نور
النُّور
النُّور

LEARNING POINTS
این سوره آداب معاشرت با یکدیگر را به مؤمنان میآموزد.
داشتن روابط عاشقانه خارج از ازدواج حرام است.
نباید تهمتهای ناروا یا اطلاعات غلط را درباره مردم منتشر کنیم.
نباید هر چیزی را که میشنویم باور کنیم.
به مردان و زنان مسلمان امر شده است که عفت و حیا را رعایت کنند.
ما باید پیش از ورود به منازل مردم، اجازه بگیریم.
خداوند به یاری بندگان مؤمن خود وعده میدهد.
مؤمنان با نور خداوند هدایت میشوند، در حالی که کافران در ظلمات گمراهند.
خداوند دارای علم و قدرت مطلق است.
هر آنچه در کائنات است، خداوند را تسبیح میکند.
منافقان به دلیل نافرمانی از پیامبر (ص) سرزنش میشوند.
مسلمانان همواره باید به پیامبر (ص) احترام بگذارند و ایشان را تکریم کنند.

مقدمه
1این سورهای است که آن را نازل کردیم و در آن احکامی را مقرر داشتیم و آیات روشنی را نازل کردیم تا شما متذکر شوید.
سُورَةٌ أَنزَلۡنَٰهَا وَفَرَضۡنَٰهَا وَأَنزَلۡنَا فِيهَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لَّعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ1
کیفر روابط نامشروع
2زن زناکار و مرد زناکار را هر یک صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، در اجرای حکم خدا نسبت به آن دو رأفت به خرج ندهید. و باید گروهی از مؤمنان شاهد کیفر آنها باشند.
ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖۖ وَلَا تَأۡخُذۡكُم بِهِمَا رَأۡفَةٞ فِي دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۖ وَلۡيَشۡهَدۡ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ2
Verse 2: برای اجرای مجازات توسط مراجع قضایی، رابطه نامشروع باید با اقرار یا شهادت چهار شاهد عادل اثبات گردد.

BACKGROUND STORY
یکی از صحابه، به نام مرثد بن ابی مرثد (رضی الله عنه)، قبل از مسلمان شدنش زنی بدکاره و بتپرست مکی را میشناخت. بعدها، وقتی مرثد (رضی الله عنه) اسلام آورد، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید که آیا میتواند با آن زن ازدواج کند. آیه ۳ نازل شد و به مرثد (رضی الله عنه) فرمود که نباید با آن زن بتپرست ازدواج کند. {امام ترمذی}
شایان ذکر است که اسلام درِ توبه را برای مردم باز میکند. کسانی که در گذشته گناه کردهاند و سپس راه خود را اصلاح کردهاند، مورد پذیرش خداوند و بقیه جامعه مسلمانان قرار خواهند گرفت، به شرطی که نیت خالص داشته باشند.
عمل و جزا
3مرد ناپاک جز با زن ناپاک یا زن مشرک نکاح نمیکند، و زن ناپاک جز با مرد ناپاک یا مرد مشرک نکاح نمیکند؛ و این بر مؤمنان حرام شده است.
ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ وَٱلزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوۡ مُشۡرِكٞۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ3
تهمت بیدلیل
4و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) متهم میکنند و چهار شاهد نیاورند، پس به هر یک از آنان هشتاد تازیانه بزنید. و هرگز شهادتشان را نپذیرید، زیرا آنان فاسقند. 5مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و (اعمال خود را) اصلاح نمایند، پس همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَأۡتُواْ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجۡلِدُوهُمۡ ثَمَٰنِينَ جَلۡدَةٗ وَلَا تَقۡبَلُواْ لَهُمۡ شَهَٰدَةً أَبَدٗاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ 4إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ5
اتهام مردان به همسرانشان
6و کسانی که زنان خود را (به زنا) متهم میکنند و شاهدی جز خودشان ندارند، پس هر یک از آنان باید چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او از راستگویان است. 7و بار پنجم سوگند یاد کند که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. 8و برای اینکه مجازات از او برداشته شود، او نیز باید چهار بار به خدا سوگند یاد کند که آن مرد دروغگوست. 9و بار پنجم سوگند یاد کند که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد. 10و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، (شما دچار سختی میشدید). و همانا خداوند بسیار توبهپذیر و حکیم است.
وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ أَزۡوَٰجَهُمۡ وَلَمۡ يَكُن لَّهُمۡ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمۡ فَشَهَٰدَةُ أَحَدِهِمۡ أَرۡبَعُ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ 6وَٱلۡخَٰمِسَةُ أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ 7وَيَدۡرَؤُاْ عَنۡهَا ٱلۡعَذَابَ أَن تَشۡهَدَ أَرۡبَعَ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ 8وَٱلۡخَٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَآ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ 9وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ10
Verse 9: این حکم در نظام حقوقی اسلام "لعان" نامیده میشود. هنگامی که زن و شوهر هر یک پنج بار سوگند یاد کنند، ازدواج آنها فسخ میشود، به این معنی که آنها هرگز نمیتوانند دوباره با هم ازدواج کنند.

BACKGROUND STORY
پس از غزوه احد که مسلمانان شکست خورده بودند، برخی قبایل گمان کردند که جامعه مسلمانان در مدینه ضعیف شده است. آن قبایل شروع به آماده شدن برای حمله به شهر کردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مجبور شدند لشکرکشیهایی را رهبری کنند تا مانع رسیدن آن قبایل به مدینه شوند. در یکی از آن لشکرکشیها، همسرشان، عایشه (رضی الله عنها)، ایشان را همراهی میکردند. در آن زمان، زنان معمولاً در هودجی که شبیه چادری کوچک بر پشت شتر بود، سفر میکردند. پس از استراحتی کوتاه در راه، کاروان اردوگاه را ترک کرد، بیخبر از اینکه عایشه (رضی الله عنها) در آن نبود. او برای یافتن گردنبندی که گم کرده بود، رفته بود. هنگامی که بازگشت، همه رفته بودند، بنابراین مجبور شد تنها در آنجا منتظر بماند. اندکی بعد، صحابیای به نام صفوان (رضی الله عنه) آمد و متوجه شد که او جا مانده است، بنابراین او را تا کاروان همراهی کرد.
به زودی منافقان شروع به پخش شایعات دروغین درباره عایشه (رضی الله عنها) و صفوان (رضی الله عنه) کردند. بسیاری از مردم، از جمله برخی از مسلمانان، این اخبار دروغ را در سراسر شهر منتشر کردند. عایشه (رضی الله عنها) به شدت این ادعاها را تکذیب کرد و از الله خواست تا بیگناهی او را آشکار سازد. این دوران، زمان بسیار دشواری برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و جامعه مسلمانان بود.

سرانجام، پس از یک ماه، الله آیات ۱۱ تا ۲۶ را نازل کرد تا بیگناهی او را اعلام کند. این آیات همچنین به مؤمنان آموزش داد که چگونه باید به این دروغها واکنش نشان میدادند. به کسانی که این شایعات را آغاز و پخش کرده بودند، درباره مجازاتی وحشتناک هشدار داده شد. {امام بخاری و امام مسلم}

کسانی که به همسر پیامبر تهمت زدند
11همانا کسانی که آن افک (دروغ بزرگ) را آوردند، گروهی از شما هستند. آن را برای خود شر مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است. برای هر یک از آنان به اندازه آنچه از گناه کسب کرده است، عذابی است؛ و آن کس از آنان که قسمت عمده آن را بر عهده گرفت، برای او عذابی عظیم است.
إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلۡإِفۡكِ عُصۡبَةٞ مِّنكُمۡۚ لَا تَحۡسَبُوهُ شَرّٗا لَّكُمۖ بَلۡ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُم مَّا ٱكۡتَسَبَ مِنَ ٱلۡإِثۡمِۚ وَٱلَّذِي تَوَلَّىٰ كِبۡرَهُۥ مِنۡهُمۡ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيم11

BACKGROUND STORY
هنگامی که عایشه (رضی الله عنها) مورد تهمت قرار گرفت و شایعات گسترش یافت، یکی از صحابه به نام ابوایوب انصاری (رضی الله عنه) با همسرش درباره این وضعیت گفتگو کرد. او پرسید: «آیا نمیشنوی مردم درباره همسر پیامبر چه میگویند؟» همسرش پاسخ داد: «همه کذب است.» سپس او گفت: «اگر تو عایشه (رضی الله عنها) بودی، آیا چنین کاری میکردی؟» همسرش گفت: «محال است!» او اظهار داشت: «به خدا سوگند! عایشه (رضی الله عنها) از تو بهتر است، و برای او انجام چنین کاری حتی محالتر است.» سپس همسرش به او گفت: «اگر تو صفوان (رضی الله عنه) بودی، آیا چنین کاری میکردی؟» او پاسخ داد: «محال است!» همسرش اظهار داشت: «به خدا سوگند! صفوان (رضی الله عنه) از تو بهتر است، و برای او انجام چنین کاری حتی محالتر است.»
به گفته بسیاری از علما، آیه ۱۲ نازل شد تا به مؤمنان بیاموزد که باید مانند ابوایوب (رضی الله عنه) و همسرش واکنش نشان میدادند. {امام ابن کثیر و امام قرطبی}

SIDE STORY
مردی پس از نماز جمعه نزد امام آمد تا چیزی را که درباره یکی دیگر از اعضای جامعه شنیده بود، به او بگوید. امام به او گفت: «قبل از اینکه چیزی بگویی، بیا آزمون فیلتر سهگانه را اجرا کنیم!» مرد نمیدانست آن آزمون چیست. امام توضیح داد که این آزمون از سه سؤال ساده تشکیل شده است تا آنچه مرد قصد گفتنش را داشت، فیلتر کند. امام گفت: «فیلتر اول: آیا کاملاً مطمئنی که آنچه درباره آن شخص شنیدهای، حقیقت دارد؟» مرد پاسخ داد که مطمئن نیست، زیرا آن را فقط از شخص دیگری شنیده بود. امام سپس گفت: «فیلتر دوم: آیا آنچه درباره آن شخص شنیدهای، چیز خوبی بود؟» مرد پاسخ داد که خیر.
امام سپس گفت: «فیلتر سوم: آیا آنچه میخواهی به من بگویی، برای هیچیک از ما سودی خواهد داشت؟» مرد پاسخ داد: «چندان نه.» امام پاسخ داد: «اگر آنچه میخواهی درباره آن شخص به من بگویی، نه حقیقت دارد، نه خوب است و نه سودی دارد، پس چه فایدهای دارد که آن را با من در میان بگذاری؟»


WORDS OF WISDOM
آزمون فیلتر سهگانه بسیار مهم است، بهویژه هنگامی که با مردم سروکار داریم. ما میتوانیم از این آزمون استفاده کنیم هنگامی که به اشتراک میگذاریم: شایعاتی درباره دوستانمان بدون راستیآزمایی اطلاعات؛ توطئهها (اطلاعات غلط یا گمراهکننده) در رسانههای اجتماعی بدون بررسی مجدد برای اطمینان از صحت آنها؛ یا سخنان (احادیث) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون اطمینان از اینکه ایشان واقعاً آن کلمات را فرمودهاند.

WORDS OF WISDOM
آیه ۱۲ یک مفهوم بزرگ اسلامی به نام «حسن ظن» را به ما میآموزد که به معنای خوشگمانی به دیگران است. برای مثال، ما باید به خداوند حسن ظن داشته باشیم. وقتی دعا میکنیم، اطمینان داریم که او دعای ما را اجابت خواهد کرد. اگر فوراً اجابت نشود، اطمینان داریم که خداوند در زمان مناسب برنامه بهتری برای ما دارد. اگر کار خوبی انجام دهیم، اطمینان داریم که او پاداش بزرگی به ما خواهد داد. اگر طلب مغفرت کنیم، اطمینان داریم که او ما را خواهد بخشید. اگر از این دنیا رخت بربندیم، اطمینان داریم که او ما را غرق رحمت خود خواهد کرد و به ما جنت (بهشت) خواهد داد.
ما همچنین باید به مردم خوشگمان باشیم و برایشان عذر بتراشیم. باید سعی کنیم برایشان عذر پیدا کنیم و اگر اشتباهی مرتکب شدند یا کمتر از حد انتظار ما عمل کردند، زود قضاوت نکنیم. اگر دوستی فوراً به پیام شما پاسخ نداد، این لزوماً به این معنی نیست که او شما را نادیده گرفته است. شاید او فقط به خاطر یک وضعیت اضطراری خیلی مشغول شده باشد. اگر پستی را که در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتهاید، لایک نکنند، این به این معنی نیست که دیگر شما را دوست ندارند. شاید آنها به سادگی آن را ندیدهاند. خوشگمانی یا بدگمانی به دیگران نشان میدهد که ما واقعاً چه کسی هستیم. افراد خوب فکر میکنند دیگران خوب هستند و افراد بد فکر میکنند همه مردم بد هستند.

SIDE STORY
روزی روزگاری، کشاورزی زندگی میکرد که تبرش را گم کرده بود. او گمان میکرد همسایهاش دزد است. همسایهاش مثل یک دزد رفتار میکرد، مثل یک دزد راه میرفت و مثل یک دزد حرف میزد. همسر همسایهاش هم شبیه یک دزد بود. و بچههایشان هم مثل دزدهای کوچک به نظر میرسیدند. وقتی صدای حرف زدنشان را میشنید، گمان میکرد دارند درباره تبر او حرف میزنند. وقتی صدای خندیدنشان را میشنید، گمان میکرد دارند او را مسخره میکنند. وقتی میدید که دارند تکالیفشان را انجام میدهند، گمان میکرد دارند برای دزدی بعدیشان نقشه میکشند.
دو روز بعد، درست زمانی که داشت برای جنگیدن با همسایگان مجرمش نقشه میکشید، تبر گمشده را زیر کپهای کاه در حیاط پشتی خانهاش پیدا کرد. ناگهان، همسایهاش دیگر دزد نبود. همسر و بچههای همسایه هم عادی شدند. مرد متوجه شد که همسایگانش دزد نبودند—او خودش دزد بود زیرا آبروی آنها را دزدیده بود.

SIDE STORY
مردی در فرودگاه منتظر پروازش بود. او از مغازههای فرودگاه یک کتاب و یک جعبه کوچک کلوچه خرید و سپس روبروی گیت نشست. هنگامی که مشغول خواندن کتاب بود، متوجه شد که پیرزنی که کنارش نشسته بود، با پررویی از کلوچههای خودش میخورد. مرد از رفتار او آزرده شد. هر بار که او یک کلوچه برمیداشت، او هم با خوشحالی یکی برمیداشت. سپس پرواز او اعلام شد و تنها یک کلوچه در جعبه باقی مانده بود. او به مرد نگاه کرد، کلوچه را نصف کرد، یک نیمه را در دهانش گذاشت و نیمه دیگر را به او تعارف کرد. مرد آن را از دستش قاپید، در حالی که او با لبخندی پهن بر لب از آنجا رفت.
مرد تا آن زمان بسیار عصبانی شده بود. او با خود گفت: «چه دزد کلوچه بیمعرفتی! بدون حتی یک تشکر رفت.» سپس پرواز او اعلام شد، بنابراین سوار هواپیما شد و در صندلی خود نشست و به خواندن کتابش ادامه داد. بعداً، وقتی کیفش را باز کرد تا گذرنامهاش را داخل آن بگذارد، با تعجب یک جعبه پر از کلوچه در داخل آن پیدا کرد. معلوم شد که او تمام مدت از کلوچههای آن خانم میخورده است. او حتی آخرین کلوچه را هم با او تقسیم کرده بود. او بسیار متاسف شد، اما برای عذرخواهی خیلی دیر بود زیرا پیرزن قبلاً سوار پرواز دیگری شده بود.


SIDE STORY
امام ابراهیم بن ادهم عالمی و مردی صالح بود. روزی او با تعدادی از دوستانش نشسته بود که همسایهای دور از کنارشان گذشت و به آنها سلام نکرد. ابراهیم نگفت: «چرا این مرد اینقدر متکبر است که حتی به ما سلام هم نمیکند؟» در عوض، او دستیاری را فرستاد تا از او بپرسد آیا حالش خوب است؟ آن مرد گفت که او نگران بود زیرا همسرش زایمان کرده بود و او تازه متوجه شده بود که هیچ لوازم و مایحتاجی در خانه ندارند. به همین دلیل، ذهنش آنقدر مشغول بود که فراموش کرده بود به امام سلام کند.
پس از شنیدن ماجرا، امام ابراهیم دلش برای آن مرد سوخت و به دستیارش گفت که به بازار برود و به اندازه کافی مایحتاج برای خانه آن مرد بخرد.

SIDE STORY
مردی سخاوتمند به نام یحیی بن طلحه بود. روزی همسرش به او گلایه کرد و گفت: «دوستانت آدمهای خوبی نیستند، زیرا فقط وقتی پول داری به دیدنت میآیند، اما وقتی پول نداری هرگز سراغت را نمیگیرند.» او پاسخ داد: «این خود گواه آن است که آنها آدمهای خوبی هستند، زیرا فقط زمانی به ما سر میزنند که میدانند ما توانایی کمک کردن به آنها را داریم. ولی وقتی چیزی برای عرضه نداریم، نمیخواهند باری بر دوش ما باشند.»
مؤمنان باید چگونه رفتار میکردند؟
12مردان و زنان مؤمن باید هنگامی که این «شایعه» را شنیدید، به یکدیگر گمان نیک میبردند و میگفتند: «این دروغی آشکار است!» 13چرا چهار گواه نیاوردند؟ اکنون که نتوانستند گواه بیاورند، آنان در پیشگاه خدا واقعاً دروغگویانند. 14اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، قطعاً به خاطر آنچه در آن فرو رفتید، عذابی بزرگ به شما میرسید. 15و به یاد آورید هنگامی که این «دروغ» را دهان به دهان میکردید و با دهانهای خود چیزی را میگفتید که هیچ علمی به آن نداشتید. آن را سبک شمردید در حالی که آن نزد خدا بسیار بزرگ است. 16هنگامی که آن را شنیدید، باید میگفتید: «ما را نسزد که درباره این سخن بگوییم! سبحان الله! این دروغی بزرگ است!» 17خداوند شما را از اینکه هرگز دیگر چنین کاری انجام دهید، نهی میکند، اگر مؤمنان راستین هستید. 18خداوند آیات را برای شما تبیین میکند. و خداوند دانای مطلق و حکیم است.
لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ 12لَّوۡلَا جَآءُو عَلَيۡهِ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَۚ فَإِذۡ لَمۡ يَأۡتُواْ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُوْلَٰٓئِكَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ 13وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ لَمَسَّكُمۡ فِي مَآ أَفَضۡتُمۡ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ 14إِذۡ تَلَقَّوۡنَهُۥ بِأَلۡسِنَتِكُمۡ وَتَقُولُونَ بِأَفۡوَاهِكُم مَّا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ وَتَحۡسَبُونَهُۥ هَيِّنٗا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيم 15وَلَوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ قُلۡتُم مَّا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبۡحَٰنَكَ هَٰذَا بُهۡتَٰنٌ عَظِيم 16يَعِظُكُمُ ٱللَّهُ أَن تَعُودُواْ لِمِثۡلِهِۦٓ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ 17وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ18
نهی از اعمال قبیح
19همانا کسانی که دوست دارند فحشا در میان مؤمنان شایع گردد، عذاب دردناکی در دنیا و آخرت خواهند چشید. و خدا میداند و شما نمیدانید. 20اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً عذاب میدیدید. ولی خدا همواره رؤوف و رحیم است.
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ 19وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ20
پرهیز از شیطان
21ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نکنید. و هر کس گامهای شیطان را پیروی کند، [بداند که] او به فحشا و منکر فرمان میدهد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز هیچ یک از شما پاک نمیشد. ولی خداوند هر که را بخواهد پاک میگرداند. و خداوند شنوا و داناست.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۚ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ21

SIDE STORY
مردی سی سال پس از ترک دبستان، معلم خود را در رستورانی ملاقات کرد. او پرسید که آیا معلم او را به خاطر میآورد، اما معلم گفت مطمئن نیست. مرد گفت: «آیا به خاطر میآورید وقتی دانشآموز دیگری در همان کلاس یک ساعت زیبا به مدرسه آورد؟ در زمان استراحت ناهار، ساعت از کیف او دزدیده شد و او گریان نزد شما آمد تا سرقت ساعتش را گزارش دهد. شما به ما گفتید که با چشمان بسته کنار دیوار صف بکشیم. سپس کیفهای ما را یکی یکی گشتید و سرانجام ساعت را در کیف یکی از دانشآموزان میانه صف پیدا کردید. دزد بسیار نگران شد که شما او را در مقابل تمام کلاس تحقیر خواهید کرد و شاید باعث اخراج او از مدرسه شوید. اما شما این کار را نکردید. شما به جستجو تا آخرین کیف ادامه دادید، قبل از اینکه از همه بخواهید چشمانشان را باز کنند و به سر جای خود بازگردند. سپس ساعت را به دانشآموزی که آن را گم کرده بود، بازگرداندید.»
مرد سپس اعتراف کرد: «من همان دزد بودم. اما به لطف شما، هیچکس از کاری که کردم باخبر نشد.» معلم گلویی صاف کرد و گفت: «اوه، من هم نمیدانستم چه کسی آن را دزدیده بود، زیرا وقتی کیفها را میگشتم، چشمانم را بسته نگه داشته بودم. من اشتباه تو را پوشاندم، به این امید که خداوند اشتباهاتم را بپوشاند.»

BACKGROUND STORY
ابوبکر صدیق (رضی الله عنه)، پدر عایشه (رضی الله عنها)، به پسرعموی فقیرش مسطح (رضی الله عنه) انفاق میکرد. هنگامی که متوجه شد مسطح (رضی الله عنه) یکی از کسانی بود که درباره عایشه (رضی الله عنها) تهمت زده بود، تصمیم گرفت که دیگر به او کمک نکند. آیه ۲۲ نازل شد و به ابوبکر (رضی الله عنه) دستور داد که به انفاق به مسطح (رضی الله عنه) ادامه دهد و او را ببخشد. ابوبکر (رضی الله عنه) قول داد که به حمایتش ادامه دهد، به امید اینکه مغفرت و برکات خداوند را در عوض دریافت کند. این روایت را امام بخاری و امام مسلم نقل کردهاند.

WORDS OF WISDOM
خداوند دوست دارد که مردم به نیازمندان کمک کنند. به همین دلیل زکات یکی از پنج رکن اسلام است. شخص باید ۲.۵ درصد زکات بپردازد اگر پولی معادل ارزش ۸۵ گرم طلا داشته باشد و این پول به مدت یک سال قمری (۳۵۵ روز) پسانداز شده باشد. مردم همچنین تشویق میشوند که صدقه بدهند، که شامل هر مبلغی است که در هر زمانی از سال پرداخت شود. در زبان عربی، کلمه «زکات» به معنای پاک کردن و افزایش دادن است. اسلام پاداش بزرگی را برای انفاق وعده میدهد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «مال با صدقه دادن هرگز کم نمیشود.» {امام مسلم}
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «صدقه گناهان را خاموش میکند، همانگونه که آب آتش را خاموش میکند.» {امام احمد}

فرشتگان از خداوند میخواهند که ثروت کسانی را که انفاق میکنند، افزایش دهد.» {امام بخاری و امام مسلم}

SIDE STORY
این یک داستان واقعی است که سالها پیش در افغانستان اتفاق افتاد. یک صاحب رستوران مقدار زیادی غذا برای شام پخت، به این امید که طبق معمول همه چیز را در شب بفروشد. ناگهان، یک طوفان بارانی شدید شروع شد که باعث قطع برق گردید. صاحب رستوران وحشت کرد زیرا هیچکس آن شب به رستوران نمیآمد و آنها نمیتوانستند تمام غذا را در یخچالها نگه دارند چون برق قطع بود.
کمی بعد، او سه نفر را دید که در تاریکی به سمت رستورانش میآمدند. در ابتدا، فکر کرد دزد هستند، اما معلوم شد که یک زن فقیر با دو فرزندش هستند که برای طلب صدقه آمده بودند. او به او گفت که چند روز گذشته غذایی نخوردهاند. او دلش برایشان سوخت، بهترین غذای رستورانش را به آنها داد و مقداری پول به آنها بخشید. قبل از رفتن، زن دعا کرد که الله به کسب و کار او برکت دهد.

بعد از رفتن آنها، صاحب رستوران نشست تا حساب کند که اگر تمام غذا را دور بریزد چقدر ضرر خواهد کرد. ناگهان، یک اتوبوس بزرگ از ناکجاآباد پیدا شد و جلوی رستورانش توقف کرد. بیش از ۴۰ مسافر برای خرید شام از او آمدند. آنها تمام غذا را خوردند و او حتی مجبور شد با اجاق گازش غذای بیشتری برایشان بپزد. آن شب، او بسیار بیشتر از هر شب دیگری پول درآورد به خاطر صدقهای که به آن زن و فرزندانش داده بود.
از مهربانی خود دست نکشید
22نباید صاحبان فضل و وسعت از شما سوگند یاد کنند که از انفاق به خویشاوندان و بینوایان و مهاجران در راه خدا دست بردارند. باید عفو کنند و درگذرند. آیا دوست ندارید که خداوند شما را بیامرزد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.
وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ22
مجازات تهمت ناروا
23قطعاً کسانی که به زنان پاکدامن، بیگناه و باایمان تهمت میزنند، در دنیا و آخرت مورد لعنت قرار گرفتهاند و عذابی وحشتناک خواهند داشت. 24در روزی که زبانها، دستها و پاهایشان به هر آنچه کردهاند، شهادت میدهند. 25در آن روز، خداوند جزای کامل آنها را خواهد داد و آنها خواهند دانست که خداوند حق آشکار است.
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ٱلۡغَٰفِلَٰتِ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ لُعِنُواْ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيم 23يَوۡمَ تَشۡهَدُ عَلَيۡهِمۡ أَلۡسِنَتُهُمۡ وَأَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 24يَوۡمَئِذٖ يُوَفِّيهِمُ ٱللَّهُ دِينَهُمُ ٱلۡحَقَّ وَيَعۡلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ ٱلۡمُبِينُ25
Verse 23: آنها آنقدر پاک و معصوم هستند که اصلاً این چیزها به فکرشان هم نمیرسد.
برابر با برابر
26زنان پلید برای مردان پلیدند، و مردان پلید برای زنان پلید. و زنان پاک برای مردان پاک، و مردان پاک برای زنان پاک. اینان از آنچه [بدگویان] میگویند، مبرّایند. برای آنان آمرزش و روزیِ کریمانه است.
ٱلۡخَبِيثَٰتُ لِلۡخَبِيثِينَ وَٱلۡخَبِيثُونَ لِلۡخَبِيثَٰتِۖ وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِۚ أُوْلَٰٓئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَۖ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ26
ورود به مکانهای خصوصی و عمومی
27یا ایها الذین آمنوا! وارد خانههایی جز خانههای خودتان نشوید تا اجازه نگیرید و به اهل آن سلام کنید. این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید. 28و اگر کسی را در آنجا نیافتید، وارد آن نشوید تا به شما اجازه داده شود. و اگر به شما گفته شد که بازگردید، پس بازگردید. این برای شما پاکیزهتر است. و خداوند به آنچه میکنید داناست. 29حرجی نیست اگر وارد مکانهای عمومی شوید برای رفع نیازهایتان. و خداوند آنچه را آشکار میکنید و آنچه را پنهان میکنید، میداند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ 27فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فِيهَآ أَحَدٗا فَلَا تَدۡخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤۡذَنَ لَكُمۡۖ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرۡجِعُواْ فَٱرۡجِعُواْۖ هُوَ أَزۡكَىٰ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ 28لَّيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ مَسۡكُونَةٖ فِيهَا مَتَٰعٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ29
نصیحت به مردان مسلمان
30به مردان مؤمن بگو که چشمان خود را فرو گیرند و دامن خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزهتر است. همانا خداوند به آنچه میکنند آگاه است.
قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ30
نصیحت به زنان مسلمان
31و به زنان باایمان بگو چشمان خود را فرو اندازند و پاکدامنی خود را حفظ کنند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر آنچه از آن آشکار است. و روسریهای خود را بر گریبانهایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان خودشان، یا کنیزانشان، یا مردان خدمتکاری که نیازی (به زن) ندارند، یا کودکانی که بر عورت زنان آگاه نیستند. و پاهای خود را (به زمین) نکوبند تا زینت پنهانشان معلوم شود. ای مؤمنان، همگی به سوی خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.
وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ31
Verse 31: یعنی مو، دستها و پاها.

BACKGROUND STORY
عبدالله بن ابی بن سلول منافقی بود که در مدینه زندگی میکرد. او کنیزان خود را مجبور میکرد تا به روابط نامشروع تن دهند تا از این راه کسب درآمد کند. آن کنیزان به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کردند، بنابراین آیه ۳۳ نازل شد تا به این عمل زشت پایان دهد. {امام مسلم}
رهنمود به اولیا
32و مجردان از شما و بردگان و کنیزان صالح خود را به نکاح درآورید. اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش آنان را بینیاز میگرداند. و خداوند گشایشدهنده و داناست. 33و کسانی که [توانایی] ازدواج ندارند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز گرداند. و از بردگان شما، کسانی که خواستار مکاتبه هستند، با آنان مکاتبه کنید، اگر در آنان خیری مییابید. و از مالی که خداوند به شما داده است، به آنان بدهید. و کنیزان خود را - اگر میخواهند پاکدامن بمانند - برای به دست آوردن متاع ناچیز زندگی دنیا، به زنا مجبور نکنید. و هر کس آنان را مجبور کند، پس خداوند بعد از اجبارشان، آمرزنده و مهربان است. 34به راستی ما به سوی شما آیاتی روشن نازل کردهایم، و مثالی از کسانی که پیش از شما گذشتند، و پندی برای پرهیزکاران.
وَأَنكِحُواْ ٱلۡأَيَٰمَىٰ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡۚ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ 32وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗاۖ وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡۚ وَلَا تُكۡرِهُواْ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا لِّتَبۡتَغُواْ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ 33وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖ وَمَثَلٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ34
Verse 34: قبل از عایشه، مریم و حضرت یوسف نیز هر یک به دروغ متهم به انجام کار ناشایست شده بودند، اما الله بیگناهیشان را آشکار ساخت.

نور ایمان
35الله نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد. آن چراغ در آبگینهای است. آن آبگینه گویی ستارهای درخشان است، افروخته از روغن درخت زیتون مبارکی که نه شرقی است و نه غربی. نزدیک است که روغنش بدون تماس با آتش هم روشنایی بخشد. نورٌ علی نور! الله هر که را بخواهد به نور خود هدایت میکند. الله برای مردم مَثَلها میزند. و الله به هر چیزی داناست. 36(این نور) در خانههایی (مسجدها) است که الله اجازه داده رفعت یابند و نام او در آنها یاد شود. در آنها صبح و شام او را تسبیح میگویند. 37مردانی که تجارت و خرید و فروش آنها را از یاد الله، برپاداشتن نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد. آنها از روزی میترسند که دلها و چشمها در آن پریشان شوند. 38تا الله آنها را به بهترین کارهایشان پاداش دهد و از فضل خود بر آنها بیفزاید. و الله هر که را بخواهد بیحساب روزی میدهد.
ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖۚ يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ 35فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ 36رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ 37لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَاب38
Verse 35: یعنی درخت زیتون تمام روز زیر نور خورشید است و همین باعث میشود که روغن مرغوبی تولید کند.
ظلمت کفر
39و اما کافران، اعمالشان همچون سرابی در بیابان است که تشنه آن را آب میپندارد. اما چون به آن نزدیک شوند، آن را هیچ نیابند. بلکه خدا را نزد خود مییابند که حسابشان را به تمام و کمال میپردازد. و خداوند در حسابرسی سریع است. 40یا اعمالشان همچون تاریکیهایی در اقیانوسی ژرف است که موجی بر فراز موجی دیگر آن را پوشانده و بر فراز آن ابرهای تیره است. تاریکیهایی بر فراز تاریکیها! اگر دستش را بیرون آورد، آن را به سختی میبیند. و هر که را خداوند نوری نبخشد، او را نوری نیست!
وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡٔٗا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ 39أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَاۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ40
Verse 40: این یکی دیگر از حقایق علمی است که در قرآن به آن اشاره شده است: وجود امواج زیر آب به صورت لایهای.
تسلیم کامل به الله
41آیا نمیبینی که هر کس در آسمانها و زمین است و پرندگان بالگشوده (در پرواز)، خدا را تسبیح میگویند؟ هر یک نماز و تسبیح خود را میداند. و خداوند به آنچه انجام میدهند، داناست. 42فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خداست. و بازگشت (همه) به سوی خداست.
أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖۖ كُلّٞ قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ 41وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ42
معجزه باران
43آیا ندیدی که خداوند ابرها را به آرامی میراند، سپس میان آنها پیوند میدهد، سپس آن را متراکم میسازد، آنگاه میبینی که باران از لابلای آن بیرون میآید؟ و از آسمان، از کوههایی (از ابر) که در آن تگرگ است، فرو میفرستد و آن را به هر کس بخواهد میرساند و از هر کس بخواهد باز میدارد. نزدیک است که درخشش برق آن، بیناییها را برباید. 44خداوند شب و روز را میگرداند. مسلماً در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت.
أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزۡجِي سَحَابٗا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ رُكَامٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٖ فِيهَا مِنۢ بَرَدٖ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُۖ يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰرِ 43يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ44
معجزه آفرینش
45و خداوند هر جنبندهای را از آب آفرید؛ پس بعضی از آنها بر شکم خود راه میروند، و بعضی بر دو پا راه میروند، و بعضی بر چهار پا راه میروند. خداوند هر چه بخواهد میآفریند. بیگمان خداوند بر هر چیزی تواناست.
وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٖ مِّن مَّآءٖۖ فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ بَطۡنِهِۦ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ رِجۡلَيۡنِ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰٓ أَرۡبَعٖۚ يَخۡلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِير45

BACKGROUND STORY
منافقی به نام بِشر بر سر قطعه زمینی با مردی یهودی نزاع داشت. یهودی به او گفت: «بیایید نزد محمد (ص) برویم تا بین ما داوری کند.» اما بِشر نپذیرفت و گفت: «باید پیش کس دیگری برویم، زیرا پیامبر (ص) بین ما به عدالت داوری نخواهد کرد.» پس آیات ۴۷ تا ۵۰ نازل شد تا این نگرش غیرمؤمنانه را نکوهش کند. {امام طبری و امام قرطبی}

WORDS OF WISDOM
مانند بسیاری از سورههای مدنی، این سوره به اخلاق و اعمال ناپسند منافقان میپردازد. علما میگویند که نفاق دو نوع است: نفاق در عقیده، به این معنا که شخص تظاهر به مسلمانی میکند اما در باطن کافر است. قرآن میفرماید که این افراد در پایینترین درجات جهنم خواهند بود و برای همیشه در آنجا خواهند ماند (نساء: ۱۴۵).
نوع دوم، نفاق در عمل است، به این معنا که شخص در واقع مسلمان است اما مرتکب اعمال ناپسندی میشود. برای مثال، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که منافقان چهار ویژگی دارند: ۱) هرگاه سخن گویند، دروغ میگویند، ۲) هرگاه وعده دهند، خلف وعده میکنند، ۳) هرگاه امانتی به آنها سپرده شود، خیانت میکنند، ۴) هرگاه نزاع کنند، به فجور میگرایند. {امام بخاری و امام مسلم} در مورد این گروه، بخشش یا مجازات آنها به عهده خداوند است. اگر به جهنم بروند، برای گناهانشان مجازات خواهند شد اما در نهایت به بهشت خواهند رفت. هیچ مسلمانی برای همیشه در جهنم نخواهد ماند.

منافقان و قضاوت
46ما به راستی آیات روشنی نازل کردیم، اما تنها خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت میکند. 47آن منافقان میگویند: «ما به خدا و رسول ایمان آوردیم و اطاعت میکنیم.» سپس گروهی از آنان به زودی روی برمیگردانند. اینها مؤمنان راستین نیستند. 48و چون به سوی خدا و رسولش خوانده شوند تا میانشان داوری کند، گروهی از آنان از آمدن سر باز میزنند. 49اما اگر حکم به نفعشان باشد، شتابان و با کمال تسلیم نزد او میآیند. 50آیا در قلبهایشان مرضی است؟ یا تردید دارند؟ یا بیم دارند که خدا و رسولش بر آنان ستم روا دارند؟ بلکه آنان خود ستمکارانند.
لَّقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖۚ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيم 46وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعۡنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٞ مِّنۡهُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ 47وَإِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ 48وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاْ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ 49أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ٱرۡتَابُوٓاْ أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥۚ بَلۡ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ50
Verse 48: زیرا میدانند مقصر هستند.
مؤمنان و قیامت
51تنها پاسخ مؤمنان راستین، هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فراخوانده میشوند تا میان آنها داوری کند، این است که بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» آنان به راستی رستگار خواهند شد. 52هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند و از او پروا کند، به راستی رستگار خواهد بود.
إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ أَن يَقُولُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ 51وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَخۡشَ ٱللَّهَ وَيَتَّقۡهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ52
چربزبانی منافقان
53آنها به خدا با شدیدترین سوگندهایشان قسم میخورند که اگر تو (ای پیامبر) به آنها فرمان دهی، قطعاً (برای جهاد) بیرون خواهند رفت. بگو: «سوگند نخورید؛ اطاعت شما (از پیش) شناخته شده است!» بیگمان، خداوند به آنچه میکنید آگاه است. 54بگو: «خدا را اطاعت کنید و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر روی بگردانید، (بدانید که) بر او فقط وظیفهای است که به او سپرده شده و بر شما نیز وظیفهای است که به شما سپرده شده است. و اگر او را اطاعت کنید، هدایت خواهید یافت. و بر پیامبر جز رساندن آشکار (پیام) نیست.»
وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ لَيَخۡرُجُنَّۖ قُل لَّا تُقۡسِمُواْۖ طَاعَةٞ مَّعۡرُوفَةٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ 53قُلۡ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواْۚ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ54
Verse 53: تنها وظیفه آنها اطاعت از پیامبر با تسلیم شدن به الله است.
Verse 54: تنها وظیفه حضرت پیامبر، ابلاغ پیام است.

BACKGROUND STORY
جامعه مسلمانان همواره از سوی دشمنان مختلف، چه در داخل و چه در خارج از مدینه، در معرض تهدید بود. برخی از اصحاب پیامبر از ایشان پرسیدند که آیا قرار است همچنان در ترس و بیم زندگی کنند؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمودند که به زودی در صلح و آرامش زندگی خواهند کرد و بر بخشهای وسیعی از جهان مسلط خواهند شد. ظرف چند سال، تمام شبه جزیره عربستان تحت حاکمیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درآمد.
مدت کوتاهی پس از رحلت ایشان، یک ارتش کوچک مسلمان توانست دو ابرقدرت جهان (امپراتوریهای روم و ایران) را همزمان شکست دهد. حکومت مسلمانان بر بخشهای وسیعی از آسیا، آفریقا و اروپا گسترش یافت؛ از چین در شرق تا اقیانوس اطلس در غرب، شامل تمام شمال آفریقا و برخی از بخشهای اروپا مانند ترکیه و اسپانیا. {امام ابن کثیر}

