Surah 59
Volume 1

حشر

الحَشْر

الحَشر

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

پیامبر قبیله بنی‌نضیر را به دلیل نقض پیمان صلحشان با مسلمانان از مدینه اخراج کرد.

منافقان به دلیل حمایت پنهانی از بنی‌نضیر مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

مردم مدینه (معروف به انصار 'یاری‌کنندگان') به خاطر استقبال از برادران و خواهرانشان (معروف به مهاجرون 'هجرت‌کنندگان') که پس از سال‌ها آزار و اذیت از مکه مهاجرت کرده بودند، ستایش می‌شوند.

خداوند به مؤمنان دستور می‌دهد که چگونه غنایم جنگی را تقسیم کنند و برای آخرت آماده شوند.

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

قبیله بنی‌نضیر که در مدینه زندگی می‌کردند، با توطئه پنهانی با بت‌پرستان مکه علیه جامعه مسلمانان، پیمان‌های صلح خود را با پیامبر شکستند. آنها حتی قصد داشتند پیامبر را به قتل برسانند، اما نقشه آنها شکست خورد. بنابراین پیامبر تصمیم گرفتند آنها را از مدینه تبعید کنند. ایشان به آنها اجازه دادند هر آنچه را که می‌توانستند بر شتران خود حمل کنند، با خود ببرند. برخی حتی خانه‌های خود را ویران کردند تا پس از آنها کسی نتواند در آنجا زندگی کند. (روایت شده توسط امام بخاری و امام مسلم)

Illustration

اخراج بنی‌النضیر

1هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، خدا را تسبیح می‌گوید؛ و اوست شکست‌ناپذیرِ حکیم. 2اوست که کافران اهل کتاب را برای اولین حشر از خانه‌هایشان بیرون راند. شما هرگز گمان نمی‌کردید که آنان بیرون روند. و آنان گمان می‌کردند که دژهای محکمشان، مانع از (رسیدن) عذاب الهی به آن‌ها می‌شود. ولی فرمان خدا از جایی که هرگز گمان نمی‌کردند، بر آنان فرود آمد. و در دل‌هایشان وحشت افکند تا خانه‌های خود را با دست‌های خویش و دست‌های مؤمنان ویران کردند. پس ای صاحبان بصیرت، عبرت بگیرید. 3اگر خداوند اخراج را بر آنان مقرر نکرده بود، قطعاً آنان را در دنیا عذاب می‌کرد؛ و در آخرت عذاب آتش (دوزخ) در انتظارشان است. 4این بدان سبب است که آنان با خدا و پیامبرش ستیز کردند؛ و هر کس با خدا ستیز کند، پس همانا خدا سخت‌کیفر است.

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ 1هُوَ ٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن دِيَٰرِهِمۡ لِأَوَّلِ ٱلۡحَشۡرِۚ مَا ظَنَنتُمۡ أَن يَخۡرُجُواْۖ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَۚ يُخۡرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيۡدِيهِمۡ وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فَٱعۡتَبِرُواْ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ 2وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ 3ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۖ وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ4

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

این آیات برای توضیح دو مسئله نازل شد.

با اینکه مسلمانان اجازه قطع درختان در جنگ را نداشتند، اما برای دسترسی به منطقه حصارکشی‌شده‌ای که بنی‌نضیر در آن زندگی می‌کردند، ناچار به قطع تعدادی درخت نخل شدند. از این رو، قبیله (بنی‌نضیر) از این اقدام شکایت کرد.

برخی از مسلمانان در مورد چگونگی تقسیم غنایم جنگی (مانند پول، زمین، خانه‌ها و غیره) سؤالاتی داشتند. طبق آیات زیر، از آنجا که این نبرد آسان بود، پیامبر حق داشت غنایم را بر اساس آنچه برای جامعه بهترین بود، تقسیم کند. بنابراین، ایشان بیشتر غنایم را به مهاجران فقیر مکی دادند تا بار دوش مردم مدینه نباشند. (به روایت امام ابن کثیر)

احکام نخل و غنائم جنگی

5هر درخت خرمایی را که شما (ای مؤمنان) قطع کردید یا آن را بر جای خود واگذاشتید، همه به اذن خدا بود تا بدکاران را رسوا کند. 6و آنچه را خداوند از اموال (یا غنائم) به پیامبرش بازگرداند، شما (ای مؤمنان) برای آن نه اسبی تاختید و نه شتری. ولی خداوند به پیامبرانش بر هر که بخواهد تسلط می‌دهد و خداوند بر هر چیزی تواناست.

مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ 5وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ6

منافع آینده

7و آنچه خدا از اموال اهل قریه‌های دیگر به پیامبرش بازگرداند، از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان نزدیک و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است تا میان ثروتمندان شما دست به دست نشود. و آنچه پیامبر به شما داد، بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید. و از خدا بترسید؛ همانا خدا در کیفر سخت است. 8و (بخشی از آن) برای مهاجران فقیری است که از خانه‌ها و اموالشان رانده شدند، در حالی که فضل و رضای خدا را می‌طلبیدند و خدا و پیامبرش را یاری می‌کردند. آنان همان راستگویانند.

مَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡۚ وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ 7لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ8

Verse 8: خانه‌ها و مزرعه

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

یکی از اهالی مدینه به نام ثابت بن قیس، یک مسلمان مهاجر مکی را برای شام دعوت کرد زیرا مهمان بسیار گرسنه بود. از آنجا که خانواده ثابت غذای کافی برای همه نداشتند، او به همسرش گفت که وقتی شام سرو شد، چراغ‌ها را خاموش کند تا مهمان همه غذا را بخورد، با این تصور که همه با او غذا می‌خورند. صبح روز بعد، پیامبر اکرم (ص) به ثابت فرمودند که خداوند از کاری که او و همسرش با مهمانشان کرده بودند، بسیار خشنود شده است. {به روایت امام قرطبی}

فضیلت اهل مدینه

9و کسانی که پیش از مهاجران در شهر جای گرفته و ایمان آورده بودند، مهاجران را که به سوی آنان می‌آیند، دوست می‌دارند و در دل‌هایشان نسبت به آنچه به مهاجران داده شده، هیچ حسد و تنگ‌نظری نمی‌یابند. و آنان را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیز نیازمند باشند. و هر کس از بخل و حرص نفس خود در امان بماند، آنانند که رستگارند.

وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ9

مؤمنان متأخر

10و کسانی که پس از ایشان آمدند، می‌گویند: پروردگارا! ما را و برادران ایمانی ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند، بیامرز و در دل‌های ما نسبت به کسانی که ایمان آوردند، کینه‌ای قرار مده. پروردگارا! همانا تو رؤوف و رحیمی.

وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ10

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

به بنی‌نضیر ابلاغ شد که ده روز مهلت دارند تا کوچ کنند. هنگامی که شروع به جمع‌آوری وسایل خود کردند، برخی از منافقان نزدشان آمدند و گفتند: شما مجبور به ترک نیستید. فقط پایداری کنید و بجنگید، و ما با هزاران رزمنده از شما حمایت خواهیم کرد. بنابراین بنی‌نضیر تصمیم گرفتند بمانند. اما هنگامی که سپاه مسلمانان فرا رسید، منافقان برای حمایت از آنها حاضر نشدند، و در نتیجه این قبیله چاره‌ای جز جمع‌آوری وسایل و ترک مدینه نداشت. (به نقل از امام ابن کثیر)

منافقون و بنی‌نضیر

11آیا ندیدی ای پیامبر، منافقانی را که به برادران کافرشان از اهل کتاب می‌گویند: «اگر شما را بیرون کنند، ما نیز قطعاً با شما بیرون می‌رویم و هرگز کسی را علیه شما اطاعت نخواهیم کرد. و اگر با شما جنگ شود، حتماً یاریتان خواهیم کرد»؟ اما خداوند گواه است که آنان قطعاً دروغگویند. 12البته، اگر (آنها) بیرون رانده شوند، منافقان هرگز با ایشان بیرون نمی‌روند. و اگر با آنان جنگ شود، منافقان هرگز به یاریشان نمی‌آیند. و اگر هم بیایند، قطعاً پشت کرده و فرار می‌کنند، و آنان را بی‌یاور رها می‌سازند.

۞ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِإِخۡوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا وَإِن قُوتِلۡتُمۡ لَنَنصُرَنَّكُمۡ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ 11لَئِنۡ أُخۡرِجُواْ لَا يَخۡرُجُونَ مَعَهُمۡ وَلَئِن قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونَهُمۡ وَلَئِن نَّصَرُوهُمۡ لَيُوَلُّنَّ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ12

بزدلان

13ترسشان از شما در دل‌هایشان بیشتر از ترس از خداست. این بدان سبب است که آنان قومی هستند که نمی‌فهمند. 14آنان همگی با شما نمی‌جنگند مگر در آبادی‌های دارای استحکامات محکم یا از پشت دیوارها. دشمنی‌شان میان خودشان شدید است. تو گمان می‌کنی که آنان متحدند، در حالی که دل‌هایشان پراکنده است. این بدان سبب است که آنان قومی هستند که تعقل نمی‌کنند. 15آنان همانند کسانی هستند که اندکی پیش از آنان (به هلاکت) رسیدند؛ وبال کارشان را چشیدند و برایشان عذابی دردناک است.

لَأَنتُمۡ أَشَدُّ رَهۡبَةٗ فِي صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ 13لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢۚ بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞۚ تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ 14كَمَثَلِ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَرِيبٗاۖ ذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ15

Illustration

حقه

16آنها بسان شیطانند هنگامی که به انسانی می‌گوید: «کفر بورز!» پس چون کفر ورزید، می‌گوید: «من از تو بیزارم. من از الله، پروردگار جهانیان، می‌ترسم.» 17پس سرانجام هر دو در آتش خواهند بود و جاودانه در آن می‌مانند. این است کیفر ستمکاران.

كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ 16فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ17

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

خداوند رفتن ما به بهشت را آسان می‌گرداند. برای هر کار نیک، او از ۱۰ تا ۷۰۰ پاداش یا بیشتر به ما می‌دهد - بسته به میزان اخلاص ما. هر گناه فقط یک بار شمرده می‌شود. اگر کسی به انجام کار خیری فکر کند اما نتواند آن را انجام دهد، پاداش می‌گیرد. اگر کسی به انجام کار بدی فکر کند اما آن را انجام ندهد، او نیز پاداش می‌گیرد. برای اینکه کسی پاداش کامل خود را دریافت کند، باید کارهای نیک را فقط برای رضای خدا و با پیروی از سیره پیامبر (ص) انجام دهد.

طبق آیات ۱۸ تا ۲۰ این سوره، هر از گاهی باید بنشینیم و درباره اعمالی که با خود به آخرت می‌بریم، تأمل کنیم.

اگر کار اشتباهی انجام می‌دهیم، باید از خود بپرسیم:

۱. چرا آن کار را انجام دادیم؟

۲. برای اصلاح این اشتباه چه کاری باید انجام دهیم؟

۳. و چگونه می‌توانیم از تکرار آن پرهیز کنیم؟ این نگرش ما را در توبه به درگاه خداوند یاری می‌کند. نباید کار را به فردا موکول کرد، زیرا ممکن است فردایی در کار نباشد.

اگر کار خوبی انجام می‌دهیم، باید از خود بپرسیم:

۱) آیا نهایت سعی خود را به کار می‌بریم؟

۲) آیا می‌توانیم دفعه بعد بهتر عمل کنیم؟

۳) و آیا آن را برای خشنودی خداوند انجام می‌دهیم یا برای خودنمایی؟ نیت ماست که مقبولیت یا عدم مقبولیت یک عمل نیک را مشخص می‌کند.

SIDE STORY

SIDE STORY

عالمی بود که به حساب اعمال خود می‌رسید.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

پند و اندرز

SIDE STORY

SIDE STORY

این یک داستان واقعی درباره یک پسر ۱۷ ساله است که در کانادا زندگی می‌کرد. مادرش از او می‌خواست که ۵ نماز روزانه‌اش را بخواند، اما او همیشه می‌گفت، فردا. او از او می‌خواست که برای نماز جمعه به مسجد برود، اما او همیشه می‌گفت، هفته بعد. سرانجام، او به مسجد آمد، نه برای نماز خواندن، بلکه برای نماز جنازه‌اش، بعد از اینکه در یک تصادف رانندگی فوت کرده بود.

یک جمعه در ماه رمضان، امام جماعت در حال جمع‌آوری کمک مالی برای مسجد بود. او به همه درباره پاداش حمایت از خانه خدا گفت. صندوق کمک مالی را دور چرخاندند. همه کمک می‌کردند، به جز زکی، یک صاحب کسب و کار که نمی‌خواست مشارکت کند. زکی دستش را در جیبش کرد، گوشی‌اش را بیرون آورد و شروع به چک کردن چند پست در فیس‌بوک کرد. یک پیرمرد پشت سرش به شانه‌اش زد و یک دسته پول – احتمالا ۳۰۰۰ دلار – به او داد. زکی که هنوز مشغول گوشی‌اش بود، پول را گرفت و در صندوق انداخت. بعد از نماز، زکی با پیرمرد دست داد و از او برای سخاوتش نسبت به خانه خدا تشکر کرد. پیرمرد لبخند زد و گفت، نه، من از شما متشکرم! من فقط پولی را به شما دادم که وقتی گوشی‌تان را بیرون آوردید، از جیبتان افتاد! به نظر شما زکی برای کمک مالی‌اش پاداشی دریافت خواهد کرد؟

Illustration

خود را محاسبه کنید قبل از روز قیامت.

18ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و هر کس بنگرد که برای فردای خود چه پیش فرستاده است. و از خدا پروا کنید؛ به راستی که خداوند به آنچه می‌کنید کاملاً آگاه است. 19و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس [خداوند] خودشان را از یادشان برد. آنان همان فاسقانند. 20اهل آتش و اهل بهشت یکسان نیستند. تنها اهل بهشت رستگارند.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ 18وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ 19لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۚ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ20

Verse 20: روز قیامت

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

هر مسلمان واقعی قرآن را دوست دارد و به آن احترام می‌گذارد. اما هر کس ارتباط متفاوتی با کتاب خدا دارد. برخی تنها زمانی که کسی می‌میرد به آن گوش می‌دهند. برخی نسخه‌ای از آن را در ماشین خود نگه می‌دارند، با این فکر که از آن‌ها در برابر حوادث محافظت خواهد کرد. دیگران آن را به یکدیگر هدیه می‌دهند. و برخی آیات زیبا را قاب کرده و به دیوار می‌آویزند تا اتاق نشیمنشان زیبا به نظر برسد. اما این دلیل نزول قرآن از سوی خداوند نیست. بر اساس آیه ۲۱ این سوره، قرآن آنقدر قدرتمند است که می‌تواند کوهی عظیم را متلاشی کند. اما ما نمی‌توانیم این قدرت را احساس کنیم مگر اینکه رابطه شخصی با قرآن داشته باشیم. وظیفه ما در قبال قرآن شامل خواندن آن، فهمیدن آن، حفظ کردن آن، تدبر در آن، عمل به آن و آموزش آن به دیگران است.

SIDE STORY

SIDE STORY

این یک داستان واقعی درباره یک برتری‌طلب سفیدپوست آمریکایی است که معتقد بود افراد سفیدپوست بر افراد رنگین‌پوست، به خصوص سیاه‌پوستان آمریکایی، برتری دارند. او مواد مخدر مصرف می‌کرد و گاهی اوقات بسیار خشن بود. یک روز، با مادرش دعوا کرد. او مادرش را هل داد و او افتاد و سرش آسیب دید. همسایه‌ها به پلیس زنگ زدند، بنابراین او مجبور شد فرار کند. او می‌دانست که اگر به خانه بهترین دوستش برود، دستگیر خواهد شد، بنابراین تصمیم گرفت در جایی پنهان شود که پلیس هرگز به آن فکر نمی‌کرد - کتابخانه. برای اینکه در کتابخانه عجیب به نظر نرسد، یک کتاب تصادفی برداشت و شروع به خواندن کرد. آن کتاب اتفاقاً یک ترجمه انگلیسی از قرآن بود. او سوره حجرات (۴۹) را خواند. آیه ۱۳ آنقدر قدرتمند بود که قلبش را لمس کرد و باعث شد باورهایش را درباره نژاد و هدف زندگی زیر سوال ببرد. سرانجام، او اسلام را پذیرفت و مواد مخدر را ترک کرد. او با مادرش بسیار مهربان شد و در نهایت با یک خانم مسلمان آفریقایی-آمریکایی ازدواج کرد. قرآن زندگی او را به سمت بهتر شدن تغییر داد.

Illustration

قدرت قرآن

21اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، قطعاً آن را می‌دیدی که خاشع و متلاشی می‌شد، از خشیت خدا. و این مثال‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند.

لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ21

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

الله نام‌های زیبای بسیاری دارد. پیامبر فرمودند: «ای الله! من از تو می‌خواهم به هر نامی که داری، چه آن را در کتابت نازل کرده‌ای، چه به یکی از بندگانت آموخته‌ای، و چه آن را نزد خودت نگاه داشته‌ای...» {روایت امام احمد} برخی از این نام‌ها در آیات ۲۲-۲۴ این سوره ذکر شده‌اند. پیامبر فرمودند: «اگر ۹۹ نام از نام‌های الله را بفهمید، حفظ کنید و به آن‌ها عمل کنید، وارد بهشت خواهید شد.» {روایت امام بخاری و امام مسلم}

اگر به یاد داشته باشید که الله مهربان‌ترین است، هرگز از رحمت او ناامید نخواهید شد. اگر درک کنید که او بخشنده‌ترین است، هرگز از بخشش او ناامید نخواهید شد. اگر بفهمید که او خالق و روزی‌دهنده است، او را پرستش کرده و شکر خواهید گفت. اگر بدانیم که او همه چیز را می‌بیند و می‌شنود، در آنچه می‌گوییم و انجام می‌دهیم محتاط خواهیم بود.

یکی از نام‌های زیبای الله، المتکبر (باشکوه) است. این بدان معناست که الله فراتر از نیازها و کاستی‌های بشری است. برای مثال، او نیازی به خواب ندارد زیرا هرگز خسته نمی‌شود. او فرزند یا والدینی ندارد، زیرا نیازی به کسی ندارد که نام او را ادامه دهد یا از او مراقبت کند. و او هرگز نسبت به آفریدگانش، حتی کسانی که او را انکار می‌کنند، ستمکار نیست.

نام زیبای دیگر، الجبار (صاحب قدرت مطلق) است. همه برنامه‌ریزی می‌کنند. اما همه چیز طبق برنامه الله پیش می‌رود. الجبار همچنین به معنای: کسی است که به ضعیفان و ستم‌دیدگان آرامش می‌بخشد. «جبیره» کلمه‌ای عربی برای «آتل» است که استخوان شکسته را حمایت می‌کند. الله همیشه از ما مراقبت می‌کند. و او به کسانی پاداش می‌دهد که از دیگران مراقبت می‌کنند و برای رضای او لبخند بر لبانشان می‌آورند.

SIDE STORY

SIDE STORY

دکتر عبدالکلام (رئیس جمهور سابق هند) گفت که یک روز وقتی از مدرسه برای ناهار به خانه آمد، متوجه شد که غذا سوخته است. اگرچه مادرش بابت بریانی سوخته عذرخواهی کرد، پدرش از او تشکر کرد و گفت که غذا خوشمزه است. قبل از اینکه عبدالکلام به رختخواب برود، به اتاق پدرش رفت و پرسید: بابا! آیا واقعاً غذای امروز را دوست داشتید؟ پدرش او را در آغوش گرفت و گفت: پسرم! مادرت امروز کارهای زیادی انجام داده و خسته بود. غذای سوخته به کسی آسیب نمی‌رساند، اما حرف‌های بد آسیب می‌رساند.

برادری فلسطینی به نام باسم در کارولینای جنوبی، آمریکا زندگی می‌کند. او گفت که برادر پیر و خوبی را می‌شناخت که به همان مسجد می‌رفت. یک روز بعد از نماز فجر، باسم از او پرسید که آیا حج خود را انجام داده است؟ مرد گفت که نه، چون توان مالی آن را نداشته است. باسم شروع به صحبت با برخی از اعضای جامعه کرد تا ۸۵۰۰ دلار جمع‌آوری کند و آن برادر را برای حج بفرستد. ظرف یک ماه، آنها بسیار بیشتر از مبلغ مورد نیاز جمع‌آوری کردند. برخی از مردم حتی آن برادر پیر را نمی‌شناختند، اما به هر حال می‌خواستند کمک کنند. برادر پیر وقتی پول به او داده شد، نمی‌توانست باور کند. این یک رویای به حقیقت پیوسته بود. پس از بازگشت او از حج، باسم برای استقبال از او رفت. وقتی برادر پیر، باسم را دید، گفت که کلمات نمی‌توانند توضیح دهند که چقدر در مکه و مدینه خوشحال بوده است. قبل از اینکه باسم برود، آن برادر او را در آغوش گرفت و گفت: وقتی در مکه بودم، می‌خواستم برای کاری که انجام دادی، هدیه‌ای مناسب برایت بخرم! اما هیچ چیز به اندازه کافی خوب پیدا نکردم. تنها کاری که توانستم انجام دهم این بود که جلوی کعبه بایستم و برایت دعا کنم. گفتم: "ای الله! این برادر مرا خوشحال کرد. لطفاً او را در این دنیا و در بهشت خوشحال کن." همه در اتاق به گریه افتادند.

Illustration

این یک داستان واقعی از یک پزشک مصری به نام حسام موافی است. او گفت که یکی از دوستانش از او خواسته بود تا از یک خانم پیر و فقیر در بیمارستان عیادت کند، که این کار او را بسیار خوشحال می‌کرد. او می‌توانست این درخواست را نادیده بگیرد و به خانه‌اش رانندگی کند، که بیش از یک ساعت رانندگی از محل کارش فاصله داشت. اما به یاد آورد که یک بار امامی به او گفته بود که لبخند آوردن بر لبان مردم یکی از کارهایی است که الله بیش از همه دوست دارد. بنابراین او به عیادت آن خانم رفت و مطمئن شد که به او رسیدگی می‌شود. در حالی که او در حال ترک بیمارستان بود، دچار سکته مغزی شد و از هوش رفت. او بلافاصله به اتاقی منتقل شد که در آن مراقبت‌های پزشکی مناسب دریافت کرد. او گفت اگر آن روز به عیادت این خانم فقیر نرفته بود، در بزرگراه جان خود را از دست می‌داد.

همانطور که در سوره ۵۷ اشاره کردم، هر روز یک ساعت پیاده به مدرسه می‌رفتم و یک ساعت پیاده به خانه برمی‌گشتم. آن زمان کیف ناهار نداشتیم، بنابراین پدرم مقداری پول به من می‌داد تا غذا بخرم. مانند بسیاری از دانش‌آموزان، من معمولاً به دکه غذای آقای زکریا در کنار مدرسه می‌رفتم تا کوشاری (یک غذای محبوب مصری با ترکیبی از برنج، ماکارونی، نخود، پیاز داغ، سس گوجه‌فرنگی و بسیاری چیزهای دیگر) بخرم. یک روز وقتی ۹ ساله بودم، بشقابم را گرفتم و تلاش کردم راه خود را از میان جمعیت باز کنم. اما در نهایت پام گیر کرد و کوشاری‌ام روی زمین افتاد. متوجه شدم که بقیه روز را در مدرسه گرسنه خواهم ماند و سپس باید یک ساعت پیاده به خانه برگردم. با خودم گفتم: "مطمئناً بدبخت شدم!" دیدن غذا که همه جا روی زمین، مخلوط با خاک بود، واقعاً قلبم را شکست. ناگهان، کسی روی شانه‌ام زد. وقتی برگشتم، آقای زکریا را با یک بشقاب کوشاری خوشمزه در دستش دیدم. با لبخندی بزرگ گفت: "این برای توست!" در آن روز، من ارزش کمک کردن به نیازمندان و لبخند آوردن بر لبان آنها را درک کردم.

Illustration

نام‌های زیبای الله

22او الله است که هیچ معبودی جز او نیست؛ دانای غیب و شهود است. اوست رحمان و رحیم. 23او الله است که هیچ معبودی جز او نیست؛ پادشاه، قدوس، سلام، مؤمن، مهیمن، عزیز، جبار، متکبر. منزه است خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند! 24او الله است؛ خالق، بارئ، مصور. زیباترین نام‌ها از آن اوست. هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است او را تسبیح می‌گوید. و اوست عزیز حکیم.

هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ 22هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 23هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ24

Al-Ḥashr () - Kids Quran - Chapter 59 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab