نور
النُّور
النُّور
Surah An-Nûr for kids content

LEARNING POINTS
- •
این سوره آداب معاشرت با یکدیگر را به مؤمنان میآموزد.
- •
داشتن روابط عاشقانه خارج از ازدواج حرام است.
- •
نباید تهمتهای ناروا یا اطلاعات غلط را درباره مردم منتشر کنیم.
- •
نباید هر چیزی را که میشنویم باور کنیم.
- •
به مردان و زنان مسلمان امر شده است که عفت و حیا را رعایت کنند.
- •
ما باید پیش از ورود به منازل مردم، اجازه بگیریم.
- •
خداوند به یاری بندگان مؤمن خود وعده میدهد.
- •
مؤمنان با نور خداوند هدایت میشوند، در حالی که کافران در ظلمات گمراهند.
- •
خداوند دارای علم و قدرت مطلق است.
- •
هر آنچه در کائنات است، خداوند را تسبیح میکند.
- •
منافقان به دلیل نافرمانی از پیامبر (ص) سرزنش میشوند.
- •
مسلمانان همواره باید به پیامبر (ص) احترام بگذارند و ایشان را تکریم کنند.

مقدمه
1این سورهای است که آن را نازل کردیم و در آن احکامی را مقرر داشتیم و آیات روشنی را نازل کردیم تا شما متذکر شوید.
سُورَةٌ أَنزَلۡنَٰهَا وَفَرَضۡنَٰهَا وَأَنزَلۡنَا فِيهَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لَّعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ1
کیفر روابط نامشروع
2زن زناکار و مرد زناکار را هر یک صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، در اجرای حکم خدا نسبت به آن دو رأفت به خرج ندهید. و باید گروهی از مؤمنان شاهد کیفر آنها باشند.
ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖۖ وَلَا تَأۡخُذۡكُم بِهِمَا رَأۡفَةٞ فِي دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۖ وَلۡيَشۡهَدۡ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ2

BACKGROUND STORY
- •
یکی از صحابه، به نام مرثد بن ابی مرثد (رضی الله عنه)، قبل از مسلمان شدنش زنی بدکاره و بتپرست مکی را میشناخت. بعدها، وقتی مرثد (رضی الله عنه) اسلام آورد، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید که آیا میتواند با آن زن ازدواج کند.
آیه ۳ نازل شد و به مرثد (رضی الله عنه) فرمود که نباید با آن زن بتپرست ازدواج کند. {امام ترمذی}
- •
شایان ذکر است که اسلام درِ توبه را برای مردم باز میکند. کسانی که در گذشته گناه کردهاند و سپس راه خود را اصلاح کردهاند، مورد پذیرش خداوند و بقیه جامعه مسلمانان قرار خواهند گرفت، به شرطی که نیت خالص داشته باشند.
عمل و جزا
3مرد ناپاک جز با زن ناپاک یا زن مشرک نکاح نمیکند، و زن ناپاک جز با مرد ناپاک یا مرد مشرک نکاح نمیکند؛ و این بر مؤمنان حرام شده است.
ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ وَٱلزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوۡ مُشۡرِكٞۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ3
تهمت بیدلیل
4و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) متهم میکنند و چهار شاهد نیاورند، پس به هر یک از آنان هشتاد تازیانه بزنید. و هرگز شهادتشان را نپذیرید، زیرا آنان فاسقند.
5مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و (اعمال خود را) اصلاح نمایند، پس همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَأۡتُواْ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجۡلِدُوهُمۡ ثَمَٰنِينَ جَلۡدَةٗ وَلَا تَقۡبَلُواْ لَهُمۡ شَهَٰدَةً أَبَدٗاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ4
إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ5
اتهام مردان به همسرانشان
6و کسانی که زنان خود را (به زنا) متهم میکنند و شاهدی جز خودشان ندارند، پس هر یک از آنان باید چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او از راستگویان است.
7و بار پنجم سوگند یاد کند که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
8و برای اینکه مجازات از او برداشته شود، او نیز باید چهار بار به خدا سوگند یاد کند که آن مرد دروغگوست.
9و بار پنجم سوگند یاد کند که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد.
10و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، (شما دچار سختی میشدید). و همانا خداوند بسیار توبهپذیر و حکیم است.
وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ أَزۡوَٰجَهُمۡ وَلَمۡ يَكُن لَّهُمۡ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمۡ فَشَهَٰدَةُ أَحَدِهِمۡ أَرۡبَعُ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ6
وَٱلۡخَٰمِسَةُ أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ7
وَيَدۡرَؤُاْ عَنۡهَا ٱلۡعَذَابَ أَن تَشۡهَدَ أَرۡبَعَ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ8
وَٱلۡخَٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَآ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ9
وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ10

BACKGROUND STORY
- •
پس از غزوه احد که مسلمانان شکست خورده بودند، برخی قبایل گمان کردند که جامعه مسلمانان در مدینه ضعیف شده است. آن قبایل شروع به آماده شدن برای حمله به شهر کردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مجبور شدند لشکرکشیهایی را رهبری کنند تا مانع رسیدن آن قبایل به مدینه شوند.
در یکی از آن لشکرکشیها، همسرشان، عایشه (رضی الله عنها)، ایشان را همراهی میکردند. در آن زمان، زنان معمولاً در هودجی که شبیه چادری کوچک بر پشت شتر بود، سفر میکردند. پس از استراحتی کوتاه در راه، کاروان اردوگاه را ترک کرد، بیخبر از اینکه عایشه (رضی الله عنها) در آن نبود.
او برای یافتن گردنبندی که گم کرده بود، رفته بود. هنگامی که بازگشت، همه رفته بودند، بنابراین مجبور شد تنها در آنجا منتظر بماند. اندکی بعد، صحابیای به نام صفوان (رضی الله عنه) آمد و متوجه شد که او جا مانده است، بنابراین او را تا کاروان همراهی کرد.
- •
به زودی منافقان شروع به پخش شایعات دروغین درباره عایشه (رضی الله عنها) و صفوان (رضی الله عنه) کردند. بسیاری از مردم، از جمله برخی از مسلمانان، این اخبار دروغ را در سراسر شهر منتشر کردند.
عایشه (رضی الله عنها) به شدت این ادعاها را تکذیب کرد و از الله خواست تا بیگناهی او را آشکار سازد. این دوران، زمان بسیار دشواری برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و جامعه مسلمانان بود.
- •
سرانجام، پس از یک ماه، الله آیات ۱۱ تا ۲۶ را نازل کرد تا بیگناهی او را اعلام کند. این آیات همچنین به مؤمنان آموزش داد که چگونه باید به این دروغها واکنش نشان میدادند. به کسانی که این شایعات را آغاز و پخش کرده بودند، درباره مجازاتی وحشتناک هشدار داده شد. {امام بخاری و امام مسلم}


کسانی که به همسر پیامبر تهمت زدند
11همانا کسانی که آن افک (دروغ بزرگ) را آوردند، گروهی از شما هستند. آن را برای خود شر مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است. برای هر یک از آنان به اندازه آنچه از گناه کسب کرده است، عذابی است؛ و آن کس از آنان که قسمت عمده آن را بر عهده گرفت، برای او عذابی عظیم است.
إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلۡإِفۡكِ عُصۡبَةٞ مِّنكُمۡۚ لَا تَحۡسَبُوهُ شَرّٗا لَّكُمۖ بَلۡ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُم مَّا ٱكۡتَسَبَ مِنَ ٱلۡإِثۡمِۚ وَٱلَّذِي تَوَلَّىٰ كِبۡرَهُۥ مِنۡهُمۡ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيم11

BACKGROUND STORY
- •
هنگامی که عایشه (رضی الله عنها) مورد تهمت قرار گرفت و شایعات گسترش یافت، یکی از صحابه به نام ابوایوب انصاری (رضی الله عنه) با همسرش درباره این وضعیت گفتگو کرد.
او پرسید: «آیا نمیشنوی مردم درباره همسر پیامبر چه میگویند؟» همسرش پاسخ داد: «همه کذب است.» سپس او گفت: «اگر تو عایشه (رضی الله عنها) بودی، آیا چنین کاری میکردی؟» همسرش گفت: «محال است!» او اظهار داشت: «به خدا سوگند!
عایشه (رضی الله عنها) از تو بهتر است، و برای او انجام چنین کاری حتی محالتر است.» سپس همسرش به او گفت: «اگر تو صفوان (رضی الله عنه) بودی، آیا چنین کاری میکردی؟» او پاسخ داد: «محال است!» همسرش اظهار داشت: «به خدا سوگند!
صفوان (رضی الله عنه) از تو بهتر است، و برای او انجام چنین کاری حتی محالتر است.»
- •
به گفته بسیاری از علما، آیه ۱۲ نازل شد تا به مؤمنان بیاموزد که باید مانند ابوایوب (رضی الله عنه) و همسرش واکنش نشان میدادند. {امام ابن کثیر و امام قرطبی}

SIDE STORY
- •
مردی پس از نماز جمعه نزد امام آمد تا چیزی را که درباره یکی دیگر از اعضای جامعه شنیده بود، به او بگوید. امام به او گفت: «قبل از اینکه چیزی بگویی، بیا آزمون فیلتر سهگانه را اجرا کنیم!» مرد نمیدانست آن آزمون چیست.
امام توضیح داد که این آزمون از سه سؤال ساده تشکیل شده است تا آنچه مرد قصد گفتنش را داشت، فیلتر کند. امام گفت: «فیلتر اول: آیا کاملاً مطمئنی که آنچه درباره آن شخص شنیدهای، حقیقت دارد؟» مرد پاسخ داد که مطمئن نیست، زیرا آن را فقط از شخص دیگری شنیده بود.
امام سپس گفت: «فیلتر دوم: آیا آنچه درباره آن شخص شنیدهای، چیز خوبی بود؟» مرد پاسخ داد که خیر.
- •
امام سپس گفت: «فیلتر سوم: آیا آنچه میخواهی به من بگویی، برای هیچیک از ما سودی خواهد داشت؟» مرد پاسخ داد: «چندان نه.» امام پاسخ داد: «اگر آنچه میخواهی درباره آن شخص به من بگویی، نه حقیقت دارد، نه خوب است و نه سودی دارد، پس چه فایدهای دارد که آن را با من در میان بگذاری؟»


WORDS OF WISDOM
- •
آزمون فیلتر سهگانه بسیار مهم است، بهویژه هنگامی که با مردم سروکار داریم.
ما میتوانیم از این آزمون استفاده کنیم هنگامی که به اشتراک میگذاریم: شایعاتی درباره دوستانمان بدون راستیآزمایی اطلاعات؛ توطئهها (اطلاعات غلط یا گمراهکننده) در رسانههای اجتماعی بدون بررسی مجدد برای اطمینان از صحت آنها؛ یا سخنان (احادیث) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون اطمینان از اینکه ایشان واقعاً آن کلمات را فرمودهاند.

WORDS OF WISDOM
- •
آیه ۱۲ یک مفهوم بزرگ اسلامی به نام «حسن ظن» را به ما میآموزد که به معنای خوشگمانی به دیگران است. برای مثال، ما باید به خداوند حسن ظن داشته باشیم. وقتی دعا میکنیم، اطمینان داریم که او دعای ما را اجابت خواهد کرد.
اگر فوراً اجابت نشود، اطمینان داریم که خداوند در زمان مناسب برنامه بهتری برای ما دارد. اگر کار خوبی انجام دهیم، اطمینان داریم که او پاداش بزرگی به ما خواهد داد. اگر طلب مغفرت کنیم، اطمینان داریم که او ما را خواهد بخشید.
اگر از این دنیا رخت بربندیم، اطمینان داریم که او ما را غرق رحمت خود خواهد کرد و به ما جنت (بهشت) خواهد داد.
- •
ما همچنین باید به مردم خوشگمان باشیم و برایشان عذر بتراشیم. باید سعی کنیم برایشان عذر پیدا کنیم و اگر اشتباهی مرتکب شدند یا کمتر از حد انتظار ما عمل کردند، زود قضاوت نکنیم. اگر دوستی فوراً به پیام شما پاسخ نداد، این لزوماً به این معنی نیست که او شما را نادیده گرفته است.
شاید او فقط به خاطر یک وضعیت اضطراری خیلی مشغول شده باشد. اگر پستی را که در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتهاید، لایک نکنند، این به این معنی نیست که دیگر شما را دوست ندارند. شاید آنها به سادگی آن را ندیدهاند.
خوشگمانی یا بدگمانی به دیگران نشان میدهد که ما واقعاً چه کسی هستیم. افراد خوب فکر میکنند دیگران خوب هستند و افراد بد فکر میکنند همه مردم بد هستند.

SIDE STORY
- •
روزی روزگاری، کشاورزی زندگی میکرد که تبرش را گم کرده بود. او گمان میکرد همسایهاش دزد است. همسایهاش مثل یک دزد رفتار میکرد، مثل یک دزد راه میرفت و مثل یک دزد حرف میزد. همسر همسایهاش هم شبیه یک دزد بود. و بچههایشان هم مثل دزدهای کوچک به نظر میرسیدند.
وقتی صدای حرف زدنشان را میشنید، گمان میکرد دارند درباره تبر او حرف میزنند. وقتی صدای خندیدنشان را میشنید، گمان میکرد دارند او را مسخره میکنند. وقتی میدید که دارند تکالیفشان را انجام میدهند، گمان میکرد دارند برای دزدی بعدیشان نقشه میکشند.
- •
دو روز بعد، درست زمانی که داشت برای جنگیدن با همسایگان مجرمش نقشه میکشید، تبر گمشده را زیر کپهای کاه در حیاط پشتی خانهاش پیدا کرد. ناگهان، همسایهاش دیگر دزد نبود. همسر و بچههای همسایه هم عادی شدند.
مرد متوجه شد که همسایگانش دزد نبودند—او خودش دزد بود زیرا آبروی آنها را دزدیده بود.

SIDE STORY
- •
مردی در فرودگاه منتظر پروازش بود. او از مغازههای فرودگاه یک کتاب و یک جعبه کوچک کلوچه خرید و سپس روبروی گیت نشست. هنگامی که مشغول خواندن کتاب بود، متوجه شد که پیرزنی که کنارش نشسته بود، با پررویی از کلوچههای خودش میخورد. مرد از رفتار او آزرده شد.
هر بار که او یک کلوچه برمیداشت، او هم با خوشحالی یکی برمیداشت. سپس پرواز او اعلام شد و تنها یک کلوچه در جعبه باقی مانده بود. او به مرد نگاه کرد، کلوچه را نصف کرد، یک نیمه را در دهانش گذاشت و نیمه دیگر را به او تعارف کرد.
مرد آن را از دستش قاپید، در حالی که او با لبخندی پهن بر لب از آنجا رفت.
- •
مرد تا آن زمان بسیار عصبانی شده بود. او با خود گفت: «چه دزد کلوچه بیمعرفتی! بدون حتی یک تشکر رفت.» سپس پرواز او اعلام شد، بنابراین سوار هواپیما شد و در صندلی خود نشست و به خواندن کتابش ادامه داد.
بعداً، وقتی کیفش را باز کرد تا گذرنامهاش را داخل آن بگذارد، با تعجب یک جعبه پر از کلوچه در داخل آن پیدا کرد. معلوم شد که او تمام مدت از کلوچههای آن خانم میخورده است. او حتی آخرین کلوچه را هم با او تقسیم کرده بود.
او بسیار متاسف شد، اما برای عذرخواهی خیلی دیر بود زیرا پیرزن قبلاً سوار پرواز دیگری شده بود.


SIDE STORY
- •
امام ابراهیم بن ادهم عالمی و مردی صالح بود. روزی او با تعدادی از دوستانش نشسته بود که همسایهای دور از کنارشان گذشت و به آنها سلام نکرد.
ابراهیم نگفت: «چرا این مرد اینقدر متکبر است که حتی به ما سلام هم نمیکند؟» در عوض، او دستیاری را فرستاد تا از او بپرسد آیا حالش خوب است؟ آن مرد گفت که او نگران بود زیرا همسرش زایمان کرده بود و او تازه متوجه شده بود که هیچ لوازم و مایحتاجی در خانه ندارند.
به همین دلیل، ذهنش آنقدر مشغول بود که فراموش کرده بود به امام سلام کند.
- •
پس از شنیدن ماجرا، امام ابراهیم دلش برای آن مرد سوخت و به دستیارش گفت که به بازار برود و به اندازه کافی مایحتاج برای خانه آن مرد بخرد.

SIDE STORY
- •
مردی سخاوتمند به نام یحیی بن طلحه بود.
روزی همسرش به او گلایه کرد و گفت: «دوستانت آدمهای خوبی نیستند، زیرا فقط وقتی پول داری به دیدنت میآیند، اما وقتی پول نداری هرگز سراغت را نمیگیرند.» او پاسخ داد: «این خود گواه آن است که آنها آدمهای خوبی هستند، زیرا فقط زمانی به ما سر میزنند که میدانند ما توانایی کمک کردن به آنها را داریم.
ولی وقتی چیزی برای عرضه نداریم، نمیخواهند باری بر دوش ما باشند.»
مؤمنان باید چگونه رفتار میکردند؟
12مردان و زنان مؤمن باید هنگامی که این «شایعه» را شنیدید، به یکدیگر گمان نیک میبردند و میگفتند: «این دروغی آشکار است!»
13چرا چهار گواه نیاوردند؟ اکنون که نتوانستند گواه بیاورند، آنان در پیشگاه خدا واقعاً دروغگویانند.
14اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، قطعاً به خاطر آنچه در آن فرو رفتید، عذابی بزرگ به شما میرسید.
15و به یاد آورید هنگامی که این «دروغ» را دهان به دهان میکردید و با دهانهای خود چیزی را میگفتید که هیچ علمی به آن نداشتید. آن را سبک شمردید در حالی که آن نزد خدا بسیار بزرگ است.
16هنگامی که آن را شنیدید، باید میگفتید: «ما را نسزد که درباره این سخن بگوییم! سبحان الله! این دروغی بزرگ است!»
17خداوند شما را از اینکه هرگز دیگر چنین کاری انجام دهید، نهی میکند، اگر مؤمنان راستین هستید.
18خداوند آیات را برای شما تبیین میکند. و خداوند دانای مطلق و حکیم است.
لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ12
لَّوۡلَا جَآءُو عَلَيۡهِ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَۚ فَإِذۡ لَمۡ يَأۡتُواْ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُوْلَٰٓئِكَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ13
وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ لَمَسَّكُمۡ فِي مَآ أَفَضۡتُمۡ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ14
إِذۡ تَلَقَّوۡنَهُۥ بِأَلۡسِنَتِكُمۡ وَتَقُولُونَ بِأَفۡوَاهِكُم مَّا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ وَتَحۡسَبُونَهُۥ هَيِّنٗا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيم15
وَلَوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ قُلۡتُم مَّا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبۡحَٰنَكَ هَٰذَا بُهۡتَٰنٌ عَظِيم16
يَعِظُكُمُ ٱللَّهُ أَن تَعُودُواْ لِمِثۡلِهِۦٓ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ17
وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ18
نهی از اعمال قبیح
19همانا کسانی که دوست دارند فحشا در میان مؤمنان شایع گردد، عذاب دردناکی در دنیا و آخرت خواهند چشید. و خدا میداند و شما نمیدانید.
20اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً عذاب میدیدید. ولی خدا همواره رؤوف و رحیم است.
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ19
وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ20
پرهیز از شیطان
21ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نکنید. و هر کس گامهای شیطان را پیروی کند، [بداند که] او به فحشا و منکر فرمان میدهد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز هیچ یک از شما پاک نمیشد. ولی خداوند هر که را بخواهد پاک میگرداند. و خداوند شنوا و داناست.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۚ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ21

SIDE STORY
- •
مردی سی سال پس از ترک دبستان، معلم خود را در رستورانی ملاقات کرد. او پرسید که آیا معلم او را به خاطر میآورد، اما معلم گفت مطمئن نیست.
مرد گفت: «آیا به خاطر میآورید وقتی دانشآموز دیگری در همان کلاس یک ساعت زیبا به مدرسه آورد؟ در زمان استراحت ناهار، ساعت از کیف او دزدیده شد و او گریان نزد شما آمد تا سرقت ساعتش را گزارش دهد. شما به ما گفتید که با چشمان بسته کنار دیوار صف بکشیم.
سپس کیفهای ما را یکی یکی گشتید و سرانجام ساعت را در کیف یکی از دانشآموزان میانه صف پیدا کردید. دزد بسیار نگران شد که شما او را در مقابل تمام کلاس تحقیر خواهید کرد و شاید باعث اخراج او از مدرسه شوید. اما شما این کار را نکردید.
شما به جستجو تا آخرین کیف ادامه دادید، قبل از اینکه از همه بخواهید چشمانشان را باز کنند و به سر جای خود بازگردند. سپس ساعت را به دانشآموزی که آن را گم کرده بود، بازگرداندید.»
- •
مرد سپس اعتراف کرد: «من همان دزد بودم. اما به لطف شما، هیچکس از کاری که کردم باخبر نشد.» معلم گلویی صاف کرد و گفت: «اوه، من هم نمیدانستم چه کسی آن را دزدیده بود، زیرا وقتی کیفها را میگشتم، چشمانم را بسته نگه داشته بودم.
من اشتباه تو را پوشاندم، به این امید که خداوند اشتباهاتم را بپوشاند.»

BACKGROUND STORY
- •
ابوبکر صدیق (رضی الله عنه)، پدر عایشه (رضی الله عنها)، به پسرعموی فقیرش مسطح (رضی الله عنه) انفاق میکرد. هنگامی که متوجه شد مسطح (رضی الله عنه) یکی از کسانی بود که درباره عایشه (رضی الله عنها) تهمت زده بود، تصمیم گرفت که دیگر به او کمک نکند.
آیه ۲۲ نازل شد و به ابوبکر (رضی الله عنه) دستور داد که به انفاق به مسطح (رضی الله عنه) ادامه دهد و او را ببخشد. ابوبکر (رضی الله عنه) قول داد که به حمایتش ادامه دهد، به امید اینکه مغفرت و برکات خداوند را در عوض دریافت کند. این روایت را امام بخاری و امام مسلم نقل کردهاند.