وعده خداوند به مؤمنان
55خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که قطعاً آنان را در زمین جانشین خواهد کرد، همانگونه که پیشینیانشان را جانشین کرد؛ و دینی را که برایشان پسندیده است، برایشان استوار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت تبدیل خواهد نمود – به شرط آنکه مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند. و هر کس پس از این وعده کفر ورزد، پس آنان همان فاسقانند. 56و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و از پیامبر اطاعت کنید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید. 57گمان مبر (ای پیامبر) که کافران در زمین میتوانند از (عذاب) خدا بگریزند. جایگاهشان آتش است و چه بد بازگشتگاهی است!
وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡنٗاۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡٔٗاۚ وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ 55وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ 56لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ57
اجازه ورود
58ای کسانی که ایمان آوردهاید! باید بردگان شما و کودکان نابالغ شما در سه وقت از شما اجازه ورود بخواهند: پیش از نماز فجر، و هنگامی که لباسهای خود را در ظهر (برای استراحت) از تن درمیآورید، و پس از نماز عشا. این سه وقت، اوقات خلوت شماست. اما خارج از این اوقات، گناهی بر شما و بر آنان نیست که آزادانه نزد یکدیگر رفت و آمد کنند. اینگونه خداوند آیات را برای شما روشن میسازد. و خداوند دانای حکیم است. 59و هنگامی که فرزندان شما به سن بلوغ رسیدند، باید اجازه ورود بخواهند، همانگونه که بزرگسالان (پیش از آنها) اجازه میخواستند. اینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میسازد. و خداوند دانای حکیم است.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِيَسۡتَٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواْ ٱلۡحُلُمَ مِنكُمۡ ثَلَٰثَ مَرَّٰتٖۚ مِّن قَبۡلِ صَلَوٰةِ ٱلۡفَجۡرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ وَمِنۢ بَعۡدِ صَلَوٰةِ ٱلۡعِشَآءِۚ ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّۚ طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ 58وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ فَلۡيَسۡتَٔۡذِنُواْ كَمَا ٱسۡتَٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ59
عفت برای بانوان مسن
60و اما زنان سالخوردهای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست اگر لباسهای رویین خود را بردارند، بدون آنکه زینت پنهان خود را آشکار سازند. و اگر خودداری کنند برایشان بهتر است. و خداوند شنوا و داناست.
وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا فَلَيۡسَ عَلَيۡهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعۡنَ ثِيَابَهُنَّ غَيۡرَ مُتَبَرِّجَٰتِۢ بِزِينَةٖۖ وَأَن يَسۡتَعۡفِفۡنَ خَيۡرٞ لَّهُنَّۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم60

BACKGROUND STORY
آیه ۶۱ میفرماید که بر نابینا و لنگ و بیمار حرجی نیست که همراه سپاه مسلمانان خارج نشوند.
همچنین، برخی از مسلمانان کلیدهای خانههایشان را به یکی از کسانی که نمیتوانستند به جنگ بروند (مانند نابینا، لنگ یا بیمار) یا به خویشاوندان خودشان میدادند و از آنها میخواستند که هر زمان خواستند وارد خانههایشان شده و غذا میل کنند، اما این افراد از انجام این کار حیا میکردند. {امام ابن کثیر}
رفع محدودیتها
61بر نابینا و لنگ و بیمار حرجی نیست. و بر شما نیز حرجی نیست که از خانههای خود بخورید، یا خانههای پدرانتان، یا مادرانتان، یا برادرانتان، یا خواهرانتان، یا عموهایتان، یا عمههایتان، یا داییهایتان، یا خالههایتان، یا خانههایی که کلیدهای آن در اختیار شماست، یا خانههای دوستانتان. بر شما حرجی نیست که با هم بخورید یا جداگانه. پس هنگامی که وارد خانهای شدید، به یکدیگر تحیتی از جانب خدا، مبارک و پاکیزه بگویید. این گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میسازد، باشد که بیندیشید.
لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ61
Verse 61: یعنی خانهٔ همسر یا فرزندان.

BACKGROUND STORY
این آیات برای اصلاح برخی از رفتارهای ناپسند برخی از صحابه، به ویژه در برخورد با پیامبر (ص)، نازل شد. هنگامی که پیامبر (ص) و یارانش برای محافظت از مدینه در برابر نیروهای دشمن مشغول حفر خندق بودند، برخی از منافقان بدون اجازه پیامبر (ص) مخفیانه دور میشدند. برخی از آنها در حالی که پیامبر (ص) روز جمعه مشغول ایراد خطبه بودند، از مسجد خارج میشدند. آنها پشت دیگر صحابه پنهان میشدند و هرگاه فرصتی مییافتند، فرار میکردند. هنگامی که پیامبر (ص) برای یک گردهمایی عمومی فراخوان میدادند، آنها دعوت را جدی نمیگرفتند. برخی از آنها پیامبر را با نام صدا میزدند و میگفتند: «ای محمد!»
آیات ۶۲-۶۳ نازل شد و به مؤمنان دستور میداد که هنگام رسیدگی پیامبر (ص) به امور عمومی، همراه ایشان باشند، در طول خطبه بمانند، دعوتهای ایشان را جدی بگیرند و هنگام صحبت با ایشان، احترام بگذارند. خداوند متعال خود هرگز در قرآن «ای محمد» نمیگوید، بلکه همیشه میفرماید: «ای پیامبر» یا «ای رسول». {امام ابن کثیر و امام بغوی}

همراهی با پیامبر
62مؤمنان (واقعی) تنها کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند و هنگامی که در کار جمعی با او هستند، بدون اجازه او نمیروند. کسانی که از تو اجازه میخواهند ای پیامبر، همانها هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند. پس هنگامی که برای انجام کاری از تو اجازه میخواهند، به هر کس که خواستی اجازه بده و برایشان از خدا آمرزش بخواه. همانا خدا آمرزنده و مهربان است. 63دعوت پیامبر را همچون دعوتهای خودتان به یکدیگر سبک نشمارید. خدا کسانی از شما را که پنهانی و پشت سر دیگران خارج میشوند، خوب میشناسد. کسانی که از فرمان او سرپیچی میکنند، باید برحذر باشند که مبادا بلایی به آنها برسد یا عذابی دردناک.
إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُواْ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ جَامِعٖ لَّمۡ يَذۡهَبُواْ حَتَّىٰ يَسۡتَٔۡذِنُوهُۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ فَإِذَا ٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ 62لَّا تَجۡعَلُواْ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗاۚ قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗاۚ فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ63
الله همه چیز را میداند
64در حقیقت، هر آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداست. او آنچه را که شما بر آن هستید، به خوبی میداند. و روزی که همه به سوی او بازگردانده میشوند، او آنان را از آنچه انجام دادهاند، آگاه خواهد ساخت. و خداوند بر همه چیز داناست.
أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ64