه انکار می‌کنی کسی را که تو را از خاک آفرید، سپس از نطفه‌ای تو را ساخت، سپس تو را به صورت مردی درآورد؟» 38اما من: او الله است، پروردگار من، و هرگز کسی را شریک پروردگارم قرار نمی‌دهم. 39ای کاش هنگامی که وارد باغت شدی، می‌گفتی: «ماشاءالله! لا قوة الا بالله!» با اینکه می‌بینی من از تو مال و فرزند کمتری دارم، 40شاید پروردگارم به من چیزی بهتر از باغ تو بدهد، و بر آن صاعقه‌ای از آسمان فرو فرستد، و آن را به زمینی لغزنده و بی‌حاصل تبدیل کند، 41یا آب آن در زمین فرو رود، و دیگر هرگز نتوانی به آن دسترسی پیدا کنی.
قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلٗا 37لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا 38وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا 39فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا 40أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا41

عذاب

42تمام محصولش یکسره از بین رفت. و او دست‌هایش را [از شدت پشیمانی] بر آنچه در آن [باغ] هزینه کرده بود، می‌مالید. و در حالی که همه آن [باغ] ویران شده بود، گفت: «ای کاش هرگز کسی را شریک پروردگارم قرار نداده بودم!» 43او هیچ گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری کند، و خودش نیز نتوانست به خود کمک کند. 44در این هنگام، یاری تنها از جانب الله، پروردگار برحق است. او بهترین پاداش و بهترین عاقبت را دارد.
وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا 42وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٞ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا 43هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا44