Surah 41
Volume 4

فصلت

فُصِّلَت

فُصِّلَت

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

بت‌پرستان به خاطر رویگردانی از حقیقت، اهانت به قرآن و انکار خالق آسمان‌ها و زمین مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

به منکران هشدار داده می‌شود که اعضای بدن خودشان در روز قیامت علیه آنها شهادت خواهند داد.

قوم عاد و ثمود به خاطر تکبر و ناسپاسی نابود شدند.

مردم باید خالق را بپرستند، نه مخلوق را.

قرآن وحی‌ای از جانب خداوند است.

آفرینش شگفت‌انگیز پیرامون ما باید ما را به سوی ایمان به خالق یکتا رهنمون سازد.

SIDE STORY

SIDE STORY

این یک داستان تخیلی است که در فرانسه در دهه ۱۷۹۰ میلادی می‌گذرد. دو مرد قرار بود با گیوتین اعدام شوند: یکی رهبر دینی بود و دیگری دانشمندی که استدلال می‌کرد خدا وجود ندارد.

Illustration

از رهبر دینی پرسیدند که آیا می‌خواهد حرف آخرش را بزند، و او دعا کرد: «خداوندا! مرا نجات بده!» سپس طناب را کشیدند و تیغه افتاد، اما در نیمه راه قبل از رسیدن به گردنش متوقف شد. جمعیت فریاد زد: «این نشانه‌ای از خداست. رهایش کنید.» بنابراین، رهبر دینی آزاد شد.

سپس نوبت دانشمند بود. وقتی او را روی دستگاه قرار دادند، شروع به بحث کرد: «رفقا! شما هرگز نباید آن رهبر دینی را رها می‌کردید. خدا وجود ندارد؛ اینجا هیچ معجزه‌ای نیست.» آنها پرسیدند: «چگونه توضیح می‌دهی که تیغه متوقف شد--» اما او حرفشان را قطع کرد و به بحث ادامه داد: «به من گوش کنید، ای احمق‌ها! من یک توضیح علمی برای این دارم. اگر بالا را نگاه کنید، می‌بینید که طناب گره خورده است. همین!»

آنها گفتند: «مطمئنی؟» و او با اطمینان پاسخ داد: «البته! ما به خدا نیاز نداریم. علم می‌تواند همه چیز را توضیح دهد.» آنها گفتند: «مشکلی نیست!» آنها طناب را درست کردند، سپس تیغه به راحتی افتاد. دانشمند در بحث پیروز شد، اما سرش را از دست داد!

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

بت‌پرستان مکه بسیار خشمگین بودند زیرا برخی از افراد مهم شروع به پذیرش اسلام کرده بودند. آنها توافق کردند که یکی از رهبران خود به نام عتبه را نزد پیامبر (ص) بفرستند تا او را متقاعد کند که از رسالت خود دست بردارد. عتبه نزد ایشان آمد در حالی که پیامبر (ص) تنها کنار کعبه نشسته بود و گفت: «ای برادرزاده! تو جایگاه والای خانواده‌ات را در میان ما می‌دانی. اما تو جامعه ما را متفرق کرده‌ای و بت‌های ما را بد جلوه داده‌ای.»

او ادامه داد: «من نمی‌خواهم شمشیرها از غلاف بیرون آیند و ما شروع به جنگیدن با یکدیگر کنیم. اگر این کار را برای پول انجام می‌دهی، تو را ثروتمندترین فرد در میان خود خواهیم کرد. اگر برای رهبری انجام می‌دهی، تو را پادشاه خود خواهیم ساخت. و اگر به این دلیل است که جن‌ها تو را از نظر روانی آشفته کرده‌اند، بهترین پزشک را برایت خواهیم آورد!»

وقتی او سخنش را به پایان رساند، پیامبر (ص) فرمودند: «آیا سخنت تمام شد، ای ابوالولید؟» او گفت: «بله.» پیامبر (ص) فرمودند: «حالا اجازه بدهید من پاسخ دهم.» او گفت: «من سراپا گوشم!» سپس عتبه دست‌هایش را پشت سرش گذاشت و با دقت شروع به گوش دادن کرد. پیامبر (ص) از ابتدای این سوره تلاوت فرمودند.

وقتی ایشان به آیه ۱۳ رسیدند که درباره صیحه عظیمی صحبت می‌کند که عاد و ثمود را نابود کرد، عتبه وحشت‌زده شد و التماس کرد که پیامبر (ص) دست از تلاوت بردارند. او می‌دانست که پیامبر (ص) همیشه راست می‌گوید، بنابراین می‌ترسید که منکران مکه نیز با صیحه‌ای مشابه نابود شوند. وقتی او نزد بت‌پرستان بازگشت، به آنها توصیه کرد که محمد (ص) را به حال خود بگذارند. او استدلال کرد: «من مطمئنم که پیام او روزی چیزی مهم خواهد شد. اگر این اتفاق بیفتد، موفقیت او موفقیت شماست. اما اگر شکست بخورد، شما چیزی برای از دست دادن ندارید.» با این حال، آنها از نصیحت او خوششان نیامد، بنابراین او گفت: «اختیار با شماست.»

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

از این گفتگو، وقتی با کسی بحث می‌کنیم، چیزهای زیادی می‌توانیم بیاموزیم: اول از همه، پیامبر (ص) و عتبه در مورد موضوعی بسیار مهم – این حقیقت که خداوند یکتاست – بحث می‌کردند. بنابراین، این فقط یک بحث تصادفی و بی‌معنی نبود.

برخی از درس‌های این گفتگو عبارتند از: عتبه با گفتن سخنان مثبتی درباره پیامبر (ص) آغاز کرد، او را "برادرزاده‌ام" خواند و جایگاه والای خانواده‌اش را به او یادآوری کرد. پیامبر (ص) هرگز سخن او را قطع نکرد، حتی با وجود اینکه عتبه چیزهایی می‌گفت که ایشان با آنها موافق نبودند.

وقتی عتبه سخنانش را به پایان رساند، پیامبر (ص) پرسیدند آیا چیز دیگری برای گفتن دارد. ایشان همچنین اطمینان حاصل کردند که عتبه مایل است به پاسخ ایشان گوش دهد. پیامبر (ص) عتبه را با نام پسر بزرگش، "ابوالولید"، به نشانه احترام خطاب کردند. عتبه دستانش را پشت سرش گذاشت تا علاقه خود را به آنچه پیامبر (ص) می‌خواستند بگویند، نشان دهد. او سخن پیامبر (ص) را قطع نکرد.

پیامبر (ص) سخنرانی طولانی نکردند. در عوض، ایشان تصمیم گرفتند آیاتی قدرتمند را تلاوت کنند که بر عتبه تأثیر گذاشت. دلیل اینکه مردم هرگز در بحث‌ها به توافق نمی‌رسند این است که حتی به یکدیگر گوش نمی‌دهند. آنها یا سخن یکدیگر را قطع می‌کنند، یا فریاد می‌زنند، یا حتی بدون گوش دادن به کل پاسخ، در حال آماده کردن استدلال خود هستند.

SIDE STORY

SIDE STORY

از داستان فوق بسیار واضح است که پیامبر اکرم در برابر عقاید خود ایستادگی کردند، هنگامی که عتبه (و دیگر بت‌پرستان) سعی در رشوه دادن به ایشان داشتند. به ایشان پول و مقام پیشنهاد شد، اما ایشان نپذیرفتند زیرا به رسالت خود ایمان داشتند. ما باید با ایستادگی بر ارزش‌ها و اصول خود، از پیامبر اکرم درس بگیریم. اگر مردم از روی صداقت برای چیزی ایستادگی نکنند، به راحتی تسلیم هر چیزی خواهند شد.

بر اساس داستانی تخیلی، روزگاری گروهی از مردم درختی را به عنوان بت برای پرستش برگزیده بودند. مردی با ایمان از این موضوع باخبر شد و تصمیم گرفت درخت را قطع کند. هنگامی که او می‌خواست با تبر خود به درخت ضربه بزند، شیطان در هیئت مردی نزد او آمد و گفت: «فکر می‌کنی چه کار می‌کنی؟» مرد پاسخ داد: «من این درخت را قطع می‌کنم زیرا مردم به جای الله آن را می‌پرستند.»

Illustration

شیطان گفت: «درخت را به حال خود رها کن. اگر آن را می‌پرستند، به تو آسیبی نمی‌رساند.» مرد گفت: «نه. الله از کاری که آنها می‌کنند راضی نیست.» شیطان گفت: «بیا بجنگیم.» مرد به راحتی او را به زمین انداخت. شیطان با صدایی شکسته به او گفت: «با تو معامله می‌کنم: آن را قطع نکن، و هر روز صبح یک دینار طلایی زیر بالش خود خواهی یافت.» مرد پرسید: «چه کسی آن را به من خواهد داد؟» شیطان گفت: «من قول می‌دهم.» پس مرد معامله را پذیرفت و به خانه رفت.

همانطور که انتظار می‌رفت، صبح روز بعد، مرد یک دینار زیر بالش خود یافت. این وضعیت به مدت یک ماه ادامه داشت. اما یک روز بیدار شد و چیزی نیافت. مرد عصبانی شد و تصمیم گرفت درخت را قطع کند. یک بار دیگر شیطان در هیئت مردی نزد او آمد و از او پرسید: «فکر می‌کنی چه کار می‌کنی؟» مرد گفت: «من این درخت را قطع خواهم کرد زیرا مردم به جای الله آن را می‌پرستند.» شیطان گفت: «نه، تو آن را قطع نخواهی کرد. بیا بجنگیم.» این بار شیطان مرد را به زمین انداخت.

مرد در شوک بود. پرسید: «چطور شد که این بار مرا شکست دادی، با اینکه دفعه قبل من تو را شکست دادم؟» شیطان گفت: «خیلی ساده است. دفعه قبل تو برای الله خشمگین بودی، اما این بار برای دینار خشمگین بودی!»

منکران حق

1حا میم. 2این فرو فرستاده‌ای است از رحمان و رحیم. 3کتابی است که آیاتش به تفصیل بیان شده است؛ قرآنی عربی برای قومی که می‌دانند، 4بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده است. ولی اکثرشان روی برمی‌گردانند، پس نمی‌شنوند. 5می‌گویند: «دل‌های ما از آنچه ما را به آن دعوت می‌کنی در پرده است، و در گوش‌های ما سنگینی است، و میان ما و تو حجابی است. پس تو عمل کن، ما نیز عمل می‌کنیم!»

حمٓ 1تَنزِيلٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ 2كِتَٰبٞ فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ 3بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ 4وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٞ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٞ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَٰمِلُونَ5

پیامی به منکران

6بگو، ای پیامبر، من فقط بشری هستم مثل شما، اما به من وحی شده است که معبود شما تنها معبود یگانه است. پس به سوی او راه راست را بگیرید و از او آمرزش بخواهید. و وای بر مشرکان. 7کسانی که زکات را ادا نمی‌کنند و به آخرت کافرند. 8اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند، قطعاً پاداشی بی‌منّت خواهند داشت.

قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَٱسۡتَقِيمُوٓاْ إِلَيۡهِ وَٱسۡتَغۡفِرُوهُۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡمُشۡرِكِينَ 6ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ 7إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ8

Verse 8: کسانی که ایمان خود را پاک نمی‌کنند یا انفاق نمی‌کنند، به گفته‌ی امام ابن کثیر.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر قرآن همیشه می‌گوید که خداوند آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، چگونه مجموع در متن زیر هشت روز است، نه شش روز؟» برای پاسخ به این پرسش، باید درک کنیم که این سوره جزئیاتی را ارائه می‌دهد که در هیچ سوره دیگری ذکر نشده است، مانند روند آفرینش جهان.

خداوند برای آفرینش به زمان نیاز ندارد—او همه چیز را در یک چشم به هم زدن با کلمه «کُن» (باش!) می‌آفریند. با این حال، هنگامی که فرمان صادر شد، جهان در طول شش روز آسمانی (نه روزهای ۲۴ ساعته ما) تکامل یافت. زمین در دو روز تکامل یافت، و سپس منابع در چهار روز از ابتدای آفرینش (شامل دو روز اول) تکامل یافتند تا به ما نشان دهد که این تکامل پیوسته بوده، نه منقطع.

آسمان‌ها در دو روز به صورت هفت آسمان شکل گرفتند. بنابراین خداوند آفرینش آسمان‌ها و زمین را در مجموع شش روز آسمانی تکامل بخشید، نه هشت روز.

Illustration

پرسشی خطاب به منکران

9بگو: «چگونه به آنکه زمین را در دو روز آفرید کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ او پروردگار جهانیان است.» 10و در آن (زمین) کوه‌هایی استوار و بلند قرار داد و در آن برکت نهاد و روزی‌های آن را در چهار روز کامل برای درخواست‌کنندگان مقدر فرمود. 11سپس به سوی آسمان پرداخت در حالی که دودی بود، پس به آن و به زمین گفت: «خواه یا ناخواه تسلیم شوید.» گفتند: «ما با رغبت تسلیم می‌شویم.» 12پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان درآورد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد. و آسمان نزدیک‌تر را با چراغ‌هایی (ستارگان) زینت دادیم و برای محافظت قرار دادیم. این تقدیر آن توانای داناست.

قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ 9وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ مِن فَوۡقِهَا وَبَٰرَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَآ أَقۡوَٰتَهَا فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّامٖ سَوَآءٗ لِّلسَّآئِلِينَ 10ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ 11فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَاتٖ فِي يَوۡمَيۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَاۚ وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَحِفۡظٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ12

Verse 12: برای محافظت از شیاطینی که می‌خواهند از فرشتگان در آسمان استراق سمع کنند.

هلاکت عاد و ثمود

13اگر روی بگردانند، بگو: «ای پیامبر، من شما را از صاعقه‌ای مهیب بیم می‌دهم، مانند صاعقه عاد و ثمود.» 14پیامبران از هر سو به سراغشان آمدند و گفتند: «جز الله را نپرستید.» آنها گفتند: «اگر پروردگار ما می‌خواست، می‌توانست فرشتگانی (به جای شما) نازل کند. پس ما آنچه را که شما با آن فرستاده شده‌اید، کاملاً رد می‌کنیم.» 15و اما عاد، آنها در زمین به ناحق تکبر ورزیدند و گفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟» آیا ندیدند که الله، همان کسی که آنها را آفرید، از آنها بسیار نیرومندتر است؟ و همچنان آیات ما را انکار می‌کردند. 16پس ما بر آنها بادی تند و سخت در روزهایی شوم و نحس فرستادیم تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم. و قطعاً عذاب آخرت بسیار خوارکننده‌تر است و یاری نخواهند شد. 17و اما ثمود، ما راه هدایت را به آنها نشان دادیم، اما آنها کوری را بر هدایت ترجیح دادند. پس صاعقه عذاب خوارکننده به سزای آنچه انجام می‌دادند، آنها را فرا گرفت. 18و نجات دادیم کسانی را که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند.

فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَٰعِقَةٗ مِّثۡلَ صَٰعِقَةِ عَادٖ وَثَمُودَ 13إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ قَالُواْ لَوۡ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ فَإِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ 14فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ 15فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ 16وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ 17وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ18

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

در روز قیامت، هنگامی که بدکاران اعمال بد خود را در نامه‌های اعمالشان می‌بینند، اعتراض خواهند کرد که فرشتگان چیزهایی را نوشته‌اند که آنها انجام نداده‌اند! آنها خودشان می‌دانند که این گناهان را مرتکب شده‌اند، اما فقط می‌خواهند خود را از عذاب وحشتناک آتش نجات دهند.

خداوند از آنها خواهد پرسید: «آیا مطمئن هستید که این کارها را انجام نداده‌اید؟» بدکاران پاسخ خواهند داد: «البته که ما انجام ندادیم!» سپس خداوند از آنها خواهد پرسید: «بیایید از همسایگانتان بپرسیم.» بدکاران خواهند گفت: «نه، آنها همه دروغگو هستند.» خداوند دوباره خواهد پرسید: «خانواده و خویشاوندانتان چطور؟» آنها خواهند گفت: «آنها هم دروغگو هستند.» خداوند خواهد پرسید: «پس چه کسی را به عنوان شاهد قبول دارید؟» آنها پاسخ خواهند داد: «ما فقط شاهدانی از خودمان را قبول داریم.»

سپس خداوند دهان‌هایشان را مهر و موم خواهد کرد تا دیگر نتوانند صحبت کنند. آنگاه اعضای بدن خودشان علیه آنها سخن خواهند گفت و بدکاران به آتش افکنده خواهند شد.

اعضا سخن می‌گویند

19و (به یاد آورید) روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش محشور می‌شوند و همگی به صف رانده خواهند شد. 20هنگامی که به آن می‌رسند، گوش‌ها، چشم‌ها و پوستشان بر آنچه انجام داده‌اند شهادت خواهند داد. 21و به پوست خود می‌گویند: «چرا بر ضد ما شهادت دادید؟» پوست می‌گوید: «خداوند ما را به سخن درآورد، همان که همه چیز را به سخن درمی‌آورد. اوست که شما را نخستین بار آفرید و اکنون به سوی او بازگردانده شده‌اید.» 22شما خود را از گوش‌ها و چشم‌ها و پوستتان پنهان نمی‌کردید تا علیه شما شهادت ندهند، بلکه گمان می‌کردید که خداوند بسیاری از کارهایتان را نمی‌داند. 23و این همان گمان باطلی بود که درباره پروردگارتان داشتید که شما را به هلاکت رساند و از زیانکاران شدید. 24حتی اگر صبر پیشه کنند، آتش همواره خانه آنها خواهد بود. و اگر از پروردگارشان استغفار کنند، هرگز پذیرفته نخواهد شد.

وَيَوۡمَ يُحۡشَرُ أَعۡدَآءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ 19حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 20وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَاۖ قَالُوٓاْ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖۚ وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ 21وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ 22وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ أَرۡدَىٰكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ 23فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡۖ وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ24

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

خداوند بت‌پرستان را به مبارزه طلبید تا چیزی شبیه قرآن بیاورند یا حداقل اشتباهی در آن بیابند. اما آنها به طرز فجیعی شکست خوردند. آنها می‌دانستند که نمی‌توانند قرآن را با منطق به چالش بکشند. اما مشکل بزرگی داشتند: بسیاری از مردم تحت تأثیر تلاوت پیامبر (ص) قرار می‌گرفتند و در نهایت اسلام را می‌پذیرفتند. برای اینکه مطمئن شوند تلاوت ایشان به گوش مردم (و در نهایت به قلب‌هایشان) نمی‌رسد، به یکدیگر می‌گفتند که به قرآن گوش ندهند.

آنها از شیوه‌های گوناگونی استفاده می‌کردند، از جمله ایجاد سر و صدای زیاد تا کسی نتواند آن را بشنود، فریاد کشیدن بر سر محمد (ص) تا نتواند بر آنچه تلاوت می‌کرد تمرکز کند، مسخره کردن تلاوت ایشان، کف زدن و سوت کشیدن، و دشنام دادن به ایشان و قرآن.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

قرآن بر دل می‌نشیند. به همین دلیل، داستان‌های زیادی از افرادی وجود دارد که پس از شنیدن چند آیه یا حتی یک آیه، اسلام را پذیرفتند. به عنوان مثال، عثمان بن مظعون (رض) گفت که اسلام به قلبش وارد شد وقتی آیه 16:90 را از پیامبر (ص) شنید.

همانطور که در سوره 52 اشاره کردیم، جبیر بن مطعم (رض) مسلمان نبود وقتی برای اولین بار شنید که پیامبر (ص) آیات 35-36 را در نماز تلاوت می‌کنند. او گفت که آنقدر تحت تأثیر این آیات قرار گرفت که قلبش نزدیک بود از سینه‌اش بیرون بپرد. سرانجام، او اسلام را پذیرفت.

عمر بن خطاب (رض) پس از خواندن چند آیه از ابتدای سوره 20 اسلام را پذیرفت. طفیل بن عمرو (رض) به دلیل سوره‌های 112، 113 و 114 اسلام را پذیرفت. حتی گروهی از جن‌ها به محض شنیدن تلاوت برخی آیات قرآن توسط پیامبر (ص)، طبق سوره 72، اسلام را پذیرفتند.

خداوند به ما می‌گوید که اگر می‌خواهیم قرآن بر دل‌هایمان بنشیند، پس باید با دقت گوش دهیم و درباره پیام بزرگ و حکمت آن بیندیشیم (50:37).

SIDE STORY

SIDE STORY

چند سال پیش، پیامی از یک مرد آمریکایی دریافت کردم که او را نمی‌شناختم. او گفت که او و همسرش همیشه به اسلام حمله می‌کردند. یک روز، او توسط یک برادر مسلمان به چالش کشیده شد که به او گفت: «شما همیشه به قرآن حمله کرده‌اید. اما آیا واقعاً قرآن را خوانده‌اید؟» او پاسخ داد: «نه. من فقط چیزهایی درباره آن را آنلاین خوانده‌ام.»

Illustration

آن برادر یک ترجمه انگلیسی از قرآن به او داد. او شروع به خواندن آن با همسرش کرد و در نهایت هر دو اسلام را پذیرفتند، الحمدلله. او آن پیام را برای من فرستاد تا بگوید که ترجمه‌ای که از آن برادر گرفته بود، «The Clear Quran» بود. او گفت که او و همسرش اکنون به دیگران درباره زیبایی اسلام آموزش می‌دهند.

SIDE STORY

SIDE STORY

این یک داستان واقعی است که توسط امام دیگری نقل شده است. سال‌ها پیش، یکی از بستگان او در مصر مجبور شد به دلیل عفونت گوش به دکتر مراجعه کند. دکتر گوش او را معاینه کرد و به او قرص داد که هر هشت ساعت مصرف کند. به بیمار گفته شد که سه روز دیگر برای پیگیری برگردد. اما او صبح روز بعد با درد وحشتناک برگشت. او به دکتر گفت که وقتی اولین قرص را مصرف کرد، خیلی درد داشت. وقتی دومی را مصرف کرد، دردش بدتر شد. و وقتی سومی را مصرف کرد، درد تمام شب او را بیدار نگه داشت.

Illustration

دکتر دلش به حال او سوخت و گفت: «بگذارید گوشتان را معاینه کنم.» دکتر وقتی سه قرص را دید که در گوش بیمار چپانده شده بود، تعجب کرد! با وجود اینکه دکتر داروی صحیح را به بیمار داده بود، بیمار آن را به روش اشتباهی استفاده کرده بود.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

شاید کسی بپرسد: «شما داستان‌های افرادی را ذکر کردید که به خاطر یک آیه یا چند آیه اسلام آوردند. ما چگونه می‌توانیم مانند آنها با قرآن ارتباط برقرار کنیم؟» حالا، شاید وقتی داستان بیماری را خواندید که دارو را اشتباه مصرف کرد، خندیدید. باور کنید یا نه، بسیاری از ما همین کار را با قرآن می‌کنیم.

خداوند در آیه ۸۲ سوره اسراء می‌فرماید که قرآن را برای «شفا» (درمان) نازل کرده است. این بدان معناست که قرآن می‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند. این کتاب تمام جنبه‌های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. مشکل اینجاست که بسیاری از مردم با قرآن مانند کتاب مردگان رفتار می‌کنند و تنها زمانی آن را می‌خوانند یا گوش می‌دهند که کسی فوت کرده باشد، با وجود اینکه خداوند در سوره یس می‌فرماید که قرآن برای «کسانی است که واقعاً زنده‌اند» (۳۶:۷۰).

برخی افراد نسخه‌ای از قرآن را در ماشین خود می‌گذارند، با این تصور که آنها را در برابر سرقت و تصادفات محافظت خواهد کرد. برخی دیگر آیات را به خط خوش قاب می‌کنند و به دیوار می‌آویزند تا فقط اتاق نشیمنشان زیبا به نظر برسد. و برخی صفحات تصادفی را باز می‌کنند و بر اساس اولین آیه‌ای که می‌بینند، تصمیمی می‌گیرند.

اما این دلیلی نیست که خداوند قرآن را بر آخرین پیامبرش (ﷺ) نازل کرده است. وظیفه ما این است که با خواندن و فهمیدن آن، ارتباطی شخصی با کتاب خدا برقرار کنیم، در صورت امکان آن را حفظ کنیم، در آن تدبر کنیم و آن را در زندگی خود به کار بندیم.

چرا بدکاران عاقبت بدی دارند؟

25و برایشان همدمانی (شیطانی) گماردیم که آنچه را پیش رو و پشت سرشان بود (از گناهان) برایشان آراستند. پس فرمان (عذاب) بر آنان محقق شد، همچون امت‌هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند (و تباهکار بودند)؛ آنان قطعاً زیانکار بودند. 26و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید و در (هنگام تلاوت) آن لغو کنید، باشد که شما پیروز شوید. 27پس قطعاً به کسانی که کفر ورزیدند عذابی سخت می‌چشانیم، و مسلماً آنان را به بدترین اعمالشان کیفر خواهیم داد. 28این است جزای دشمنان خدا: آتش، که سرای جاودانه آنان است؛ جزایی در برابر آنکه آیات ما را انکار می‌کردند. 29و کافران می‌گویند: پروردگارا! آن جنیان و انسان‌هایی را که ما را گمراه کردند، به ما بنمایان تا آنان را زیر پاهایمان قرار دهیم و از پست‌ترین باشند.

وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ 25وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ 26فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 27ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُۖ لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ 28وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ29

پاداش مؤمنان

30قطعاً کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است» سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند (و می‌گویند): «نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد بر شما به بهشتی که به شما وعده داده شده بود.» 31ما اولیای شما در زندگی دنیا و در آخرت هستیم. و برای شما در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید، برای شما خواهد بود. 32پذیرایی از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان.

إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ 30نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ 31نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ32

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

پیامبر (ص) مردم را می‌شناخت و درک می‌کرد، و با آنها به گونه‌ای سخن می‌گفت که کاملاً مناسب آنها بود. این امر قطعاً نیازمند مهارت، حکمت و صبر فراوان بود. در کتاب معروفش، «چگونه دوست پیدا کنیم و بر مردم تأثیر بگذاریم»، دیل کارنگی، مربی آمریکایی، نکته‌ای را ارائه می‌دهد: وقتی به ماهیگیری می‌رود، قلاب را با کرم طعمه می‌زند، نه با توت‌فرنگی و خامه، و آنچه ماهی می‌خواهد را به او می‌دهد، نه آنچه خودش می‌خواهد. سپس می‌پرسد: «چرا هنگام جلب نظر مردم، از همین عقل سلیم استفاده نکنیم؟»

در سال ۲۰۰۳، وقتی برای اولین بار این کتاب را خواندم، بلافاصله متوجه شدم که پیامبر (ص) ۱۲۵۰ سال قبل از تولد کارنگی، همین کارها را انجام می‌دادند. برای مثال، پیامبر (ص) لبخند می‌زدند، گوش می‌دادند و با نگرشی مثبت سخن می‌گفتند. ایشان با مردم در سطح شخصی ارتباط برقرار می‌کردند و آنها را ستایش می‌نمودند. پیشینه آنها را درک می‌کردند و خود را جای آنها می‌گذاشتند. به وضوح نشان می‌دادند که بهترین‌ها را برای آنها می‌خواهند، نه منافع شخصی خودشان را.

ایشان به دیگران اهمیت می‌دادند. می‌گویند: «مردم اهمیتی نمی‌دهند که چقدر می‌دانید، مگر اینکه بدانند چقدر اهمیت می‌دهید.» ایشان با آنها به گونه‌ای سخن می‌گفتند که بتوانند بفهمند و با آن ارتباط برقرار کنند، با قلب‌هایشان سخن می‌گفتند، نه فقط با گوش‌هایشان، با عمل خود الگو بودند، بخشنده بودند، بدی را با خوبی پاسخ می‌دادند، پای اعتقادات خود می‌ایستادند، حتی هنگام اصلاح مردم مهربان بودند، و به مردم امید می‌دادند.

SIDE STORY

SIDE STORY

یکی از ویژگی‌های برجسته پیامبر اکرم (ص) این است که ایشان بسیاری از دشمنان را به دوست تبدیل کردند، اما هرگز دوستی را به دشمن مبدل نساختند. وقتی کتاب‌های سیره (زندگی‌نامه پیامبر) را می‌خوانید، شگفت‌زده خواهید شد از اینکه چگونه کسانی که قصد کشتن ایشان را داشتند، پس از پذیرش پیامشان، در نهایت با جان خود از ایشان دفاع کردند!

عمر بن خطاب (رضی‌الله عنه) قصد کشتن پیامبر (ص) را داشت، اما به یکی از بزرگترین مسلمانان تبدیل شد. ابوسفیان برای بیش از ۲۰ سال یکی از بزرگترین دشمنان پیامبر (ص) بود، سپس اسلام را پذیرفت و چشمانش را در دو نبرد مختلف برای دفاع از اسلام از دست داد. عکرمه (پسر ابوجَهْل، که با فرعون مقایسه می‌شد) نیز یکی دیگر از دشمنان بزرگ پیامبر (ص) بود. سپس او در نبرد یرموک به شهادت رسید.

خالد (پسر ولید بن مغیره، یکی دیگر از دشمنان بزرگ پیامبر (ص)) که جنگ‌هایی را علیه مسلمانان در مدینه رهبری کرد، در نهایت اسلام را پذیرفت و سال‌ها ارتش مسلمانان را فرماندهی کرد. خالد به عنوان یک فرمانده نظامی که هرگز در هیچ نبردی شکست نخورد، دلیل اصلی عدم پیروزی مسلمانان در احد بود. او اسلام را پذیرفت زیرا پیامبر (ص) درباره او سخن خوبی گفتند، هنگامی که به ولید (برادر مسلمان خالد) فرمودند: «من واقعاً متعجبم که فردی باهوش مانند خالد نتوانسته حقیقت اسلام را درک کند. اگر او نزد من بیاید، او را گرامی خواهم داشت.» همین امر در مورد عمرو بن عاص، سهیل بن عمرو و بسیاری دیگر نیز صادق بود.

SIDE STORY

SIDE STORY

در کتاب معروفش، «هفت عادت مردمان موثر»، استیون کاوی داستانی جالب را تعریف می‌کند که یک یکشنبه در یک واگن مترو در نیویورک اتفاق افتاد. واگن بسیار ساکت و آرام بود. ناگهان، مردی با بچه‌های کوچکش وارد مترو شد. بچه‌ها بسیار پر سر و صدا و پر جنب و جوش بودند. مرد کنار استیون نشست و چشمانش را بست. بچه‌ها با هم داد و فریاد می‌کردند، چیزها را پرت می‌کردند و حتی روزنامه‌های مردم را می‌قاپیدند. وضعیت بسیار آزاردهنده بود. و با این حال پدر هیچ کاری نمی‌کرد. استیون، مانند همه افراد دیگر در واگن، بسیار عصبانی بود. او احساس می‌کرد که آن مرد بی‌مبالات و بی‌مسئولیت است.

Illustration

سرانجام، وقتی استیون دیگر نتوانست تحمل کند، رو به آن مرد بی‌مبالات کرد و با عصبانیت گفت: «آقا، بچه‌های شما واقعاً مزاحم خیلی از مردم هستند. نمی‌توانید کمی بیشتر آنها را کنترل کنید؟» مرد چشمانش را باز کرد و به آرامی گفت: «اوه، حق با شماست. گمان می‌کنم باید کاری در این مورد بکنم. ما تازه از بیمارستان برگشته‌ایم؛ مادرشان حدود یک ساعت پیش فوت کرد. نمی‌دانم چه کار کنم، و گمان می‌کنم آنها هم نمی‌دانند چگونه با این وضعیت کنار بیایند.»

می‌توانید تصور کنید استیون در آن لحظه چه احساسی داشت؟ او گفت که ناگهان شروع به احساس متفاوتی نسبت به آن مرد کرد. قلبش به سرعت از درد آن مرد پر شد. خشمش با همدردی جایگزین شد. او دیگر نگران ناراحتی دیگران به خاطر آن بچه‌ها نبود. او به آرامی گفت: «همسرتان تازه فوت کرده؟ اوه، واقعاً متاسفم! می‌توانید در موردش بگویید؟ چه کاری می‌توانم برای کمک انجام دهم؟» همه چیز در یک ثانیه تغییر کرد، فقط به این دلیل که آنها با یکدیگر صحبت کردند.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

آیه ۳۳ از کسانی که دیگران را به ایمان به الله دعوت می‌کنند، بسیار ستایش می‌کند. برای اینکه بتوانید غیرمسلمانان را در مورد اسلام آموزش دهید، نکات زیر را در نظر داشته باشید: تنها یک خدای حقیقی وجود دارد، یک بشریت، و یک پیام که توسط همه پیامبران ابلاغ شد. هر پیامبری یک چیز را گفت: به خدای یگانه ایمان داشته باشید و کارهای نیک انجام دهید. این پیام «اسلام» نامیده می‌شود.

وظیفه ما رساندن (ابلاغ) پیام اسلام است، نه تغییر دین دادن (اجبار کردن) دیگران. این الله است که هدایت می‌کند، نه ما. اسلام یک شیوه زندگی است، نه فقط چیزی که مردم هر هفته نیم ساعت در محل عبادت خود می‌گویند یا انجام می‌دهند. اسلام به زندگی شما در این دنیا و آخرت، رابطه شما با خالقتان و مخلوقاتش، خانواده، مدرسه، کسب‌وکار، ازدواج، سلامتی، ثروت، و هر چیز دیگری در زندگی شما می‌پردازد. ما اینجا هستیم تا الله را خشنود کنیم، نه فقط برای تفریح. این توضیح می‌دهد که چرا ما نماز می‌خوانیم، صدقه می‌دهیم، راست می‌گوییم، و از چیزهای خاصی مانند گوشت خوک، الکل، قمار، تقلب، و مواد مخدر دوری می‌کنیم.

Illustration

بنابراین وقتی کسی از من در مورد «گوشت خوک» می‌پرسد، ابتدا در مورد هدف زندگی‌ام به او می‌گویم، قبل از اینکه به او بگویم چرا گوشت خوک حرام است. به عبارت دیگر، من تصویر کامل را به آنها می‌دهم، نه فقط یک پیکسل کوچک. در غیر این صورت، آنها مدام از یک سوال به سوال دیگر می‌پرند. اعمال و انتخاب‌های ما در این زندگی، تعیین می‌کند که در زندگی بعدی کجا خواهیم بود. ما باید با اخلاق و رفتارمان به مردم نشان دهیم که مسلمان بودن به چه معناست. کردار از گفتار گویاتر است. صرفاً مهربان بودن برای اینکه مردم آموزه‌های اسلام را خودشان کشف کنند، کافی نیست. مهم است که آنچه مسلمانان باور دارند را به اشتراک بگذاریم.

چهار نکته وجود دارد که هنگام آموزش اسلام به دیگران باید روی آنها تمرکز کنیم: ۱. این واقعیت که خدا وجود دارد. این جهان وجود یک طراح و خالق ماهر را اثبات می‌کند. در فیزیک می‌دانیم که نمی‌توانید چیزی را از هیچ یا نظم را از بی‌نظمی به دست آورید. ۲. این واقعیت که خدا یگانه است. همانطور که در سوره ۳۱ اشاره کردیم، الله به طرق مختلف اثبات می‌کند که او یگانه و بی‌همتاست. ۳. این واقعیت که این خدا (که با دادن آب برای نوشیدن و غذا برای خوردن، نیازهای جسمی ما را برطرف کرده است) با فرستادن وحی، از روح ما مراقبت می‌کند. آن وحی‌ها هدف وجود ما و چگونگی داشتن یک زندگی خوب را به ما می‌آموزند. ما به یک مرجع بالاتر برای راهنمایی تصمیماتمان نیاز داریم. ۴. این واقعیت که الله مستقیماً با ما صحبت نمی‌کند، بنابراین او بهترین افراد را برای پیامبری خود و رساندن پیامش به ما انتخاب کرد. در مجموع ۱۲۴,۰۰۰ پیامبر فرستاده شدند، از آدم (ع) تا محمد (ص). هر پیامبری برای قوم خود آمد، اما محمد (ص) به عنوان آخرین فرستاده برای تمام بشریت آمد. آموزه‌های او بر اساس حکمت، عدالت و عقل سلیم است.

مؤمنان راستین

33و کیست خوشگفتارتر از آنکه به سوی خدا دعوت کند و کار نیک کند و بگوید: «من از مسلمانانم»؟ 34هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند. (بدی را) با آنچه نیکوتر است دفع کن، آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی صمیمی است. 35و این (مقام) را جز صابران و صاحبان بهره‌ای عظیم به دست نمی‌آورند. 36و اگر از جانب شیطان وسوسه‌ای به تو رسید، پس به خدا پناه جوی. همانا اوست شنوا و دانا.

وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلٗا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ 33وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ 34وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ 35وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ36

Verse 36: به معنای لغوی، کسانی که به الله تسلیم می‌شوند.

خالق را بپرستید، نه مخلوقات را.

37و از آیات اوست شب و روز و خورشید و ماه. نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، بلکه برای خدایی سجده کنید که آنها را آفرید، اگر تنها او را می‌پرستید. 38پس اگر تکبر ورزند، کسانی که نزد پروردگار تو هستند، شب و روز او را تسبیح می‌کنند و ملول نمی‌گردند. 39و از آیات اوست که زمین را مرده می‌بینی، اما همین که باران بر آن فرو می‌فرستیم، به جنبش درمی‌آید و می‌روید. بی‌گمان آنکه آن را زنده کرد، مردگان را نیز زنده خواهد کرد. او بر هر چیزی تواناست.

وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُۚ لَا تَسۡجُدُواْ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ وَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ 37فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسۡ‍َٔمُونَ 38وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ39

هشدار به منکران قرآن

40بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژروی می‌کنند، بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی که به آتش افکنده می‌شود بهتر است یا آنکه در روز قیامت در امان است؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید. او قطعاً آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند. 41بی‌گمان کسانی که ذکر را پس از آنکه به سوی آنها آمد، انکار کردند، زیانکارند؛ زیرا آن قطعاً کتابی ارجمند است. 42باطل از هیچ سو به آن راه نمی‌یابد. فرو فرستاده شده‌ای است از سوی حکیم ستوده. 43به تو (ای پیامبر) سخنی آزاردهنده گفته نمی‌شود مگر آنچه پیش از تو به پیامبران گفته شده است. بی‌گمان پروردگار تو صاحب آمرزش و عذاب دردناک است.

إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآۗ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ 40إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلذِّكۡرِ لَمَّا جَآءَهُمۡۖ وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ 41لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ 42مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ43

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

بت‌پرستان در طول تاریخ درخواست‌های نامعقولی داشتند که در قرآن به آن‌ها اشاره شده است. برای مثال، آنها پیامبر (ص) را به چالش کشیدند که اگر واقعاً پیامبر است، ماه را دو نیم کند (54:1). این مانند آن است که از کسی بخواهید برای اثبات اینکه پزشک خوبی است، پرواز کند.

Illustration

آنها او را به چالش کشیدند که تکه‌های مرگبار از آسمان بر سرشان فرو ریزد (17:92). آنها از او خواستند که خدا و فرشتگان را پایین بیاورد تا بتوانند آنها را رو در رو ببینند (17:92). آنها او را به چالش کشیدند که به آسمان بالا رود و نامه‌های شخصی از جانب خدا برایشان بیاورد (17:93).

آنها گفتند که ای کاش قرآن بر کسی ثروتمندتر و مهم‌تر از پیامبر (ص) نازل می‌شد (43:31). آنها او را به چالش کشیدند که قرآنی متفاوت بیاورد یا حداقل بخش‌هایی را که از بت‌هایشان انتقاد می‌کند، تغییر دهد (10:15).

آنها او را به چالش کشیدند که قرآن را به زبانی دیگر بیاورد، با اینکه در ابتدای سوره (آیه 5) گفته بودند که آن را به زبان خودشان یعنی عربی نمی‌فهمند و به یکدیگر می‌گفتند که به آن گوش ندهند (آیه 26). بنابراین آیه 44 به آنها می‌گوید: «چه فایده‌ای دارد که آن را به زبانی دیگر نازل کنیم؟» اگر قرآن مثلاً به ژاپنی یا اسپانیایی نازل می‌شد، آنها اعتراض می‌کردند: «چگونه اعراب می‌توانند این وحی بیگانه را بفهمند؟»

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «چرا خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرد، نه انگلیسی یا فرانسوی؟» شاید خداوند زبان عربی را به دلایل زیر به عنوان زبان قرآن انتخاب کرده باشد: زبان عربی زبانی بسیار غنی است، با بیش از ۱۲,۳۰۲,۹۱۲ کلمه — که ۲۵ برابر تعداد کلمات در زبان انگلیسی و ۸۲ برابر تعداد کلمات در زبان فرانسوی است. صدها کلمه در زبان عربی برای «شیر» و ده‌ها کلمه برای «شتر»، «شمشیر» و «باران» وجود دارد.

بسیاری از کلمات عربی بیش از یک معنی دارند. به عنوان مثال، کلمه «یمین» در آیه ۹۳ سوره صافات (۳۷:۹۳) می‌تواند به معنای «دست راست»، «قدرت» یا «سوگند» فهمیده شود. شما نمی‌توانید کلمه‌ای در انگلیسی پیدا کنید که هر سه معنی را بدهد. زبان عربی موجز و دقیق است. یک کلمه واحد در قرآن ممکن است برای ترجمه به یک جمله کامل انگلیسی نیاز داشته باشد. به عنوان مثال، «فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ» (۱۵:۲۲) به معنای «پس ما آن را به شما نوشاندیم» است، و «أَنُلْزِمُکُمُوهَا» (۱۱:۲۸) به معنای «آیا ما شما را مجبور به پذیرش آن کنیم؟» است.

زبان عربی بسیار شاعرانه و گوش‌نواز است. زبان عربی بدون شک زیباترین زبان نوشتاری است. از آنجا که زبان عربی بسیار غنی است، در دوران طلایی تمدن اسلامی به عنوان زبان دانش، علم و هنر مورد استفاده قرار می‌گرفت. بنابراین، اگر کسی می‌خواست علوم پیشرفته و فناوری پزشکی آن زمان را مطالعه کند، باید عربی یاد می‌گرفت. به عبارت دیگر، زبان عربی همانند زبان انگلیسی امروز بود.

Illustration
WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر اکثر مسلمانان عربی صحبت نمی‌کنند، چگونه می‌توانند با قرآن ارتباط برقرار کنند؟» این سؤال خوبی است. درست است که حدود ۸۵ درصد مسلمانان نمی‌توانند عربی بخوانند یا بفهمند. با این حال، راه‌هایی برای ارتباط با کتاب خدا وجود دارد. به یاد دارم، یک شب در رمضان ۲۰۱۶، یک برادر پاکستانی به من گفت که احساس بدی دارد زیرا بیش از یک ساعت با ما در نماز تراویح ایستاده بود، اما قرائت عربی را نمی‌فهمید. او همچنین گفت که وقتی اعراب در نماز هنگام برخورد با آیه‌ای احساسی گریه می‌کردند، احساس بدی داشت، اما معنی آن آیه را نمی‌دانست.

Illustration

من به راهی فکر کردم تا قرآن را برای برادران و خواهرانم دسترس‌پذیرتر کنم. بنابراین، بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، شبانه‌روز روی یک فرهنگ لغت کار کردم که فهم قرآن به زبان عربی را برای همه در چهار تا شش ماه آسان می‌کند. جالب است بدانید که قرآن تنها از ۲۰۰۰ کلمه (فعل، اسم و حرف) تشکیل شده است که در اشکال مختلف تکرار شده‌اند. اکنون، الحمدلله، ما فرهنگ لغت قرآن روشن را داریم – اولین فرهنگ لغت تصویری قرآن در جهان، با ۲۰۰۰ تصویر و نقاشی. این کتاب همچنین شامل قافیه‌های دوتایی تمام ریشه‌های قرآنی تنها در نه صفحه است.

همچنین، اگر کسی نتواند با قرآن به زبان عربی ارتباط برقرار کند، باز هم می‌تواند آن را به صورت ترجمه بخواند. ما اطمینان داریم که خداوند بخشنده است و به آنها برای تلاششان پاداش بزرگی خواهد داد، ان‌شاءالله.

مطالبه‌کنندگان قرآن غیر عربی

44اگر آن را قرآنی غیرعربی قرار می‌دادیم، قطعاً می‌گفتند: «چرا آیات آن به زبان ما روشن و واضح نیست؟ آیا (کتابی) غیرعربی برای قومی عرب؟!» بگو: «این (قرآن) برای مؤمنان هدایت و شفاست. و کسانی که ایمان نمی‌آورند، در گوش‌هایشان سنگینی است و آن (قرآن) بر آنان کوری است. اینان کسانی هستند که گویی از مکانی بسیار دور مورد خطاب قرار می‌گیرند.»

وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِيّٗا لَّقَالُواْ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓۖ ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞۚ وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًىۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ44

Verse 44: پس نمی‌توانند ندا را بشنوند یا بفهمند.

موسى نیز رد شد

45قطعاً ما به موسی کتاب دادیم، ولی در آن اختلاف شد. و اگر کلمه‌ای (حکمی) از پروردگارت پیشی نگرفته بود، حتماً میانشان داوری می‌شد. و آنان (هنوز) درباره آن در شکی اضطراب‌آور هستند. 46هر کس کار نیکی انجام دهد، به سود خود اوست. و هر کس بدی کند، به زیان خود اوست. و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمی‌کند.

وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِيهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ 45مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ46

Verse 46: اینکه او قضاوتشان را تا آخرت به تأخیر خواهد انداخت.

علم بی‌کران الله

47علم ساعت (قیامت) تنها نزد اوست. هیچ میوه‌ای از غلاف خود بیرون نمی‌آید و هیچ ماده‌ای باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به علم او. و روزی را به یاد آر که او به مشرکان ندا می‌دهد: «شریکان من کجایند؟» آنها فریاد می‌زنند: «ما در پیشگاه تو اعلام می‌کنیم که هیچ یک از ما دیگر به آن معتقد نیستیم.» 48هر آنچه را که غیر از خدا می‌خواندند، از دستشان خواهد رفت. و درخواهند یافت که هیچ مفرّی ندارند.

۞ إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ 47وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ48

منکران ناسپاس

49مردم از طلب خیر خسته نمی‌شوند. و اگر شری به آنها برسد، ناامید و مأیوس می‌شوند. 50و اگر بعد از ضرری که به آنها رسیده، رحمتی از جانب خود به آنها بچشانیم، قطعاً می‌گویند: «این حق من است. گمان نمی‌کنم قیامت هرگز برپا شود. و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، قطعاً بهترین پاداش نزد او از آن من خواهد بود.» ولی قطعاً به کافران خواهیم فهماند چه کرده‌اند و قطعاً عذابی سخت به آنها خواهیم چشاند. 51و چون نعمتی به انسان عطا کنیم، روی برمی‌گرداند و تکبر می‌ورزد. و چون شری به او رسد، دعاهای فراوان برای خیر می‌کند.

لَّا يَسۡ‍َٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَ‍ُٔوسٞ قَنُوطٞ 49وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ 50وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَ‍َٔابِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ51

Illustration

انکار وحی الهی

52بگو: «به من خبر دهید، اگر این [قرآن] از جانب خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید، چه کسی گمراه‌تر از کسی خواهد بود که در مخالفت [با حق] دور رفته است؟»

قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرۡتُم بِهِۦ مَنۡ أَضَلُّ مِمَّنۡ هُوَ فِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ52

آفرینش حق را اثبات می‌کند.

53ما به زودی نشانه‌های خود را در آفاق (جهان هستی) و در وجود خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار گردد که این قرآن حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟ 54آگاه باشید که آنان در شک از دیدار پروردگارشان هستند! آگاه باشید که او بر همه چیز احاطه دارد.

سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ 53أَلَآ إِنَّهُمۡ فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمۡۗ أَلَآ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطُۢ54

Fuṣṣilat () - Kids Quran - Chapter 41 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab