توبه
التَّوْبَة
التوبہ

LEARNING POINTS
این سوره با فسخ تمام پیمانهای صلحی که توسط بتپرستان شکسته شده بود، آغاز میشود.
از مسلمانان خواسته شده است که با کسانی که به پیمانهای خود وفا کردند، منصف باشند.
الله همیشه پیامبرش را یاری و محافظت کرد، به ویژه در هجرت او از مکه به مدینه و در جنگ حنین.
پیروزی تنها از جانب خداوند است.
زندگی پر از آزمایشهاست.
مؤمنان در لشکرکشی پیامبر به سوی غزوه تبوک، به او ملحق شدند.
منافقان به دلیل بهانهتراشی برای عدم همراهی با سپاه مسلمانان، رسوا و مورد سرزنش قرار گرفتند.
شوخی کردن درباره الله، پیامبرش یا قرآن حرام است.
خداوند کسانی را که صادق و با اخلاص هستند، میبخشد.
مسلمانان باید همواره برای دفاع از جامعه خود آماده باشند.
اهمیت دارد که درباره اسلام معرفت بیشتری کسب کنیم.
پیامبر به عنوان رحمتی برای تمام بشریت آمد.


BACKGROUND STORY
برای درک واقعی این سوره، باید پیشزمینهی تاریخی آن را بدانیم. در مورد جامعهی جدید مسلمانان در مدینه، چهار گروه اصلی در داخل و خارج شهر وجود داشتند: ۱. مسلمانانی که ایمان واقعی به الله داشتند و برای ساختن جامعهای قوی سخت تلاش میکردند. ۲. منافقانی که اسلام را آشکارا پذیرفته بودند اما مخفیانه علیه مسلمانان فعالیت میکردند. ۳. غیرمسلمانانی (عمدتاً بتپرستان، یهودیان و مسیحیان) که به توافقات خود با پیامبر احترام میگذاشتند. ۴. غیرمسلمانانی که توافقات خود را شکستند و تهدیدی برای جامعهی مسلمانان بودند.
این سوره دربارهی همهی این چهار گروه صحبت میکند. به مسلمانان باایمان به خاطر حمایت از راه الله پاداشهای بزرگی وعده داده شده است. منافقان به خاطر اعمال و نگرشهای شیطانیشان مکرراً مورد انتقاد و هشدار قرار میگیرند.
در مورد غیرمسلمانانی که به توافقات خود احترام میگذاشتند و به هیچ وجه جامعهی مسلمانان را تهدید نمیکردند، به پیامبر دستور داده شده است که به توافقات خود با آنها احترام بگذارد. در مورد سایر غیرمسلمانانی که تهدید محسوب میشدند (با حمله به مسلمانان، حمایت از دیگران علیه آنها، شکستن توافقات خود با آنها، یا جلوگیری از دعوت آنها به اسلام)، سه گزینه به آنها داده میشود (که در حدیثی صحیح از امام مسلم گزارش شده است): پذیرش اسلام، پرداخت جزیه (مالیات حمایت)، یا رفتن به جنگ. (امام ابن قیم در کتاب خود احکام اهل الذمه «احکام مربوط به مردمان تحت حمایت»)

WORDS OF WISDOM
ممکن است کسی بپرسد: «چرا این سوره با بسمله شروع نمیشود، در حالی که سایر سورهها شروع میشوند؟» درست است که این تنها سورهای در قرآن است که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز نمیشود. علما دلایل مختلفی برای این موضوع ذکر کردهاند:
۱. شاید به این دلیل که این سوره و سوره قبلی (انفال) دو سوره دوقلو محسوب میشوند که یکدیگر را کامل میکنند. بنابراین، نیازی به اضافه کردن بسمله در میان آنها نبود.
۲. یا شاید به این دلیل که این سوره با اعلام جنگ علیه دشمنانی آغاز میشود که پیوسته پیمانهای صلح خود را با پیامبر نقض میکردند. بنابراین، مناسب نبود که مهربانی و رحمت خداوند در بسمله ذکر شود و سپس بلافاصله اعلام جنگ شود!
به گفته امام قرطبی، نظر برگزیده این است که این همان شیوهای است که سوره بر پیامبر نازل شد و این همان شیوهای است که ایشان دستور دادند تا نوشته شود، و بس!
پاسخ به پیمانهای نقض شده
1الله و رسولش تمام پیمانهای شکسته شدهای را که شما (ای مؤمنان) با مشرکان بسته بودید، فسخ کردهاند. 2پس ای مشرکان، چهار ماه فرصت دارید که آزادانه در زمین سیر کنید. ولی بدانید که از الله گریزی ندارید و اینکه الله کافران را خوار خواهد کرد. 3اعلامی از سوی الله و رسولش به همه مردم در روز حج اکبر میشود که الله و رسولش از مشرکان بری هستند. اگر (ای مشرکان) توبه کنید، برایتان بهتر است. ولی اگر سرپیچی کنید، پس بدانید که از الله گریزی ندارید. و (ای پیامبر) کافران را به عذابی دردناک بشارت ده. 4و اما آن دسته از مشرکان که به هیچ وجه پیمان خود را با شما نقض نکردهاند و هیچ دشمنی را علیه شما یاری نکردهاند، پس پیمان خود را با آنها تا پایان مدت آن وفا کنید. همانا الله وفاداران را دوست دارد. 5ولی هنگامی که ماههای حرام سپری شد، مشرکانی را که پیمانشکنی کردهاند، هر کجا که آنها را یافتید بکشید، و آنها را بگیرید، و محاصره کنید، و در هر گذرگاهی در کمین آنها بنشینید. ولی اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات پرداختند، پس راهشان را باز گذارید. همانا الله آمرزنده و مهربان است. 6و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه ده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به جایگاه امنش برسان. این بدان سبب است که اینان مردمی نادانند.
بَرَآءَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ 1فَسِيحُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخۡزِي ٱلۡكَٰفِرِينَ 2وَأَذَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلنَّاسِ يَوۡمَ ٱلۡحَجِّ ٱلۡأَكۡبَرِ أَنَّ ٱللَّهَ بَرِيٓءٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ وَرَسُولُهُۥۚ فَإِن تُبۡتُمۡ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِۗ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ 3إِلَّا ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ثُمَّ لَمۡ يَنقُصُوكُمۡ شَيۡٔٗا وَلَمۡ يُظَٰهِرُواْ عَلَيۡكُمۡ أَحَدٗا فَأَتِمُّوٓاْ إِلَيۡهِمۡ عَهۡدَهُمۡ إِلَىٰ مُدَّتِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ 4فَإِذَا ٱنسَلَخَ ٱلۡأَشۡهُرُ ٱلۡحُرُمُ فَٱقۡتُلُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَيۡثُ وَجَدتُّمُوهُمۡ وَخُذُوهُمۡ وَٱحۡصُرُوهُمۡ وَٱقۡعُدُواْ لَهُمۡ كُلَّ مَرۡصَدٖۚ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ 5وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ أَبۡلِغۡهُ مَأۡمَنَهُۥۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡلَمُونَ6
Verse 3: دهم ذیالحجه، روزی مهم در حج.
Verse 5: معنی: داخل یا خارج از خانه خدا در مکه.
کسانی که پیمانهای صلح را نقض کردند
7چگونه ممکن است خدا و پیامبرش با چنین مشرکان پیمانشکن پیمان نگه دارند؟ مگر آن گروههایی که در کنار مسجد الحرام با شما پیمان بستهاند؛ تا زمانی که به شما وفادار بمانند، شما نیز به آنان وفادار باشید. همانا خداوند وفاداران را دوست دارد. 8چگونه ممکن است؟ اگر اینان بر شما چیره شوند، هیچ حرمتی برای خویشاوندی یا پیمان نگه نمیدارند. با زبانشان شما را خشنود میکنند، ولی دلهایشان مخالف شماست و بیشترشان فاسقاند. 9آیات خدا را به بهای اندکی فروختند و (مردم را) از راه او بازداشتند. چه بد است آنچه میکردند! 10هیچ حرمتی برای خویشاوندی یا پیمان با مؤمنان نگه نمیدارند. همانا آنان تجاوزکارند. 11پس اگر توبه کنند و نماز برپا دارند و زکات بپردازند، پس برادران دینی شما هستند. این گونه آیات را برای گروهی که میدانند روشن میسازیم. 12و اگر پیمان خود را پس از عهد بستن بشکنند و به دین شما طعنه زنند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ کسانی که پیمانی برایشان نیست، باشد که بازایستند.
كَيۡفَ يَكُونُ لِلۡمُشۡرِكِينَ عَهۡدٌ عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ رَسُولِهِۦٓ إِلَّا ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّمۡ عِندَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۖ فَمَا ٱسۡتَقَٰمُواْ لَكُمۡ فَٱسۡتَقِيمُواْ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ 7كَيۡفَ وَإِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ لَا يَرۡقُبُواْ فِيكُمۡ إِلّٗا وَلَا ذِمَّةٗۚ يُرۡضُونَكُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَتَأۡبَىٰ قُلُوبُهُمۡ وَأَكۡثَرُهُمۡ فَٰسِقُونَ 8ٱشۡتَرَوۡاْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلٗا فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِۦٓۚ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 9لَا يَرۡقُبُونَ فِي مُؤۡمِنٍ إِلّٗا وَلَا ذِمَّةٗۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُعۡتَدُونَ 10فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ 11وَإِن نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُم مِّنۢ بَعۡدِ عَهۡدِهِمۡ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمۡ فَقَٰتِلُوٓاْ أَئِمَّةَ ٱلۡكُفۡرِ إِنَّهُمۡ لَآ أَيۡمَٰنَ لَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَنتَهُونَ12
حکم قتال
13آیا با کسانی که پیمان خود را شکستند و قصد اخراج پیامبر را از مکه کردند و اولین بار به شما حمله کردند، نمیجنگید؟ آیا از آنها میترسید؟ تنها خداوند سزاوار است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید. 14با آنها بجنگید تا خداوند به دست شما عذابشان کند، و رسوایشان سازد، و شما را بر آنها پیروز گرداند، و دلهای مؤمنان را شفا بخشد— 15و خشم را از دلهایشان بزداید. سپس خداوند به هر که بخواهد رحمت میآورد. و خداوند دانای مطلق و حکیم است. 16آیا گمان میکنید که رها خواهید شد، پیش از آنکه خداوند معلوم کند چه کسانی از شما واقعاً در راه او جهاد میکنند و جز خدا و پیامبرش و مؤمنان، محرم اسراری برای خود برنمیگزینند؟ و خداوند به آنچه میکنید کاملاً آگاه است.
أَلَا تُقَٰتِلُونَ قَوۡمٗا نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ وَهَمُّواْ بِإِخۡرَاجِ ٱلرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٍۚ أَتَخۡشَوۡنَهُمۡۚ فَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَوۡهُ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ 13قَٰتِلُوهُمۡ يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ بِأَيۡدِيكُمۡ وَيُخۡزِهِمۡ وَيَنصُرۡكُمۡ عَلَيۡهِمۡ وَيَشۡفِ صُدُورَ قَوۡمٖ مُّؤۡمِنِينَ 14وَيُذۡهِبۡ غَيۡظَ قُلُوبِهِمۡۗ وَيَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ 15أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تُتۡرَكُواْ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَلَمۡ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَا رَسُولِهِۦ وَلَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَلِيجَةٗۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ16
Verse 15: ۳. با هدایت بسیاری از دشمنان مکی به پذیرش اسلام.

حافظان حقیقی کعبه
17شایسته نیست که مشرکان متولی مساجد خدا باشند، در حالی که خودشان به کفر خویش گواهی میدهند. اعمالشان تباه است و آنان در آتش جاودان خواهند بود. 18متولیان مساجد خدا تنها کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان آوردهاند، نماز برپا میدارند، زکات میپردازند و جز از خدا نمیترسند. امید است که آنان از هدایتیافتگان باشند. 19آیا شما (مشرکان) آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را با ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد در راه خدا برابر میدانید؟ آنان نزد خدا برابر نیستند و خدا قوم ستمکار را هدایت نمیکند. 20کسانی که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کردهاند، نزد خدا دارای بالاترین درجات هستند. آنان همان رستگارانند. 21پروردگارشان آنان را به رحمت و خشنودی خویش و باغهایی که در آن نعمتهای جاودان دارند، بشارت میدهد. 22در آنجا جاودانه ماندن. همانا نزد خدا پاداشی عظیم است.
مَا كَانَ لِلۡمُشۡرِكِينَ أَن يَعۡمُرُواْ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ شَٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلۡكُفۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ وَفِي ٱلنَّارِ هُمۡ خَٰلِدُونَ 17إِنَّمَا يَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمۡ يَخۡشَ إِلَّا ٱللَّهَۖ فَعَسَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ 18أَجَعَلۡتُمۡ سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ وَعِمَارَةَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ كَمَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَجَٰهَدَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ لَا يَسۡتَوُۥنَ عِندَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ 19ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ أَعۡظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ 20يُبَشِّرُهُمۡ رَبُّهُم بِرَحۡمَةٖ مِّنۡهُ وَرِضۡوَٰنٖ وَجَنَّٰتٖ لَّهُمۡ فِيهَا نَعِيمٞ مُّقِيمٌ 21خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ22
هشدار به مؤمنان
23ای کسانی که ایمان آوردهاید! پدران و برادران خود را اولیا (دوستان و سرپرستان) نگیرید، اگر کفر را بر ایمان برگزینند. و هر کس از شما چنین کند، پس آنان همان ستمکارانند. 24بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خویشاوندان شما و اموالی که کسب کردهاید و تجارتی که از کسادی آن میترسید و خانههایی که به آنها علاقه دارید، نزد شما محبوبتر از خدا و پیامبرش و جهاد در راه اوست، پس منتظر باشید تا خدا فرمان (یا عذاب) خود را بفرستد. و خدا قوم فاسق را هدایت نمیکند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَابَآءَكُمۡ وَإِخۡوَٰنَكُمۡ أَوۡلِيَآءَ إِنِ ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡكُفۡرَ عَلَى ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ 23قُلۡ إِن كَانَ ءَابَآؤُكُمۡ وَأَبۡنَآؤُكُمۡ وَإِخۡوَٰنُكُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ وَعَشِيرَتُكُمۡ وَأَمۡوَٰلٌ ٱقۡتَرَفۡتُمُوهَا وَتِجَٰرَةٞ تَخۡشَوۡنَ كَسَادَهَا وَمَسَٰكِنُ تَرۡضَوۡنَهَآ أَحَبَّ إِلَيۡكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَجِهَادٖ فِي سَبِيلِهِۦ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ ٱللَّهُ بِأَمۡرِهِۦۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ24
Verse 23: برادران و خواهران
Verse 24: شوهران یا زنان

BACKGROUND STORY
پس از پیروزی بر مکه، اکثر اعراب اسلام را پذیرفتند و صلح کردند، اما قبایل هوازن و ثقیف برای حمله به مسلمانان نقشه کشیدند.
در پاسخ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگترین سپاه مسلمانان را که تا آن زمان گردآوری شده بود، متشکل از ۱۲۰۰۰ سرباز، برای نبرد با آنان رهبری کردند.
برخی از مسلمانان، از کثرت نفرات خود مغرور شده بودند و با غرور گفتند که سپاهشان شکستناپذیر است.
اما در طول نبرد، سپاه مسلمانان مورد کمین قرار گرفت. بیشتر سربازان گریختند و تنها پیامبر (ص) و چند تن از یاران وفادارشان برای پایداری باقی ماندند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابتقدم ماندند و مؤمنان را ترغیب کردند تا بازگردند و بجنگند. سرانجام، سپاه تجدید قوا کرد و در حنین به پیروزی دست یافت. (به روایت امام ابن کثیر و امام قرطبی).
پیروزی تنها از جانب الله است
25همانا خداوند شما را در بسیاری از میدانهای نبرد یاری داد، و (به یاد آورید) روز حنین را، آنگاه که کثرت نفراتتان شما را مغرور ساخت، ولی آن کثرت هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ آمد، سپس پشت کردید و گریختید. 26آنگاه خداوند آرامش (سکینه) خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل فرمود، و لشکریانی را فرو فرستاد که شما آنها را نمیدیدید، و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد. این است جزای کافران. 27پس از آن، خداوند توبه هر کس را که بخواهد میپذیرد. و خداوند آمرزنده و مهربان است.
لَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٖ وَيَوۡمَ حُنَيۡنٍ إِذۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡ كَثۡرَتُكُمۡ فَلَمۡ تُغۡنِ عَنكُمۡ شَيۡٔٗا وَضَاقَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ 25ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَا وَعَذَّبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡكَٰفِرِينَ 26ثُمَّ يَتُوبُ ٱللَّهُ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ27
Verse 26: ۶. یعنی فرشتگان.
Verse 27: تقریباً تمام عربستان پیش از رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) مسلمان شدند.

WORDS OF WISDOM
جزیه (مالیات حمایت) عملی بود که حتی قبل از زمان پیامبر محمد وجود داشت. طبق انجیل، عیسی به پیروانش اجازه داد تا به امپراتور روم مالیات بپردازند.
در حکومت اسلامی، همه شهروندان وظایف مالی داشتند: مسلمانان زکات (۲.۵ درصد از پسانداز خود) میپرداختند و غیرمسلمانان جزیه میپرداختند.
جزیه مبلغی اندک و سالانه بود که به طور متوسط یک دینار (۴.۲۵ گرم طلا) میشد.
بسیاری از غیرمسلمانان از پرداخت جزیه معاف بودند، از جمله زنان، کودکان، سالمندان، فقرا، افراد ناتوان از کار و کسانی که زندگی خود را وقف عبادت در معابد کرده بودند. کسانی که به ارتش مسلمانان میپیوستند نیز معاف بودند.
غیرمسلمانان فقیر از دولت اسلامی حمایت مالی دریافت میکردند. علاوه بر این، اگر یک حاکم مسلمان قادر به حمایت از غیرمسلمانان تحت مراقبت خود نبود، جزیه به آنها بازگردانده میشد.
ایستادگی برای حق
28ای کسانی که ایمان آوردهاید! همانا مشرکان [از نظر اعتقادی] ناپاکند، پس نباید پس از این سال به مسجد الحرام نزدیک شوند. و اگر از فقر میترسید، خداوند اگر بخواهد، شما را از فضل خود بینیاز خواهد کرد. همانا خداوند دانا و حکیم است. 29با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمیآورند، و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کردهاند، حرام نمیشمارند، و دین حق را نمیپذیرند، بجنگید تا با خواری و دست خود جزیه بپردازند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسٞ فَلَا يَقۡرَبُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ بَعۡدَ عَامِهِمۡ هَٰذَاۚ وَإِنۡ خِفۡتُمۡ عَيۡلَةٗ فَسَوۡفَ يُغۡنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦٓ إِن شَآءَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيم 28قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلۡحَقِّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ29
Verse 28: به دلیل اعتقادشان به خدایان دروغین.
Verse 29: سال نهم هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه.

WORDS OF WISDOM
آیه ۳۱ میفرماید که یهود و نصاری رهبران دینی خود را به عنوان رب گرفتهاند.
مردی به نام عدی بن حاتم، که قبل از پذیرش اسلام مسیحی بود، حیرت خود را به پیامبر عرض کرد و گفت: «اما آنها رهبران دینی خود را عبادت نمیکنند!»
پیامبر در پاسخ فرمود: «آیا آنها از آن رهبران اطاعت نمیکنند هنگامی که حرام را حلال میکنند و حلال را حرام میکنند؟»
عدی تأیید کرد: «بله، همینطور است.»
پیامبر آنگاه فرمود: «اینگونه است که آنها را عبادت میکنند.» (به روایت امام ترمذی)

SIDE STORY
داستان گرویدن سلمان فارسی به اسلام داستانی شگفتانگیز است، به روایت امام احمد.
سلمان که اهل فارس بود، در ابتدا زرتشتی بود و پدرش نگهبان «آتش مقدس» آنها بود. او بعدها مسیحی شد و در سوریه به خدمت یک رهبر دینی درآمد.
سلمان دریافت که این رهبر ناصادق است و مخفیانه طلا و نقره اهدایی کلیسا را به جای اینکه به فقرا بدهد، احتکار میکرد. وقتی آن رهبر درگذشت، سلمان خیانت او را برای مردم فاش کرد و مردم نیز از خشم خود، از دفن جسد او خودداری کردند.
پس از خدمت به دیگر رهبران دینی صالح، خبر پیامبر محمد (ص) به سلمان رسید. در سفرش به عربستان، او دستگیر و در مدینه به عنوان برده فروخته شد.
وقتی پیامبر (ص) به مدینه رسید، سلمان اسلام آورد و با کمک جامعه مسلمانان توانست آزادی خود را بخرد.
آیات ۳۴ و ۳۵ قرآن به شدت رهبران دینی ناصادقی را که کمکهای مالی را اختلاس میکنند، محکوم مینمایند. این آیات هشدار میدهند که در روز قیامت، گنجهایی که اندوختهاند، برای عذاب آنان در جهنم مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
کافران اهل کتاب
30یهود میگویند: «عزیر پسر خداست» و نصاری میگویند: «مسیح پسر خداست». اینها سخنانی است که با دهان خود میگویند، شبیه گفتار کافران پیشین است. خدا آنها را بکشد! چگونه از حق رویگردان میشوند؟ 31آنها دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به عنوان پروردگار گرفتند، در حالی که به آنها دستور داده نشده بود جز خدای یگانه را بپرستند. هیچ معبودی جز او نیست. پاک و منزه است از آنچه شریک او میسازند. 32میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، ولی خدا جز کامل کردن نور خود را نمیخواهد، هر چند کافران ناخوش داشته باشند. 33اوست کسی که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان ناخوش داشته باشند. 34ای کسانی که ایمان آوردهاید! همانا بسیاری از دانشمندان (یهود) و راهبان (نصاری) اموال مردم را به ناحق میخورند و از راه خدا بازمیدارند. و کسانی که طلا و نقره را گنجینه میکنند و آن را در راه خدا انفاق نمیکنند، پس به آنها از عذابی دردناک خبر ده. 35روزی گنجهایشان در آتش جهنم گداخته میشود و با آن پیشانیها و پهلوها و پشتهایشان داغ کرده میشود. به آنها گفته خواهد شد: «این همان گنجی است که برای خود اندوختید. پس بچشید آنچه را که میاندوختید!»
وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ عُزَيۡرٌ ٱبۡنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَى ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِۖ ذَٰلِكَ قَوۡلُهُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡۖ يُضَٰهُِٔونَ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ 30ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 31يُرِيدُونَ أَن يُطۡفُِٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَيَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ 32هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ 33۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡأَحۡبَارِ وَٱلرُّهۡبَانِ لَيَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۗ وَٱلَّذِينَ يَكۡنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلۡفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٖ 34يَوۡمَ يُحۡمَىٰ عَلَيۡهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكۡوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمۡ وَجُنُوبُهُمۡ وَظُهُورُهُمۡۖ هَٰذَا مَا كَنَزۡتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡنِزُونَ35
Verse 30: ۱۰، عزیر مردی مؤمن از بنیاسرائیل بود. به گفته امام ابن عاشور، برخی از یهودیان به دلیل دانش فراوانش از تورات، عزیر را «پسر خدا» نامیدند.
Verse 31: ۱۱. مسیحیان غرق در عبادت.

BACKGROUND STORY
ماههای حرام در تقویم اسلامی عبارتند از ماه یازدهم (ذوالقعده)، ماه دوازدهم (ذوالحجه)، ماه اول (محرم) و ماه هفتم (رجب).
بتپرستان میدانستند که جنگیدن در این ماههای حرام ممنوع است، اما آنها این ممنوعیت را به ماههای دیگر جابجا میکردند.
آنها در ماههای حرام واقعی جنگیدن را مجاز میدانستند و برای حفظ مجموع چهار ماه حرام، خودسرانه جنگ را در چهار ماه متفاوت (مثلاً ماه سوم، چهارم، هشتم و دهم) ممنوع میکردند.
این جابجایی ماههای حرام نوعی فریب و دستکاری بود. (به روایت امام ابن کثیر و امام بغوی).
گرامیداشت ماههای مقدس
36همانا، شمار ماهها نزد خدا، از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، در کتاب الهی دوازده ماه است که چهار ماه از آنها حرام است. این دین استوار است. پس در این ماهها به خودتان ستم نکنید. و با مشرکان همگی بجنگید، همانگونه که آنان همگی با شما میجنگند. و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. 37به تأخیر انداختن ماههای حرام، افزایشی در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه میشوند. یک سال آن را حلال میشمارند و یک سال آن را حرام، تا با شمار ماههایی که خدا حرام کرده، برابر شود و آنچه را خدا حرام کرده، حلال گردانند. اعمال بدشان در نظرشان آراسته شده است. و خدا قوم کافر را هدایت نمیکند.
إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ يَوۡمَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُۚ فَلَا تَظۡلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمۡۚ وَقَٰتِلُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ كَآفَّةٗ كَمَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ كَآفَّةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ 36إِنَّمَا ٱلنَّسِيٓءُ زِيَادَةٞ فِي ٱلۡكُفۡرِۖ يُضَلُّ بِهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلُّونَهُۥ عَامٗا وَيُحَرِّمُونَهُۥ عَامٗا لِّيُوَاطُِٔواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُۚ زُيِّنَ لَهُمۡ سُوٓءُ أَعۡمَٰلِهِمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ37
Verse 36: ۱۲. لوح محفوظ که همه چیز در آن نوشته شده است.
Verse 37: ۱۳. یعنی جنگیدن در ماههای حرام.

BACKGROUND STORY
وحدت عربستان زیر پرچم اسلام، امپراتوریهای روم و ایران را تهدید کرد، زیرا بسیاری از قبایل غیرمسلمان شروع به تغییر وفاداری خود به جامعه مسلمانان کردند.
به گفته امام ابن کثیر، به پیامبر خبر رسید که نیروهای رومی در حال آمادهسازی برای حمله به مسلمانان هستند. در سال نهم هجرت، پیامبر برای مقابله با آنها، لشکرکشی به تبوک (بیش از ۷۰۰ کیلومتر شمال مدینه) را اعلام کرد.
این لشکرکشی به دلیل گرمای شدید، مسافت طولانی و تنگدستی مالی مسلمانان، بسیار دشوار بود. با وجود این، پیامبر به یاری فراخواند و مسلمانان باایمان هر آنچه در توان داشتند اهدا کردند، در حالی که منافقان چنین نکردند.
اگرچه پیامبر توانست بیش از ۳۰,۰۰۰ سرباز گردآوری کند، بسیاری دیگر با عذر موجه یا بدون آن، از پیوستن به سپاه بازماندند.
در طول سفر، پیامبر معجزات بسیاری از جمله تکثیر غذا و آب، دعا برای باران و هشدار در مورد طوفانی قریبالوقوع انجام داد. در راه بازگشت، خداوند او را از یک سوءقصد توسط برخی منافقان نجات داد. (روایت شده توسط امام بخاری و امام مسلم)
ارتش روم، با یادآوری دشواری خود در برابر سپاه ۳۰۰۰ نفری مسلمانان در جنگ موته یک سال قبل، از تبوک به دیگر سرزمینهای تحت کنترل روم مانند سوریه گریخت.
سپاه مسلمانان چند روز در تبوک اقامت گزید تا شجاعت خود را به نمایش بگذارد. در این مدت، چندین قبیله عرب مسیحی آمدند تا جزیه به مسلمانان بپردازند.
این لشکرکشی به شدت به اعتبار ارتش روم خدشه وارد کرد و راه را برای مسلمانان هموار ساخت تا بعدها سرزمینهای تحت کنترل روم مانند سوریه، لبنان، اردن، فلسطین و مصر را فتح کنند.

آیات زیر برای نکوهش کسانی نازل شدند که در لشکرکشی تبوک از همراهی پیامبر بازماندند.
سر باز زدن از جهاد در راه حق
38ای کسانی که ایمان آوردهاید! شما را چه شده است که چون به شما گفته میشود: «در راه خدا کوچ کنید»، بر زمین سنگین میشوید؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟ بهرهمندی زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست. 39اگر کوچ نکنید، شما را به عذابی دردناک دچار میکند و گروهی دیگر را به جای شما میآورد، و هیچ زیانی به او نمیرسانید. و خداوند بر هر کاری تواناست. 40اگر شما او (پیامبر) را یاری نکنید، قطعاً خدا او را یاری کرده است؛ آنگاه که کافران او را بیرون کردند، در حالی که او دومین نفر از دو تن بود؛ هنگامی که هر دو در غار بودند، به همنشینش گفت: «اندوهگین مباش؛ یقیناً خدا با ماست.» پس خداوند آرامش خود را بر او نازل کرد و او را با لشکریانی که شما آنها را نمیدیدید، یاری نمود و سخن کافران را پستترین قرار داد، و سخن خداست که برتر است. و خداوند شکستناپذیر و حکیم است. 41سبکبار و گرانبار (چه آسان باشد و چه دشوار) کوچ کنید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید. این برای شما بهتر است، اگر میدانستید.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَا لَكُمۡ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلۡتُمۡ إِلَى ٱلۡأَرۡضِۚ أَرَضِيتُم بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِۚ فَمَا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ 38إِلَّا تَنفِرُواْ يُعَذِّبۡكُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا وَيَسۡتَبۡدِلۡ قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيۡٔٗاۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ 39إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡ هُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيۡهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَاۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ 40ٱنفِرُواْ خِفَافٗا وَثِقَالٗا وَجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ41
Verse 40: ابوبکر صدیق، که پس از سالها آزار و اذیت در مکه، پیامبر را در هجرتش از مکه به مدینه همراهی کرد.
بهانههای کاذب منافقان
42اگر غنیمت نزدیک و سفر کوتاه بود، منافقان از تو پیروی میکردند، ولی راه بر آنان دور مینمود. و به خدا سوگند میخورند که «اگر میتوانستیم، حتماً با شما بیرون میآمدیم.» آنان خود را هلاک میکنند. و خدا میداند که آنان قطعاً دروغگو هستند. 43خداوند تو را بخشید ای پیامبر! چرا پیش از آنکه راستگویان بر تو معلوم شوند و دروغگویان را بشناسی، به آنان اجازه دادی؟ 44کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، هرگز از تو اجازه نمیخواهند که با اموال و جانهایشان جهاد نکنند. و خدا مؤمنان را خوب میشناسد. 45جز کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند، کسی از تو اجازه نمیخواهد؛ و دلهایشان در شک است، پس در شک خود سرگردانند. 46اگر قصد خروج داشتند، حتماً برای آن آماده میشدند. ولی خدا از رفتنشان کراهت داشت، پس آنان را بازداشت و به آنان گفته شد: «با خانهنشینان بمانید.» 47اگر با شما بیرون میآمدند، جز دردسر برای شما نمیافزودند و در میان شما به فتنه و فساد میپرداختند و برخی از شما به سخنانشان گوش میدادید. و خداوند به ستمکاران آگاه است. 48پیش از این نیز فتنه انگیزی کرده بودند و هر توطئهای علیه تو (ای پیامبر) چیده بودند، تا آنکه حق پیروز شد و فرمان خدا غالب گشت، با اینکه آنان کراهت داشتند.
لَوۡ كَانَ عَرَضٗا قَرِيبٗا وَسَفَرٗا قَاصِدٗا لَّٱتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنۢ بَعُدَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلشُّقَّةُۚ وَسَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَوِ ٱسۡتَطَعۡنَا لَخَرَجۡنَا مَعَكُمۡ يُهۡلِكُونَ أَنفُسَهُمۡ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ 42عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعۡلَمَ ٱلۡكَٰذِبِينَ 43لَا يَسۡتَٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ 44إِنَّمَا يَسۡتَٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ 45۞ وَلَوۡ أَرَادُواْ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواْ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ 46لَوۡ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا وَلَأَوۡضَعُواْ خِلَٰلَكُمۡ يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ وَفِيكُمۡ سَمَّٰعُونَ لَهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ 47لَقَدِ ٱبۡتَغَوُاْ ٱلۡفِتۡنَةَ مِن قَبۡلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ ٱلۡأُمُورَ حَتَّىٰ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَظَهَرَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَهُمۡ كَٰرِهُونَ48
Verse 48: برای مثال، عبدالله بن اُبیّ سلول، سرکرده منافقان، همراه پیامبر (ص) به سوی جنگ اُحد حرکت کرد، اما سپس از شرکت در نبرد سر باز زد و با پیروانش که حدود یکسوم سپاه مسلمانان را تشکیل میدادند، به مدینه بازگشت.

باز هم بهانههای باطل
49و از آنان کسانی هستند که میگویند: «به من اجازه بده و مرا به فتنه مینداز.» آگاه باش که آنها خود در فتنه افتادهاند. و جهنم کافران را از هر سو فرا خواهد گرفت. 50اگر خیری به تو رسد، آنان را غمگین میسازد. و اگر مصیبتی به تو رسد، میگویند: «ما از پیش احتیاط خود را کرده بودیم.» و با خوشحالی روی برمیگردانند. 51بگو: «چیزی به ما نخواهد رسید مگر آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است. او سرپرست ماست.» و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. 52بگو: «آیا برای ما جز یکی از دو نیکی (پیروزی یا شهادت) انتظار میبرید؟ ولی ما برای شما انتظار میبریم که خداوند عذابی از جانب خود یا به دست ما به شما برساند. پس انتظار بکشید! ما نیز با شما منتظریم.» 53بگو: «انفاق کنید، چه با رغبت و چه با کراهت. هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا شما قومی فاسق بودهاید.» 54و هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشد مگر اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و نماز نمیخوانند مگر با کسالت و انفاق نمیکنند مگر با کراهت. 55پس اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد. خدا میخواهد با اینها در زندگی دنیا عذابشان کند و جانشان در حال کفر گرفته شود. 56به خدا سوگند میخورند که از شما هستند، در حالی که از شما نیستند، بلکه از ترس چنین میگویند. اگر پناهگاهی یا غارهایی یا سوراخی بیابند، با عجله به سوی آن میشتابند.
وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ ٱئۡذَن لِّي وَلَا تَفۡتِنِّيٓۚ أَلَا فِي ٱلۡفِتۡنَةِ سَقَطُواْۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ 49إِن تُصِبۡكَ حَسَنَةٞ تَسُؤۡهُمۡۖ وَإِن تُصِبۡكَ مُصِيبَةٞ يَقُولُواْ قَدۡ أَخَذۡنَآ أَمۡرَنَا مِن قَبۡلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمۡ فَرِحُونَ 50قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا هُوَ مَوۡلَىٰنَاۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ 51قُلۡ هَلۡ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحۡدَى ٱلۡحُسۡنَيَيۡنِۖ وَنَحۡنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمۡ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابٖ مِّنۡ عِندِهِۦٓ أَوۡ بِأَيۡدِينَاۖ فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ 52قُلۡ أَنفِقُواْ طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمۡ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ 53وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُونَ 54فَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ 55وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ56
Verse 49: ۱۷. به گفته ابن کثیر، یک منافق (به نام جَدّ بن قیس) اجازه خواست که عقب بماند، زیرا میگفت اگر زنان رومی را ببیند، نمیتواند خود را کنترل کند.
Verse 52: یا پیروزی یا شهادت فی سبیل الله.
منافقان حریص
58و از آنان کسانی هستند که در (تقسیم) زکات بر تو خرده میگیرند. اگر از آن به آنها داده شود، خشنود میشوند و اگر از آن به آنها داده نشود، خشمگین میگردند. 59و کاش به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده بودند، راضی میشدند و میگفتند: «خداوند برای ما کافی است! به زودی خدا و پیامبرش از فضل خود به ما خواهند داد. ما مشتاقانه به سوی خدا روی میآوریم.» 60زکات تنها برای فقیران، و مسکینان، و کارگزاران آن، و برای جلب دلها (به اسلام)، و در راه آزاد کردن بردگان، و برای بدهکاران، و در راه خدا، و برای در راهماندگان است. این فریضهای است از جانب خدا. و خداوند دانای حکیم است.
وَمِنۡهُم مَّن يَلۡمِزُكَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنۡ أُعۡطُواْ مِنۡهَا رَضُواْ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاْ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ 58وَلَوۡ أَنَّهُمۡ رَضُواْ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤۡتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ 59۞ إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلۡفُقَرَآءِ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡعَٰمِلِينَ عَلَيۡهَا وَٱلۡمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمۡ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَٱلۡغَٰرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۖ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم60
Verse 60: ۱۹. برای حمایت از تازه مسلمانان و علاقهمندان به اسلام.
استهزای پیامبر توسط منافقان
61و از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند: «او گوش است (یعنی هرچه بشنود میپذیرد).» بگو: «او گوش شنوایی است برای خیر شما. او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق میکند و رحمتی است برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند.» کسانی که پیامبر خدا را آزار میدهند، عذابی دردناک خواهند داشت. 62آنها برای شما (ای مؤمنان) به خدا سوگند یاد میکنند تا شما را راضی کنند. در حالی که اگر مؤمن واقعی بودند، سزاوارتر بود که خدا و پیامبرش را خشنود سازند. 63آیا نمیدانند که هر کس با خدا و پیامبرش ستیز کند، آتش جهنم برای اوست که در آن جاودانه خواهد ماند؟ این همان خواری بزرگ است. 64منافقان میترسند که سورهای درباره آنها نازل شود که آنچه در دلهایشان است را آشکار سازد. بگو: «مسخره کنید! خداوند آنچه را که از آن میترسید، آشکار خواهد ساخت.» 65اگر از آنها بپرسی، حتماً خواهند گفت: «ما فقط گفتگو و شوخی میکردیم.» بگو: «آیا به خدا و آیات او و پیامبرش استهزا میکنید؟» 66عذر نتراشید! شما پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید. اگر از گروهی از شما درگذریم، دیگران را به سزای فسقشان عذاب خواهیم داد.
وَمِنۡهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞۚ قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡۚ وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيم 61يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ لِيُرۡضُوكُمۡ وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرۡضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ 62أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدٗا فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡخِزۡيُ ٱلۡعَظِيمُ 63يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ 64وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُۚ قُلۡ أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ 65لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٖ مِّنكُمۡ نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ66
Verse 66: ۲۰. یعنی کسانی که توبه میکنند.

WORDS OF WISDOM
در قرآن، عباراتی مانند «خداوند آنها را فراموش کرد» (توبه: ۶۷) باید به گونهای فهمیده شود که شایسته عظمت خداوند باشد، زیرا خداوند فراموش نمیکند (مریم: ۶۴، طه: ۵۲). این بدان معناست که چون منافقان وظایف خود را نسبت به خداوند نادیده گرفتند، او نیز در جهنم آنها را نادیده خواهد گرفت.
به همین ترتیب، هنگامی که قرآن میفرماید: «و مکر کردند و خداوند نیز مکر کرد» (آل عمران: ۵۴)، این بدان معنا نیست که خداوند نقشههای شیطانی کشید. بلکه به این معناست که او نقشههای شیطانی آنها را به ضرر خودشان تمام کرد.
هنگامی که خداوند از مؤمنان میخواهد که به او «قرض الحسنه» دهند، این به معنای آن نیست که او نیازمند است. بلکه وعده میدهد که کسانی که برای رضای او انفاق میکنند، در این دنیا برکات فراوان و در آخرت پاداشهای عظیمی دریافت خواهند کرد.
در یک حدیث قدسی، خداوند میفرماید: «بیمار شدم و به عیادتم نیامدید! ... از شما غذا خواستم و به من ندادید! ... از شما آب خواستم و به من ندادید!» (روایت شده توسط امام مسلم). این باید به صورت مجازی فهمیده شود: خداوند بیمار، گرسنه یا تشنه نمیشود. بلکه به این معناست که مسلمانی نیازمند بود و با کمک به او، پاداش خود را نزد خداوند مییافتید.
حدیث قدسی دیگری بیان میدارد: «اگر بندهام را دوست بدارم، گوش او میشوم که با آن میشنود، چشم او میشوم که با آن میبیند، دست او میشوم که با آن میگیرد، و پای او میشوم که با آن راه میرود.» (روایت شده توسط امام بخاری). این بدان معنا نیست که خداوند به معنای واقعی کلمه این اعضای بدن میشود. بلکه نشان میدهد که خداوند این اعضا را به انجام کارهای نیک و صحیح هدایت میکند.
عذاب منافقین
67مردان و زنان منافق، همه از یک قماشند؛ به منکر امر میکنند و از معروف نهی میکنند و دستهایشان را (از انفاق) میبندند. خدا را فراموش کردند، پس او نیز آنها را فراموش کرد. منافقان همان فاسقانند. 68خداوند به مردان و زنان منافق و کافران، آتش جهنم را وعده داده است که در آن جاودانه خواهند ماند. همین برایشان کافی است. خداوند آنها را لعنت کرده است و برایشان عذابی پایدار خواهد بود. 69شما (منافقان) نیز مانند کسانی هستید که پیش از شما بودند؛ آنها از شما نیرومندتر و دارای اموال و فرزندان بیشتری بودند. آنها از سهم خود در زندگی دنیا بهرهمند شدند، شما نیز از سهم خود بهرهمند شدید، همانگونه که آنها بهرهمند شدند. و شما نیز به یاوهگویی پرداختید، همانگونه که آنها پرداختند. اعمال چنین کسانی در دنیا و آخرت تباه شده است و آنها همان زیانکارانند. 70آیا داستان کسانی که پیش از آنها هلاک شدند، به آنها نرسیده است؟ قوم نوح، عاد و ثمود، قوم ابراهیم، اهل مدین و شهرهای واژگون شده قوم لوط. پیامبرانشان با دلایل روشن به سوی آنها آمدند. خداوند هرگز به آنها ستم نمیکرد، ولی آنها بودند که به خودشان ستم کردند.
ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡۚ نَسُواْ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡۚ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ 67وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ 68كَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنكُمۡ قُوَّةٗ وَأَكۡثَرَ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا فَٱسۡتَمۡتَعُواْ بِخَلَٰقِهِمۡ فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ كَمَا ٱسۡتَمۡتَعَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُم بِخَلَٰقِهِمۡ وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاْۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ 69أَلَمۡ يَأۡتِهِمۡ نَبَأُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِۚ أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ70

SIDE STORY
حمزه، پس از مرگ یکی از دوستانش، تصمیم گرفت در مورد ایمانش جدیتر شود و برای اولین بار در سالها به نماز جمعه رفت. در حالی که او وسط مسجد نشسته بود، تلفنش با صدای بلند در طول خطبه به صدا درآمد.
امام، به جای ادامه خطبهاش در مورد رمضان، موضوع را تغییر داد تا مسلمانان بیمبالات و «پارهوقت» را که آرامش دیگران را بر هم میزنند، مورد انتقاد قرار دهد. حمزه عمیقاً احساس شرمندگی کرد زیرا همه به او خیره شده بودند و او اولین کسی بود که پس از نماز برای جلوگیری از رویارویی، مسجد را ترک کرد.
حمزه، با احساس ناخوشایندی، با دوستانش به کافهای رفت. آنجا، او به طور تصادفی یک لیوان آبمیوه را انداخت که روی دیگران پاشید. او انتظار داشت مورد توهین قرار گیرد اما در عوض با مهربانی روبرو شد؛ یک نفر حالش را پرسید و کارکنان مهربان و دوستانه بودند. او از اینکه مردم کافه بیشتر از مردم مسجد پذیرای او بودند، احساس غمگینی کرد.
چند سال بعد، یکی از همکارانش او را به مسجدی دیگر دعوت کرد. حمزه که در ابتدا مردد بود، موافقت کرد که برود و امام آنجا را فردی دانا و مهربان یافت که باعث میشد همه احساس راحتی کنند. از آن روز به بعد، حمزه به طور منظم در آن مسجد حضور یافته است.


WORDS OF WISDOM
این سوره، مانند سوره ۳، بر اصل اسلامیِ «امر به معروف و نهی از منکر» تأکید دارد. این بدان معناست که وظیفه ماست مردم را به سوی نیکی هدایت کنیم و از بدی بازداریم.
اما اکثر مردم دوست ندارند نصیحت شوند، به خصوص اگر با تندی انجام شود. تحقیر یا انتقاد علنی میتواند فردی را بیشتر از اسلام دور کند.
بنابراین، ما باید دیگران را با مهربانی و حکمت نصیحت کنیم.
هنگامی که مردم از صمیم قلب رحمت خداوند را میطلبند، نباید آنها را ناامید کنیم.

SIDE STORY
روزی پیامبر (ص)، خوات بن جبیر، جوان مسلمانی را در حال گفتگو با چند زن دید که این کار شایسته تلقی نمیشد.
خوات که شوکه و دستپاچه شده بود، به سرعت بهانهای آورد و به پیامبر (ص) گفت که از زنان میخواهد برای شتر فراریاش افساری بسازند.
پس از آن ماجرا، هر بار که پیامبر (ص) او را میدید، با شوخی میپرسید: «شتر وحشیات چه شد؟» و خوات همیشه از پاسخ دادن عاجز بود.
روزی، هنگامی که خوات مشغول نماز بود، پیامبر (ص) کنار او نشست. خوات، به امید اینکه پیامبر (ص) برود، سعی کرد نمازش را طولانی کند. اما پیامبر (ص) آهسته به او فرمود: «من منتظر تو هستم، پس هر چقدر میخواهی نماز بخوان!»
پس از آنکه خوات نمازش را تمام کرد، پیامبر (ص) بار دیگر درباره شتر پرسید. خوات که درس خود را آموخته بود، با خبری خوش پاسخ داد: «الحمدلله! شتر من واقعاً اسلام آورده است و دیگر فرار نمیکند.»
پیامبر از پاسخ او خشنود شد و برایش دعا کرد. (به روایت امام طبرانی)
اجر مؤمنان
71مردان و زنان مؤمن یاور و پشتیبان یکدیگرند. امر به معروف میکنند و نهی از منکر، نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و از خدا و پیامبرش اطاعت میکنند. خداوند به زودی آنان را مشمول رحمت خویش خواهد ساخت. به راستی که خداوند توانا و حکیم است. 72خداوند به مردان و زنان مؤمن باغهایی وعده داده است که از زیر آنها نهرها جاری است و جاودانه در آن میمانند، و خانههای پاکیزه در بهشتهای عدن، و (بالاتر از همه) رضوان خدا. این است همان رستگاری بزرگ.
وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيم 71وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ72
انذار به کافران
73ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. جایگاهشان جهنم است و چه بد سرانجامی! 74به خدا سوگند یاد میکنند که (سخن ناروایی) نگفتهاند، در حالی که قطعاً سخن کفر گفتند و پس از اسلام آوردن کافر شدند و قصد کارهایی کردند که به آن نرسیدند. و هیچ دلیلی برای کینهتوزی آنها نیست جز اینکه خداوند و پیامبرش از فضل خود آنان را بینیاز کردند. پس اگر توبه کنند، برایشان بهتر است. و اگر رویگردان شوند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در زمین هیچ ولی و یاوری برایشان نخواهد بود.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ 73يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدۡ قَالُواْ كَلِمَةَ ٱلۡكُفۡرِ وَكَفَرُواْ بَعۡدَ إِسۡلَٰمِهِمۡ وَهَمُّواْ بِمَا لَمۡ يَنَالُواْۚ وَمَا نَقَمُوٓاْ إِلَّآ أَنۡ أَغۡنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضۡلِهِۦۚ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيۡرٗا لَّهُمۡۖ وَإِن يَتَوَلَّوۡاْ يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَمَا لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِير74
Verse 74: برخی از آنها در راه بازگشت پیامبر از تبوک، قصد داشتند به ایشان کمین کرده و ایشان را به قتل برسانند. یعنی آنها کفران نعمت میکنند و هیچ توجیهی برای این همه شرارت ندارند.
منافقان ناشکر
75و از آنان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند که اگر از فضل خود به ما ببخشد، قطعاً صدقه خواهیم داد و از صالحان خواهیم بود. 76پس چون از فضل خود به آنان بخشید، بخل ورزیدند و روی برگرداندند. 77پس نفاق را در دلهایشان قرار داد تا روزی که او را ملاقات کنند، به سبب اینکه پیمان خود را با خدا شکستند و به خاطر دروغهایی که میگفتند. 78آیا نمیدانند که خدا رازهایشان و نجواهایشان را میداند و اینکه خداست که دانای همه غیبهاست؟
وَمِنۡهُم مَّنۡ عَٰهَدَ ٱللَّهَ لَئِنۡ ءَاتَىٰنَا مِن فَضۡلِهِۦ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ 75فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضۡلِهِۦ بَخِلُواْ بِهِۦ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ 76فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواْ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ 77أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ78


SIDE STORY
در یک شهر کوچک، سنگی بزرگ در وسط جاده اصلی ظاهر شد. بسیاری از مردم از کنار آن گذشتند و از کوتاهی پادشاه در پاک نگه داشتن جاده شکایت کردند.
کشاورزی فقیر از راه رسید و بدون اینکه کلمهای بگوید، شروع به هل دادن و کشیدن سنگ کرد. او از حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) انگیزه گرفته بود: «برداشتن شیء مضر از سر راه مردم صدقه است» (امام مسلم).
در حالی که کشاورز تقلا میکرد، همان مردمی که از پادشاه انتقاد میکردند، کمکی پیشنهاد نکردند. برخی حتی او را به خودنمایی متهم کردند، در حالی که دیگران او را به خاطر تلاشش احمق خواندند.
پس از برداشتن سنگ، کشاورز کیسهای حاوی ۱۰۰ دینار (سکه طلا) و نامهای از پادشاه در زیر آن پیدا کرد. نامه از شخصی تشکر کرده بود که به جای فقط شکایت کردن، داوطلبانه مشکل را حل کرد.

SIDE STORY
همانطور که گفتهاند، «کسانی که زیاد حرف میزنند، به ندرت کاری انجام میدهند.» این داستان همین نکته را روشن میکند.
روزی، سنگی بزرگ در یک جاده اصلی ظاهر شد. بسیاری از مردم شکایت کردند و پادشاه را به خاطر عدم پاکسازی جاده مورد انتقاد قرار دادند، اما هیچکس اقدامی نکرد.
یک کشاورز فقیر از آنجا عبور کرد و با الهام از حدیث پیامبر (ص) که میفرماید: «دور کردن شیء مضر از سر راه مردم، صدقه است» (امام مسلم)، تصمیم گرفت خودش سنگ را جابجا کند.
همان مردمی که شکایت میکردند، کشاورز را در حال تقلا تماشا کردند اما هیچ کمکی نکردند. حتی برخی او را مسخره کرده، احمق نامیدند یا به خودنمایی متهمش کردند.
پس از برداشتن سنگ، کشاورز کیسهای حاوی ۱۰۰ سکه طلا و نامهای از پادشاه پیدا کرد که در آن از کسی که مشکل را حل کرده بود، به جای فقط شکایت کردن، تشکر شده بود.

BACKGROUND STORY
طبق آیه ۷۹، منافقان نه تنها از انفاق در راه خدا خودداری کردند، بلکه کسانی را که انفاق میکردند نیز مورد انتقاد قرار دادند.
اگر یک مسلمان ثروتمند سخاوتمندانه انفاق میکرد، منافقان میگفتند: «او ریا میکند!»
و اگر یک مسلمان فقیر اندک چیزی را که در توان داشت انفاق میکرد، منافقان او را مسخره میکردند و میگفتند: «به این نگاه کن! این که چیزی نیست.»
این توسط امام بخاری و امام مسلم روایت شده است.
عیبجویی منافقان از صدقات
79و از ایشان کسانی هستند که بر مؤمنان سخاوتمند در صدقاتشان عیب میگیرند، و کسانی را که جز به اندازه توانشان [چیزی برای صدقه] نمییابند، مسخره میکنند. خداوند استهزایشان را به خودشان بازمیگرداند و برایشان عذابی دردناک است. 80برایشان یکسان است چه برایشان آمرزش بخواهی و چه نخواهی. حتی اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی، خداوند هرگز آنان را نخواهد آمرزید. این بدان سبب است که به خدا و رسولش کفر ورزیدهاند. و خداوند قوم فاسق را هدایت نمیکند.
ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ 79ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ80
بهانههای دروغین دیگر
81منافقانی که از جهاد بازماندند، از خانهنشینی خود پس از رفتن پیامبر شادمان بودند و از اینکه با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند و به یکدیگر میگفتند: «در این گرما حرکت نکنید.» بگو: «آتش جهنم بسیار سوزانتر است!» اگر میفهمیدند! 82پس باید اندکی بخندند و بسیار بگریند؛ به سزای آنچه انجام میدادند. 83پس اگر خداوند تو را (ای پیامبر) به سوی گروهی از آنان بازگرداند و از تو اجازه خروج (برای جهاد) خواستند، بگو: «شما هرگز با من بیرون نمیروید و با هیچ دشمنی نمیجنگید. شما بار اول به نشستن (در خانه) راضی شدید، پس با بازماندگان (ناتوانان) بمانید.»
فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ وَكَرِهُوٓاْ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواْ يَفۡقَهُونَ 81فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواْ كَثِيرٗا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ 82فَإِن رَّجَعَكَ ٱللَّهُ إِلَىٰ طَآئِفَةٖ مِّنۡهُمۡ فَٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِلۡخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخۡرُجُواْ مَعِيَ أَبَدٗا وَلَن تُقَٰتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّاۖ إِنَّكُمۡ رَضِيتُم بِٱلۡقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٖ فَٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡخَٰلِفِينَ83

BACKGROUND STORY
ابن سلول در آستانهٔ رهبری مدینه بود، اما با ورود پیامبر و مسلمانان مکی، همه چیز تغییر کرد.
با وجود ادعای پذیرش اسلام، او مخفیانه علیه مسلمانان فعالیت میکرد و به سرکردهٔ منافقان معروف بود.
وقتی او درگذشت، پسرش عبدالله، که مسلمانی باایمان بود، از پیامبر درخواست کرد تا نماز میت (جنازه) را برای او اقامه کند.
عمر به دلیل سابقهٔ طولانی ابن سلول در دشمنی با اسلام، کاملاً مخالف این درخواست بود.
اما پیامبر میخواست عبدالله را تکریم کند و امیدوار بود که پیروان ابن سلول را به اسلام جذب کند.
اندکی بعد، آیات ۸۴ و ۸۵ نازل شد که به پیامبر دستور میداد برای چنین منافقانی نماز نخواند. (به روایت امام بخاری)
دعا برای منافقین
84هرگز بر هیچ یک از آنان نماز میت نخوان و بر سر قبرشان برای دعا نایست، زیرا به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و در حالی که فاسق بودند مردند. 85و اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد. خداوند فقط میخواهد به وسیله اینها در دنیا عذابشان کند، سپس جانشان در حالی که کافرند گرفته شود.
وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ 84وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ85
کافران
86هرگاه سورهای نازل شود که فرمان میدهد: «به الله ایمان بیاورید و با پیامبرش جهاد کنید»، توانگرانشان از تو اجازه میخواهند که در خانه بمانند و میگویند: «ما را با خانهنشینان بگذارید.» 87ترجیح دادند که با خانهنشینان بمانند، و بر دلهایشان مهر زده شده است، پس درک نمیکنند. 88اما پیامبر و مؤمنانی که با او بودند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند. آنان را همه خیرات است و تنها آنان رستگارند. 89الله برایشان بهشتهایی آماده کرده است که از زیر آنها رودها جاری است، تا جاودانه در آن بمانند. این همان رستگاری بزرگ است. 90و برخی از اعراب بادیهنشین نیز آمدند تا اجازه بگیرند که در خانه بمانند. و آنان که با الله و پیامبرش راستگو نبودند، بدون عذر عقب ماندند. کافرانشان را عذابی دردناک خواهد رسید.
وَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٌ أَنۡ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَجَٰهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ ٱسۡتَٔۡذَنَكَ أُوْلُواْ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ وَقَالُواْ ذَرۡنَا نَكُن مَّعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ 86رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ 87ٰكِنِ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ جَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡخَيۡرَٰتُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ 88أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ 89وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ90
عذرهای موجه و غیرموجه
91بر ناتوانان و بیماران و کسانی که چیزی برای انفاق نمییابند، گناهی نیست، به شرط آنکه برای خدا و پیامبرش خیرخواه باشند. بر نیکوکاران راهی برای سرزنش نیست. و خداوند آمرزنده و مهربان است. 92و نیز گناهی نیست بر کسانی که وقتی نزد تو آمدند تا آنها را سوار کنی، گفتی: «چیزی نمییابم که شما را بر آن سوار کنم.» پس بازگشتند در حالی که چشمانشان از اشک لبریز بود، از اندوه اینکه چیزی برای انفاق نمییابند. 93راه سرزنش فقط بر کسانی است که با اینکه توانگرند، از تو اجازه میخواهند. آنان راضی شدند که با خانهنشینان بمانند، و خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است، پس آنان نمیدانند. 94هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما عذرخواهی میکنند. بگو: «عذرخواهی نکنید، هرگز شما را باور نمیکنیم. خداوند ما را از اخبار شما آگاه ساخته است. و به زودی خدا و پیامبرش اعمال شما را خواهند دید. سپس به سوی دانای غیب و آشکار بازگردانده میشوید، پس شما را از آنچه میکردید، آگاه میسازد.» 95هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند یاد میکنند تا از آنها روی برگردانید. پس از آنها روی برگردانید؛ آنان پلیدند. و جایگاهشان جهنم است، به پاداش آنچه انجام میدادند. 96باز هم سوگند خواهند خورد تا شما آنها را دوباره بپذیرید. و حتی اگر شما آنها را بپذیرید، الله هرگز مفسدان را نخواهد پذیرفت.
لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ 91وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ قُلۡتَ لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُكُمۡ عَلَيۡهِ تَوَلَّواْ وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ 92إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُۚ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ 93يَعۡتَذِرُونَ إِلَيۡكُمۡ إِذَا رَجَعۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡۚ قُل لَّا تَعۡتَذِرُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكُمۡ قَدۡ نَبَّأَنَا ٱللَّهُ مِنۡ أَخۡبَارِكُمۡۚ وَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ 94سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞۖ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ 95يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ لِتَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡۖ فَإِن تَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَرۡضَىٰ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ96
قبایل مؤمن و کافر
97اعراب بادیهنشین اطراف مدینه در کفر و نفاق شدیدترند و سزاوارترند که حدود آنچه را که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، ندانند. و خدا دانای حکیم است. 98و از آن اعراب کسانی هستند که آنچه را انفاق میکنند، زیان میدانند و منتظرند که بدیها به شما برسد. دایره سوء بر خودشان باد! و خدا شنوا و داناست. 99و از آن اعراب کسانی نیز هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را انفاق میکنند، وسیلهای برای تقرب به خدا و دعاهای پیامبر میدانند. بدانید که این مایه تقرب آنهاست. خدا آنان را در رحمت خود وارد خواهد کرد. همانا خدا آمرزنده و مهربان است. 100و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردند، خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. و برایشان باغهایی آماده کرده که از زیر آنها نهرها جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند. این همان رستگاری بزرگ است. 101و از اعراب بادیهنشین اطراف شما منافقانی هستند و از اهل مدینه نیز (منافقانی هستند). در نفاق خود سرسخت شدهاند. تو آنها را نمیشناسی؛ ما آنها را میشناسیم. ما آنان را دو بار عذاب میکنیم، سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده میشوند.
ٱلۡأَعۡرَابُ أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا وَأَجۡدَرُ أَلَّا يَعۡلَمُواْ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ 97وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغۡرَمٗا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ 98وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِۚ أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡۚ سَيُدۡخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ 99وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ 100وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعۡلَمُهُمۡۖ نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيم101
Verse 100: ۲۳. مسلمانان مکی اولیه که پس از سالها آزار و اذیت در مکه، به مدینه مهاجرت کردند. ۲۴. مسلمانان مدینه که به مسلمانان مکی پناه دادند.
Verse 101: ۲۵. با خواری در دنیا، عاقبت بد زندگیشان، عذاب قبر و غیره.
امیدواران به مغفرت
102و گروهی دیگر به گناهان خود اعتراف کردهاند که کار نیک را با کار بد درآمیختهاند. امید است که خداوند بر آنان رحمت آورد. همانا خداوند آمرزنده و مهربان است. 103ای پیامبر، از اموالشان صدقهای بگیر تا به وسیله آن، آنها را پاک و پاکیزه سازی و رشد دهی، و برایشان دعا کن. همانا دعای تو مایه آرامش آنهاست. و خداوند شنوا و داناست. 104آیا نمیدانند که خداوند خودش توبه بندگانش را میپذیرد و صدقات آنها را میگیرد و اینکه خداوند بسیار توبهپذیر و مهربان است؟ 105بگو ای پیامبر، هر کاری میخواهید انجام دهید. اعمال شما را خداوند و پیامبرش و مؤمنان خواهند دید. و سرانجام به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید، آنگاه او شما را از آنچه انجام میدادید آگاه خواهد ساخت. 106و گروهی دیگر به فرمان خداوند واگذار شدهاند: یا آنها را عذاب کند یا بر آنها رحمت آورد. و خداوند دانا و حکیم است.
وَءَاخَرُونَ ٱعۡتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمۡ خَلَطُواْ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ 102خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 103أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ 104وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ 105وَءَاخَرُونَ مُرۡجَوۡنَ لِأَمۡرِ ٱللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمۡ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيۡهِمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم106
Verse 102: آنها ایمانشان به الله را با امتناع از همراهی با پیامبرش آمیختهاند.
Verse 103: برای جبران اشتباهشان، برخی از کسانی که عقب مانده بودند، پیشنهاد کردند که در راه خدا انفاق کنند. به همین دلیل این آیه نازل شد، به گفته امام ابن کثیر و بسیاری از علمای دیگر.
Verse 106: ۲۸. سه نفر از یاران که بدون عذر عقب ماندند. برای جزئیات، به داستان آیات ۱۱۸-۱۱۹ سوره ۹ مراجعه کنید.


BACKGROUND STORY
منافقی به نام ابوعامر الراهب فعالانه علیه مسلمانان میجنگید و مکیان را به حمله به مدینه تشویق میکرد. با وجود این تلاشها، جامعه مسلمانان به یاری خداوند دوام آورد.
هنگامی که تمام عربستان تحت لوای اسلام متحد شد، ابوعامر به شام سفر کرد تا رومیان را متقاعد کند که به مسلمانان حمله کنند.
برای ایجاد پایگاهی برای دیگر منافقان در مدینه، ابوعامر مخفیانه به پیروانش دستور داد تا مسجدی در نزدیکی مسجد قبا، اولین مسجدی که توسط مسلمانان در شهر ساخته شد، بسازند.
این مسجد جدید در نظر گرفته شده بود تا پایگاهی برای آسیب رساندن به جامعه و برنامهریزی برای اخراج مسلمانان از مدینه با کمک ابوعامر باشد.
منافقان حتی پیش از عزیمت پیامبر به تبوک، به نزد ایشان رفتند و از او خواستند تا با نماز خواندن در مسجد جدیدشان، آن را متبرک سازد. ایشان قول دادند که پس از بازگشت خود از آنجا بازدید کنند.
اما اندکی پیش از بازگشت پیامبر به مدینه، آیات ۱۰۷ تا ۱۱۰ نازل شد و ایشان را از آن مسجد برحذر داشت. متعاقباً، ایشان دستور تخریب «مسجد ضرار» را صادر فرمودند. (به نقل از امام ابن کثیر)
مسجد الضرار
107و (گروهی) از منافقان کسانی هستند که مسجدی بنا کردند برای زیان رساندن و کفر ورزیدن و تفرقه افکنی میان مؤمنان و کمینگاهی برای کسانی که پیش از این با خدا و پیامبرش جنگیده بودند. و سوگند یاد میکنند که «ما جز نیت خیر نداشتیم»، در حالی که خدا گواه است که آنان قطعاً دروغگو هستند. 108هرگز در آن (مسجد) نماز نخوان ای پیامبر. مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، سزاوارتر است که در آن نماز بخوانی. در آن مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه شوند و خدا پاکیزگان را دوست دارد. 109آیا کسی که بنای خود را بر پایه تقوای الهی و رضایت او نهاد، بهتر است یا کسی که بنای خود را بر لبه پرتگاهی سست و در حال فرو ریختن بنا کرد که با او در آتش جهنم سقوط میکند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. 110این بنایی که آنها ساختند، همواره مایه شک و تردید در دلهایشان خواهد بود تا زمانی که دلهایشان پاره پاره شود. و خدا دانای حکیم است.
وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا وَكُفۡرٗا وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَإِرۡصَادٗا لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُۚ وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰۖ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ 107لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗاۚ لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِۚ فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْۚ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ 108أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٍ خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ 109لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاْ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ110
بسیار مهم
111همانا خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را در برابر بهشت خریده است. آنان در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند. این وعدهای حق است که در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست. و کیست که از خدا به عهد خود وفادارتر باشد؟ پس به این معاملهای که با او کردهاید، شاد باشید. و این همان رستگاری بزرگ است. 112توبهکنندگان، عبادتکنندگان، سپاسگزاران، روزهداران (یا سفرکنندگان در راه حق)، رکوعکنندگان، سجدهکنندگان، امرکنندگان به معروف و نهیکنندگان از منکر، و حافظان حدود الهی هستند. و به مؤمنان بشارت ده.
۞ إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَۖ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِۚ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِۚ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ 111ٱلتَّٰٓئِبُونَ ٱلۡعَٰبِدُونَ ٱلۡحَٰمِدُونَ ٱلسَّٰٓئِحُونَ ٱلرَّٰكِعُونَ ٱلسَّٰجِدُونَ ٱلۡأٓمِرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡحَٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَّهِۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ112
Verse 112: یا سفر در راه خیر
دعا برای بتپرستان
113پیامبر و مؤمنان را سزاوار نیست که برای مشرکان، هرچند خویشاوند نزدیک باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخند، طلب آمرزش کنند. 114و طلب آمرزش ابراهیم برای پدرش جز به سبب وعدهای نبود که به او داده بود. اما هنگامی که برایش روشن شد که او دشمن خداست، از او بیزاری جست. به راستی ابراهیم بسیار نرمدل و بردبار بود. 115و خدا هرگز قومی را پس از آنکه هدایتشان کرده است، گمراه نمیشمارد، مگر آنکه آنچه را باید از آن بپرهیزند برایشان روشن سازد. به راستی خدا به هر چیزی داناست. 116به راستی فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست. اوست که زنده میکند و میمیراند. و شما را جز خدا هیچ ولی و یاوری نیست.
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن يَسۡتَغۡفِرُواْ لِلۡمُشۡرِكِينَ وَلَوۡ كَانُوٓاْ أُوْلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ 113وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ حَلِيمٞ 114وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ 115إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۚ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِير116
Verse 113: ۳۰. وقتی در کفر بمیرند.
Verse 114: او رابطهاش را با آنها قطع کرد.

BACKGROUND STORY
آیات ۱۱۸-۱۱۹ به سه تن از صحابه — کعب بن مالک، مراره بن ربیع و هلال بن امیه — اشاره دارند که با وجود نداشتن هیچ عذر موجهی، به پیامبر در غزوه تبوک ملحق نشدند.
کعب بن مالک توضیح داد که او مدام آمادهسازیهای خود را به تأخیر میانداخت و میگفت «فردا انجامش میدهم»، تا اینکه خیلی دیر شد. او از اینکه همراه منافقان و ناتوانان عقب مانده بود، پشیمانی عمیقی احساس کرد.
وقتی پیامبر بازگشتند، این سه مرد آمدند و عذرخواهی کردند، حقیقت را گفتند و بهانههای دروغین مانند دیگران نتراشیدند. آنها امیدوار بودند که صداقتشان منجر به بخشش شود.
برای اینکه به آنها درسی بدهد، پیامبر به جامعه دستور داد که هرگونه تعامل با آنها را قطع کنند. این سه مرد دوران بسیار سختی را تحمل کردند، زیرا همه آنها را نادیده گرفتند، و آنها از خداوند طلب بخشش کردند.
پس از ۵۰ روز، این دو آیه نازل شدند که اعلام میکردند خداوند آنها را بخشیده است. (به روایت امام بخاری و امام مسلم)
این داستان دو درس اصلی به ما میآموزد: 1) ما نباید کارهای نیک را به تأخیر بیندازیم، همانطور که گفته میشود: «کار امروز را به فردا مینداز.» و 2) ما باید همیشه حقیقت را بگوییم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد.

SIDE STORY
یک روز، امام عبدالقادر گیلانی جوان با کاروانی از مکه به بغداد برای کسب علم سفر میکرد. مادرش چهل سکه طلا (دینار) به او داد که در پیراهنش دوخته بود و او را نصیحت کرد که همیشه راست بگوید.
در طول سفرشان، دزدان به کاروان حمله کردند و پول همه را گرفتند. آنها عبدالقادر را نادیده گرفتند، با این تصور که او برای داشتن چیز باارزشی خیلی جوان است. اما وقتی یکی از دزدان بیتفاوت از او پرسید که آیا چیزی دارد، عبدالقادر صادقانه پاسخ داد: «بله، چهل دینار.»
دزد که از صداقت او شوکه شده بود، او را نزد رهبرشان برد. عبدالقادر به آنها نشان داد که پول کجا پنهان شده است. وقتی از او پرسیدند چرا اینقدر راستگوست، پاسخ داد: «زیرا من به مادرم قول دادهام که همیشه راست بگویم.»
رهبر دزدان آنقدر تحت تأثیر صداقت عبدالقادر قرار گرفت که گفت: «ما باید از خودمان خجالت بکشیم، زیرا جوانی مثل تو به مادرش احترام میگذارد، اما ما در احترام گذاشتن به خدا کوتاهی کردهایم.»
سپس رهبر دستور داد که تمام اقلام دزدیده شده به کاروان بازگردانده شود و اعلام کرد که او و افرادش دست از دزدی کشیدهاند.


SIDE STORY
سه دانشجوی دانشگاه درس خواندن برای امتحان نهاییشان را تا آخرین شب پشت گوش انداختند.
وقتی متوجه شدند که اصلاً درس نخواندهاند، تصمیم گرفتند برای گرفتن زمان بیشتر به استادشان دروغ بگویند. به او گفتند که مجبور شدند دوستی را به اورژانس ببرند و سپس لاستیک ماشینشان پنچر شد، بنابراین مجبور شدند ماشین را هل بدهند و دیگر وقتی برای درس خواندن برایشان نماند.
استاد که به داستانشان مشکوک بود، موافقت کرد که چند روز بعد امتحان بدهند، که این دانشجویان را خوشحال کرد چون فکر میکردند که با موفقیت او را گول زدهاند.
در روز امتحان، استاد هر دانشجو را در اتاقی جداگانه نشاند و برگهای با چهار سؤال به آنها داد که هر کدام ۲۵ نمره داشتند. سؤالات عبارت بودند از:

SIDE STORY
احتمالاً داستان «چوپان دروغگو» را شنیدهاید. پسری که در کوهستان چوپانی میکرد، تصمیم گرفت با اهالی دهکدهاش شوخی کند و فریاد زد: «گرگ! گرگ به گوسفندهایم حمله کرده است!»
مردم برای کمک شتافتند، اما دیدند که او دروغ میگفت. آنها با عصبانیت به او هشدار دادند که بدون وجود گرگ واقعی، درخواست کمک نکند. او این شوخی را چند بار تکرار کرد و اعتماد همه را از دست داد.
یک روز، گرگها واقعاً به گلهاش حمله کردند. او فریاد کمک سر داد، اما هیچکس نیامد، به گمان اینکه این یک هشدار دروغین دیگر است. او در نهایت تمام گوسفندهایش را از دست داد.
وقتی او به ریشسفید دهکده شکایت کرد، به او گفته شد: «هیچکس یک دروغگو را باور نمیکند، حتی اگر حقیقت را بگوید.»
رحمت الله بر مؤمنان
117به یقین، الله بر پیامبر و مهاجرین و انصار که در ساعت دشواری از او پیروی کردند، پس از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنان [از حق] منحرف شود، رحمت آورد. سپس توبه آنها را پذیرفت. او نسبت به آنها بسیار مهربان و رحیم است. 118و [نیز] بر آن سه نفری که [از جنگ] بازمانده بودند، [توبه پذیرفت]؛ تا آنجا که زمین با همه وسعتش بر آنان تنگ شد و جانشان به تنگ آمد. و دانستند که هیچ پناهگاهی از الله جز به سوی خود او نیست. سپس بر آنان رحمت آورد تا توبه کنند. به یقین، الله بسیار توبهپذیر و مهربان است. 119ای کسانی که ایمان آوردهاید! تقوای الله را پیشه کنید و با راستگویان باشید.
لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ 117وَعَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّىٰٓ إِذَا ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ وَظَنُّوٓاْ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ لِيَتُوبُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ 118يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ119
Verse 117: ۳۲. رحمت به دلیل استقامت پیامبر. ۳۳. به دلیل سختیهای جهاد.
Verse 118: ۳۴. این سه صحابی که بخشیده شدند: کعب بن مالک، مراره بن ربیع و هلال بن امیه.
ثواب قدم برداشتن
120سزاوار نبود که برخی از مردم مدینه و بادیهنشینان اطرافشان از همراهی با رسول خدا (ص) تخلف کنند و جان خود را بر جان او ترجیح دهند. این بدان سبب است که هرگاه در راه خدا تشنگی، خستگی یا گرسنگی به آنها دست دهد، یا گامی در سرزمینی بردارند که کافران را به خشم آورد، یا آسیبی به دشمن رسانند، همه اینها به عنوان عمل صالح برایشان ثبت میشود. بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیسازد. 121و هرگاه انفاقی کنند، کم یا زیاد، یا از درهای در راه خدا بگذرند، آن نیز برایشان ثبت میشود تا خداوند آنها را به بهترین اعمالشان پاداش دهد. 122و شایسته نیست که مؤمنان همگی (برای جهاد) کوچ کنند. بلکه باید از هر فرقهای، گروهی کوچ کنند و بقیه بمانند تا در دین تفقه کنند و هنگامی که (مجاهدان) بازگشتند، به آنها آموزش دهند تا آنها نیز خود را (از گناهان) حفظ کنند.
مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ 120وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 121وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةٗۚ فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَةٞ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَحۡذَرُونَ122
هشدار به فتنهگران
123یا ایها الذین آمنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار و لیجدوا فیکم غلظة و اعلموا ان الله مع المتقین. 124و هرگاه سورهای نازل شود، برخی از آنان (به تمسخر) میپرسند: «این سوره ایمان کدام یک از شما را افزون کرد؟» اما کسانی که ایمان آوردهاند، ایمانشان را افزوده و آنان شادمانند. 125و اما کسانی که در دلهایشان بیماری است، (این سوره) بر پلیدیشان پلیدی افزود و آنان در حال کفر مردند. 126آیا نمیبینند که هر سال یک یا دو بار مورد آزمایش قرار میگیرند؟ با این حال نه توبه میکنند و نه پند میگیرند. 127و هرگاه سورهای نازل شود، به یکدیگر نگاه میکنند (و میگویند:) «آیا کسی شما را میبیند؟» سپس (پنهانی) دور میشوند. خداوند دلهایشان را (از حق) برگردانده است، زیرا آنان قومی هستند که نمیفهمند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ وَلۡيَجِدُواْ فِيكُمۡ غِلۡظَةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ 123وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗاۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ 124وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ 125أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ 126وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْۚ صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ127

پیام به همگان
128همانا پیامبری از خودتان به سوی شما آمده است. رنج کشیدن شما بر او گران است و بر شما حریص است. او نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. 129پس اگر روی برگرداندند، بگو: «خداوند مرا بس است. هیچ معبودی جز او نیست. بر او توکل کردم و او پروردگار عرش عظیم است.»
لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ حَرِيصٌ عَلَيۡكُم بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ 128فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُۖ وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ129