Surah 28
Volume 3

قصص

القَصَص

القَصَص

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

این سوره به جزئیات کودکی و جوانی موسی می‌پردازد.

خداوند دانا و تواناست.

بت‌ها نمی‌توانند پرستش‌کنندگان خود را در این دنیا یا آخرت یاری کنند.

خداوند همیشه از بندگان مؤمن خود حمایت می‌کند.

خداوند اگر بندگان توبه کنند، آماده بخشش است.

مهم است که در خوشی و ناخوشی به درگاه الله دعا کنیم.

همه باید شکرگزار نعمت‌های الله باشند.

ستمکاران در روز قیامت رسوا خواهند شد.

فرعون و قارون به خاطر تکبرشان هلاک شدند.

الله با همه عادل است.

قرآن وحی برحق از جانب الله است.

به پیامبر توصیه شده است که صبر پیشه کند و دیگران را به اسلام دعوت نماید.

هدایت تنها از جانب الله است.

Illustration
BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

روایت شده است که فرعون خوابی دید که در آن آتشی خانه‌های مصریان را می‌سوزاند، اما خانه‌های بنی‌اسرائیل را نه. او وحشت‌زده بیدار شد و از دستیارانش خواست تا این خواب را تعبیر کنند. آنها به او گفتند که حکومتش به دست پسری که قرار بود در میان بنی‌اسرائیل متولد شود، نابود خواهد شد. به همین دلیل فرعون تصمیم گرفت پسرانشان را بکشد و زنانشان را زنده نگه دارد. اما خداوند موسی را نجات داد. نه تنها این، بلکه موسی در کاخ فرعون و تحت مراقبت ویژه او بزرگ شد. فرعون نقشه‌ها کشید، اما خداوند بهترین تدبیرکنندگان است. (امام ابن کثیر)

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: "چرا داستان موسی (ع) در سراسر قرآن تکرار شده است؟" خداوند پیامبر (ص) را از طریق داستان موسی (ع) تسلی داد، زیرا این داستان برای ایشان بسیار قابل درک و ملموس بود. هر دوی آنها با چالش‌های بسیاری روبرو شدند. هر دو مجبور به ترک سرزمین خود گشتند. نقشه‌هایی برای قتل آنها وجود داشت. پیروانشان شکنجه و آزار دیدند. اما در نهایت، آنها موفق شدند و دشمنانشان محکوم به شکست بودند.

ستم فرعون

1طسم 2این آیات کتاب مبین است. 3ما بر تو از داستان موسی و فرعون به راستی می‌گوییم برای مردمی که ایمان دارند. 4همانا فرعون در زمین سرکشی کرد و اهل آن را گروه‌گروه ساخت. یک گروه از آنها را به ضعف کشانید، پسرانشان را می‌کشت و زنانشان را زنده نگه می‌داشت. او به راستی از مفسدان بود. 5و ما اراده کردیم که بر کسانی که در زمین به ضعف کشانده شده بودند منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم؛ 6و آنها را در سرزمین مستقر سازیم؛ و به واسطه آنان، ترس‌های فرعون، هامان و لشکریانشان را به حقیقت پیوندیم.

طسٓمٓ 1تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ 2نَتۡلُواْ عَلَيۡكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرۡعَوۡنَ بِٱلۡحَقِّ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ 3إِنَّ فِرۡعَوۡنَ عَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلَ أَهۡلَهَا شِيَعٗا يَسۡتَضۡعِفُ طَآئِفَةٗ مِّنۡهُمۡ يُذَبِّحُ أَبۡنَآءَهُمۡ وَيَسۡتَحۡيِۦ نِسَآءَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ 4وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ 5وَنُمَكِّنَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنُرِيَ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنۡهُم مَّا كَانُواْ يَحۡذَرُونَ6

Verse 6: هامان معمار ارشد فرعون در زمان موسی بود.

Illustration

کودک موسی در رود نیل

7ما به مادر موسی وحی کردیم: «او را شیر بده. اما وقتی بر او ترسیدی، آنگاه او را در رودخانه بینداز، و نترس و غمگین مباش. ما حتماً او را به تو بازمی‌گردانیم، و او را از رسولان قرار می‌دهیم.» 8و چنین شد که خاندان فرعون او را برداشتند، تا برایشان دشمن و مایه اندوه شود. قطعاً فرعون و هامان و لشکریانشان گناهکار بودند.

وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَرۡضِعِيهِۖ فَإِذَا خِفۡتِ عَلَيۡهِ فَأَلۡقِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحۡزَنِيٓۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيۡكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ 7فَٱلۡتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرۡعَوۡنَ لِيَكُونَ لَهُمۡ عَدُوّٗا وَحَزَنًاۗ إِنَّ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُواْ خَٰطِ‍ِٔينَ8

موسى در قصر

9همسر فرعون به او گفت: «این کودک مایه چشم روشنی من و توست. او را نکشید. شاید برای ما مفید باشد یا او را به فرزندی بپذیریم.» و آنها نمی‌دانستند چه اتفاقی خواهد افتاد. 10و دل مادر موسی سخت بی‌تاب شد. نزدیک بود هویت او را فاش کند، اگر ما دلش را آرام نکرده بودیم تا به وعده الهی ایمان داشته باشد. 11به خواهرش گفت: «او را دنبال کن!» پس او را از دور زیر نظر گرفت، در حالی که آنها بی‌خبر بودند. 12و ما از پیش او را از پذیرفتن شیر همه دایگان بازداشته بودیم. پس خواهرش گفت: «آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که او را برای شما پرورش دهند و به خوبی از او مراقبت کنند؟» 13این گونه او را به مادرش بازگرداندیم تا دلش آرام گیرد و غمگین نباشد و بداند که وعده الهی همیشه حق است. ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. 14و چون به رشد و کمال رسید، به او حکمت و دانش دادیم. و اینگونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.

وَقَالَتِ ٱمۡرَأَتُ فِرۡعَوۡنَ قُرَّتُ عَيۡنٖ لِّي وَلَكَۖ لَا تَقۡتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوۡ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدٗا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ 9وَأَصۡبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَٰرِغًاۖ إِن كَادَتۡ لَتُبۡدِي بِهِۦ لَوۡلَآ أَن رَّبَطۡنَا عَلَىٰ قَلۡبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ 10وَقَالَتۡ لِأُخۡتِهِۦ قُصِّيهِۖ فَبَصُرَتۡ بِهِۦ عَن جُنُبٖ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ 11وَحَرَّمۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَرَاضِعَ مِن قَبۡلُ فَقَالَتۡ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِ بَيۡتٖ يَكۡفُلُونَهُۥ لَكُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ نَٰصِحُونَ 12فَرَدَدۡنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَ وَلِتَعۡلَمَ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ 13وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسۡتَوَىٰٓ ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ14

Verse 14: زنانی که برای شیر دادن به نوزادان استخدام می‌شوند.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: "چگونه پیامبر بزرگی چون موسی (علیه‌السلام) می‌تواند مردی بی‌گناه را بکشد؟" برای پاسخ به این پرسش، به حقایق زیر توجه کنیم: پیامبران انسان‌هایی کامل هستند. به همین دلیل خداوند آنها را برای نمایندگی خود و رساندن پیام‌هایش برگزید. برای آنها گناه کردن ممکن نیست، اما گاهی ممکن است در موقعیتی اشتباه قضاوت کنند یا سهواً کاری انجام دهند. در نهایت، آنها انسان هستند، نه فرشته. در مورد موسی (علیه‌السلام)، این اتفاق قبل از نبوت او رخ داد. طبق آیه ۱۵ (قرآن)، او می‌خواست از یکی از قوم خود در برابر مردی مصری دفاع کند، بنابراین به مرد مصری مشت زد و او را سهواً کشت. پس قصد کشتن نداشت. وقتی پیامبری اشتباه می‌کند، این فرصتی است برای پیروانش تا بیاموزند در موقعیت مشابه چه کنند. مثلاً، اگر نماز ظهر را سهواً ۵ رکعت بخوانیم، سجده سهو به جا می‌آوریم، به تأسی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله). اما در مورد افراد عادی مثل من و شما، ما کامل نیستیم. ما گناه می‌کنیم و اشتباه می‌کنیم. حتی علما و متخصصان هم اشتباه می‌کنند. داستان امامی را به یاد می‌آورم که روز جمعه سخنرانی می‌کرد. وقتی از موسی (علیه‌السلام) نام برد، گفت: "سلام بر او باد." او همچنین سهواً وقتی از فرعون نام برد، گفت: "سلام بر او باد." همچنین داستان واقعی عالمی وجود دارد که نماز مغرب را پشت سر یکی از شاگردانش خواند. وقتی شاگرد در تلاوت سوره‌ای طولانی اشتباه کرد، عالم بعد از نماز به او گفت: "چگونه چنین اشتباهی می‌کنی؟" سپس آن عالم نماز بعدی را امامت کرد و در سوره فاتحه اشتباه کرد. سال‌ها طول کشید تا نویسنده مصری، محمد فؤاد عبدالباقی، فهرست مشهور خود از کلمات قرآنی را بنویسد. وقتی او کلمه "الله" را در سراسر قرآن شمرد، فراموش کرد اولین مورد (آیه ۱:۱) را فهرست کند. شیخ مصطفی اسماعیل یکی از مشهورترین قاریان قرآن بود. یکی از زیباترین تلاوت‌های او در سال ۱۹۶۱ در شهر طنطا ضبط شد، جایی که او در آیه ۴۹:۱۵ اشتباه کرد.

موسى سهواً مردى را کشت

15روزی وارد شهر شد در حالی که مردم آن غافل بودند. در آنجا دو مرد را یافت که با هم می‌جنگیدند: یکی از قوم او و دیگری از دشمنان قبطی‌اش. مردی که از قوم او بود، از موسی بر ضد دشمنش کمک خواست. پس موسی مشتی به او زد و او را کشت. موسی گفت: "این از عمل شیطان است. او دشمنی آشکار و گمراه‌کننده است." 16او گفت: "پروردگارا! من به خود ستم کرده‌ام، پس مرا بیامرز." و او را آمرزید؛ اوست غفور و رحیم. 17موسی عهد کرد: "پروردگارا! به پاس نعمت‌هایی که بر من ارزانی داشته‌ای، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود."

وَدَخَلَ ٱلۡمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفۡلَةٖ مِّنۡ أَهۡلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيۡنِ يَقۡتَتِلَانِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَٰذَا مِنۡ عَدُوِّهِۦۖ فَٱسۡتَغَٰثَهُ ٱلَّذِي مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى ٱلَّذِي مِنۡ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيۡهِۖ قَالَ هَٰذَا مِنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِۖ إِنَّهُۥ عَدُوّٞ مُّضِلّٞ مُّبِينٞ 15قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي فَٱغۡفِرۡ لِي فَغَفَرَ لَهُۥٓۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ 16قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ فَلَنۡ أَكُونَ ظَهِيرٗا لِّلۡمُجۡرِمِينَ17

Verse 17: بسیاری از قوم فرعون با موسی مشکل داشتند، زیرا او شروع به زیر سوال بردن اعمال زشتشان کرد.

خبر قتل پخش می‌شود

18و موسی در شهر ترسان و نگران بود. ناگهان همان مردی که دیروز از او کمک خواسته بود، دوباره او را به فریاد خواند. موسی به او گفت: «تو آشکارا گمراهی!» 19اما هنگامی که موسی خواست به دشمن آن دو دست دراز کند، مرد مصری اعتراض کرد و گفت: «ای موسی! آیا می‌خواهی مرا بکشی همانند مردی که دیروز کشتی؟ تو فقط می‌خواهی در زمین فساد کنی و نمی‌خواهی اصلاح کنی!»

فَأَصۡبَحَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ خَآئِفٗا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا ٱلَّذِي ٱسۡتَنصَرَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَسۡتَصۡرِخُهُۥۚ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِيّٞ مُّبِينٞ 18فَلَمَّآ أَنۡ أَرَادَ أَن يَبۡطِشَ بِٱلَّذِي هُوَ عَدُوّٞ لَّهُمَا قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقۡتُلَنِي كَمَا قَتَلۡتَ نَفۡسَۢا بِٱلۡأَمۡسِۖ إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِينَ19

Verse 19: آن مرد گمان کرد که موسی (علیه السلام) قصد داشت او را بزند.

گریختن موسی به مدین

20و مردی شتابان از دورترین نقطه شهر آمد. او گفت: «ای موسی! سران (قوم) قصد دارند تو را بکشند. پس (از شهر) خارج شو، این نصیحت من به توست.» 21پس موسی ترسان و نگران از شهر خارج شد و گفت: «پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده!» 22و چون رو به سوی مدین نهاد، گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.»

وَجَآءَ رَجُلٞ مِّنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلۡمَلَأَ يَأۡتَمِرُونَ بِكَ لِيَقۡتُلُوكَ فَٱخۡرُجۡ إِنِّي لَكَ مِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ 20فَخَرَجَ مِنۡهَا خَآئِفٗا يَتَرَقَّبُۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ 21وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلۡقَآءَ مَدۡيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يَهۡدِيَنِي سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ22

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

حضرت موسی (ع) بدون غذا، پول و حتی کفش مصر را ترک کرد. با اینکه هنگام رسیدن به مدین کاملاً خسته و فرسوده بود، او به دو زن کمک کرد و درپوش بسیار سنگین چاهی را برداشت تا گوسفندانشان آب بنوشند. سپس در سایه درختی استراحت کرد و از خداوند متعال یاری طلبید. هنگامی که یکی از آن دو زن برای دعوت او نزد پدرش آمد، موسی (ع) از او خواست که جلوتر از او راه برود تا از دیدن شکل بدنش جلوگیری کند. وقتی پدر آن زن به او غذا تعارف کرد، موسی (ع) گفت: «من برای کمک خود پاداشی نمی‌گیرم.» او تنها زمانی غذا خورد که پیرمرد به او گفت این بخشی از فرهنگ آنهاست که به مهمانانشان غذا تعارف کنند. یکی از آن دو زن به پدرش توصیه کرد که او را استخدام کند، به دلیل قدرت و اخلاق نیکویش. در این هنگام بود که پیرمرد یکی از دخترانش را به ازدواج موسی (ع) درآورد. بنابراین، موسی (ع) در همان روز با همسری نیکو، شغلی و مکانی برای اقامت برکت یافت. {امام ابن کثیر و امام قرطبی}

Illustration

یاری موسی به دو زن

23هنگامی که به آبگاه مَدْیَن رسید، گروهی از مردم را یافت که (دام‌هایشان را) سیراب می‌کردند. و در کنار آنها دو زن را دید که گوسفندانشان را بازداشته بودند. پرسید: "کار شما چیست؟" گفتند: "ما نمی‌توانیم (گوسفندانمان را) آب دهیم تا چوپان‌ها (از آب دادن) برگردند، و پدر ما پیرمردی سالخورده است." 24پس برای آن دو (زن) آب داد، سپس به سایه روی آورد و گفت: "پروردگارا! من به هر خیری که به سوی من فروفرستی، سخت نیازمندم."

وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدۡيَنَ وَجَدَ عَلَيۡهِ أُمَّةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسۡقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمۡرَأَتَيۡنِ تَذُودَانِۖ قَالَ مَا خَطۡبُكُمَاۖ قَالَتَا لَا نَسۡقِي حَتَّىٰ يُصۡدِرَ ٱلرِّعَآءُۖ وَأَبُونَا شَيۡخٞ كَبِيرٞ 23فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِير24

ازدواج موسی

25سپس یکی از آن دو زن با شرم و حیا به سوی او آمد و گفت: «پدرم تو را دعوت می‌کند تا پاداش آب دادن به دام‌های ما را به تو بدهد!» هنگامی که موسی نزد او آمد و تمام داستان خود را برایش تعریف کرد، پیرمرد گفت: «نگران نباش! تو اکنون از دست آن قوم ستمگر در امان هستی.» 26یکی از آن دو دختر گفت: «ای پدر! او را استخدام کن. بهترین کسی که استخدام می‌کنی، نیرومند و امین است.» 27پیرمرد گفت: «من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به عقد تو درآورم، به شرطی که هشت سال در خدمت من باشی. و اگر ده سال را تمام کنی، از جانب تو احسانی است، و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم. ان‌شاءالله مرا از صالحان خواهی یافت.» 28موسی گفت: «این بین من و توست. هر یک از این دو مدت را که به انجام رساندم، دیگر ستمی بر من نیست. و خداوند بر آنچه می‌گوییم گواه است.»

فَجَآءَتۡهُ إِحۡدَىٰهُمَا تَمۡشِي عَلَى ٱسۡتِحۡيَآءٖ قَالَتۡ إِنَّ أَبِي يَدۡعُوكَ لِيَجۡزِيَكَ أَجۡرَ مَا سَقَيۡتَ لَنَاۚ فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيۡهِ ٱلۡقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفۡۖ نَجَوۡتَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ 25قَالَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا يَٰٓأَبَتِ ٱسۡتَ‍ٔۡجِرۡهُۖ إِنَّ خَيۡرَ مَنِ ٱسۡتَ‍ٔۡجَرۡتَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡأَمِينُ 26قَالَ إِنِّيٓ أُرِيدُ أَنۡ أُنكِحَكَ إِحۡدَى ٱبۡنَتَيَّ هَٰتَيۡنِ عَلَىٰٓ أَن تَأۡجُرَنِي ثَمَٰنِيَ حِجَجٖۖ فَإِنۡ أَتۡمَمۡتَ عَشۡرٗا فَمِنۡ عِندِكَۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنۡ أَشُقَّ عَلَيۡكَۚ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ 27قَالَ ذَٰلِكَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَۖ أَيَّمَا ٱلۡأَجَلَيۡنِ قَضَيۡتُ فَلَا عُدۡوَٰنَ عَلَيَّۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيل28

برگزیده شدن موسی به پیامبری

29هنگامی که موسی آن مدت را به سر آورد و با خانواده‌اش رهسپار مصر بود، آتشی را از جانب کوه طور مشاهده کرد. به خانواده‌اش گفت: «اینجا درنگ کنید؛ من آتشی دیده‌ام. شاید از آنجا برای شما رهنمودی بیاورم یا شعله‌ای از آتش تا خود را گرم کنید.» 30اما چون به آن رسید، از بوته‌ای در وادی مقدس، از جانب راست وادی، به او ندا داده شد: «ای موسی! من الله هستم - پروردگار جهانیان.» 31«اکنون عصایت را بیفکن!» اما چون دید که آن چون ماری می‌خزد، پشت نکرد و گریخت. الله فرمود: «ای موسی! پیش آی و بیم مدار. تو در امانی. اکنون دستت را در گریبان خود فرو ببر، سفید و درخشان بیرون می‌آید، بی‌آنکه عیبی باشد. و بازوانت را به خود بچسبان تا ترست فرو نشیند. اینها دو برهان از جانب پروردگار توست برای فرعون و اشراف او؛ آنها قومی فاسق بوده‌اند.»

فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارٗاۖ قَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ جَذۡوَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ 29فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ مِن شَٰطِيِٕ ٱلۡوَادِ ٱلۡأَيۡمَنِ فِي ٱلۡبُقۡعَةِ ٱلۡمُبَٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّيٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ 30وَأَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنّٞ وَلَّىٰ مُدۡبِرٗا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَٰمُوسَىٰٓ أَقۡبِلۡ وَلَا تَخَفۡۖ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡأٓمِنِينَ31

Verse 30: موسی و خانواده‌اش در سفر از مدین به مصر، در تاریکی راه را گم کردند. پس او می‌خواست راه را بپرسد.

Verse 31: وقتی موسی (ع) دوباره دستش را از گریبانش بیرون آورد، دستش به رنگ اولش بازگشت.

موسی یاری می‌طلبد

33موسی گفت: "پروردگارا! من یکی از آنها را کشته‌ام، پس می‌ترسم مرا بکشند." 34و برادرم هارون فصیح‌تر از من است، پس او را به عنوان پشتیبان همراه من بفرست تا سخن مرا تأیید کند؛ من واقعاً می‌ترسم مرا تکذیب کنند." 35فرمود: "ما تو را با برادرت تقویت خواهیم کرد و به شما هر دو قدرت خواهیم داد، آنها نمی‌توانند به شما آسیبی برسانند. با آیات ما، شما و کسانی که از شما پیروی می‌کنند قطعاً پیروز خواهید شد."

قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلۡتُ مِنۡهُمۡ نَفۡسٗا فَأَخَافُ أَن يَقۡتُلُونِ 33وَأَخِي هَٰرُونُ هُوَ أَفۡصَحُ مِنِّي لِسَانٗا فَأَرۡسِلۡهُ مَعِيَ رِدۡءٗا يُصَدِّقُنِيٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ 34قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجۡعَلُ لَكُمَا سُلۡطَٰنٗا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيۡكُمَا بِ‍َٔايَٰتِنَآۚ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلۡغَٰلِبُونَ35

Illustration

پاسخ فرعون

36اما هنگامی که موسی با آیات روشن ما به سوی آنان آمد، با تکبر گفتند: «این جز سحری ساختگی نیست! ما هرگز چنین چیزی را از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم.» 37موسی پاسخ داد: «پروردگار من بهتر می‌داند چه کسی هدایت را از جانب او آورده و سرانجام پیروزی از آن کیست. به راستی، ستمکاران هرگز رستگار نمی‌شوند.» 38فرعون گفت: «ای اشراف! من برای شما خدایی جز خود نمی‌دانم. پس ای هامان، برای من از گل آجر بپز و برجی مرتفع بنا کن تا شاید خدای موسی را ببینم، و من گمان می‌کنم او از دروغگویان است.»

فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّفۡتَرٗى وَمَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ 36وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَن جَآءَ بِٱلۡهُدَىٰ مِنۡ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ 37وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَأُ مَا عَلِمۡتُ لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرِي فَأَوۡقِدۡ لِي يَٰهَٰمَٰنُ عَلَى ٱلطِّينِ فَٱجۡعَل لِّي صَرۡحٗا لَّعَلِّيٓ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ38

پایان فرعون

39و او و لشکریانش در زمین به ناحق استکبار ورزیدند و گمان می‌کردند که هرگز به سوی ما بازگردانده نخواهند شد. 40پس او و لشکریانش را گرفتیم و آنها را در دریا غرق کردیم. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چه بود! 41و آنان را امامانی قرار دادیم که به سوی آتش دعوت می‌کنند. و در روز قیامت یاری نخواهند شد. 42و در این دنیا لعنتی را از پی آنها قرار دادیم. و در روز قیامت از خوارشدگان خواهند بود.

وَٱسۡتَكۡبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ إِلَيۡنَا لَا يُرۡجَعُونَ 39فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ 40وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا يُنصَرُونَ 41وَأَتۡبَعۡنَٰهُمۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا لَعۡنَةٗۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلۡمَقۡبُوحِينَ42

تورات

43و به راستی، ما به موسی کتاب دادیم، پس از آنکه نسل‌های پیشین را هلاک کردیم، تا برای مردم بصیرت‌هایی و هدایت و رحمتی باشد، باشد که متذکر شوند.

وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِ مَآ أَهۡلَكۡنَا ٱلۡقُرُونَ ٱلۡأُولَىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ43

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

در قرآن مکرراً به بت‌پرستان یادآوری می‌شود که پیامبر هیچ یک از این وقایعی را که قرن‌ها پیش از تولد او رخ داده‌اند، شاهد نبوده است. به عنوان مثال، توطئه‌هایی که علیه یوسف (ع) صورت گرفت (یوسف: ۱۰۲)، بحث بر سر اینکه چه کسی باید سرپرست مریم خردسال باشد (آل عمران: ۴۴)، و غرق شدن پسر نوح در طوفان (هود: ۴۹). این جزئیات پیش از نزول قرآن برای اعراب شناخته شده نبود. بنابراین، تنها راه منطقی که پیامبر می‌توانست از این داستان‌ها آگاه شود، از طریق وحی است.

قصه‌های نازل شده

44تو ای پیامبر، در جانب غربی کوه نبودی آنگاه که ما رسالت را به موسی سپردیم، و تو حتی در آن زمان حضور نداشتی. 45ولی ما پس از آن نسل‌هایی را پدید آوردیم که ایمانشان را به مرور زمان از دست دادند. و تو در میان اهل مدین ساکن نبودی تا آیات ما را برایشان تلاوت کنی. ولی اینها همه از سوی ماست. 46و تو در کنار طور نبودی آنگاه که ما موسی را ندا دادیم. ولی تو به عنوان رحمتی از سوی پروردگارت آمدی تا قومی را بیم دهی که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای نداشتند، تا شاید متذکر شوند. 47و نیز برای اینکه نگویند، هنگامی که مصیبتی به خاطر اعمالشان به آنها رسد: "پروردگارا! ای کاش پیامبری برای ما می‌فرستادی، تا ما از آیات تو پیروی می‌کردیم و از مؤمنان می‌شدیم."

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلۡغَرۡبِيِّ إِذۡ قَضَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَى ٱلۡأَمۡرَ وَمَا كُنتَ مِنَ ٱلشَّٰهِدِينَ 44وَلَٰكِنَّآ أَنشَأۡنَا قُرُونٗا فَتَطَاوَلَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيٗا فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ تَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ 45وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلطُّورِ إِذۡ نَادَيۡنَا وَلَٰكِن رَّحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبۡلِكَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ 46وَلَوۡلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ فَيَقُولُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَيۡنَا رَسُولٗا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ47

Verse 47: یعنی پیام اصلی در طول قرن‌ها تحریف و از بین رفت.

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

مشرکان پیامبر را به چالش کشیدند و گفتند: «چرا این قرآن یکباره مانند تورات موسی (علیه‌السلام) نازل نشد؟ و چرا تو برخی از معجزات او را انجام نمی‌دهی؟» بعدها، آن مشرکان به سراغ برخی از علمای مورد اعتماد یهود در مدینه رفتند تا درباره او بپرسند. هنگامی که به آنها گفته شد که توصیف او در تورات ذکر شده است، مشرکان فوراً هم تورات و هم قرآن را رد کردند و گفتند که هر دو کتاب، سحر و جادوی گمراه‌کننده هستند. {امام قرطبی}

مکیان قرآن را انکار می‌کنند

48اما هنگامی که حق از جانب ما به سوی آنها آمد، گفتند: «چرا به او چیزی همانند آنچه به موسی داده شد، داده نشد؟» آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟ گفتند: «هر دو (کتاب) سحر و جادویی هستند که یکدیگر را پشتیبانی می‌کنند و ما به هر دو کافریم.» 49بگو: «پس کتابی از جانب خدا بیاورید که هدایت‌کننده‌تر از این دو باشد تا من از آن پیروی کنم، اگر راست می‌گویید.» 50پس اگر به تو پاسخ ندادند، بدان که آنها فقط از هوس‌های خود پیروی می‌کنند. و چه کسی گمراه‌تر است از آنکه بدون هدایتی از جانب خدا، از هوس‌های خود پیروی کند؟ قطعاً خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند.

فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا قَالُواْ لَوۡلَآ أُوتِيَ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ مُوسَىٰٓۚ أَوَ لَمۡ يَكۡفُرُواْ بِمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبۡلُۖ قَالُواْ سِحۡرَانِ تَظَٰهَرَا وَقَالُوٓاْ إِنَّا بِكُلّٖ كَٰفِرُونَ 48قُلۡ فَأۡتُواْ بِكِتَٰبٖ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ هُوَ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمَآ أَتَّبِعۡهُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ 49فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ50

مؤمنان اهل کتاب

51ما پیوسته کلام خدا را بر آنان نازل کردیم تا پند گیرند. 52و کسانی که پیش از این (قرآن) به آنان کتاب دادیم، به آن ایمان می‌آورند. 53و چون بر آنان تلاوت شود، می‌گویند: «ما به آن ایمان آوردیم. این قطعاً حق از جانب پروردگار ماست. ما پیش از این نیز تسلیم بودیم.» 54اینان به سبب صبری که کردند، و بدی را با نیکی دفع نمودند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق کردند، پاداشی دو چندان خواهند یافت. 55و چون سخنان لغو بشنوند، از آن اعراض می‌کنند و می‌گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست. سلام بر شما. ما با جاهلان کاری نداریم.»

وَلَقَدۡ وَصَّلۡنَا لَهُمُ ٱلۡقَوۡلَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ 51ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِهِۦ هُم بِهِۦ يُؤۡمِنُونَ 52وَإِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلِهِۦ مُسۡلِمِينَ 53أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡتَوۡنَ أَجۡرَهُم مَّرَّتَيۡنِ بِمَا صَبَرُواْ وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ 54وَإِذَا سَمِعُواْ ٱللَّغۡوَ أَعۡرَضُواْ عَنۡهُ وَقَالُواْ لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ لَا نَبۡتَغِي ٱلۡجَٰهِلِينَ55

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

روایت شده است که ابوطالب، عموی پیامبر، در بستر مرگ بود که پیامبر برای آخرین بار آمد تا او را به اسلام دعوت کند. عده‌ای در اتاق حضور داشتند، از جمله ابوجَهْل، یکی از بزرگترین دشمنان اسلام. پیامبر فرمودند: «عموی عزیزم! لطفاً بگو «لا اله الا الله» (هیچ معبودی جز الله شایسته پرستش نیست) تا بتوانم در روز قیامت از تو دفاع کنم.» اما ابوجَهْل به ابوطالب فشار آورد و گفت: «آیا می‌خواهی از دین پدرانت رویگردان شوی؟» پس ابوطالب به پیامبر گفت: «ای کاش می‌توانستم آن را بگویم، اما نمی‌خواهم مردم بگویند که او فقط به خاطر ترس از مرگ آن را گفت.» پیامبر از اینکه عمویش بدون پذیرش اسلام از دنیا رفت، بسیار غمگین شدند. آیه ۵۶ نازل شد تا به ایشان بگوید که وظیفه او فقط رساندن پیام است و هدایت فقط از جانب الله است. {امام بخاری و امام مسلم} عمویش عباس از پیامبر پرسید: «ای رسول خدا! ابوطالب همیشه از شما دفاع می‌کرد و مراقبت شما را بر عهده داشت. آیا در روز قیامت هیچ سودی به او خواهید رساند؟» پیامبر پاسخ دادند: «او در جای کم‌عمقی از جهنم خواهد بود. اگر من نبودم، او در اعماق آتش می‌بود.» {امام بخاری و امام مسلم}

Illustration

هدایت تنها از جانب الله است.

56ای پیامبر، تو نمی‌توانی هر که را دوست داری هدایت کنی، بلکه خداست که هر که را بخواهد هدایت می‌کند؛ و او به هدایت‌شوندگان داناتر است.

إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ56

بهانه‌های واهی مکیان

57می‌گویند (به پیامبر): "اگر با تو از هدایت راستین پیروی می‌کردیم، قطعاً از سرزمینمان ربوده می‌شدیم." آیا ما برای آنها در مکه حرمی امن قرار ندادیم که میوه‌های هر نوع به عنوان روزی از جانب ما به سوی آن آورده می‌شود؟ اما بیشترشان این را نمی‌دانند. 58و چه بسیار جوامعی را نابود کردیم که از رفاه زندگی‌شان سرمست شده بودند! اینها خانه‌های آنهاست که پس از آنها جز اندکی در آنجا سکونت نکردند. و ما بودیم که (پس از آنها) وارث شدیم. 59و پروردگار تو هرگز شهری را نابود نمی‌کند مگر اینکه پیش از آن رسولی به پایتخت آن بفرستد که آیات ما را بر آنها تلاوت کند. و ما هرگز شهری را هلاک نمی‌کنیم مگر آنکه مردمش ستمگر باشند.

وَقَالُوٓاْ إِن نَّتَّبِعِ ٱلۡهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفۡ مِنۡ أَرۡضِنَآۚ أَوَ لَمۡ نُمَكِّن لَّهُمۡ حَرَمًا ءَامِنٗا يُجۡبَىٰٓ إِلَيۡهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَيۡءٖ رِّزۡقٗا مِّن لَّدُنَّا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ 57وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةِۢ بَطِرَتۡ مَعِيشَتَهَاۖ فَتِلۡكَ مَسَٰكِنُهُمۡ لَمۡ تُسۡكَن مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ إِلَّا قَلِيلٗاۖ وَكُنَّا نَحۡنُ ٱلۡوَٰرِثِينَ 58وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبۡعَثَ فِيٓ أُمِّهَا رَسُولٗا يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَاۚ وَمَا كُنَّا مُهۡلِكِي ٱلۡقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهۡلُهَا ظَٰلِمُونَ59

Verse 59: از جمله بت‌پرستانی که در سفرهای بازرگانی خود، برای استراحتی کوتاه در آنجا توقف می‌کردند.

دنیا یا آخرت؟

60هر آنچه از متاع به شما داده شده است، فقط بهره و زینتی زودگذر از زندگی دنیاست. ولی آنچه نزد خداست، بسیار بهتر و پایدارتر است. آیا پس تعقل نمی‌کنید؟ 61آیا کسی که به او وعده نیکو داده‌ایم و آن را محقق شده می‌بیند، مانند کسی است که او را از متاع زندگی دنیا بهره‌مند ساخته‌ایم، ولی در روز قیامت در عذاب گرفتار خواهد شد؟

وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَيۡءٖ فَمَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتُهَاۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ 60أَفَمَن وَعَدۡنَٰهُ وَعۡدًا حَسَنٗا فَهُوَ لَٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعۡنَٰهُ مَتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا ثُمَّ هُوَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ61

بدکاران به هلاکت خواهند رسید

62و (به یاد آور) روزی را که او به آنها ندا می‌دهد: «کجایند آن شریکانی که شما می‌پنداشتید (برای من) بودند؟» 63و کسانی که قول (عذاب) بر آنها محقق شده است، می‌گویند: «پروردگارا! اینها کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم. ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه بودیم. ما در پیشگاه تو از آنها بیزاری می‌جوییم. آنها ما را نمی‌پرستیدند.» 64و به آنها گفته می‌شود: «شریکان خود را بخوانید!» پس آنها را می‌خوانند، اما پاسخی به آنها نمی‌دهند. و عذاب را می‌بینند و آرزو می‌کنند که ای کاش هدایت یافته بودند! 65و (به یاد آور) روزی را که او به آنها ندا می‌دهد و می‌پرسد: «به رسولان چه پاسخی دادید؟» 66در آن روز، اخبار بر آنها پوشیده می‌ماند و نمی‌توانند از یکدیگر بپرسند. 67و اما کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و در این دنیا عمل صالح انجام دهند، امید است که از رستگاران باشند.

وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ 62قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغۡوَيۡنَآ أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَاۖ تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاْ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ 63وَقِيلَ ٱدۡعُواْ شُرَكَآءَكُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَرَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۚ لَوۡ أَنَّهُمۡ كَانُواْ يَهۡتَدُونَ 64وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبۡتُمُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ 65فَعَمِيَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَنۢبَآءُ يَوۡمَئِذٖ فَهُمۡ لَا يَتَسَآءَلُونَ 66فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَعَسَىٰٓ أَن يَكُونَ مِنَ ٱلۡمُفۡلِحِينَ67

قدرت و علم الله

68پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند و برمی‌گزیند، و آنان را اختیاری نیست. پاک و منزه است خدا و بسیار برتر است از آنچه شریک او قرار می‌دهند. 69و پروردگار تو می‌داند آنچه سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه آشکار می‌کنند. 70اوست خدا که هیچ معبودی جز او نیست. ستایش در دنیا و آخرت از آن اوست. و فرمانروایی از آن اوست. و همگی به سوی او بازگردانده می‌شوید.

وَرَبُّكَ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخۡتَارُۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 68وَرَبُّكَ يَعۡلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمۡ وَمَا يُعۡلِنُونَ 69وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأُولَىٰ وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ70

قدرت و مهربانی الله

71بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر الله شب را بر شما تا روز قیامت جاودانه می‌ساخت، کدام معبود جز الله می‌توانست برای شما روشنایی بیاورد؟ آیا پس نمی‌شنوید؟» 72و بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر الله روز را بر شما تا روز قیامت جاودانه می‌ساخت، کدام معبود جز الله می‌توانست برای شما شبی بیاورد که در آن آرام گیرید؟ آیا پس نمی‌بینید؟» 73و از رحمت اوست که برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب آرام گیرید و در روز از فضل او بجویید، و شاید سپاسگزار باشید.

قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلَّيۡلَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِضِيَآءٍۚ أَفَلَا تَسۡمَعُونَ 71قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِلَيۡلٖ تَسۡكُنُونَ فِيهِۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ 72وَمِن رَّحۡمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ73

بت‌پرستان رسوا شدند

74و (به یاد آورید) روزی را که (خداوند) آنها را ندا می‌دهد: «کجایند آن شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟» 75و از هر امتی گواهی می‌آوریم و به (مشرکان) می‌گوییم: «برهان خود را بیاورید.» آنگاه خواهند دانست که حق تنها از آن خداست و آنچه به دروغ می‌ساختند، از آنها ناپدید می‌شود.

وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ 74وَنَزَعۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا فَقُلۡنَا هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ فَعَلِمُوٓاْ أَنَّ ٱلۡحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ75

Verse 75: پیامبر

Illustration
BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

قارون پسرعموی موسی (ع) بود. او برای فرعون کار می‌کرد و به او بسیار نزدیک بود. وقتی بسیار ثروتمند شد، شروع به تکبر ورزی نسبت به قوم خود کرد. موسی (ع) چندین بار از او خواست تا برای کمک به فقرا در میان قومشان انفاق کند، اما قارون نپذیرفت و حتی شروع به ایجاد مشکل برای موسی کرد. به قارون نصیحت شد که بین لذت بردن از این دنیا و کار برای آخرت تعادل را حفظ کند، اما او اهمیتی نداد. او فکر می‌کرد که به خاطر هوش خودش ثروتمند شده است، نه به خاطر خدا. بسیاری از مردم تحت تأثیر سبک زندگی پر زرق و برق او قرار گرفتند. اما کسانی که از حکمت برخوردار بودند، ثروت او را تنها امتحانی از جانب خداوند دانستند. سرانجام، قارون به خاطر تکبرش نابود شد. (امام ابن کثیر و امام قرطبی)

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

همانطور که در سوره ۱۰۲ اشاره کردیم، مردم به طرق مختلفی در پی دستیابی به سعادت هستند. بیشتر آنها فکر می‌کنند که فقط پول می‌تواند آنها را خوشبخت کند. برخی برایشان مهم نیست که پولشان حلال است یا حرام، و به فقرا نیز توجهی ندارند. در اسلام، کسب مال فراوان اشکالی ندارد. بسیاری از صحابه که به آنها وعده بهشت داده شده بود، ثروتمند بودند – از جمله ابوبکر، عثمان، و عبدالرحمن بن عوف. برای اینکه پول نعمتی باشد، نه نفرین: باید از منبع حلال باشد، مانند شغل یا کسب و کار مشروع. زندگی خوب، خرید لباس‌های زیبا، خانه و ماشین را برای فرد آسان می‌کند. پیامبر (ص) مردی را با لباس‌های کثیف و وضعیتی اسفناک دیدند. از مرد پرسیدند که آیا پول دارد، و مرد پاسخ داد که ثروتمند است. پیامبر (ص) به او فرمودند: «اگر خداوند به تو ثروت عطا کند، باید آثار نعمت او بر تو دیده شود.» {امام احمد} فرد باید زکات و صدقه بپردازد و پول را در راه رضای خدا به کار گیرد. وقتی ما با مردم سخاوتمند باشیم، خداوند نیز با ما سخاوتمند خواهد بود. نباید فرد را متکبر یا ستمگر کند. نباید فرد را از نماز و انجام کارهای مهم زندگی بازدارد.

Illustration

باید به خاطر داشته باشیم که پول همه چیز نیست. به عنوان مثال، پول می‌تواند برای ما دارو بخرد، اما نه سلامتی. می‌تواند تخت بخرد، اما نه خواب. می‌تواند چیزهای فانتزی بخرد، اما نه خوشبختی. این توضیح می‌دهد که چرا برخی میلیونرها بدبخت هستند و حتی برخی جان خود را می‌گیرند. زندگی آنها فقیر است زیرا تنها چیزی که دارند پول است. گاهی اوقات پول از نعمت به نفرین تبدیل می‌شود، وقتی مردم برای پول می‌کشند، می‌دزدند، تقلب می‌کنند و کارهای شرم‌آور انجام می‌دهند. برخی افراد روابط خانوادگی خود را قطع می‌کنند، با خواهر و برادرانشان دعوا می‌کنند و به خاطر پول آنها را به دادگاه می‌کشانند. آنها زندگی خود را هدر می‌دهند و روابط را فقط به خاطر پول خراب می‌کنند، پولی که هنگام مرگ آن را پشت سر خواهند گذاشت. پیامبر (ص) فرمودند که در آخرالزمان، زمین تکه‌های عظیمی از طلا و نقره را بیرون می‌اندازد. قاتلی از کنار این تکه‌ها می‌گذرد و فریاد می‌زند: «من برای این کشتم.» کسی که قطع رحم کرده است از کنار آن می‌گذرد و فریاد می‌زند: «من خویشاوندانم را برای این رها کردم!» دزدی از کنار آن می‌گذرد و می‌گوید: «من خودم را برای این به دردسر انداختم.» سپس همه آنها تکه‌ها را رها می‌کنند و چیزی برنمی‌دارند. {امام مسلم} در آیه ۳۲ سوره زخرف، خداوند به ما می‌فرماید که او مردم را به طرق مختلفی برکت داده است تا بتوانند به یکدیگر خدمت و کمک کنند. به عنوان مثال، دندانپزشک به معلم نیاز دارد تا فرزندانش را آموزش دهد. معلم به آرایشگر نیاز دارد تا موهایش را کوتاه کند. آرایشگر به لوله‌کش نیاز دارد تا لوله‌های آب خانه‌اش را تعمیر کند. لوله‌کش به نانوا نیاز دارد، نانوا به کشاورز، کشاورز به دندانپزشک، و همینطور ادامه دارد. همه ما به یکدیگر نیاز داریم و باید با احترام با هم رفتار کنیم. حتی اگر امروز به کسی نیاز ندارید، ممکن است فردا به او نیاز پیدا کنید.

Illustration
SIDE STORY

SIDE STORY

وائل بن عمرو، که از دودمانی از پادشاهان یمن بود، برای پذیرش اسلام به مدینه آمد.

هلاکت قارون به سبب تکبرش

76همانا قارون از قوم موسی بود، ولی بر آنان تکبر ورزید. و آنقدر گنج به او دادیم که حمل کلیدهایش برای گروهی از مردان نیرومند دشوار بود. عده‌ای از قومش به او گفتند: تکبر نورز! همانا خداوند متکبران را دوست ندارد. 77بلکه با آنچه خداوند به تو داده است، پاداش آخرت را طلب کن و بهره خود را از دنیا فراموش مکن. و همانگونه که خداوند به تو نیکی کرده است، تو نیز نیکی کن. و در زمین فساد مکن. همانا خداوند مفسدان را دوست ندارد. 78او گفت: اینها را فقط به خاطر دانشی که داشتم به من داده‌اند! آیا نمی‌دانست که خداوند پیش از او، اقوامی را نابود کرده بود که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟ نیازی نیست که از گناهکاران درباره گناهانشان پرسیده شود. 79روزی او با تمام شکوه و جلالش در برابر قومش ظاهر شد. کسانی که زندگی دنیا را می‌خواستند، گفتند: ای کاش ما هم چیزی شبیه آنچه به قارون داده شده، داشتیم. او واقعاً مرد خوش‌شانسی است! 80اما کسانی که از دانش بهره‌مند بودند، پاسخ دادند: وای بر شما! پاداش خداوند برای کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام می‌دهند، بسیار بهتر است. و این را جز صابران به دست نمی‌آورند. 81پس او را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم. هیچ کس او را در برابر خدا یاری نکرد و خودش نیز نتوانست خود را یاری دهد. 82کسانی که دیروز آرزو می‌کردند جای او باشند، گفتند: «آه! همانا خداست که روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد، گشاده یا تنگ می‌گرداند. اگر رحمت خدا بر ما نبود، او می‌توانست ما را نیز در زمین فرو ببرد! آگاه باشید! کافران هرگز رستگار نمی‌شوند.»

إِنَّ قَٰرُونَ كَانَ مِن قَوۡمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيۡهِمۡۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِي ٱلۡقُوَّةِ إِذۡ قَالَ لَهُۥ قَوۡمُهُۥ لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ 76وَٱبۡتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنۡيَاۖ وَأَحۡسِن كَمَآ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَۖ وَلَا تَبۡغِ ٱلۡفَسَادَ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُفۡسِدِينَ 77قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمٍ عِندِيٓۚ أَوَ لَمۡ يَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَهۡلَكَ مِن قَبۡلِهِۦ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مَنۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُ قُوَّةٗ وَأَكۡثَرُ جَمۡعٗاۚ وَلَا يُسۡ‍َٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ 78فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ فِي زِينَتِهِۦۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا يَٰلَيۡتَ لَنَا مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ قَٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٖ 79وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَيۡلَكُمۡ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّمَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗاۚ وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّٰبِرُونَ 80فَخَسَفۡنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلۡأَرۡضَ فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٖ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُنتَصِرِينَ 81وَأَصۡبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوۡاْ مَكَانَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَقُولُونَ وَيۡكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُۖ لَوۡلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا لَخَسَفَ بِنَاۖ وَيۡكَأَنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ82

Verse 81: از آنجا که گناهانشان از پیش نزد خداوند معلوم و در کتاب‌های بی‌نقص ثبت شده است، از آنها تنها برای تحقیر سؤال خواهد شد.

روز جزا

83آن سرای جاویدان در آخرت را تنها برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین نه برتری‌جویی می‌خواهند و نه فساد. و سرانجام نیک از آنِ پرهیزکاران است. 84هر کس کار نیکی بیاورد، پاداشی بهتر از آن خواهد داشت. و هر کس کار بدی بیاورد، پس کسانی که بدی کردند، جز به اندازه همان (کارشان) جزا داده نمی‌شوند.

تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗاۚ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ 83مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيۡرٞ مِّنۡهَاۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَى ٱلَّذِينَ عَمِلُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ84

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

آیه ۸۵ در حالی نازل شد که پیامبر پس از ۱۳ سال آزار و اذیت در مکه، در راه مدینه بودند. هنگامی که ایشان پس از تلاش بت‌پرستان برای کشتنشان، مخفیانه شهر را ترک کردند، تنها یک نفر همراهشان بود، ابوبکر. اما وقتی پیامبر ۸ سال بعد به مکه بازگشتند، بیش از ۱۰,۰۰۰ سرباز داشتند. پیامبر به راحتی می‌توانستند دشمنان خود را که قبلاً ایشان و بسیاری از یارانشان را آزار داده بودند، در هم بکوبند. اما ایشان تصمیم گرفتند آنها را ببخشند و صفحه جدیدی با شهر بگشایند. این یکی از دلایل اصلی بود که چرا بیشتر اهل مکه اسلام را پذیرفتند. {امام ابن کثیر و امام قرطبی}

Illustration
WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر آیه ۸۸ به «وجه الله» (روی خدا) اشاره می‌کند، چرا شما آن را به «ذات خداوند» ترجمه کردید؟» این سؤال خوبی است. بیایید نکات زیر را در نظر داشته باشیم: ما بارها اشاره کرده‌ایم که خداوند دارای وجه (رو)، دست‌ها و چشم‌هایی است که شبیه ما نیستند. کیفیت این صفات فراتر از درک ماست. در زبان عربی، گاهی اوقات ما یک جنبه یا صفت را برای اشاره به کل (ذات) به کار می‌بریم. به عنوان مثال، قرآن از نماز به عنوان رکوع یا سجود یاد می‌کند که اینها فقط اجزایی از نماز هستند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند که حج، عرفه است، با وجود اینکه عرفه تنها جزئی از حج است. وقتی قرآن از آزاد کردن «گردن» یک برده صحبت می‌کند، منظور این نیست که بقیه بدن او آزاد نمی‌شود. حتی در زبان انگلیسی، وقتی دست کسی را برای ازدواج خواستگاری می‌کنید، شما فقط با دست او ازدواج نمی‌کنید. همانند آیات ۵۵:۲۶-۲۷، آیه ۸۸ به این معنی است که همه چیز فانی می‌شود مگر ذات خداوند (نه فقط وجه یا دست‌های او، به عنوان مثال). این بر اساس فهم و درک مفسران قرآن مانند ابن کثیر، قرطبی، سعدی، ابن عاشور و بسیاری دیگر است. به همین ترتیب، اگر آیه‌ای می‌گوید که کار خیری «برای طلب وجه الله» (برای طلب روی خدا) انجام می‌شود، این شیوه در عربی به این معنا فهمیده می‌شود که «آن کار خالصانه برای خدا و فقط برای خشنودی او انجام شده است.» پاورقی‌ها معمولاً ترجمه تحت اللفظی را شامل می‌شوند تا بر این حقیقت تأکید کنند که خداوند دارای وجه (رو) است.

نصیحت به پیامبر

85قطعاً آن کس که قرآن را بر تو فرض کرده است، حتماً تو را به بازگشتگاهت (مکه) بازمی‌گرداند. بگو: پروردگار من بهتر می‌داند چه کسی هدایت راستین آورده و چه کسی آشکارا گمراه شده است. 86تو هرگز انتظار نداشتی که این کتاب بر تو نازل شود، بلکه تنها رحمتی از سوی پروردگارت بود. پس هرگز پشتیبان کافران مباش. 87و هرگز نگذارند تو را از آیات خدا، پس از آنکه بر تو نازل شده‌اند، بازدارند. و به سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکان مباش. 88و با خدا معبود دیگری را مخوان. هیچ معبودی جز او نیست. همه چیز جز ذات او نابودشونده است. فرمانروایی تنها از آن اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

إِنَّ ٱلَّذِي فَرَضَ عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٖۚ قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ مَن جَآءَ بِٱلۡهُدَىٰ وَمَنۡ هُوَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِين 85وَمَا كُنتَ تَرۡجُوٓاْ أَن يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبُ إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرٗا لِّلۡكَٰفِرِينَ 86وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بَعۡدَ إِذۡ أُنزِلَتۡ إِلَيۡكَۖ وَٱدۡعُ إِلَىٰ رَبِّكَۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ 87وَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۘ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ لَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ88

Verse 88: لفظاً: مگر وجه او.

Al-Qaṣaṣ () - Kids Quran - Chapter 28 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab