قلم
القَلَم
القَلَم

LEARNING POINTS
الله حمایت عظیمی از پیامبر خود (ص) نشان میدهد و اخلاق والای او را میستاید.
اگر به مردم رسیدگی کنید، الله از شما مراقبت خواهد کرد.
گفتن «انشاءالله» اهمیت دارد، زیرا هیچ چیز بدون اذن الله محقق نمیشود.
به بتپرستان درباره عذابهای دنیا و آخرت هشدار داده میشود، به دلیل ناسپاسی نسبت به الله، بتپرستی و اهانت به پیامبر (ص).
کسانی که در این دنیا نماز نمیخوانند، در روز قیامت دچار عذاب سختی خواهند شد.
همواره باید صبر پیشه کرد و هرگز ناامید نشد.

BACKGROUND STORY
بتپرستان به پیامبر ناسزا گفتند؛ مثلاً او را دروغگو، دیوانه و امثال آن خطاب کردند. در پاسخ، خداوند آیات ۱ تا ۷ این سوره را نازل فرمود و به آنها گفت که او مردی با شخصیت والا، راستگو، فروتن، بخشنده و گذشتکننده است. (به روایت امام ابن کثیر)


SIDE STORY
پسر پیامبر، ابراهیم، پیش از آنکه دو ساله شود، درگذشت. در همان روز، خورشید گرفتگی رخ داد. بسیاری از مردم شروع به گفتن کردند که خورشید به دلیل مرگ ابراهیم گرفته است. پیامبر سخنرانی کرد و در آن فرمود: «خورشید و ماه دو نشانه طبیعی هستند. آنها به خاطر مرگ یا تولد کسی نمیگیرند. هرگاه خورشید گرفتگی را دیدید، به درگاه الله دعا کنید.» (روایت شده توسط امام بخاری) یک روز، مردی از خارج مدینه نزد پیامبر آمد و دو بار شتر غذا طلب کرد. اما مرد با بیادبی درخواست کرد. او پیامبر را چنان محکم کشید که گردنش سرخ شد. سپس فریاد زد: «من همین الان این دو شتر بار غذا را میخواهم. این غذا نه مال توست و نه مال پدرت!» پیامبر آرامش خود را حفظ کرد و فرمود: «غذا متعلق به الله است و من تنها بنده او هستم. اما تو به خاطر کاری که کردی مجازات خواهی شد.» مرد گفت: «تو نمیتوانی مرا مجازات کنی!» پیامبر پرسید: «چرا؟» مرد گفت: «زیرا تو از من بهتری. تو بدی را با بدی پاسخ نمیدهی.» پیامبر لبخند زد و به یارانش فرمود تا غذای درخواستی او را به او بدهند. (روایت شده توسط امام بخاری)
جابر بن عبدالله در راه بازگشت به مدینه بود که پیامبر از او درباره خانوادهاش پرسید. جابر گفت که وقتی پدرش درگذشت، دختران زیادی و بدهی بزرگی از خود بر جای گذاشت که جابر قادر به پرداخت آن نبود. در طول سفر، شتر جابر چنان خسته شد که قادر به حرکت نبود. پیامبر برای شتر دعا کرد و ناگهان شتر چنان سریع شد که دیگران برای رسیدن به آن به زحمت افتادند. سپس پیامبر از جابر خواست که شتر را به او بفروشد و جابر به او گفت که آن را رایگان ببرد، اما پیامبر قیمت کامل آن را پیشنهاد داد. وقتی به مدینه رسیدند، جابر برای تحویل شتر به مسجد آمد. پیامبر تقریباً دو برابر آنچه پیشنهاد داده بود به او پرداخت کرد و به او گفت که شتر را به عنوان هدیه بردارد. معلوم شد که پیامبر میخواست به جابر کمک کند تا بدهیاش را بدون جریحهدار کردن احساساتش بپردازد. (روایت شده توسط امام بخاری و امام مسلم)

صحابهای به نام نعیمان بود که به شوخیهای عملیاش معروف بود. یک روز، مردی برای فروش میوه به مدینه آمد. نعیمان به مرد گفت که میخواهد مقداری میوه بخرد. سپس میوهها را گرفت و به عنوان هدیه به پیامبر داد. سپس مرد برای گرفتن پولش آمد. نعیمان به مرد گفت: «پیامبر به تو پول خواهد داد.» او گفت: «نعیمان! فکر کردم گفتی این یک هدیه است.» نعیمان پاسخ داد: «بله، اما من هرگز نگفتم که من پولش را میدهم.» پیامبر لبخند زد و پول را پرداخت کرد. (روایت شده توسط امام ابویعلی)
یک روز، پیامبر در راه بازگشت به مدینه، خارج از مکه اردو زده بود. مردی جوان و غیرمسلمان به نام اوس (معروف به ابومحذوره) با تعدادی از دوستانش آمد تا از دور تماشا کند. وقتی وقت اذان شد، اوس و دوستانش شروع به تقلید اذان به شوخی کردند. پیامبر به یارانش فرمود: «آن جوانان را میبینید؟ یکی از آنها صدای زیبایی دارد.» اوس و دوستانش را نزد او آوردند و از آنها خواسته شد که یکی یکی اذان بگویند. اوس آخرین نفری بود که اذان گفت. پیامبر به او فرمود بنشیند، دست بر سرش کشید و برایش دعا کرد. اوس همانجا اسلام آورد. سپس پیامبر اذان صحیح را به او آموخت و به او فرمود: «برو، تو اکنون مؤذن حرم هستی (شخص رسمی برای گفتن اذان در مسجدالحرام مکه).» (روایت شده توسط امام مسلم و امام نسائی) اوس گفت که پیامبر محمد را چنان دوست داشت که هرگز سر خود را نتراشید زیرا دست پیامبر بر آن کشیده شده بود.
فضیلت پیامبر
1نون. سوگند به قلم و آنچه مینگارند! 2به نعمت پروردگارت، تو مجنون نیستی. 3و قطعاً برای تو پاداشی بیپایان است. 4و به راستی تو بر خُلق عظیمی هستی. 5به زودی تو و مشرکان خواهید دید، 6کدام یک از شما به راستی مجنون است؟ 7همانا پروردگار شما بهتر میداند چه کسی گمراه شده است و چه کسی هدایت یافته است.
نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا يَسۡطُرُونَ 1مَآ أَنتَ بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ بِمَجۡنُونٖ 2وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ 3وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ 4فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ 5بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ 6إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ7

BACKGROUND STORY
آیات ۱۰ تا ۱۶ به یک بتپرست متکبر مکی، ولید بن مغیره، یکی از بدترین دشمنان اسلام، اشاره دارند. او پیامبر را «مجنون» و قرآن را «افسانههای پیشینیان» نامید. پس خداوند در پاسخ، ۱۰ صفت ناپسند او را برشمرد که ۲ مورد از آنها را خودش نمیدانست: اینکه او حرامزاده بود، و اینکه بینی او چندین سال بعد در جنگ بدر بریده خواهد شد. حداقل ۳ نفر از ۱۰ پسر او اسلام آوردند، از جمله خالد بن ولید. {توسط امام قرطبی ثبت شده است}

WORDS OF WISDOM
همانطور که خداوند ۱۰ صفت ناپسند ولید را برشمرد، زیرا او یک سخن ناپسند درباره پیامبر محمد (ص) گفت، خداوند هر بار که بر او درود و صلوات بفرستید، ۱۰ حسنه به شما عطا خواهد کرد. (روایت شده توسط امام مسلم)

نصیحت به پیامبر
8پس به تکذیبکنندگان تسلیم مشو. 9آنان دوست دارند که تو نرمش کنی تا آنها نیز نرمش کنند. 10و از هر سوگندخورنده مهین اطاعت مکن، 11عیبجو، سخنچین، 12مانع خیر، متجاوز، گناهکار، 13فحاش، و افزون بر آن، ولد الزنا. 14اکنون فقط به این دلیل که به او مال و فرزندان فراوان عطا شده است، 15هرگاه آیات ما بر او تلاوت شود، میگوید: «افسانههای پیشینیان است!» 16به زودی بر خرطومش داغ خواهیم نهاد!
فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ 8وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ 9وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ 10هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ 11مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ 12عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ 13أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ 14إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ 15سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلۡخُرۡطُومِ16
Verse 16: در فرهنگ عرب باستان، بینی نشانه غرور بود. مسلمانان هنگام نماز خواندن، برای فروتنی بینیهایشان را به زمین میگذارند.

BACKGROUND STORY
مردی نیکوکار بود که باغ بزرگی داشت و بخشی از محصول آن را به نیازمندان میبخشید. وقتی او از دنیا رفت، فرزندانش تصمیم گرفتند که پدرشان اشتباه میکرد که میوههایشان را با تقسیم کردن آن با نیازمندان هدر میداد. آنها تصمیم گرفتند که محصول را بچینند و همه آن را برای خودشان نگه دارند، اما فراموش کردند که «انشاءالله» بگویند. پس خداوند آنها را به خاطر خودخواهی و ناسپاسیشان با نابود کردن باغشان مجازات کرد. (به نقل از امام ابن کثیر)

SIDE STORY
مردی به نام جحا میخواست الاغی بخرد، پس پول را در جیبش گذاشت و به سمت بازار راه افتاد.

آزمون اصحاب باغ
17ما قطعاً آنان را آزمودیم، همان گونه که صاحبان باغ را آزمودیم، آنگاه که سوگند یاد کردند که حتماً میوههای آن را صبحگاهان بچینند، 18بدون اینکه انشاءالله بگویند. 19پس بلایی از جانب پروردگارت بر آن فرود آمد، در حالی که آنان خفته بودند، 20پس همچون خاکستر گشت. 21پس صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند، 22گفتند: «صبح زود به سوی کشتزارتان بروید اگر میخواهید همه میوهها را یکجا بچینید.» 23پس آنها به راه افتادند و با یکدیگر پچپچ میکردند. 24«امروز هیچ مسکینی را به باغ خود راه ندهید.» 25و صبح زود به راه افتادند، در حالی که بر نیت خود استوار بودند. 26اما وقتی آن را ویران شده دیدند، فریاد زدند: «ما حتماً اشتباه آمدهایم!» 27حقیقتاً، چیزی برای خوردن برایمان نمانده است. 28معتدلترینشان گفت: «مگر به شما نگفتم که بگویید انشاءالله؟» 29گفتند: «سبحان ربنا! ما به راستی ستمکار بودیم.» 30آنگاه به ملامت یکدیگر پرداختند. 31گفتند: «وای بر ما! به راستی ما طغیانگر بودیم.» 32ما به پروردگارمان امید داریم که باغی بهتر از این به ما عطا کند. ما یقیناً با امید به سوی پروردگارمان روی میآوریم. 33اینگونه است عذاب ما در دنیا. اما عذاب آخرت قطعاً بسیار سختتر است، اگر میدانستند.
إِنَّا بَلَوۡنَٰهُمۡ كَمَا بَلَوۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ إِذۡ أَقۡسَمُواْ لَيَصۡرِمُنَّهَا مُصۡبِحِينَ 17وَلَا يَسۡتَثۡنُونَ 18فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ 19فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ 20فَتَنَادَوۡاْ مُصۡبِحِينَ 21أَنِ ٱغۡدُواْ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ 22فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ 23أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ 24وَغَدَوۡاْ عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ 25فَلَمَّا رَأَوۡهَا قَالُوٓاْ إِنَّا لَضَآلُّونَ 26بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ 27قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ 28قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ 29فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ 30قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ 31عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ 32كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ33
Verse 33: خداوند پس از توبه کردنشان، باغی بهتر به آنها داد.

BACKGROUND STORY
بتپرستان منکر حیات پس از مرگ شدند. آنها ادعا کردند که حتی اگر روز قیامتی باشد، درست مانند مؤمنان به بهشت خواهند رفت. از این رو، این آیات نازل شد تا به آنها بیاموزد که آنها در موقعیتی نیستند که تصمیم بگیرند در آخرت چگونه با آنها رفتار خواهد شد. آنها هیچ برهانی برای اثبات این ادعا ندارند. آنها باید بدانند که اگر به انکار الله ادامه دهند، به آتش خواهند رفت. {به نقل از امام قرطبی}
پرسشها از بتپرستان
34تنها مؤمنان نزد پروردگارشان باغهای پرنعمت را خواهند داشت. 35آیا اکنون شما بتپرستان انتظار دارید که ما با بدکاران مانند تسلیمشوندگان به خدا رفتار کنیم؟ 36شما را چه شده است؟ چگونه چنین ناعادلانه حکم میکنید؟ 37یا آیا شما کتابی آسمانی دارید که به شما تعلیم میدهد 38که شما مختارید هر چه را میخواهید برگزینید؟ 39آیا از ما پیمانهایی گرفتهاید که تا روز قیامت پابرجاست و هر چه میخواهید به دست آورید؟ 40ای پیامبر، از ایشان بپرس کدام یک از ایشان میتواند این را تضمین کند؟ 41یا مگر خدایان دیگری دارند که این ادعا را تأیید کنند؟ پس اگر راست میگویند، معبودان باطل خود را بیاورند.
إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ 34أَفَنَجۡعَلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ كَٱلۡمُجۡرِمِينَ 35مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ 36أَمۡ لَكُمۡ كِتَٰبٞ فِيهِ تَدۡرُسُونَ 37إِنَّ لَكُمۡ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ 38أَمۡ لَكُمۡ أَيۡمَٰنٌ عَلَيۡنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّ لَكُمۡ لَمَا تَحۡكُمُونَ 39سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ 40أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَآءُ فَلۡيَأۡتُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ41

WORDS OF WISDOM
الله در این دنیا به مردم اختیار اعمالشان را میدهد تا خودشان تصمیم بگیرند چه کاری انجام دهند. اما قرآن در آیات ۱:۴ و ۸۲:۱۹ میفرماید که الله در روز قیامت اختیار کامل خواهد داشت. طبق آیات ۴۲-۴۳ این سوره، بدکاران تلاش خواهند کرد تا برای نجات خود از جهنم دعا کنند، اما قادر به سجده کردن نخواهند بود زیرا هیچ اختیاری بر بدنهایشان نخواهند داشت. آنها حتی قادر نخواهند بود مانع شوند که اعضای بدنشان در آن روز علیه آنها شهادت دهند (۴۱:۲۰). {روایت شده توسط امام بخاری و امام مسلم}.
انذار روز قیامت
42روزی را به یاد آر که وحشت فراگیر شود و از بدکاران خواسته شود که سجده کنند، اما نتوانند. 43با چشمان فرو افتاده و ذلت و خواری آنها را فرا گرفته است. این بدان دلیل است که آنها در دنیا همیشه به سجده فراخوانده میشدند، در حالی که کاملاً توانایی داشتند، اما سر باز زدند. 44پس ای پیامبر، تکذیبکنندگان این کلام را به من واگذار. ما آنها را کمکم از جایی که نمیدانند به دام خواهیم انداخت. 45من فقط مهلتشان میدهم، اما تدبیر من محکم است. 46یا تو ای پیامبر از آنها مزدی میخواهی که مجبورند بار سنگینی از بدهی را به دوش بکشند؟ 47آیا کتاب غیب نزد آنهاست که از آن رونویسی میکنند؟
يَوۡمَ يُكۡشَفُ عَن سَاقٖ وَيُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ 42خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ وَقَدۡ كَانُواْ يُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ 43فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ 44وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ 45أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ 46أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ47
Verse 47: این کتاب آسمانی، که به نام اللوح المحفوظ (لوح محفوظ) شناخته میشود، نزد خداوند نگهداری میشود. در آن، تمام جزئیات هر آنچه در گذشته اتفاق افتاده و هر آنچه در آینده رخ خواهد داد، ثبت شده است.

BACKGROUND STORY
حضرت یونس سالها مردمش را به اسلام دعوت کرد، اما آنها پیام او را نپذیرفتند. وقتی بسیار ناامید شد، آنها را از عذاب قریبالوقوع بیم داد. سپس او بدون اذن الهی شتابان شهر را ترک کرد. وقتی مردمش قبل از فرارسیدن عذاب به اشتباه خود پی بردند، به درگاه خداوند برای آمرزش گریه کردند و او توبه آنها را پذیرفت. یونس به دلیل ناشکیباییاش گرفتار شکم نهنگ شد. او در داخل نهنگ آنقدر پریشان بود که پیوسته دعا میکرد. خداوند دعاهای او را پذیرفت و نهنگ او را در ساحلی بیدرخت و باز رها کرد. و خداوند درختی از کدو برایش رویاند تا او را از آفتاب و حشرات پناه دهد. داستان یونس در اینجا به اختصار ذکر شده است تا به پیامبر بیاموزد که صبر پیشه کند.


WORDS OF WISDOM
یونس پس از اینکه بدون اجازه خداوند شهرش را ترک کرد، طلب مغفرت نمود. آدم پس از اینکه از درخت ممنوعه خورد، طلب مغفرت نمود. موسی پس از اینکه به اشتباه مردی را کشت، طلب مغفرت نمود. پس خداوند همه آنها را بخشید. اما وقتی شیطان با سرپیچی از فرمان خداوند و امتناع از سجده در برابر آدم، با خدا جدل کرد و هرگز طلب مغفرت ننمود. به همین دلیل هرگز بخشیده نشد.
وقتی برخی افراد کار اشتباهی انجام میدهند، یا وانمود میکنند که آن را انجام ندادهاند، یا در مورد آن دروغ میگویند، یا آن را به گردن شخص دیگری میاندازند، یا درباره آن جدل میکنند. وقتی اشتباهی مرتکب میشویم، باید عذرخواهی کنیم و از اشتباه خود درس بگیریم.

SIDE STORY
یک روز، من درباره افرادی که به خودشان آسیب میرسانند، سخنرانی کردم و از سیگار کشیدن به عنوان مثال استفاده کردم. یک برادر، که سیگاری قهار بود، بعد از سخنرانی آمد تا با من بحث کند و میگفت سیگار کشیدن فواید زیادی دارد. با اینکه حدود ۱۵-۲۰ دقیقه بحث کرد، حتی یک فایده هم ذکر نکرد. به او گفتم: ممنون برادر. من به شما خواهم گفت که سیگار کشیدن چگونه به شما سود میرساند:
۱. اگر زیاد سیگار بکشید، هرگز از بیماریهای دوران پیری رنج نخواهید برد. چرا؟ چون جوان خواهید مرد.

۲. سارقان شبها به خانه شما نخواهند زد. چرا؟ چون تمام شب را با سرفه بیدار خواهید ماند.
۳. سگها به شما حمله نخواهند کرد. چرا؟ چون آنقدر سریع پیر میشوید که مجبور به استفاده از عصا خواهید شد. وقتی سگها عصا را ببینند، شما را تنها خواهند گذاشت.
هر دو خندیدیم، سپس او برای سیگار کشیدن رفت!

WORDS OF WISDOM
مطابق آیات ۴۸-۵۰ ذیل، حتی اگر خطایی مرتکب شوید، خداوند همواره آماده است تا فرصتی دوباره به شما ببخشد تا بهترین خود باشید. پس از آنکه حضرت یونس از خداوند آمرزش طلبید، خداوند او را مورد رحمت قرار داد و او را از جمله برترین پیامبران گردانید. بنابراین، مهم نیست که زندگی را چگونه آغاز میکنید، آنچه نزد خداوند اهمیت دارد، چگونگی پایان کار شماست.

SIDE STORY
مالکوم ایکس در دهه ۱۹۳۰ به عنوان یک جوان آفریقایی-آمریکایی رشد کرد و دوران کودکی سختی داشت. پس از کشته شدن پدرش و بستری شدن مادرش در بیمارستان روانی، مالکوم و خواهر و برادرانش به خانههای سرپرستی سپرده شدند. او ترک تحصیل کرد و به زندگی خیابانی و عضویت در گروههای تبهکار روی آورد. در سال ۱۹۴۶، او به زندان افتاد و در آنجا با اسلام آشنا شد و بعدها مسلمان گشت (اگرچه در آن زمان اطلاعات صحیحی درباره این دین نداشت). در زندان، او جز زمان چیزی نداشت، بنابراین شروع به تفکر درباره بهبود زندگیاش کرد و دریافت که آموزش تنها راه برای رسیدن به این هدف است. او به خود خواندن و نوشتن آموخت، تمام صفحات فرهنگ لغت را صفحه به صفحه حفظ کرد و همه کتابها
و دایرةالمعارفهای موجود در کتابخانه زندان را مطالعه کرد. سرانجام، مالکوم به یکی از قدرتمندترین رهبران مسلمان آفریقایی-آمریکایی تبدیل شد. سخنرانی او در سال ۱۹۶۴ با عنوان «برگه رأی یا گلوله» در میان ۱۰ سخنرانی برتر تاریخ آمریکا قرار گرفته است. اگرچه مالکوم در سن ۳۹ سالگی درگذشت، اما به بسیاری از آفریقایی-آمریکاییها، از جمله محمدعلی کلی، بوکسور مشهور، قدرت بخشید. داستان زندگی او، «زندگینامه مالکوم ایکس»، میلیونها نفر از جمله من را تحت تأثیر قرار داد. در «نامه از مکه» (۱۹۶۴)، مالکوم نوشت که در طول حج، از تجربیات خود با مسلمانان از نژادها و رنگهای مختلف بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود. او اظهار داشت که اسلام تنها دینی است که میتواند مشکل نژادپرستی در آمریکا را حل کند. خداوند رحمت خود را بر مالکوم ایکس (الحاج مالک الشباز) فرو ریزد.

درس به پیامبر
48پس در برابر حکم پروردگارت صبر کن و مانند یونس، صاحب نهنگ، مباش که در حالی که سخت اندوهگین و پریشان بود، ندا در داد. 49اگر رحمتی از سوی پروردگارش به او نرسیده بود، قطعاً در ساحل بیگیاه (یا بیابان) افکنده میشد، در حالی که سرزنش شده بود. 50پس پروردگارش او را برگزید و او را از صالحان قرار داد. 51و نزدیک است کافران هنگامی که ذکر (قرآن) را میشنوند، تو را با چشمانشان از پای درآورند و میگویند: «او حتماً دیوانه است.» 52در حالی که آن نیست مگر یادآوری (و پندی) برای جهانیان.
فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ 48لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ 49فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ 50وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ 51وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ52