Surah 38
Volume 4

صاد

ص

ص

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

این سوره به پیامبر (ص) می‌گوید که داوود، سلیمان و ایوب (ع) مورد آزمایش قرار گرفتند و توسط خداوند گرامی داشته شدند.

بت‌پرستان به خاطر اعتقاد به خدایان دروغین، خطاب کردن پیامبر (ص) به عنوان "جادوگر، دروغگوی محض" و ادعای اینکه این دنیا بدون هدف آفریده شده است، محکوم به هلاکت هستند.

مؤمنان در بهشت (جنت) پاداش خواهند گرفت و کافران در جهنم مجازات خواهند شد.

شیطان از زمان خلقت آدم (ع) همیشه دشمن بشریت بوده است.

شیطان به خاطر تکبرش در برابر خداوند بخشیده نشد.

ما باید متواضع باشیم و هرگاه مرتکب گناهی شدیم، از الله طلب مغفرت کنیم.

پیشوایان بدکار و پیروانشان در جهنم بر یکدیگر خشم خواهند گرفت.

قرآن آخرین پیام الله به جهانیان است.

Illustration
BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

بت‌پرستان خشمگین بودند زیرا افراد مهمی مانند عمر و حمزه (رضی الله عنهما) به اسلام گرویدند. بنابراین، آنها بر ابوطالب (عموی پیامبر) فشار آوردند تا او را متقاعد کنند که از دعوت مردم به یکتاپرستی دست بردارد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای یک جلسه فوری با بت‌پرستان در خانه ابوطالب (که در بستر مرگ بود) فراخوانده شد. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، ابوجَهْل به سرعت جایگاهی را کنار بستر ابوطالب گرفت تا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از تأثیرگذاری بر عمویش بازدارد.

سپس ابوطالب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: «قوم تو شکایت می‌کنند که تو به خدایانشان بی‌احترامی می‌کنی. از آنها چه می‌خواهی؟» او پاسخ داد: «من از آنها فقط یک چیز می‌خواهم که با آن بر عرب و عجم حکومت خواهند کرد!» وقتی گفتند: «هر چه تو بخواهی، خواهیم گفت،» او پاسخ داد: «من از شما می‌خواهم که بگویید: «هیچ معبودی (که شایسته پرستش باشد) جز الله نیست.»»

بت‌پرستان به شدت خشمگین شدند و اعتراض کردند: «چی؟ چگونه یک خدا می‌تواند از همه چیز مراقبت کند؟» سپس، آنها با خشم فراوان آنجا را ترک کردند. آنها به یکدیگر گفتند: «به خدایان خود پایبند باشید. ما هرگز این «یک خدا» را در مسیحیت (با اعتقاد به سه خدا) نشنیده بودیم. این مرد به هدایت شما اهمیتی نمی‌دهد؛ او فقط می‌خواهد بر شما قدرت داشته باشد.»

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر بت‌پرستان قبول داشتند که الله خالق آنهاست، چرا برایشان دشوار بود که بگویند او تنها کسی است که شایسته پرستش است؟» آنها نگران گفتن آن نبودند؛ نگران پیامدهای گفتن آن بودند.

Illustration

اگر می‌گفتند که الله تنها خدایی است که شایسته پرستش است، این بدان معنا بود که باید تمام خدایانشان را که در اطراف کعبه نگه می‌داشتند، رها می‌کردند و اقتدار و جایگاه ویژه خود را در عربستان از دست می‌دادند. اگر دیگر بت‌پرستان عرب از آمدن به کعبه دست می‌کشیدند، اهل مکه کسب و کار خود را از دست می‌دادند.

آنها باید از الله اطاعت می‌کردند وقتی او می‌گوید «این کار را بکن» و «آن کار را نکن». چون آنها لوس و متکبر بودند، نمی‌خواستند کسی به آنها بگوید چه کاری انجام دهند، حتی اگر خود الله بود.

آنها باید با همه، از جمله زنان، فقرا و خدمتکارانشان، یکسان رفتار می‌کردند. آنها همچنین باید از سوءاستفاده از دیگران دست می‌کشیدند؛ سوءاستفاده ثروتمندان از فقرا، قدرتمندان از ضعیفان و غیره.

چون آنها از فساد و سوءاستفاده در جامعه سود می‌بردند، محمد (ص) را به عنوان پیامبر رد کردند، با اینکه او را به عنوان یک انسان دوست داشتند. آنها می‌دانستند که او راستگو و مخلص است. به همین دلیل الله در آیه ۸ به پیامبر (ص) می‌گوید که آنها صداقت او را زیر سوال نمی‌برند؛ بلکه پیام او را زیر سوال می‌برند.

منکران مستکبر

1ص. سوگند به قرآنِ پندآموز! 2بلکه کافران در غرور و عناد غرقند. 3چه بسیار اقوامی را پیش از آنان نابود کردیم، و آنان فریاد برآوردند در حالی که دیگر راه فراری نبود. 4و اینک مشرکان در شگفتند که بیم‌دهنده‌ای از میان خودشان به سوی آنان آمده است! و کافران می‌گویند: «این ساحری کذاب است!»

صٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِي ٱلذِّكۡرِ 1بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي عِزَّةٖ وَشِقَاقٖ 2كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ فَنَادَواْ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٖ 3وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡۖ وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ4

Verse 4: بت‌پرستان درخواست کردند که یک فرشته پیام را برساند، نه انسانی مثل خودشان.

رهبران ظالم

6بزرگانشان به راه افتادند و گفتند: «بروید و بر خدایانتان پایدار باشید! همانا این (دعوت محمد) چیزی است که (برای کسب ریاست) خواسته شده است. 7. ما هرگز چنین چیزی را در آیین پیشین نشنیده‌ایم. این جز یک دروغ‌بافی نیست. 8. آیا از میان ما، ذکر (قرآن) تنها بر او نازل شده است؟ بلکه آنان در مورد ذکر من (قرآن من) در شک هستند. بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند. 9. آیا گنجینه‌های رحمت پروردگار تو را در اختیار دارند؟ همان (پروردگار) شکست‌ناپذیرِ بسیار بخشنده. 10. یا (آیا گمان می‌کنند) فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، از آنِ آنهاست؟ پس (اگر چنین است) بگذارید از راه‌ها (ی آسمان) بالا روند.»

وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواْ وَٱصۡبِرُواْ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٞ يُرَادُ6

انذار به منکران

11این تنها یک سپاه دشمن دیگر است که در آنجا شکست خواهد خورد. 12پیش از اینها، قوم نوح تکذیب کردند، و عاد و فرعون ذوالاوتاد (نیز چنین کردند). 13و ثمود و قوم لوط و اصحاب الایکه. اینها همه سپاهیان دشمن بودند. 14هر یک از آنها رسولان خود را تکذیب کردند، پس مستحق عذاب من شدند. 15این مشرکان تنها منتظر یک صیحه واحد هستند که بازگشتی ندارد. 16اکنون، آنان (به ریشخند) می‌گویند: «پروردگارا! نصیب ما (از کیفر) را پیش از روز قیامت برای ما تعجیل کن.»

جُندٞ مَّا هُنَالِكَ مَهۡزُومٞ مِّنَ ٱلۡأَحۡزَابِ 11كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ ذُو ٱلۡأَوۡتَادِ 12وَثَمُودُ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ لۡ‍َٔيۡكَةِۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَحۡزَابُ 13إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ 14وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٖ 15وَقَالُواْ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ16

Verse 16: ۱ این آیه به شکست بت‌پرستان مکه بعدها در بدر اشاره دارد. ۲ منظور اهرام و امثال آن است. ۳ منظور قوم شعیب است.

پیامبر داوود

17ای پیامبر، بر آنچه می‌گویند صبر کن. و بنده ما داوود، صاحب قدرت را یاد کن. او بسیار بازگشت‌کننده (به سوی خدا) بود. 18ما کوه‌ها را با او مسخر کردیم که در شامگاه و پس از طلوع خورشید تسبیح می‌کردند. 19و پرندگان را نیز گرد آوردیم، همه با او تسبیح می‌گفتند. 20و فرمانروایی او را استوار ساختیم و به او حکمت و داوری قاطع عطا کردیم.

ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 17إِنَّا سَخَّرۡنَا ٱلۡجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحۡنَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ 18وَٱلطَّيۡرَ مَحۡشُورَةٗۖ كُلّٞ لَّهُۥٓ أَوَّابٞ 19وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُۥ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ20

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

حضرت داوود (ع) وقت خود را صرف عبادت‌های اضافی در محراب خصوصی خود می‌کرد. روزی دو نفر بدون اجازه او با بالا رفتن از دیوارها وارد محراب شدند، بنابراین او گمان کرد که برای کشتن او آمده‌اند.

Illustration

آنها به او اطمینان دادند که برای طلب مشورت با او آمده‌اند. یکی از آنها گفت که شریک تجاری‌اش ۹۹ گوسفند دارد اما می‌خواهد تنها گوسفند او را بگیرد تا ۱۰۰ گوسفندش کامل شود. سرانجام، داوود (ع) حکم کرد که آنکه گوسفندان زیادی دارد، با شریکش که تنها یک گوسفند داشت، منصفانه رفتار نکرده است.

آیات دلیلی ذکر نمی‌کنند که چرا داوود (ع) از خداوند طلب آمرزش کرد، اما علما معتقدند که این به دلیل آن بود که او باید برای قضاوت آماده‌تر می‌بود. او همچنین نسبت به آن دو مرد گمان بد برد و شاید به مجازات آنها فکر کرده بود.

در هر صورت، او آمرزیده شد و در این دنیا به او اقتدار بخشیده شد و در آخرت نیز عزت بزرگی به او داده شد.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

مهمترین کارهایی که یک مسلمان می‌تواند انجام دهد، اعمال عبادی واجب هستند: پنج نماز یومیه، روزه ماه رمضان، زکات و حج. گاهی اوقات، کمک کردن به کسی که نیازمند است، ممکن است ثواب بیشتری از یک عمل عبادی مستحب داشته باشد.

مثلاً، اگر والدین شما از شما بخواهند که به داروخانه بروید تا برایشان دارو بخرید، این می‌تواند ثواب بیشتری از خواندن دو رکعت نماز بعد از نماز ظهر برای شما داشته باشد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «محبوب‌ترین مردم نزد خداوند کسانی هستند که بیشترین نفع را به دیگران می‌رسانند. و بهترین عمل نزد خداوند این است که مسلمانی را شاد کنی، مشکلی را از او برطرف کنی، بدهی‌اش را بپردازی یا گرسنگی‌اش را سیر کنی.»

Illustration

«من ترجیح می‌دهم به کسی در رفع نیازش کمک کنم تا اینکه یک ماه در مسجد خودم اینجا (در مدینه) اعتکاف کنم. کسانی که خشم خود را فرو می‌برند، خداوند عیب‌هایشان را می‌پوشاند. و هر کس برای برآورده کردن نیازهای دیگران با آنها همراهی کند، خداوند پاهای این شخص را استوار می‌گرداند، در حالی که پاهای دیگران (در آن روز) می‌لغزد.»

داوود و دو خصم

21ای پیامبر، آیا داستان خصمانی را شنیدی که از دیوار محراب داوود بالا رفتند؟ 22هنگامی که نزد داوود رسیدند، او از آنها بیمناک شد. گفتند: «نترس. ما دو خصم هستیم: یکی از ما به دیگری ستم کرده است. پس میان ما به حق داوری کن—و از آن تجاوز مکن—و ما را به راه راست هدایت کن.» 23«این برادر من است. او نود و نه گوسفند دارد و من فقط یکی دارم. با این حال از من خواست که آن را نیز به او واگذارم و بر من سخت گرفت.» 24داوود حکم کرد: «او قطعاً به تو ستم کرده است با خواستنِ افزودن تنها گوسفند تو به گله‌اش. و مسلماً بسیاری از شرکا به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند—و چه اندک‌اند!» سپس داوود دریافت که ما او را آزموده‌ایم، پس از پروردگارش آمرزش خواست، به سجده افتاد و توبه کنان به سوی او بازگشت. 25پس او را آمرزیدیم. و نزد ما قطعاً مقامی بلند و بازگشتگاهی نیکو خواهد داشت! 26ما به او فرمودیم: «ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم، پس میان مردم به حق داوری کن. و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه می‌کند. بی‌گمان کسانی که از راه خدا منحرف می‌شوند، عذابی شدید دارند به خاطر آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند.»

وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ 21إِذۡ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ 22إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ 23قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ وَأَنَابَ 24فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَٰلِكَۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ 25يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَٰكَ خَلِيفَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱحۡكُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا نَسُواْ يَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ26

SIDE STORY

SIDE STORY

این یک داستان تخیلی درباره پسری به نام حمزه (۹ ساله) است. او نمی‌خواست به مدرسه برود، قرآن حفظ کند یا حتی نمازش را بخواند. او می‌گفت این کار او نیست و تنها کاری که می‌خواست انجام دهد بازی کردن بود. یک روز، او وانمود کرد که بیمار است تا با برادر و خواهر بزرگترش به مدرسه نرود.

Illustration

او برای چند دقیقه به حیاط پشتی رفت تا بازی کند، سپس به سرعت حوصله‌اش سر رفت چون برادر و خواهرش آنجا نبودند تا با او بازی کنند. سپس او پرنده‌ای دید و می‌خواست با آن بازی کند، اما پرنده گفت: «من نمی‌توانم با تو بازی کنم؛ مشغول ساختن لانه‌ام هستم.»

سپس او زنبوری دید و می‌خواست با آن بازی کند، اما زنبور گفت: «من نمی‌توانم با تو بازی کنم؛ مشغول جمع‌آوری شهد هستم.» سپس او سنجابی دید و می‌خواست با آن بازی کند، اما سنجاب گفت: «من نمی‌توانم با تو بازی کنم؛ مشغول ذخیره کردن غذا برای زمستان هستم.»

حمزه سپس متوجه شد که همه به جز او کاری داشتند. او فهمید که کار او این است که به مدرسه برود، قرآن حفظ کند و نماز بخواند. البته، او همیشه می‌توانست در اوقات فراغتش بازی کند.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

طبق آیه ۲۷، برخی بر این باورند که جهان بدون هدف آفریده شده است. این حقیقت ندارد. هر فرد و هر موجودی دارای هدفی است.

هدف خورشید نور بخشیدن به ماست. هدف باران بخشیدن حیات به ماست. هدف درختان تأمین اکسیژن برای ماست.

هدف ما پرستش الله است. هر آنچه در زمین است برای خدمت به ما آفریده شده تا ما بتوانیم پروردگارمان را بندگی کنیم.

هدف زندگی

27ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است، بیهوده نیافریدیم؛ این گمان کافران است. پس وای بر کافران از آتش! 28آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، مانند مفسدان در زمین قرار می‌دهیم؟ یا پرهیزکاران را مانند بدکاران قرار می‌دهیم؟

وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا بَٰطِلٗاۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ ٱلنَّارِ 27أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِينَ كَٱلۡفُجَّارِ28

هدف قرآن

29این کتابی است پربرکت که آن را بر تو ای پیامبر نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند و صاحبان خرد پند گیرند.

كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ مُبَٰرَكٞ لِّيَدَّبَّرُوٓاْ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ29

علاقه سلیمان به اسب‌های اصیل

30و سلیمان را به داوود بخشیدیم، چه بنده نیکویی بود! او بسیار بازگشت‌کننده (به سوی خدا) بود. 31هنگامی که در هنگام غروب، اسب‌های اصیل و چابک بر او عرضه شدند، 32پس گفت: من این خیرات را به خاطر یاد پروردگارم دوست دارم، تا اینکه (خورشید) در پس پرده پنهان شد. 33«آنها را به من بازگردانید!» پس شروع به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن‌هایشان کرد.

وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 30إِذۡ عُرِضَ عَلَيۡهِ بِٱلۡعَشِيِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلۡجِيَادُ 31فَقَالَ إِنِّيٓ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَيۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ 32رُدُّوهَا عَلَيَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ33

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

هر کسی به گونه‌ای متفاوت مورد آزمایش قرار می‌گیرد، حتی اگر بسیار ثروتمند و قدرتمند باشد، مانند حضرت سلیمان (ع). آیات زیر جزئیاتی در مورد چگونگی آزمایش او به ما نمی‌دهند، بنابراین، علما توضیحات متفاوتی ارائه کرده‌اند.

برخی از علما می‌گویند که حدیث زیر ممکن است به آزمایش او مربوط باشد: روزی حضرت سلیمان (ع) فرمودند که هر یک از همسرانش پسری به دنیا خواهد آورد که بزرگ شده و در راه خدا فداکاری خواهد کرد. او فراموش کرد که "ان‌شاءالله" بگوید.

در نتیجه، تنها یکی از همسرانش نوزادی ناقص‌الخلقه و مرده به دنیا آورد که بر تخت حضرت سلیمان (ع) گذاشته شد تا به او یادآوری کند که هیچ چیز بدون اذن خداوند اتفاق نمی‌افتد.

پس او از خداوند آمرزش خواست.

اقتدار سلیمان

34و قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم، پس او توبه کرد. 35گفت: «پروردگارا! مرا ببخش و مُلکی به من عطا کن که بعد از من برای هیچ‌کس سزاوار نباشد. تویی که بسیار بخشنده‌ای.» 36پس باد را مسخر او کردیم که به فرمان او آرام به هر جا که می‌خواست حرکت می‌کرد. 37و از جنیان هر بنا و غواصی. 38و دیگران در غل و زنجیر. 39الله فرمود: این عطای ماست، پس ببخش یا نگه دار، هرگونه که می‌خواهی، بی‌حساب. 40و نزد ما او را جایگاهی بلند و فرجامی نیکو خواهد بود!

وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَيۡمَٰنَ وَأَلۡقَيۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِيِّهِۦ جَسَدٗا ثُمَّ أَنَابَ 34قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ 35فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦ رُخَآءً حَيۡثُ أَصَابَ 36وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٖ وَغَوَّاصٖ 37وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ 38هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِكۡ بِغَيۡرِ حِسَابٖ 39وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ40

Verse 40: جن‌ها شیرجه زدند تا برای او مروارید بیاورند.

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

حضرت ایوب (ع) با از دست دادن فرزندان، سلامتی و ثروتش مورد آزمایش قرار گرفت. او مدت‌ها بیمار بود و حالش آنقدر وخیم شد که همه جز همسرش او را ترک کردند. او همیشه صبور و شکرگزار بود، حتی با وجود اینکه شرایطش بسیار دشوار بود.

Illustration

روزی، او به خاطر گفتار یا کرداری از همسرش بسیار خشمگین شد، پس سوگند یاد کرد که اگر دوباره سلامتی‌اش را به دست آورد، صد ضربه شلاق به او بزند.

سرانجام، وقتی خداوند سلامتی‌اش را به او بازگرداند، او از سوگندی که درباره همسرش خورده بود پشیمان شد. برای اینکه به ایوب (ع) کمک کند تا بدون آسیب رساندن به همسرش به سوگندش عمل کند، خداوند به او دستور داد که یک بار به آرامی با دسته‌ای کوچک از علف به او بزند.

SIDE STORY

SIDE STORY

پس از سال‌ها رنج، خداوند ایوب (ع) را به سلامتی کامل متنعم ساخت. او همچنین فرزندان و ثروت را دو برابر به او بخشید. سپس یک روز، در حالی که مشغول غسل بود، تکه‌های طلا از آسمان برای او باریدن گرفت. او با هر دو دست شروع به جمع‌آوری طلا کرد و آن را در لباس‌هایش می‌گذاشت.

Illustration

خداوند به او ندا داد: «ای ایوب! چرا این طلا را جمع می‌کنی؟ آیا پیش از این به تو به قدر کفایت عطا نکرده‌ام؟» او پاسخ داد: «البته، پروردگارم! اما من هرگز از نعمت‌های تو سیر نمی‌شوم.»

این حدیث بسیار مهم است، زیرا برخی از ما تنها زمانی خدا را به یاد می‌آوریم که از او چیزی بخواهیم. اما اگر زندگی ما آسان باشد، به او پشت می‌کنیم. به عنوان مؤمنان واقعی، ما هرگز از نعمت‌های خداوند سیر نمی‌شویم. ما همیشه در سختی‌ها و آسانی‌ها، در فقر و غنا، در بیماری و سلامتی به او نیاز داریم.

SIDE STORY

SIDE STORY

ام سلمه (رضی الله عنها) به همراه همسرش، ابوسلمه (رضی الله عنه)، اسلام آورد. هنگامی که بت‌پرستان در مکه به آنها آزار رساندند، آنها به حبشه (اتیوپی امروزی) هجرت کردند. سرانجام به مکه بازگشتند، اما بت‌پرستان کار را بر آنها دشوارتر کردند.

هنگامی که آنها قصد هجرت به مدینه را داشتند، خانواده‌اش اجازه ندادند او برود و خانواده همسرش پسرش را از او گرفتند. او یک سال تمام گریه کرد. سپس یکی از خویشاوندانش دلش به حال او سوخت و خانواده را متقاعد کرد که اجازه دهند او برود. خویشاوندان همسرش پسرش را به او بازگرداندند، اما او مجبور شد به تنهایی با پسرش به مدینه سفر کند.

آنها با عثمان بن طلحه (که در آن زمان مسلمان نبود) روبرو شدند. عثمان (رضی الله عنه) گفت که سفر بیش از ۴۰۰ کیلومتر در بیابان برای او و پسر کوچکش خطرناک خواهد بود، بنابراین تصمیم گرفت آنها را به رایگان همراهی کند.

سرانجام، خانواده در مدینه به هم پیوستند. اما به زودی، همسرش در جنگ احد مجروح شد و کمی بعد درگذشت. ام سلمه (رضی الله عنها) گفت که همسرش به او گفته بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اگر به مسلمانی مصیبتی برسد و او بگوید: «ما از آن خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم. پروردگارا! مرا در این مصیبت پاداش ده و بهتر از آن را به من عطا کن»، دعای آن شخص مستجاب خواهد شد.»

او شروع به گفتن این دعا کرد، اما سپس با خود گفت: «چه کسی می‌تواند همسری بهتر از ابوسلمه باشد؟» بعدها، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای ارج نهادن به فداکاری‌هایش در راه اسلام، به او پیشنهاد ازدواج دادند. او گفت: «ای پیامبر خدا! کسی مثل شما را نمی‌توان رد کرد. اما من سه مشکل دارم: ۱) من بسیار حسود هستم، ۲) من پیر هستم، و ۳) من فرزندان زیادی دارم.»

پیامبر (ص) پاسخ دادند: «از خدا می‌خواهم که حسادتت را برطرف کند. در مورد سنت، من هم مسن هستم. و فرزندانت مثل فرزندان من خواهند بود.» او از این پاسخ خوشحال شد و با ازدواج با پیامبر (ص) موافقت کرد. او گفت: «به خدا قسم! پیامبر (ص) همسری بسیار بهتر از ابوسلمه است.»

SIDE STORY

SIDE STORY

عروه فرزند زبیر بن عوام (رض) و یکی از صحابه بزرگوار پیامبر (ص) بود. روزی در حال سفر با یکی از پسرانش، پایش درد گرفت. سرانجام پزشکان تصمیم گرفتند برای جلوگیری از گسترش بیماری به بقیه بدنش، پایش را قطع کنند.

طولی نکشید که پسرش لگد اسبی خورد و از دنیا رفت. وقتی این خبر وحشتناک را شنید، نگفت: «چرا؟ پایم را از دست دادم، و حالا پسرم را! پدربزرگم ابوبکر (رض) بود و پدرم زبیر (رض). و من یکی از بزرگترین علمای مدینه هستم. چرا این اتفاق برای من می‌افتد؟»

در عوض، دعا کرد: «ای الله! هفت فرزند به من دادی، و تنها یکی را گرفتی. و دو دست و دو پا به من دادی، و تنها یک پا را گرفتی. می‌توانستی همه چیز را بگیری، الحمدلله برای آنچه گرفتی، و سپاس برای آنچه باقی گذاشتی.»

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

حدیث زیبایی وجود دارد که در آن پیامبر (ص) درباره دو نفر در روز قیامت صحبت می‌کنند: یکی کافری است که از همه چیزهای حرام لذت برد، و دیگری مؤمنی است که در زندگی آزمایش‌های زیادی را پشت سر گذاشت.

کافر برای یک ثانیه در جهنم فرو برده می‌شود، سپس بیرون آورده می‌شود و از او پرسیده می‌شود: «آیا هرگز از چیزی در دنیا لذت بردی؟» آن شخص فریاد می‌زند: «نه، پروردگارم! حتی یک چیز هم نه.»

مؤمن برای یک ثانیه در بهشت فرو برده می‌شود، سپس بیرون آورده می‌شود و از او پرسیده می‌شود: «آیا هرگز در دنیا سختی کشیدی؟» آن شخص می‌گوید: «نه، پروردگارم! حتی یک چیز هم نه.»

بنابراین مؤمن چالش‌های بیمار شدن، جراحی کردن، از دست دادن یکی از اعضای خانواده، سفر، تحصیل، مورد آزار و اذیت قرار گرفتن، امتحان دادن، بیدار شدن برای نماز فجر، یک ماه کامل روزه گرفتن، ایستادن در نماز، رفتن به حج، آشپزی کردن و تربیت فرزندان را فراموش خواهد کرد. تمام دردها از بین خواهد رفت، اما پاداش در بهشت ابدی خواهد بود، سبحان‌الله!

پیامبر ایوب

41و یاد کن بنده ما ایوب را، آنگاه که پروردگارش را ندا داد: «شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است.» 42(پس) به او گفتیم: «پای خود را بر زمین بکوب؛ اینک چشمه‌ای خنک برای شستشو و نوشیدن است.» 43و خانواده‌اش را به او بازگرداندیم و همانند آنها را نیز با آنها، رحمتی از جانب ما و یادآوری برای صاحبان خرد. 44(و به او گفتیم:) «دسته‌ای از شاخه‌ها را به دست گیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگندت را مشکن.» ما او را بسیار صبور یافتیم. چه بنده نیکویی بود! او همواره به سوی خدا باز می‌گشت.

وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ 41ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ 42وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ 43وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ44

پیامبران بزرگ دیگر

45و به یاد آور بندگان ما: ابراهیم، اسحاق و یعقوب را که صاحبان قدرت و بصیرت بودند. 46ما آنان را به خصلت یادآوری خالصانه سرای آخرت برگزیدیم. 47و آنان در نزد ما قطعاً از برگزیدگان و نیکان هستند. 48و اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را نیز یاد کن؛ همه از نیکان هستند.

وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ 45إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ 46وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ 47وَٱذۡكُرۡ إِسۡمَٰعِيلَ وَٱلۡيَسَعَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ وَكُلّٞ مِّنَ ٱلۡأَخۡيَارِ48

پاداش مؤمنان

49این جز یادآوری نیست. و برای پرهیزکاران سرانجام نیکویی است: 50باغ‌های جاودان، که درهایش برایشان گشوده است. 51در آنجا تکیه می‌زنند و انواع میوه‌ها و نوشیدنی‌های فراوان را می‌طلبند. 52و نزدشان حوریانی چشم‌فروهشته و هم‌سن خواهند بود. 53این همان چیزی است که برای روز جزا به شما وعده داده شده است. 54همانا اینها خزائن ما هستند که هرگز پایانی ندارند.

هَٰذَا ذِكۡرٞۚ وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ لَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ 49جَنَّٰتِ عَدۡنٖ مُّفَتَّحَةٗ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَٰبُ 50مُتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا يَدۡعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ وَشَرَابٖ 51وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ 52هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ 53إِنَّ هَٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ54

کیفر اشرار

55این است. و کسانی که در گناه زیاده‌روی کردند، قطعاً بازگشتگاه بدی خواهند داشت: 56جهنم، که در آن می‌سوزند. چه بد قرارگاهی است! 57پس بچشند: آب حمیم و غساق، 58و عذاب‌های دیگری از همین قبیل!

هَٰذَاۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَ‍َٔابٖ 55جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا فَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ 56هَٰذَا فَلۡيَذُوقُوهُ حَمِيمٞ وَغَسَّاقٞ 57وَءَاخَرُ مِن شَكۡلِهِۦٓ أَزۡوَٰجٌ58

جدال در جهنم

59گمراه‌کنندگان به یکدیگر می‌گویند: «این گروهی از پیروانند که با شما افکنده می‌شوند. خوش نیامدند! آنها نیز در آتش خواهند سوخت!» 60پیروان پاسخ می‌دهند: «نه! شما خوش نیامدید! شما این را بر سر ما آوردید. چه بد قرارگاهی است!» 61و اضافه می‌کنند: «پروردگارا! هر کس این را بر سر ما آورد، عذاب او را در آتش دو برابر کن.» 62سپس گمراه‌کنندگان به یکدیگر می‌گویند: «اما چرا کسانی را که از فرومایگان می‌پنداشتیم، نمی‌بینیم؟» 63آیا در مسخره کردن آنها در دنیا اشتباه می‌کردیم؟ یا چشمان ما از دیدن آنها در دوزخ عاجز است؟ 64این جدال بین اهل آتش قطعاً به وقوع خواهد پیوست.

هَٰذَا فَوۡجٞ مُّقۡتَحِمٞ مَّعَكُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُواْ ٱلنَّارِ 59قَالُواْ بَلۡ أَنتُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِكُمۡۖ أَنتُمۡ قَدَّمۡتُمُوهُ لَنَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ 60قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدۡهُ عَذَابٗا ضِعۡفٗا فِي ٱلنَّارِ 61وَقَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالٗا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلۡأَشۡرَارِ 62أَتَّخَذۡنَٰهُمۡ سِخۡرِيًّا أَمۡ زَاغَتۡ عَنۡهُمُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ 63إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ64

Verse 64: بت‌پرستان از یکدیگر درباره صحابه فقیر مانند بلال و سلمان خواهند پرسید.

پیامبر و رسالتش

65بگو ای پیامبر: «من تنها بیم‌دهنده‌ای هستم؛ و هیچ معبودی جز اللهِ یگانهٔ قهار نیست.» 66«پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است؛ عزیزِ غفار.» 67بگو: «این [قرآن] خبری بزرگ است، 68که شما از آن روی می‌گردانید.» 69«من از مَلَأِ اعلی [در آسمان] هیچ اطلاعی نداشتم، هنگامی که [دربارهٔ آدم] اختلاف می‌کردند.» 70به من وحی شده است که من جز با انذاری آشکار فرستاده نشده‌ام.

قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٞۖ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ 65رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ 66قُلۡ هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِيمٌ ٦٧ أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ 67أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ 68مَا كَانَ لِيَ مِنۡ عِلۡمِۢ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰٓ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ 69إِن يُوحَىٰٓ إِلَيَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ70

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

طبق قرآن، شیطان از آتش و آدم (ع) از گل آفریده شد. شیطان یک جن بود، نه فرشته (۱۸:۵۰). هنگامی که خداوند آدم (ع) را آفرید، تصریح کرد که او را به عنوان خلیفه در زمین قرار خواهد داد.

از آنجا که شیطان زیاد خدا را عبادت می‌کرد، همیشه در جمع فرشتگانی بود که وقف عبادت خداوند بودند. هنگامی که خداوند به آن فرشتگان دستور داد تا به آدم (ع) سجده کنند، شیطان نیز با آنها ایستاده بود. همه سجده کردند، به جز او.

او اعتراض کرد و گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل. چرا باید به او سجده کنم؟» بنابراین، هنگامی که شیطان از خداوند سرپیچی کرد، به دلیل تکبرش نامش ابلیس شد (که به معنای «ناامید» است).

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر ما تنها برای الله سجده می‌کنیم، پس چگونه از فرشتگان خواسته شد که به آدم (ع) سجده کنند؟» باید به خاطر داشته باشیم که برخی چیزها قبل از زمان پیامبر (ص) مجاز بودند اما برای ما مجاز نیستند. به همین ترتیب، برخی چیزها برای ما مجاز هستند اما قبل از زمان ایشان مجاز نبودند.

فرشتگان مأمور شدند که به آدم (ع) سجده کنند، به عنوان احترام، نه پرستش. به همین ترتیب، خانواده یوسف (ع) (شامل پدر و مادر و ۱۱ برادرش) از روی احترام در برابر یوسف (ع) سجده کردند، طبق سوره ۱۲.

Illustration

در سوره ۳۴ آیه ۱۳، جن‌ها برای سلیمان (ع) چیزهای مختلفی ساختند، از جمله مجسمه‌ها، که برای او مجاز بودند اما برای ما مجاز نیستند.

در گذشته، اگر کسی مرتکب خطای بزرگی می‌شد (مانند گناه پرستش گوساله در داستان موسی (ع))، به مردم دستور داده می‌شد که اگر می‌خواستند توبه کنند، یکدیگر را بکشند (۲:۵۴). اکنون اگر مسلمانی مرتکب عمل بدی شود، برای بخشش به درگاه الله دعا می‌کند و کار نیک انجام می‌دهد تا آن عمل بد را از بین ببرد.

همچنین، در گذشته، برخی غذاها برای قوم موسی (ع) مجاز نبودند اما برای ما مجاز هستند (۶:۱۴۶).

تکبر شیطان

71و [به یاد آور] ای پیامبر، هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری از گِل خواهم آفرید.» 72پس هنگامی که او را کامل ساختم و از روح خود در او دمیدم، بر او سجده کنید.» 73پس فرشتگان همگی سجده کردند، 74مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد. 75فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را از سجده کردن بر آنچه با دو دست خود آفریدم بازداشت؟ آیا تکبر ورزیدی یا از برتری‌جویان بودی؟» 76او گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی.» 77خداوند فرمود: «پس از اینجا بیرون شو؛ تو قطعاً ملعونی.» 78و قطعاً خشم من بر توست تا روز قیامت. 79شیطان گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند، مهلت ده!» 80خداوند فرمود: «تو مهلت داده خواهی شد.» 81تا روز معلوم. 82شیطان گفت: "به عزّتت سوگند، من قطعاً همه آنها را گمراه خواهم ساخت، 83مگر بندگان مخلص تو از میان آنها." 84خداوند فرمود: "حق این است و من جز حق نمی‌گویم: 85من قطعاً جهنم را از تو و از هر کس از آنها که از تو پیروی کند، همگی پر خواهم ساخت."

إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ 71فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ 72فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ 73إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ 74قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّۖ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ 75قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ 76قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ 77وَإِنَّ عَلَيۡكَ لَعۡنَتِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ 78قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ 79قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ 80إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ 81قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ 82إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ 83قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ 84لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ85

پیام به منکران

86بگو ای پیامبر، من از شما هیچ اجری برای این قرآن نمی‌طلبم و من از متکلفین نیستم. 87این نیست مگر تذکری برای عالمیان. 88و قطعاً به زودی حقیقت آن را خواهید دانست.

قُلۡ مَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ 86إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ 87وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِينِۢ88

Ṣãd () - Kids Quran - Chapter 38 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab