تغابن
التَّغَابُن
التَّغابُن
Surah At-Taghâbun for kids content

LEARNING POINTS
- •
کافران منکر معاد هستند، این سوره با بیان قدرت خداوند در آفرینش و برانگیختن دوباره همگان برای حسابرسی به آنها پاسخ میدهد.
- •
در روز قیامت، مردم به دو گروه رستگاران و زیانکاران تقسیم میشوند؛ رستگاران وارد بهشت میشوند و زیانکاران وارد جهنم.
- •
خداوند همواره یاریگر کسانی است که به او توکل میکنند.
- •
یک مسلمان باید همواره ایمان راسخ به خداوند داشته باشد و از هیچ کس و هیچ چیز غافل نشود.

WORDS OF WISDOM
- •
آیات ۱-۴ درباره علم بینهایت و قدرت آفرینش خداوند صحبت میکنند. اوست که به ما شکل کامل بخشیده است. پس، هر شکلی که داشته باشید، این همان شکلی است که خداوند به طور خاص برای شما آفریده است. و مهم نیست مردم چه میگویند، شکل شما در نظر خداوند کامل است. هیچکس نباید به خاطر رنگ پوست، شکل بینی، یا کیفیت موهایش مورد آزار و اذیت قرار گیرد.
- •
ممکن است کسی بپرسد: اگر خداوند انسانها را در بهترین شکل آفریده است، چگونه است که برخی نابینا، ناشنوا یا لال به دنیا میآیند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید تصویر کامل را ببینیم. در مجموع، خداوند همه چیز و همه کس را با هدفی آفریده است. انسانها با سر، بدن، دو دست و دو پا متولد میشوند. تمام اعضای بدن آنها در جایگاه مناسبی قرار دارند تا به درستی کار کنند. تصور کنید اگر بینی شما روی آرنجتان یا پاهایتان روی سرتان بود! با این حال، برخی افراد اعضایی دارند که به درستی کار نمیکنند. هر انسانی به طرق مختلف – جسمی، روحی، ذهنی، مالی و غیره – مورد نعمت و آزمایش قرار میگیرد. در حالی که ممکن است برای برخی که با ناتوانی متولد میشوند چالشبرانگیز باشد، خداوند آنها را به طرق دیگر در این دنیا و آخرت مورد لطف قرار میدهد. در دوران کودکیام در یک روستای کوچک در مصر، برخی از معلمان قرآن من نابینا بودند، اما خداوند به آنها حافظهای قوی عطا کرده بود تا بتوانند کل قرآن را تنها با گوش دادن به آن حفظ کنند. در روز قیامت، کسانی که در این دنیا ناتوانی داشتند، قادر خواهند بود به طور کامل ببینند، بشنوند، راه بروند و صحبت کنند، و خداوند آنها را در بهشت به خاطر صبر و فداکاریهایشان گرامی خواهد داشت.
قدرت و علم بینهایت الله
منکران پیشین

SIDE STORY
- •
طبق یک داستان تخیلی، دو قلو در حالی که در رحم مادرشان بودند با هم صحبت میکردند. یکی از آنها به "زندگی پس از تولد" اعتقاد داشت و دیگری آن را انکار میکرد. مؤمن به منکر گفت: "من مطمئنم که بیرون از این رحم زندگی وجود دارد." منکر پاسخ داد: "محال است. بعد از تولد هیچ چیز نیست. به محض اینکه از اینجا برویم، میمیریم." مؤمن گفت: "نه، ما به دنیایی بزرگتر خواهیم رفت، میوه و سبزیجات خواهیم خورد، این طرف و آن طرف خواهیم دوید و نور را خواهیم دید." منکر گفت: "عقلت را از دست دادهای. ما نمیتوانیم غذا بخوریم چون دندان نداریم. نمیتوانیم بدویم چون پاهایمان خیلی ضعیف هستند. و نمیتوانیم ببینیم چون بیرون نوری وجود ندارد." مؤمن گفت: "البته که خواهیم توانست. مادر ما از ما مراقبت خواهد کرد تا زمانی که به اندازه کافی قوی شویم که بخوریم، راه برویم و ببینیم." منکر با تمسخر گفت: "چی؟! ما هرگز مادر را ندیدهایم؛ هرگز مادر را لمس نکردهایم. هیچ مدرکی وجود ندارد که مادر هست." مؤمن گفت: "فقط به این دلیل که تو مادر را ندیدهای، به این معنی نیست که او وجود ندارد. اگر نمیتوانی او را با چشمانت ببینی، مطمئناً میتوانی او را با قلبت حس کنی."

WORDS OF WISDOM
- •
با توجه به متن زیر، برخی افراد زندگی پس از مرگ را انکار میکنند، صرفاً به این دلیل که آن را با چشمان خود ندیدهاند. با این حال، همه ما به وجود چیزهایی اعتقاد داریم، حتی بدون اینکه آنها را ببینیم. به عنوان مثال، روح، ذهن، اکسیژن، جاذبه، امواج رادیویی و اینترنت. ما مطمئنیم که اجداد ما وجود داشتهاند، حتی اگر آنها را ندیده باشیم. وقتی خداوند میفرماید چیزی وجود دارد، باید او را باور کنیم، زیرا سخنان او راستگوتر از چشمان خود ماست. آیا میتوانید فرد موجود در تصویر زیر را تصحیح کنید؟

پیامی به منکران کنونی

WORDS OF WISDOM
- •
بسیاری از مردم میپرسند: «چرا اتفاقات بد برای آدمهای خوب میافتد؟» برخی حتی استدلال میکنند: «اگر الله وجود دارد، پس چرا این همه شر در دنیا هست؟» مشکل اینجاست که برخی افراد فکر میکنند این زندگی درست مثل یک بازی فوتبال است که در آن آدمهای خوب و بد در مقابل یکدیگر بازی میکنند. وقتی یک بازیکن بدکار به یک بازیکن بیگناه لگد میزند، انتظار دارند داور وارد عمل شود تا بازیکن شرور را نابود کند یا فوراً او را به جهنم بیندازد. ما باید در برابر الله متعال فروتن باشیم. ما باید درک کنیم که امور طبق برنامه او پیش میرود. او طبق برنامه ما عمل نمیکند.
- •
ما به عنوان مسلمان معتقدیم که الله بر جهان هستی مسلط است. گاهی اوقات میفهمیم چرا برخی چیزها اتفاق میافتند؛ گاهی اوقات هم نمیفهمیم. طبق قرآن، حتی فرشتگان هم نمیدانستند چرا الله نوع بشر را روی زمین قرار داد (۲:۳۰). حضرت ابراهیم نمیدانست چگونه الله به مردگان حیات میبخشد (۲:۲۶۰). بنابراین، آنها از الله پاسخ خواستند زیرا میخواستند بیاموزند، نه اینکه حکمت او را زیر سوال ببرند. ما معتقدیم که الله حکیمترین است. چند بار از اتفاقی خوب هیجانزده شدهایم، اما در نهایت برای ما فاجعهبار از آب درآمده است؟ چند بار به خاطر اتفاقی بد غمگین شدهایم و آن اتفاق برای ما نعمتی از آب درآمده است؟ الله کل تصویر را میبیند؛ ما فقط یک پیکسل کوچک را میبینیم. گاهی اوقات، الله باعث میشود شغلی را از دست بدهید، فقط برای اینکه شغلی بهتر به شما بدهد. حضرت یوسف یکی پس از دیگری سختی کشید، تنها برای اینکه وزیر تدارکات مصر شود. شاید الله اجازه میدهد اتفاقی بد برای کسی بیفتد تا او را از چیزی بدتر محافظت کند. یک بار مسافری پروازی را از دست داد. او در راه بازگشت به خانه از فرودگاه بسیار غمگین بود. صبح متوجه شد که هواپیما در دریا سقوط کرده است. شاید الله اجازه میدهد بلایای طبیعی رخ دهد تا ما بتوانیم برای کمک به همنوعان خود کمک مالی و داوطلبانه کنیم. دانشآموزی یک بار از معلمش پرسید: «آیا همه مردمی را که در دنیا رنج میبرند و گرسنه هستند، میبینید؟ الله برای کمک به آنها چه کرده است؟» معلم پاسخ داد: «او تو را آفریده است!»


SIDE STORY
- •
سیل آمد و مردی به پشت بام خانهاش رفت. آب تا پشت بام رسیده بود که یک قایق نجات برای بردن او آمد. به او گفته شد سوار شود. اما او گفت: "من به خدا توکل میکنم. او مرا نجات خواهد داد." حالا آب تا پایش رسیده بود و یک هلیکوپتر آمد و به او گفت سوار شود. او گفت: "من به خدا توکل میکنم. او مرا نجات خواهد داد." سپس آب دوباره بالا آمد و او را با خود برد. در حالی که غرق میشد، پرسید چرا خدا به او کمک نکرد. او نمیدانست که خدا قبلاً کمک کرده بود. او برایش یک قایق نجات و یک هلیکوپتر فرستاده بود! درس اخلاقی این است که ما باید وظیفه خود را انجام دهیم در حالی که به خدا نیز توکل میکنیم.
- •
این یک داستان واقعی از خواهری کانادایی به نام بلقیس است که اصالتاً اهل تانزانیاست. در سال ۲۰۰۲، او ۳ فرزند از ۴ فرزندش را در آتشی که خانهاش را ویران کرد، از دست داد. اگرچه این تجربهای وحشتناک برای خانواده بود، بلقیس تسلیم نشد. او بنیاد قمر (یک سازمان خیریه که به نام دختر بزرگش نامگذاری شده است) را برای کمک به برخی از مردم فقیر ساکن آفریقا، از جمله یتیمان، تأسیس کرد. او از طریق سازمانش، مکانهایی برای زندگی و تحصیل کودکان و آب آشامیدنی تمیز فراهم کرده است. او همچنین با مقدار زیادی لوازم مدرسه و پزشکی کمک کرده است. درست است که او ۳ فرزندش را از دست داد، اما اکنون او مانند مادری برای بسیاری است.
- •
آرتور اش یک تنیسباز مشهور آمریکایی بود که مسابقات ملی و بینالمللی زیادی از جمله ویمبلدون در سال ۱۹۷۵ را برد. با این حال، طرفدارانش با کمال تعجب دریافتند که او پس از ابتلا به ایدز در طول یک جراحی قلب، در سن جوانی خواهد مرد. نامههای حمایت از سراسر جهان سرازیر شد. یک نامه احساسی پرسید: "چرا خدا باید کسی مثل شما را برای این بیماری وحشتناک انتخاب کند؟" اش پاسخ داد: "میلیونها نفر در سطوح مبتدی و حرفهای تنیس بازی میکنند. وقتی خدا مرا برای بردن جام ویمبلدون انتخاب کرد، از او نپرسیدم 'چرا من؟' حالا، من حق ندارم از او بپرسم 'چرا من؟'"
- •
در سال ۲۰۱۴، من در یک اردوی جوانان در همیلتون، انتاریو، کانادا، با یک برادر مسلمان جدید به نام تام (یعقوب) آشنا شدم. او در سخنرانی خود برای ما تعریف کرد که چگونه به اسلام گروید و حج خود را انجام داد. او همچنین به ما گفت که بعدها به سرطان مبتلا شد و پزشکانش به او گفتند که در یک یا دو سال خواهد مرد و دو فرزند خردسال را پشت سر خواهد گذاشت. پس از سخنرانی با او دست دادم و پرسیدم چرا در حالی که داستان غمانگیز خود را برای ما تعریف میکرد، لبخند بزرگی بر لبانش بود. او گفت: "من خوشحالم چون به عنوان یک مسلمان با خدا ملاقات خواهم کرد." سپس پرسیدم: "نگران فرزندان کوچکتان نیستید؟" او لبخندی زد و گفت: "خداوند بیشتر از آنچه من میتوانستم از آنها مراقبت خواهد کرد." برادر تام در سال ۲۰۱۶ درگذشت و در شهر کیچنر، انتاریو، به خاک سپرده شد. بسیاری از مردم در مراسم تشییع جنازه او شرکت کردند زیرا تحت تأثیر شخصیت مهربان او قرار گرفته بودند.
- •
بر اساس متن زیر، وقتی به خدا توکل میکنیم، او در اوقات دشوار از ما مراقبت خواهد کرد؟
حمایت از مؤمنان

BACKGROUND STORY
- •
برخی از مسلمانان تازه مسلمان مکی میخواستند به پیامبر (ص) و سایر مؤمنان در مدینه بپیوندند، زیرا نمیتوانستند آزادانه به دین خود در مکه عمل کنند. اما خانوادههایشان از کوچ کردن با آنها خودداری کردند، بنابراین همه در مکه ماندند. بعدها، هنگامی که به مدینه هجرت کردند، آن مسلمانان مکی از خانوادههایشان به دلیل بازداشتن آنها در مکه و محروم ماندن از دانشی که سایر مسلمانان کسب کرده بودند، خشمگین بودند. در این بخش، خداوند به آن مسلمانان ناراحت آموزش میدهد که خانوادههایشان را ببخشند و به زندگی خود ادامه دهند. (روایت شده توسط امام ترمذی)

SIDE STORY
- •
یک عالم برای سخنرانی درباره چگونگی کنار آمدن با اتفاقات بد گذشته دعوت شد. او سخنرانی خود را با گفتن یک لطیفه بسیار خوب آغاز کرد و همه از ته دل خندیدند. سپس او همان لطیفه را برای بار دوم تعریف کرد و فقط تعداد کمی خندیدند. سپس او همان لطیفه را برای بار سوم تکرار کرد و هیچ کس نخندید، زیرا لطیفه بسیار خستهکننده شده بود. او به آنها گفت: «منظور من این است. همانطور که وقتی یک لطیفه خوب تکرار شد، شما دیگر نخندیدید، هر بار که اتفاقات بد گذشته را به یاد میآورید، بارها و بارها غمگین نشوید. آنها دیگر گذشتهاند. شما نمیتوانید گذشته را اصلاح کنید، اما میتوانید سعی کنید از حال لذت ببرید و آینده را بهتر بسازید.»