Surah 20
Volume 3

طه

طه

طٰہٰ

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

الله قرآن را برای هدایت بشریت نازل کرد.

کسانی که از قرآن روی برمی‌گردانند، به یک زندگی سخت و دشوار انذار داده می‌شوند.

از داستان‌های موسی (ع) و آدم (ع) می‌توانیم درس‌های زیادی بگیریم.

هم فرعون و هم ابلیس به خاطر تکبرشان محکوم به هلاکت هستند.

الله می‌تواند بدترین دشمنان، مانند ساحران فرعون را هدایت کند.

سامری (یکی از پیروان موسی (ع)) گمراه شد، با وجود آنکه علم فراوانی داشت.

مؤمنان همواره سرانجام پیروز می‌شوند، در حالی که بدکاران سرافکنده می‌گردند.

مؤمنان در بهشت گرامی داشته می‌شوند و کافران در جهنم عذاب خواهند کشید.

به پیامبر (ص) توصیه می‌شود که در صبر و نماز آرامش یابد.

Illustration
SIDE STORY

SIDE STORY

یک روز، حمزه (رضی الله عنه) (عموی پیامبر) اسلام آورد و پس از شنیدن توهین ابوجهل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، او را خوار و خفیف کرد. عمر بن خطاب (رضی الله عنه) (خواهرزاده ابوجهل) وقتی از آنچه بر عمویش گذشته بود باخبر شد، به شدت خشمگین گشت و تصمیم گرفت با کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) انتقام بگیرد. در راه یافتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، عمر (رضی الله عنه) با مردی برخورد کرد که مخفیانه اسلام آورده بود. آن مرد از عمر (رضی الله عنه) پرسید که با شمشیرش به کجا می‌رود. او پاسخ داد که برای کشتن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رود. برای منحرف کردن عمر (رضی الله عنه) از نقشه شومش، آن مرد گفت: «چرا اول نمی‌روی و به خواهرت فاطمه و شوهرش سعید که هر دو اسلام آورده‌اند رسیدگی کنی؟» عمر (رضی الله عنه) شوکه شد و تصمیم گرفت به جای آن به خانه خواهرش برود.

فاطمه و سعید در خانه بودند و مخفیانه قرآن را با صحابی‌ای به نام خباب (رضی الله عنه) مطالعه می‌کردند. وقتی عمر (رضی الله عنه) تلاوت را شنید، شروع به کوبیدن در کرد و خباب (رضی الله عنه) فوراً در اتاقی پنهان شد. وقتی در را باز کردند، عمر (رضی الله عنه) بر سرشان فریاد زد: «چطور جرأت کردید اسلام بیاورید؟» وقتی آنها شجاعانه به او گفتند که در واقع مسلمان شده‌اند، او به آنها حمله کرد. اما عمر (رضی الله عنه) وقتی صورت خونین خواهرش را دید، به سرعت از کرده خود پشیمان شد.

او ورقه‌ای را که از آن می‌خواندند طلب کرد و خواهرش به او گفت که ابتدا خود را پاک کند. پس از آن، او ورقه را به عمر داد که ابتدای سوره طه در آن نوشته شده بود. عمر (رضی الله عنه) از این آیات قدرتمند بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برود تا اسلام بیاورد. {امام طبرانی و امام ابن اسحاق}

قرآن نازل شده از سوی خداوند

1طاها. 2ما قرآن را بر تو ای پیامبر نازل نکردیم تا به رنج و سختی افتی، 3بلکه تذکری است برای پرهیزکاران. 4آن نازل شده‌ای است از جانب آنکه زمین و آسمان‌های رفیع را آفرید؛ 5همان رحمان که بر عرش مستقر است. 6از آنِ اوست هر آنچه در آسمان‌هاست و هر آنچه در زمین است و هر آنچه میان آن دو است و هر آنچه در زیر زمین است. 7چه آشکارا سخن بگویی یا نه، او قطعاً آنچه پنهان است و آنچه پنهان‌تر است را می‌داند. 8الله - هیچ معبودی جز او نیست. او را نام‌های نیکوست.

طه 1مَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ لِتَشۡقَىٰٓ 2إِلَّا تَذۡكِرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰ 3تَنزِيلٗا مِّمَّنۡ خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلۡعُلَى 4ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ 5لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَمَا تَحۡتَ ٱلثَّرَىٰ 6وَإِن تَجۡهَرۡ بِٱلۡقَوۡلِ فَإِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى 7ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ8

انتخاب حضرت موسی به پیامبری

9آیا خبر موسی به تو رسیده است، ای پیامبر؟ 10هنگامی که آتشی دید، به خانواده‌اش گفت: «اینجا درنگ کنید؛ من آتشی دیده‌ام. شاید بتوانم شعله‌ای از آن برای شما بیاورم، یا در کنار آتش هدایتی بیابم.» 11اما چون به آن رسید، ندا داده شد: «ای موسی!» 12«من پروردگار تو هستم! پس نعلین‌هایت را بیرون بیاور؛ تو در وادی مقدس طوی هستی.» 13«من تو را برگزیده‌ام، پس به آنچه وحی می‌شود گوش فرا ده:» 14من الله هستم. هیچ معبودی جز من نیست. پس تنها مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار. 15بی‌شک قیامت آمدنی است. قصد دارم آن را پنهان کنم تا هر نفسی به آنچه انجام داده جزا داده شود. 16پس مبادا کسانی که به آن ایمان ندارند و از هوای نفس خود پیروی می‌کنند، تو را از آن بازدارند که هلاک می‌شوی!

وَهَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ 9إِذۡ رَءَا نَارٗا فَقَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى 10فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ يَٰمُوسَىٰٓ 11إِنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى 12وَأَنَا ٱخۡتَرۡتُكَ فَٱسۡتَمِعۡ لِمَا يُوحَىٰٓ 13إِنَّنِيٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدۡنِي وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكۡرِيٓ 14إِنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌ أَكَادُ أُخۡفِيهَا لِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا تَسۡعَىٰ 15فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنۡهَا مَن لَّا يُؤۡمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرۡدَىٰ16

Verse 10: موسی و خانواده‌اش در راه سفر از مدین به مصر، در تاریکی راه را گم کردند. پس او می‌خواست راه را بپرسد.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

نکته جالبی درباره آیات ۲۰:۱۷-۱۸ وجود دارد. وقتی خداوند از موسی (ع) درباره شیء در دستش پرسید، او می‌توانست به سادگی بگوید: «یک عصا.» اما موسی (ع) داوطلبانه جزئیاتی را اضافه کرد که خداوند درباره آنها نپرسیده بود (مثلاً عصا به چه کسی تعلق داشت و برای چه کاری استفاده می‌شد). او حتی گفت که از آن برای کارهای دیگری نیز استفاده می‌کند، به این امید که خداوند از او بپرسد آن کاربردها چه بوده‌اند. همچنین، در آیه ۵:۱۱۴، وقتی عیسی (ع) از خداوند خواست تا سفره‌ای پر از غذا برای یارانش بفرستد، او نیز از سبکی مشابه استفاده کرد. دلیل این است که هر دو پیامبر می‌خواستند تا آنجا که می‌توانند با خداوند صحبت کنند.

وقتی نماز می‌خوانیم، نباید در نماز عجله کنیم و آن را سریع‌تر از سرعت نور به پایان برسانیم. بلکه باید وقت بگذاریم و به یاد داشته باشیم که ما نیز در حال گفتگو با خداوند هستیم. اما اگر سریع نماز بخوانید، به یک مونولوگ (تک‌گویی) تبدیل می‌شود، نه دیالوگ (گفتگو). پیامبر (ص) فرمودند که وقتی سوره فاتحه را می‌خوانیم، خداوند به هر آیه که تلاوت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. {امام مسلم}

دو نشانه برای موسی

17فرمود: «و آن چیست در دست راستت، ای موسی؟» 18گفت: «این عصای من است! بر آن تکیه می‌کنم، و با آن برای گوسفندانم برگ می‌ریزانم، و مرا در آن کارهای دیگری است.» 19فرمود: «آن را بیفکن، ای موسی!» 20پس افکند، ناگهان مارى شد که می‌خزید. 21فرمود: «آن را بگیر و نترس. ما آن را به حالت اولش بازمی‌گردانیم.» 22و دستت را در گریبانت فرو بَر، سفید و درخشان، بی‌آنکه عیب و مرضی باشد، بیرون می‌آید، این نشانه‌ای دیگر است. 23تا پاره‌ای از آیات بزرگ خویش را به تو بنمایانیم. 24به سوی فرعون برو، او به راستی طغیان کرده است.

وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ 17قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَ‍َٔارِبُ أُخۡرَىٰ 18قَالَ أَلۡقِهَا يَٰمُوسَىٰ 19فَأَلۡقَىٰهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ 20قَالَ خُذۡهَا وَلَا تَخَفۡۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلۡأُولَىٰ 21وَٱضۡمُمۡ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٍ ءَايَةً أُخۡرَىٰ 22لِنُرِيَكَ مِنۡ ءَايَٰتِنَا ٱلۡكُبۡرَى 23ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ24

Verse 22: موسی پوست تیره داشت. به او گفته شد دستش را زیر بغلش بگذارد. وقتی آن را بیرون آورد، سفید و درخشان بود، اما نه به دلیل یک عارضه پوستی.

دعای موسی برای کمک

25پروردگارا! سینه‌ام را برایم گشاده گردان، 26و کارم را آسان گردان، 27و گره از زبانم بگشا، 28تا سخنم را بفهمند، 29و یاوری از خاندانم برایم قرار ده، 30هارون، برادرم. 31پشتم را به او محکم کن، 32و او را در کارم شریک گردان، 33تا تو را بسیار تسبیح گوییم 34و تو را بسیار یاد کنیم؛ 35تو همیشه مراقب ما بوده‌ای. 36الله پاسخ داد: «دعای تو مستجاب شد، ای موسی!»

قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي 25وَيَسِّرۡ لِيٓ أَمۡرِي 26وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي 27يَفۡقَهُواْ قَوۡلِي 28وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي 29هَٰرُونَ أَخِي 30ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي 31وَأَشۡرِكۡهُ فِيٓ أَمۡرِي 32كَيۡ نُسَبِّحَكَ كَثِيرٗا 33وَنَذۡكُرَكَ كَثِيرًا 34إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرٗا 35قَالَ قَدۡ أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ يَٰمُوسَىٰ36

Verse 28: به گفته برخی از مفسران، حضرت موسی در دوران کودکی زغال داغی را در دهانش گذاشت. این اتفاق باعث شد که در بزرگسالی زبانش کمی سنگین شود و در سخن گفتن مشکل داشته باشد. در این آیه، او از خداوند متعال می‌خواهد که گره از زبانش بگشاید و کلامش را فصیح و روشن گرداند، و دعای او مستجاب می‌شود.

Illustration

نعمت‌های الله بر موسی جوان

37و به راستی پیش از این بر تو منت نهاده بودیم. 38آنگاه که به مادرت الهام کردیم آنچه را که: 39«او را در صندوقی بگذار، سپس آن را به رودخانه بینداز. رودخانه آن را به ساحل خواهد افکند و فرعون که دشمن من و اوست، او را برخواهد گرفت.» و من تو را محبوب ساختم ای موسی، تا در برابر دیدگان من پرورش یابی. 40یاد کن آنگاه که خواهرت آمد و گفت: «آیا شما را به کسی راهنمایی کنم که او را شیر دهد؟» پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غم نخورد. و [بعدها] مردی را کشتی، اما تو را از اندوه نجات دادیم و از آزمایش‌های دیگر نیز [رهانیدیم]. سپس سالیانی چند در میان مردم مدین ماندی. آنگاه ای موسی، بر اساس تقدیر [الهی] به اینجا آمدی. 41و من تو را برای خود برگزیدم.

وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَيۡكَ مَرَّةً أُخۡرَىٰٓ 37إِذۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰٓ 38أَنِ ٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلتَّابُوتِ فَٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ فَلۡيُلۡقِهِ ٱلۡيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأۡخُذۡهُ عَدُوّٞ لِّي وَعَدُوّٞ لَّهُۥۚ وَأَلۡقَيۡتُ عَلَيۡكَ مَحَبَّةٗ مِّنِّي وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ 39إِذۡ تَمۡشِيٓ أُخۡتُكَ فَتَقُولُ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ مَن يَكۡفُلُهُۥۖ فَرَجَعۡنَٰكَ إِلَىٰٓ أُمِّكَ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَۚ وَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا فَنَجَّيۡنَٰكَ مِنَ ٱلۡغَمِّ وَفَتَنَّٰكَ فُتُونٗاۚ فَلَبِثۡتَ سِنِينَ فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ ثُمَّ جِئۡتَ عَلَىٰ قَدَرٖ يَٰمُوسَىٰ 40وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي41

اوامر به موسی و هارون

42بروید شما و برادرتان با آیات من و در یاد من کوتاهی نکنید. 43بروید شما دو نفر نزد فرعون؛ او به راستی طغیان کرده است. 44با او به نرمی سخن بگویید، شاید او متذکر شود یا از عذاب من بترسد. 45هر دو گفتند: «پروردگارا! ما می‌ترسیم که او بر ما بتازد یا سرکشی کند.» 46خداوند فرمود: «نترسید! من با شما هستم، می‌شنوم و می‌بینم.» 47پس به سوی او بروید و بگویید: ما هر دو فرستادگانی از پروردگار تو هستیم، پس بنی‌اسرائیل را با ما بفرست و آزارشان مده. ما با نشانه‌ای از پروردگارت به سوی تو آمده‌ایم. و سلام بر کسی است که از هدایت پیروی کند. 48قطعاً به ما وحی شده است که عذاب بر کسانی نازل خواهد شد که تکذیب کنند و روی برگردانند.

ٱذۡهَبۡ أَنتَ وَأَخُوكَ بِ‍َٔايَٰتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي 42ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ 43فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ 44قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ 45قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ 46فَأۡتِيَاهُ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرۡسِلۡ مَعَنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَا تُعَذِّبۡهُمۡۖ قَدۡ جِئۡنَٰكَ بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّكَۖ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلۡهُدَىٰٓ 47إِنَّا قَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡنَآ أَنَّ ٱلۡعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ48

تکبر فرعون

49فرعون گفت: «پس پروردگار شما دو نفر، ای موسی، کیست؟» 50او پاسخ داد: «پروردگار ما کسی است که به هر چیزی خلقت خاص آن را بخشید، سپس آن را هدایت کرد.» 51فرعون گفت: «پس حالِ (یا سرنوشتِ) نسل‌های پیشین چیست؟» 52او پاسخ داد: «علم آن نزد پروردگار من در کتابی است. پروردگار من نه گمراه می‌شود و نه فراموش می‌کند.» 53«اوست که زمین را برای شما بستری قرار داد، و در آن برای شما راه‌هایی گشود. و از آسمان باران فرو می‌فرستد، و به وسیله آن انواع گوناگونی از گیاهان را می‌رویاند.» 54پس بخورید و چهارپایان خود را بچرانید. همانا در این برای خردمندان آیاتی است. 55از خاک شما را آفریدیم و به آن بازمی‌گردانیم و از آن بار دیگر شما را بیرون می‌آوریم.

قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَىٰ 49قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ 50قَالَ فَمَا بَالُ ٱلۡقُرُونِ ٱلۡأُولَىٰ 51قَالَ عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَٰبٖۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى 52ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَسَلَكَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّن نَّبَاتٖ شَتَّىٰ 53كُلُواْ وَٱرۡعَوۡاْ أَنۡعَٰمَكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ 54مِنۡهَا خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ55

چالش

56ما همه آیات خود را به فرعون نشان دادیم، اما او آنها را تکذیب کرد و از ایمان آوردن سر باز زد. 57او گفت: «ای موسی، آیا آمده‌ای تا ما را با سحرت از سرزمینمان بیرون کنی؟» 58ما قطعاً سحری همانند آن برای تو خواهیم آورد. پس میان ما و تو وعده‌ای مقرر کن که نه ما آن را خلف کنیم و نه تو، در مکانی هموار و میانه. 59موسی گفت: «وعده شما روز جشن است، و مردم باید هنگام بالا آمدن خورشید گرد آورده شوند.»

وَلَقَدۡ أَرَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ 56قَالَ أَجِئۡتَنَا لِتُخۡرِجَنَا مِنۡ أَرۡضِنَا بِسِحۡرِكَ يَٰمُوسَىٰ 57فَلَنَأۡتِيَنَّكَ بِسِحۡرٖ مِّثۡلِهِۦ فَٱجۡعَلۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكَ مَوۡعِدٗا لَّا نُخۡلِفُهُۥ نَحۡنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانٗا سُوٗى 58قَالَ مَوۡعِدُكُمۡ يَوۡمُ ٱلزِّينَةِ وَأَن يُحۡشَرَ ٱلنَّاسُ ضُحٗى59

انذار موسی

60پس فرعون روی برگرداند و مکر خود را گرد آورد و بازگشت. 61موسی به ساحران گفت: وای بر شما! بر خدا دروغ نبندید که شما را با عذابی ریشه‌کن می‌کند. هر کس دروغ ببندد، قطعاً ناکام می‌ماند. 62پس ساحران در میان خود به نزاع پرداختند و پنهانی با هم نجوا کردند. 63گفتند: این دو جز ساحرانی نیستند که می‌خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند و طریقه مثلی شما را از بین ببرند. 64پس مکر خود را گرد آورید، سپس در یک صف پیش آیید. هر کس امروز پیروز شود، قطعاً رستگار خواهد بود.

فَتَوَلَّىٰ فِرۡعَوۡنُ فَجَمَعَ كَيۡدَهُۥ ثُمَّ أَتَىٰ 60قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ 61فَتَنَٰزَعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَىٰ 62قَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخۡرِجَاكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِمَا وَيَذۡهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلۡمُثۡلَىٰ 63فَأَجۡمِعُواْ كَيۡدَكُمۡ ثُمَّ ٱئۡتُواْ صَفّٗاۚ وَقَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡيَوۡمَ مَنِ ٱسۡتَعۡلَىٰ64

Verse 61: با این حرف که معجزه موسی صرفاً جادو است.

Illustration

موسی پیروز می‌شود

65گفتند: «ای موسی! یا تو بینداز یا ما اولین اندازنده باشیم.» 66موسی گفت: «نه، شما اول بیندازید.» ناگهان ریسمان‌ها و عصاهایشان به نظرش رسید که به سحرشان می‌خزند. 67پس موسی در دلش ترسید. 68گفتیم: «نترس! تو قطعاً برتری.» 69«بینداز آنچه در دست راست توست، تا آنچه را که آنها ساخته‌اند ببلعد؛ زیرا آنچه ساخته‌اند، فقط مکر ساحر است. و ساحر هر جا که بیاید، رستگار نمی‌شود.»

قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَلۡقَىٰ 65قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ 66فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِۦ خِيفَةٗ مُّوسَىٰ 67قُلۡنَا لَا تَخَفۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡأَعۡلَىٰ 68وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ69

ایمان آوردن ساحران

70ساحران به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.» 71فرعون تهدید کرد: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟ او حتماً بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است. من حتماً دست‌ها و پاهای شما را به طور متقاطع قطع خواهم کرد و شما را بر تنه‌های درخت خرما به صلیب خواهم کشید. و به زودی خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما دردناک‌تر و پایدارتر است.» 72آنها پاسخ دادند: «سوگند به آنکه ما را آفرید! ما هرگز تو را بر دلایل روشن که به ما رسیده است، ترجیح نخواهیم داد. پس هر کاری می‌خواهی بکن! اقتدار تو فقط در زندگی این دنیاست.» 73ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما را و آن سحری را که ما را به انجام آن وادار کردی، بیامرزد. و خداوند از نظر پاداش بهتر و از نظر عذاب پایدارتر است.

فَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سُجَّدٗا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَٰرُونَ وَمُوسَىٰ 70قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ فِي جُذُوعِ ٱلنَّخۡلِ وَلَتَعۡلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابٗا وَأَبۡقَىٰ 71قَالُواْ لَن نُّؤۡثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِي فَطَرَنَاۖ فَٱقۡضِ مَآ أَنتَ قَاضٍۖ إِنَّمَا تَقۡضِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَآ 72إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغۡفِرَ لَنَا خَطَٰيَٰنَا وَمَآ أَكۡرَهۡتَنَا عَلَيۡهِ مِنَ ٱلسِّحۡرِۗ وَٱللَّهُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ73

قضاوت عادلانه

74کسانی که نزد پروردگارشان در حالی که گناهکاران بدکارند می‌آیند، قطعاً جهنم برای آنهاست، که در آن نه می‌میرند و نه زندگی می‌کنند. 75و اما کسانی که نزد او در حالی که مؤمن هستند و اعمال صالح انجام داده‌اند می‌آیند، برایشان بالاترین درجات است: 76باغ‌های جاودان که از زیر آنها نهرها جاری است، در آنجا جاودانه می‌مانند. این پاداش کسانی است که خود را تزکیه می‌کنند.

إِنَّهُۥ مَن يَأۡتِ رَبَّهُۥ مُجۡرِمٗا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ 74وَمَن يَأۡتِهِۦ مُؤۡمِنٗا قَدۡ عَمِلَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَٰتُ ٱلۡعُلَىٰ 75جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ76

Illustration

هلاکت فرعون

77و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را حرکت ده و برایشان در دریا راهی خشک بزن. از گرفتار شدن نترس و از غرق شدن بیم نداشته باش. 78پس فرعون با لشکریانش آنها را تعقیب کرد، اما آب دریا با چه هول و وحشتی آنها را فرا گرفت! 79و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایتشان نکرد.

وَلَقَدۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِي فَٱضۡرِبۡ لَهُمۡ طَرِيقٗا فِي ٱلۡبَحۡرِ يَبَسٗا لَّا تَخَٰفُ دَرَكٗا وَلَا تَخۡشَىٰ 77فَأَتۡبَعَهُمۡ فِرۡعَوۡنُ بِجُنُودِهِۦ فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلۡيَمِّ مَا غَشِيَهُمۡ 78وَأَضَلَّ فِرۡعَوۡنُ قَوۡمَهُۥ وَمَا هَدَىٰ79

Illustration
Illustration

نعمت‌های الله

80ای بنی‌اسرائیل! شما را از دشمنتان نجات دادیم و با شما در سمت راست کوه طور وعده گذاشتیم و بر شما مَنّ و سَلوی نازل کردیم، 81(و گفتیم:) از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما عطا کردیم بخورید، و در آن زیاده‌روی نکنید که خشم من بر شما فرود آید. و هر کس که خشم من بر او فرود آید، قطعاً سقوط کرده است. 82و البته من بسیار آمرزنده هستم برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس بر هدایت پایدار بماند.

يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ قَدۡ أَنجَيۡنَٰكُم مِّنۡ عَدُوِّكُمۡ وَوَٰعَدۡنَٰكُمۡ جَانِبَ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنَ وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰ 80كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَلَا تَطۡغَوۡاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبِيۖ وَمَن يَحۡلِلۡ عَلَيۡهِ غَضَبِي فَقَدۡ هَوَىٰ 81وَإِنِّي لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ82

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

سامری منافقی بود که بنی‌اسرائیل را به گوساله‌پرستی کشاند. به گفته بسیاری از علما، در حالی که موسی (ع) و بنی‌اسرائیل برای فرار از آزار و اذیت فرعون و قومش از دریا عبور می‌کردند، سامری فرشته جبرئیل (ع) را دید که سوار بر اسبی راه را هدایت می‌کرد. هر بار که اسب پایش را بر زمین می‌گذاشت، زنده می‌شد و سبز می‌گشت. از این رو، سامری یک مشت خاک از جای سم اسب برداشت.

هنگامی که موسی (ع) برای میعاد با خداوند رفت، قومش جواهراتی را که پیش از خروج از مصر از همسایگان مصری خود قرض گرفته بودند، ذوب کردند. سپس سامری از جواهرات ذوب‌شده بتی ساخت و آن یک مشت خاک را روی آن ریخت، و از آن صدای گوساله واقعی برخاست. {امام ابن کثیر و امام قرطبی}

Illustration
SIDE STORY

SIDE STORY

این داستان واقعی یک بانوی مصری است که معلم قرآن بود. او با الله پیمان بست که همیشه بر اساس آیه ۸۴ این سوره زندگی کند که می‌فرماید: «و من به سوی تو شتافتم، پروردگارم، تا خشنود شوی.» این پیمان به این معنی بود که او به محض شنیدن اذان (بانگ نماز) بدون تأخیر نماز می‌خواند. حتی وقتی زنگ ساعت برای نماز فجر به صدا درمی‌آمد (زمانی که شیطان وسوسه می‌کند: «خسته‌ای. کمی بیشتر بخواب و بعداً نماز بخوان.»)، او این آیه را می‌خواند و برای نماز از رختخوابش بیرون می‌پرید.

یک روز، شوهرش تماس گرفت و گفت که بعد از کار دلش محشی (دلمه برگ مو با برنج) می‌خواهد. پس او شروع به پیچیدن برگ‌های مو و چیدن آن‌ها در قابلمه کرد. چند برگ باقی مانده بود که اذان به صدا درآمد. پس او آشپزخانه را ترک کرد و برای نماز به اتاق نشیمن رفت. بعداً، شوهرش گرسنه از سر کار به خانه آمد و محشی نپخته را روی پیشخوان دید. او بسیار عصبانی شد و گفت: «سبحان‌الله! می‌توانستی فقط چند دقیقه دیگر وقت بگذاری تا چند برگ آخر را تمام کنی، قابلمه را روی اجاق بگذاری، بعد به نماز بروی.» اما پاسخی دریافت نکرد. معلوم شد که همسرش در سجده فوت کرده بود.

او می‌توانست در آشپزخانه بمیرد، اما الله برای او مقدر کرده بود که در نماز بمیرد. طبق حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، هر کس در روز قیامت به همان حالتی که مرده است، محشور می‌شود. این بانو در حالت سجده محشور خواهد شد که افتخار بزرگی است.

گوساله طلایی

83الله فرمود: «ای موسی، چرا پیش از قومت شتابان آمدی؟» 84او پاسخ داد: «آنان در پی من هستند و من به سوی تو شتافتم، پروردگارم، تا تو خشنود گردی.» 85الله فرمود: «به راستی، ما قومت را در غیاب تو آزمودیم و سامری آنان را گمراه کرده است.» 86پس موسی در حالی که بسیار خشمگین و ناامید بود، به سوی قومش بازگشت. گفت: «ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد؟ آیا غیبت من بر شما طولانی شد؟ یا خواستید که خشم پروردگارتان بر شما فرود آید، پس پیمان مرا شکستید؟» 87آنان گفتند: «ما به اراده خود پیمان تو را نشکستیم، بلکه از بارهای زینت‌های طلایی قوم بر دوش ما بود، سپس آن را [در آتش] افکندیم و سامری نیز چنین کرد.» 88سپس برایشان گوساله‌ای (به صورت) جسدی که صدایی (چون گوساله) داشت، ساخت. گفتند: این خدای شما و خدای موسی است، ولی او فراموش کرد! 89آیا نمی‌دیدند که به آنها پاسخ نمی‌دهد و نمی‌تواند به آنها سودی برساند و نه ضرری از آنها دفع کند؟

وَمَآ أَعۡجَلَكَ عَن قَوۡمِكَ يَٰمُوسَىٰ 83قَالَ هُمۡ أُوْلَآءِ عَلَىٰٓ أَثَرِي وَعَجِلۡتُ إِلَيۡكَ رَبِّ لِتَرۡضَىٰ 84قَالَ فَإِنَّا قَدۡ فَتَنَّا قَوۡمَكَ مِنۢ بَعۡدِكَ وَأَضَلَّهُمُ ٱلسَّامِرِيُّ 85فَرَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ غَضۡبَٰنَ أَسِفٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَمۡ يَعِدۡكُمۡ رَبُّكُمۡ وَعۡدًا حَسَنًاۚ أَفَطَالَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡعَهۡدُ أَمۡ أَرَدتُّمۡ أَن يَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبٞ مِّن رَّبِّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُم مَّوۡعِدِي 86قَالُواْ مَآ أَخۡلَفۡنَا مَوۡعِدَكَ بِمَلۡكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلۡنَآ أَوۡزَارٗا مِّن زِينَةِ ٱلۡقَوۡمِ فَقَذَفۡنَٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلۡقَى ٱلسَّامِرِيُّ 87فَأَخۡرَجَ لَهُمۡ عِجۡلٗا جَسَدٗا لَّهُۥ خُوَارٞ فَقَالُواْ هَٰذَآ إِلَٰهُكُمۡ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ 88أَفَلَا يَرَوۡنَ أَلَّا يَرۡجِعُ إِلَيۡهِمۡ قَوۡلٗا وَلَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا89

Verse 83: موسی هیئتی هفتاد نفره از میان قومش برگزید تا به کوه طور بروند و الواح را دریافت کنند. در راه، او برای موعد مقرر شتاب کرد و زودتر از هیئت خود رسید.

Verse 85: پیمان آنها مبنی بر اینکه تنها الله را عبادت کنند تا موسی (ع) با الواح به سوی آنها بازگردد.

Verse 86: تا تورات را برای هدایتشان نازل کند.

Verse 87: جواهراتی که قبل از ترک مصر، از همسایگان مصری‌شان قرض گرفته بودند.

رفتار هارون

90هارون پیش از این به آنها هشدار داده بود: «ای قوم من! شما فقط با این مورد آزمایش قرار گرفته‌اید. پروردگار حقیقی شما مهربان‌ترین است، پس از من پیروی کنید و از دستورات من اطاعت نمایید.» 91آنها پاسخ دادند: «ما به پرستش آن ادامه خواهیم داد تا موسی به سوی ما بازگردد.» 92موسی برادرش را سرزنش کرد و گفت: «ای هارون! هنگامی که دیدی آنها گمراه می‌شوند، چه چیزی تو را بازداشت؟» 93«از اینکه به دنبال من بیایی؟ چگونه توانستی از دستورات من سرپیچی کنی؟» 94هارون پاسخ داد: «ای پسر مادرم! ریش من یا موی سرم را نگیر. من واقعاً بیم داشتم که تو بگویی: «تو بنی‌اسرائیل را تفرقه انداخته‌ای، و آنچه را گفتم پیروی نکردی.»»

وَلَقَدۡ قَالَ لَهُمۡ هَٰرُونُ مِن قَبۡلُ يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ فَٱتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوٓاْ أَمۡرِي 90قَالُواْ لَن نَّبۡرَحَ عَلَيۡهِ عَٰكِفِينَ حَتَّىٰ يَرۡجِعَ إِلَيۡنَا مُوسَىٰ 91قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذۡ رَأَيۡتَهُمۡ ضَلُّوٓاْ 92أَلَّا تَتَّبِعَنِۖ أَفَعَصَيۡتَ أَمۡرِي 93قَالَ يَبۡنَؤُمَّ لَا تَأۡخُذۡ بِلِحۡيَتِي وَلَا بِرَأۡسِيٓۖ إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقۡتَ بَيۡنَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَمۡ تَرۡقُبۡ قَوۡلِي94

مجازات سامری

95سپس موسی پرسید: «ای سامری، این چه کاری بود که کردی؟» 96گفت: «من چیزی را دیدم که آنها ندیدند، پس مشتی از خاک رد پای اسب فرستاده جبرئیل برداشتم و آن را بر گوساله ساخته شده انداختم. این چنین نفس من مرا به این کار واداشت.» 97موسی گفت: «پس برو! و در تمام زندگی‌ات خواهی گفت: «به من دست نزنید!» و سرنوشتی وحشتناک خواهی داشت که از آن گریزی نیست. اکنون به خدای خود که پیوسته پرستش می‌کردی، نگاه کن؛ آن را خواهیم سوزاند، سپس خاکسترش را در دریا پراکنده خواهیم کرد.» 98سپس موسی به قوم خود گفت: «خدای شما تنها الله است، هیچ معبودی جز او نیست. او به همه چیز آگاه است.»

قَالَ فَمَا خَطۡبُكَ يَٰسَٰمِرِيُّ 95قَالَ بَصُرۡتُ بِمَا لَمۡ يَبۡصُرُواْ بِهِۦ فَقَبَضۡتُ قَبۡضَةٗ مِّنۡ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذۡتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتۡ لِي نَفۡسِي 96قَالَ فَٱذۡهَبۡ فَإِنَّ لَكَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَۖ وَإِنَّ لَكَ مَوۡعِدٗا لَّن تُخۡلَفَهُۥۖ وَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِي ظَلۡتَ عَلَيۡهِ عَاكِفٗاۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِي ٱلۡيَمِّ نَسۡفًا 97إِنَّمَآ إِلَٰهُكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَسِعَ كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمٗا98

Verse 97: یعنی او تنها رها خواهد شد تا در بیابان، دور از مردم، سرگردان شود.

منکران قرآن

99بدین گونه ما برخی از اخبار گذشتگان را بر تو بازگو می‌کنیم. و به راستی از نزد خود به تو ذکری داده‌ایم. 100هر کس از آن روی بگرداند، روز قیامت بار گناهی را بر دوش خواهد کشید. 101جاودانه در آن خواهند ماند. و چه بد باری است برایشان در روز قیامت! 102و روزی که در صور دمیده شود، و ما گناهکاران را در آن روز کبودرو محشور می‌کنیم. 103آهسته با یکدیگر نجوا می‌کنند: «شما جز ده روز درنگ نکردید.» 104ما بهتر می‌دانیم که آنها چه می‌گویند؛ آنگاه که معتدل‌ترینشان می‌گوید: «شما جز یک روز درنگ نکردید.»

كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ مَا قَدۡ سَبَقَۚ وَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ مِن لَّدُنَّا ذِكۡرٗا 99مَّنۡ أَعۡرَضَ عَنۡهُ فَإِنَّهُۥ يَحۡمِلُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وِزۡرًا 100خَٰلِدِينَ فِيهِۖ وَسَآءَ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ حِمۡلٗا 101يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ وَنَحۡشُرُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ زُرۡقٗا 102يَتَخَٰفَتُونَ بَيۡنَهُمۡ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا عَشۡرٗا 103نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذۡ يَقُولُ أَمۡثَلُهُمۡ طَرِيقَةً إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا يَوۡمٗا104

Verse 99: قرآن

Illustration

اهوال روز قیامت

105و اگر از تو درباره کوه‌ها بپرسند، پس بگو: پروردگارم آنها را به کلی در هم خواهد کوبید و پراکنده خواهد ساخت. 106و زمین را به صورت دشتی هموار و تهی رها خواهد کرد، 107که در آن هیچ کجی و ناهمواری دیده نشود. 108در آن روز، همه از منادی (برای گردآوری) پیروی خواهند کرد و هیچ کس نمی‌تواند از آن بگریزد. همه صداها در برابر خداوند رحمان فرو خواهد نشست. تنها زمزمه‌ها شنیده خواهد شد. 109در آن روز، شفاعت سودی نخواهد داشت، مگر از سوی کسی که خداوند رحمان به او اجازه دهد و سخنش مورد رضایت او باشد. 110او می‌داند آنچه پیش روی آنهاست و آنچه پشت سر آنهاست، ولی آنها نمی‌توانند به او احاطه علمی یابند. 111همه چهره‌ها در برابر [خدای] زنده و پاینده خضوع می‌کنند. و هر کس بار ستم بر دوش کشد، زیانکار خواهد بود. 112اما هر کس عمل صالح انجام دهد و مؤمن باشد، نه از ستم بیم دارد و نه از کاسته شدن [پاداشش].

وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡجِبَالِ فَقُلۡ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسۡفٗا 105فَيَذَرُهَا قَاعٗا صَفۡصَفٗا 106لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجٗا وَلَآ أَمۡتٗا 107يَوۡمَئِذٖ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُۥۖ وَخَشَعَتِ ٱلۡأَصۡوَاتُ لِلرَّحۡمَٰنِ فَلَا تَسۡمَعُ إِلَّا هَمۡسٗا 108يَوۡمَئِذٖ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَرَضِيَ لَهُۥ قَوۡلٗا 109١٠٩ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡمٗا 110وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِۖ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمٗا 111وَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَا يَخَافُ ظُلۡمٗا وَلَا هَضۡمٗا112

Verse 108: وقتی فرشته اسرافیل در صور می‌دمد، همه برای حسابرسی حاضر خواهند شد.

Verse 109: خداوند سخنان دفاعی آنها را به دلیل ایمان راستینشان به او خواهد پذیرفت.

Verse 110: الله به خوبی از کارهایی که در دنیا انجام دادند و پیامدهایی که در آخرت در انتظارشان است، آگاه است.

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

پیامبر اکرم (ص) مشتاق حفظ وحی‌های جدید قرآن بودند. به همین دلیل، هنگام نزول آیات توسط فرشته جبرئیل (ع)، در تلاوت آنها شتاب می‌کردند. پس به ایشان امر شد که پس از ابلاغ کامل آیات، با آرامش و طمأنینه آنها را حفظ کنند.

Illustration

نزول قرآن

113و اینگونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن از هر گونه هشداری آوردیم، باشد که پرهیزگاری کنند یا پند گیرند. 114پس بلندمرتبه است خدا، فرمانروای برحق! و در (تلاوت) قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان یابد، شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزا.

وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا وَصَرَّفۡنَا فِيهِ مِنَ ٱلۡوَعِيدِ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ أَوۡ يُحۡدِثُ لَهُمۡ ذِكۡرٗا 113فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۗ وَلَا تَعۡجَلۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مِن قَبۡلِ أَن يُقۡضَىٰٓ إِلَيۡكَ وَحۡيُهُۥۖ وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا114

شیطان در برابر آدم

115و به راستی، پیش از این با آدم پیمان بستیم، اما او فراموش کرد و در او عزم و پایداری نیافتیم. 116و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» پس همه سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید. 117پس گفتیم: «ای آدم! به راستی این [شیطان] دشمن تو و همسرت است. پس مبادا شما را از بهشت بیرون کند که آنگاه به رنج و سختی خواهی افتاد.» 118در اینجا [بهشت] برای تو تضمین شده است که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی، 119و نه تشنه می‌شوی و نه از گرمای آفتاب رنج می‌بری.

وَلَقَدۡ عَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبۡلُ فَنَسِيَ وَلَمۡ نَجِدۡ لَهُۥ عَزۡمٗا 115وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ 116فَقُلۡنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوّٞ لَّكَ وَلِزَوۡجِكَ فَلَا يُخۡرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلۡجَنَّةِ فَتَشۡقَىٰٓ 117إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعۡرَىٰ 118وَأَنَّكَ لَا تَظۡمَؤُاْ فِيهَا وَلَا تَضۡحَىٰ119

Verse 115: پیمان دوری از درخت ممنوعه و مراقبت از خودش و همسرش.

هبوط

123الله فرمود: «اکنون، هر دو از اینجا فرود آیید، همراه با شیطان، در حالی که دشمن یکدیگر هستید. پس هرگاه هدایتی از جانب من به شما رسید، هر کس از هدایت من پیروی کند، هرگز در این دنیا گمراه نخواهد شد و در آخرت شقاوت نخواهد دید.» 124اما هر کس از ذکر من روی بگرداند، قطعاً زندگی تنگی خواهد داشت، سپس او را در روز قیامت نابینا محشور می‌کنیم. 125او خواهد گفت: «پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردی، با اینکه بینا بودم؟» 126الله پاسخ خواهد داد: «این به خاطر آن است که آیات ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی، پس امروز تو در جهنم فراموش می‌شوی.» 127این گونه ما جزا می‌دهیم کسانی را که در بدی زیاده‌روی کردند و آیات پروردگارشان را تکذیب کردند. عذاب آخرت قطعاً دردناک‌تر و پایدارتر است.

قَالَ ٱهۡبِطَا مِنۡهَا جَمِيعَۢاۖ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ فَإِمَّا يَأۡتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدٗى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشۡقَىٰ 123وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ 124١٢٤ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرۡتَنِيٓ أَعۡمَىٰ وَقَدۡ كُنتُ بَصِيرٗا 125قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتۡكَ ءَايَٰتُنَا فَنَسِيتَهَاۖ وَكَذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمَ تُنسَىٰ 126وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي مَنۡ أَسۡرَفَ وَلَمۡ يُؤۡمِنۢ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِۦۚ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبۡقَىٰٓ127

Verse 124: القرآن

انذار به بت‌پرستان

128آیا برایشان آشکار نشده است که چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم، در حالی که آنان هنوز بر ویرانه‌هایشان می‌گذرند؟ بی‌گمان در این نشانه‌هایی است برای خردمندان. 129و اگر نبود فرمان پیشین پروردگارت و اجل مسمی، قطعاً عذاب بر آنان فرود می‌آمد.

أَفَلَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ 128وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامٗا وَأَجَلٞ مُّسَمّٗى129

Verse 129: تصمیم او برای به تأخیر انداختن حساب و کتاب آنها تا آخرت.

نصیحت به پیامبر

130پس بر آنچه می‌گویند صبر کن. و پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن تسبیح کن، و در ساعات شب و در اطراف روز او را تسبیح کن، تا خشنود گردی. 131و چشمان خود را به سوی آنچه به برخی از آنان [کافران] داده‌ایم، یعنی جلوه و زینت ناچیز زندگی دنیا که آنان را با آن می‌آزماییم، خیره مکن. و روزی پروردگارت در آخرت بسیار بهتر و پایدارتر است. 132و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و خود نیز بر آن شکیبا باش. ما از تو روزی نمی‌خواهیم؛ ما خود به تو روزی می‌دهیم. و سرانجام نیک از آنِ پرهیزگاران است.

فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ غُرُوبِهَاۖ وَمِنۡ ءَانَآيِٕ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡ وَأَطۡرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرۡضَىٰ 130وَلَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ زَهۡرَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا لِنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَرِزۡقُ رَبِّكَ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ 131وَأۡمُرۡ أَهۡلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصۡطَبِرۡ عَلَيۡهَاۖ لَا نَسۡ‍َٔلُكَ رِزۡقٗاۖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُكَۗ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلتَّقۡوَىٰ132

Verse 130: این آیه به اوقات نمازهای پنج‌گانه اشاره دارد.

هشدار به بت‌پرستان

133و می‌گویند: «چرا نشانه‌ای از پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟» آیا برای آنها بینه آنچه در کتاب‌های پیشین است نیامده است؟ 134و اگر پیش از آمدن این [پیامبر]، آنها را با عذابی هلاک می‌کردیم، حتماً در روز قیامت می‌گفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری برای ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، از آیات تو پیروی کنیم؟» 135بگو: «هر یک از ما منتظر است، پس منتظر بمانید! به زودی خواهید دانست چه کسی بر صراط مستقیم است و هدایت یافته است.»

وَقَالُواْ لَوۡلَا يَأۡتِينَا بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّهِۦٓۚ أَوَ لَمۡ تَأۡتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ 133وَلَوۡ أَنَّآ أَهۡلَكۡنَٰهُم بِعَذَابٖ مِّن قَبۡلِهِۦ لَقَالُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَيۡنَا رَسُولٗا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ مِن قَبۡلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخۡزَىٰ 134قُلۡ كُلّٞ مُّتَرَبِّصٞ فَتَرَبَّصُواْۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ أَصۡحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِيِّ وَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ135

Verse 133: این احتمالاً به برخی آیات در کتاب مقدس اشاره دارد که پیامبر را توصیف کرده و بشارت آمدن او را می‌دهند (مانند تثنیه ۱۸:۱۵-۱۸ و ۳۳:۲، اشعیا ۴۲، و یوحنا ۱۴:۱۶).

Ṭâ-Hâ () - Kids Quran - Chapter 20 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab