طه
طه
طٰہٰ
Surah Ṭâ-Hâ for kids content

LEARNING POINTS
- •
الله قرآن را برای هدایت بشریت نازل کرد.
- •
کسانی که از قرآن روی برمیگردانند، به یک زندگی سخت و دشوار انذار داده میشوند.
- •
از داستانهای موسی (ع) و آدم (ع) میتوانیم درسهای زیادی بگیریم.
- •
هم فرعون و هم ابلیس به خاطر تکبرشان محکوم به هلاکت هستند.
- •
الله میتواند بدترین دشمنان، مانند ساحران فرعون را هدایت کند.
- •
سامری (یکی از پیروان موسی (ع)) گمراه شد، با وجود آنکه علم فراوانی داشت.
- •
مؤمنان همواره سرانجام پیروز میشوند، در حالی که بدکاران سرافکنده میگردند.
- •
مؤمنان در بهشت گرامی داشته میشوند و کافران در جهنم عذاب خواهند کشید.
- •
به پیامبر (ص) توصیه میشود که در صبر و نماز آرامش یابد.


SIDE STORY
- •
یک روز، حمزه (رضی الله عنه) (عموی پیامبر) اسلام آورد و پس از شنیدن توهین ابوجهل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، او را خوار
و خفیف کرد.
عمر بن خطاب (رضی الله عنه) (خواهرزاده ابوجهل) وقتی از آنچه بر عمویش گذشته بود باخبر شد، به شدت خشمگین گشت و تصمیم گرفت با کشتن پیامبر (صلی
الله علیه و آله و سلم) انتقام بگیرد.
در راه یافتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، عمر (رضی الله عنه) با مردی برخورد کرد که مخفیانه اسلام آورده بود.
آن مرد از عمر (رضی الله عنه) پرسید که با شمشیرش به کجا میرود.
او پاسخ داد که برای کشتن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) میرود.
برای منحرف کردن عمر (رضی الله عنه) از نقشه شومش، آن مرد گفت: «چرا اول نمیروی و به خواهرت فاطمه و شوهرش سعید که هر دو اسلام آوردهاند
رسیدگی کنی؟» عمر (رضی الله عنه) شوکه شد و تصمیم گرفت به جای آن به خانه خواهرش برود.
- •
فاطمه و سعید در خانه بودند و مخفیانه قرآن را با صحابیای به نام خباب (رضی الله عنه) مطالعه میکردند.
وقتی عمر (رضی الله عنه) تلاوت را شنید، شروع به کوبیدن در کرد و خباب (رضی الله عنه) فوراً در اتاقی پنهان شد.
وقتی در را باز کردند، عمر (رضی الله عنه) بر سرشان فریاد زد: «چطور جرأت کردید اسلام بیاورید؟» وقتی آنها شجاعانه به او گفتند که در واقع مسلمان
شدهاند، او به آنها حمله کرد.
اما عمر (رضی الله عنه) وقتی صورت خونین خواهرش را دید، به سرعت از کرده خود پشیمان شد.
- •
او ورقهای را که از آن میخواندند طلب کرد و خواهرش به او گفت که ابتدا خود را پاک کند.
پس از آن، او ورقه را به عمر داد که ابتدای سوره طه در آن نوشته شده بود.
عمر (رضی الله عنه) از این آیات قدرتمند بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برود تا اسلام
بیاورد.
{امام طبرانی و امام ابن اسحاق}
قرآن نازل شده از سوی خداوند
1طاها.
2ما قرآن را بر تو ای پیامبر نازل نکردیم تا به رنج و سختی افتی،
3بلکه تذکری است برای پرهیزکاران.
4آن نازل شدهای است از جانب آنکه زمین و آسمانهای رفیع را آفرید؛
5همان رحمان که بر عرش مستقر است.
6از آنِ اوست هر آنچه در آسمانهاست و هر آنچه در زمین است و هر آنچه میان آن دو است و هر آنچه در زیر زمین است.
7چه آشکارا سخن بگویی یا نه، او قطعاً آنچه پنهان است و آنچه پنهانتر است را میداند.
8الله - هیچ معبودی جز او نیست.
او را نامهای نیکوست.
طه1
مَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ لِتَشۡقَىٰٓ2
إِلَّا تَذۡكِرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰ3
تَنزِيلٗا مِّمَّنۡ خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلۡعُلَى4
ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ5
لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَمَا تَحۡتَ ٱلثَّرَىٰ6
وَإِن تَجۡهَرۡ بِٱلۡقَوۡلِ فَإِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى7
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ8
انتخاب حضرت موسی به پیامبری
9آیا خبر موسی به تو رسیده است، ای پیامبر؟
10هنگامی که آتشی دید، به خانوادهاش گفت: «اینجا درنگ کنید؛ من آتشی دیدهام.
شاید بتوانم شعلهای از آن برای شما بیاورم، یا در کنار آتش هدایتی بیابم.
»
11اما چون به آن رسید، ندا داده شد: «ای موسی!
»
12«من پروردگار تو هستم!
پس نعلینهایت را بیرون بیاور؛ تو در وادی مقدس طوی هستی.
»
13«من تو را برگزیدهام، پس به آنچه وحی میشود گوش فرا ده:»
14من الله هستم.
هیچ معبودی جز من نیست.
پس تنها مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.
15بیشک قیامت آمدنی است.
قصد دارم آن را پنهان کنم تا هر نفسی به آنچه انجام داده جزا داده شود.
16پس مبادا کسانی که به آن ایمان ندارند و از هوای نفس خود پیروی میکنند، تو را از آن بازدارند که هلاک میشوی!
وَهَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ9
إِذۡ رَءَا نَارٗا فَقَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى10
فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ يَٰمُوسَىٰٓ11
إِنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى12
وَأَنَا ٱخۡتَرۡتُكَ فَٱسۡتَمِعۡ لِمَا يُوحَىٰٓ13
إِنَّنِيٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدۡنِي وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكۡرِيٓ14
إِنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌ أَكَادُ أُخۡفِيهَا لِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا تَسۡعَىٰ15
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنۡهَا مَن لَّا يُؤۡمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرۡدَىٰ16

WORDS OF WISDOM
- •
نکته جالبی درباره آیات ۲۰:۱۷-۱۸ وجود دارد.
وقتی خداوند از موسی (ع) درباره شیء در دستش پرسید، او میتوانست به سادگی بگوید: «یک عصا.
» اما موسی (ع) داوطلبانه جزئیاتی را اضافه کرد که خداوند درباره آنها نپرسیده بود (مثلاً عصا به چه کسی تعلق داشت و برای چه کاری استفاده میشد).
او حتی گفت که از آن برای کارهای دیگری نیز استفاده میکند، به این امید که خداوند از او بپرسد آن کاربردها چه بودهاند.
همچنین، در آیه ۵:۱۱۴، وقتی عیسی (ع) از خداوند خواست تا سفرهای پر از غذا برای یارانش بفرستد، او نیز از سبکی مشابه استفاده کرد.
دلیل این است که هر دو پیامبر میخواستند تا آنجا که میتوانند با خداوند صحبت کنند.
- •
وقتی نماز میخوانیم، نباید در نماز عجله کنیم و آن را سریعتر از سرعت نور به پایان برسانیم.
بلکه باید وقت بگذاریم و به یاد داشته باشیم که ما نیز در حال گفتگو با خداوند هستیم.
اما اگر سریع نماز بخوانید، به یک مونولوگ (تکگویی) تبدیل میشود، نه دیالوگ (گفتگو).
پیامبر (ص) فرمودند که وقتی سوره فاتحه را میخوانیم، خداوند به هر آیه که تلاوت میکنیم پاسخ میدهد.
{امام مسلم}
دو نشانه برای موسی
17فرمود: «و آن چیست در دست راستت، ای موسی؟»
18گفت: «این عصای من است!
بر آن تکیه میکنم، و با آن برای گوسفندانم برگ میریزانم، و مرا در آن کارهای دیگری است.
»
19فرمود: «آن را بیفکن، ای موسی!
»
20پس افکند، ناگهان مارى شد که میخزید.
21فرمود: «آن را بگیر و نترس.
ما آن را به حالت اولش بازمیگردانیم.
»
22و دستت را در گریبانت فرو بَر، سفید و درخشان، بیآنکه عیب و مرضی باشد، بیرون میآید، این نشانهای دیگر است.
23تا پارهای از آیات بزرگ خویش را به تو بنمایانیم.
24به سوی فرعون برو، او به راستی طغیان کرده است.
وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ17
قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مََٔارِبُ أُخۡرَىٰ18
قَالَ أَلۡقِهَا يَٰمُوسَىٰ19
فَأَلۡقَىٰهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ20
قَالَ خُذۡهَا وَلَا تَخَفۡۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلۡأُولَىٰ21
وَٱضۡمُمۡ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٍ ءَايَةً أُخۡرَىٰ22
لِنُرِيَكَ مِنۡ ءَايَٰتِنَا ٱلۡكُبۡرَى23
ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ24
دعای موسی برای کمک
25پروردگارا!
سینهام را برایم گشاده گردان،
26و کارم را آسان گردان،
27و گره از زبانم بگشا،
28تا سخنم را بفهمند،
29و یاوری از خاندانم برایم قرار ده،
30هارون، برادرم.
31پشتم را به او محکم کن،
32و او را در کارم شریک گردان،
33تا تو را بسیار تسبیح گوییم
34و تو را بسیار یاد کنیم؛
35تو همیشه مراقب ما بودهای.
36الله پاسخ داد: «دعای تو مستجاب شد، ای موسی!
»
قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي25
وَيَسِّرۡ لِيٓ أَمۡرِي26
وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي27
يَفۡقَهُواْ قَوۡلِي28
وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي29
هَٰرُونَ أَخِي30
ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي31
وَأَشۡرِكۡهُ فِيٓ أَمۡرِي32
كَيۡ نُسَبِّحَكَ كَثِيرٗا33
وَنَذۡكُرَكَ كَثِيرًا34
إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرٗا35
قَالَ قَدۡ أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ يَٰمُوسَىٰ36

نعمتهای الله بر موسی جوان
37و به راستی پیش از این بر تو منت نهاده بودیم.
38آنگاه که به مادرت الهام کردیم آنچه را که:
39«او را در صندوقی بگذار، سپس آن را به رودخانه بینداز.
رودخانه آن را به ساحل خواهد افکند و فرعون که دشمن من و اوست، او را برخواهد گرفت.
» و من تو را محبوب ساختم ای موسی، تا در برابر دیدگان من پرورش یابی.
40یاد کن آنگاه که خواهرت آمد و گفت: «آیا شما را به کسی راهنمایی کنم که او را شیر دهد؟» پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش
روشن شود و غم نخورد.
و [بعدها] مردی را کشتی، اما تو را از اندوه نجات دادیم و از آزمایشهای دیگر نیز [رهانیدیم].
سپس سالیانی چند در میان مردم مدین ماندی.
آنگاه ای موسی، بر اساس تقدیر [الهی] به اینجا آمدی.
41و من تو را برای خود برگزیدم.
وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَيۡكَ مَرَّةً أُخۡرَىٰٓ37
إِذۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰٓ38
أَنِ ٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلتَّابُوتِ فَٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ فَلۡيُلۡقِهِ ٱلۡيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأۡخُذۡهُ عَدُوّٞ لِّي وَعَدُوّٞ لَّهُۥۚ وَأَلۡقَيۡتُ عَلَيۡكَ مَحَبَّةٗ مِّنِّي وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ39
إِذۡ تَمۡشِيٓ أُخۡتُكَ فَتَقُولُ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ مَن يَكۡفُلُهُۥۖ فَرَجَعۡنَٰكَ إِلَىٰٓ أُمِّكَ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَۚ وَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا فَنَجَّيۡنَٰكَ مِنَ ٱلۡغَمِّ وَفَتَنَّٰكَ فُتُونٗاۚ فَلَبِثۡتَ سِنِينَ فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ ثُمَّ جِئۡتَ عَلَىٰ قَدَرٖ يَٰمُوسَىٰ40
وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي41
اوامر به موسی و هارون
42بروید شما و برادرتان با آیات من و در یاد من کوتاهی نکنید.
43بروید شما دو نفر نزد فرعون؛ او به راستی طغیان کرده است.
44با او به نرمی سخن بگویید، شاید او متذکر شود یا از عذاب من بترسد.
45هر دو گفتند: «پروردگارا!
ما میترسیم که او بر ما بتازد یا سرکشی کند.
»
46خداوند فرمود: «نترسید!
من با شما هستم، میشنوم و میبینم.
»
47پس به سوی او بروید و بگویید: ما هر دو فرستادگانی از پروردگار تو هستیم، پس بنیاسرائیل را با ما بفرست و آزارشان مده.
ما با نشانهای از پروردگارت به سوی تو آمدهایم.
و سلام بر کسی است که از هدایت پیروی کند.
48قطعاً به ما وحی شده است که عذاب بر کسانی نازل خواهد شد که تکذیب کنند و روی برگردانند.
ٱذۡهَبۡ أَنتَ وَأَخُوكَ بَِٔايَٰتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي42
ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ43
فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ44
قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ45
قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ46
فَأۡتِيَاهُ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرۡسِلۡ مَعَنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَا تُعَذِّبۡهُمۡۖ قَدۡ جِئۡنَٰكَ بَِٔايَةٖ مِّن رَّبِّكَۖ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلۡهُدَىٰٓ47
إِنَّا قَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡنَآ أَنَّ ٱلۡعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ48
تکبر فرعون
49فرعون گفت: «پس پروردگار شما دو نفر، ای موسی، کیست؟»
50او پاسخ داد: «پروردگار ما کسی است که به هر چیزی خلقت خاص آن را بخشید، سپس آن را هدایت کرد.
»
51فرعون گفت: «پس حالِ (یا سرنوشتِ) نسلهای پیشین چیست؟»
52او پاسخ داد: «علم آن نزد پروردگار من در کتابی است.
پروردگار من نه گمراه میشود و نه فراموش میکند.
»
53«اوست که زمین را برای شما بستری قرار داد، و در آن برای شما راههایی گشود.
و از آسمان باران فرو میفرستد، و به وسیله آن انواع گوناگونی از گیاهان را میرویاند.
»
54پس بخورید و چهارپایان خود را بچرانید.
همانا در این برای خردمندان آیاتی است.
55از خاک شما را آفریدیم و به آن بازمیگردانیم و از آن بار دیگر شما را بیرون میآوریم.
قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَىٰ49
قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ50
قَالَ فَمَا بَالُ ٱلۡقُرُونِ ٱلۡأُولَىٰ51
قَالَ عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَٰبٖۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى52
ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَسَلَكَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّن نَّبَاتٖ شَتَّىٰ53
كُلُواْ وَٱرۡعَوۡاْ أَنۡعَٰمَكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ54
مِنۡهَا خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ55
چالش
56ما همه آیات خود را به فرعون نشان دادیم، اما او آنها را تکذیب کرد و از ایمان آوردن سر باز زد.
57او گفت: «ای موسی، آیا آمدهای تا ما را با سحرت از سرزمینمان بیرون کنی؟»
58ما قطعاً سحری همانند آن برای تو خواهیم آورد.
پس میان ما و تو وعدهای مقرر کن که نه ما آن را خلف کنیم و نه تو، در مکانی هموار و میانه.
59موسی گفت: «وعده شما روز جشن است، و مردم باید هنگام بالا آمدن خورشید گرد آورده شوند.
»
وَلَقَدۡ أَرَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ56
قَالَ أَجِئۡتَنَا لِتُخۡرِجَنَا مِنۡ أَرۡضِنَا بِسِحۡرِكَ يَٰمُوسَىٰ57
فَلَنَأۡتِيَنَّكَ بِسِحۡرٖ مِّثۡلِهِۦ فَٱجۡعَلۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكَ مَوۡعِدٗا لَّا نُخۡلِفُهُۥ نَحۡنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانٗا سُوٗى58
قَالَ مَوۡعِدُكُمۡ يَوۡمُ ٱلزِّينَةِ وَأَن يُحۡشَرَ ٱلنَّاسُ ضُحٗى59
انذار موسی
60پس فرعون روی برگرداند و مکر خود را گرد آورد و بازگشت.
61موسی به ساحران گفت: وای بر شما!
بر خدا دروغ نبندید که شما را با عذابی ریشهکن میکند.
هر کس دروغ ببندد، قطعاً ناکام میماند.
62پس ساحران در میان خود به نزاع پرداختند و پنهانی با هم نجوا کردند.
63گفتند: این دو جز ساحرانی نیستند که میخواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند و طریقه مثلی شما را از بین ببرند.
64پس مکر خود را گرد آورید، سپس در یک صف پیش آیید.
هر کس امروز پیروز شود، قطعاً رستگار خواهد بود.
فَتَوَلَّىٰ فِرۡعَوۡنُ فَجَمَعَ كَيۡدَهُۥ ثُمَّ أَتَىٰ60
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ61
فَتَنَٰزَعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَىٰ62
قَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخۡرِجَاكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِمَا وَيَذۡهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلۡمُثۡلَىٰ63
فَأَجۡمِعُواْ كَيۡدَكُمۡ ثُمَّ ٱئۡتُواْ صَفّٗاۚ وَقَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡيَوۡمَ مَنِ ٱسۡتَعۡلَىٰ64

موسی پیروز میشود
65گفتند: «ای موسی!
یا تو بینداز یا ما اولین اندازنده باشیم.
»
66موسی گفت: «نه، شما اول بیندازید.
» ناگهان ریسمانها و عصاهایشان به نظرش رسید که به سحرشان میخزند.
67پس موسی در دلش ترسید.
68گفتیم: «نترس!
تو قطعاً برتری.
»
69«بینداز آنچه در دست راست توست، تا آنچه را که آنها ساختهاند ببلعد؛ زیرا آنچه ساختهاند، فقط مکر ساحر است.
و ساحر هر جا که بیاید، رستگار نمیشود.
»
قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَلۡقَىٰ65
قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ66
فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِۦ خِيفَةٗ مُّوسَىٰ67
قُلۡنَا لَا تَخَفۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡأَعۡلَىٰ68
وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ69
ایمان آوردن ساحران
70ساحران به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.
»
71فرعون تهدید کرد: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟ او حتماً بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است.
من حتماً دستها و پاهای شما را به طور متقاطع قطع خواهم کرد و شما را بر تنههای درخت خرما به صلیب خواهم کشید.
و به زودی خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما دردناکتر و پایدارتر است.
»
72آنها پاسخ دادند: «سوگند به آنکه ما را آفرید!
ما هرگز تو را بر دلایل روشن که به ما رسیده است، ترجیح نخواهیم داد.
پس هر کاری میخواهی بکن!
اقتدار تو فقط در زندگی این دنیاست.
»
73ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما را و آن سحری را که ما را به انجام آن وادار کردی، بیامرزد.
و خداوند از نظر پاداش بهتر و از نظر عذاب پایدارتر است.
فَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سُجَّدٗا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَٰرُونَ وَمُوسَىٰ70
قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ فِي جُذُوعِ ٱلنَّخۡلِ وَلَتَعۡلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابٗا وَأَبۡقَىٰ71
قَالُواْ لَن نُّؤۡثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِي فَطَرَنَاۖ فَٱقۡضِ مَآ أَنتَ قَاضٍۖ إِنَّمَا تَقۡضِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَآ72
إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغۡفِرَ لَنَا خَطَٰيَٰنَا وَمَآ أَكۡرَهۡتَنَا عَلَيۡهِ مِنَ ٱلسِّحۡرِۗ وَٱللَّهُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ73
قضاوت عادلانه
74کسانی که نزد پروردگارشان در حالی که گناهکاران بدکارند میآیند، قطعاً جهنم برای آنهاست، که در آن نه میمیرند و نه زندگی میکنند.
75و اما کسانی که نزد او در حالی که مؤمن هستند و اعمال صالح انجام دادهاند میآیند، برایشان بالاترین درجات است:
76باغهای جاودان که از زیر آنها نهرها جاری است، در آنجا جاودانه میمانند.
این پاداش کسانی است که خود را تزکیه میکنند.
إِنَّهُۥ مَن يَأۡتِ رَبَّهُۥ مُجۡرِمٗا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ74
وَمَن يَأۡتِهِۦ مُؤۡمِنٗا قَدۡ عَمِلَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَٰتُ ٱلۡعُلَىٰ75
جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ76

هلاکت فرعون
77و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را حرکت ده و برایشان در دریا راهی خشک بزن.
از گرفتار شدن نترس و از غرق شدن بیم نداشته باش.
78پس فرعون با لشکریانش آنها را تعقیب کرد، اما آب دریا با چه هول و وحشتی آنها را فرا گرفت!
79و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایتشان نکرد.
وَلَقَدۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِي فَٱضۡرِبۡ لَهُمۡ طَرِيقٗا فِي ٱلۡبَحۡرِ يَبَسٗا لَّا تَخَٰفُ دَرَكٗا وَلَا تَخۡشَىٰ77
فَأَتۡبَعَهُمۡ فِرۡعَوۡنُ بِجُنُودِهِۦ فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلۡيَمِّ مَا غَشِيَهُمۡ78
وَأَضَلَّ فِرۡعَوۡنُ قَوۡمَهُۥ وَمَا هَدَىٰ79


نعمتهای الله
80ای بنیاسرائیل!
شما را از دشمنتان نجات دادیم و با شما در سمت راست کوه طور وعده گذاشتیم و بر شما مَنّ و سَلوی نازل کردیم،
81(و گفتیم:) از روزیهای پاکیزهای که به شما عطا کردیم بخورید، و در آن زیادهروی نکنید که خشم من بر شما فرود آید.
و هر کس که خشم من بر او فرود آید، قطعاً سقوط کرده است.
82و البته من بسیار آمرزنده هستم برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس بر هدایت پایدار بماند.
يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ قَدۡ أَنجَيۡنَٰكُم مِّنۡ عَدُوِّكُمۡ وَوَٰعَدۡنَٰكُمۡ جَانِبَ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنَ وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰ80
كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَلَا تَطۡغَوۡاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبِيۖ وَمَن يَحۡلِلۡ عَلَيۡهِ غَضَبِي فَقَدۡ هَوَىٰ81
وَإِنِّي لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ82

BACKGROUND STORY
- •
سامری منافقی بود که بنیاسرائیل را به گوسالهپرستی کشاند.
به گفته بسیاری از علما، در حالی که موسی (ع) و بنیاسرائیل برای فرار از آزار و اذیت فرعون و قومش از دریا عبور میکردند، سامری فرشته جبرئیل
(ع) را دید که سوار بر اسبی راه را هدایت میکرد.
هر بار که اسب پایش را بر زمین میگذاشت، زنده میشد و سبز میگشت.
از این رو، سامری یک مشت خاک از جای سم اسب برداشت.
- •
هنگامی که موسی (ع) برای میعاد با خداوند رفت، قومش جواهراتی را که پیش از خروج از مصر از همسایگان مصری خود قرض گرفته بودند، ذوب کردند.
سپس سامری از جواهرات ذوبشده بتی ساخت و آن یک مشت خاک را روی آن ریخت، و از آن صدای گوساله واقعی برخاست.
{امام ابن کثیر و امام قرطبی}

How to study Surah Ṭâ-Hâ with children
Use this children's lesson as a guided path: read the short explanation, look at the Arabic verse, listen to related recitation, and return to the full surah when your child is ready for more detail.
Parents can review one section at a time, ask the child to repeat the main idea, and then continue with the next part or a nearby surah. This keeps the lesson connected with Quran reading, audio, and daily practice.