Surah 19
Volume 3

مریم

مَرْيَم

مریم

LEARNING POINTS

LEARNING POINTS

الله بسیار مهربان است و دعاهای ما را اجابت می‌کند.

الله عیسی (ع) را بدون پدر آفرید و به زکریا (ع) پسری عطا کرد، با اینکه او بسیار پیر بود و همسرش نازا بود.

الله بهترین انسان‌ها را به پیامبری برگزید تا پیام‌هایش را ابلاغ کنند.

خالق آسمان‌ها و زمین به آسانی می‌تواند همه را برای حسابرسی محشور کند.

این یک افتراء بزرگ است که بگوییم الله فرزند دارد.

مؤمنان در روز قیامت سرافراز خواهند بود، در حالی که بدکاران سرافکنده خواهند شد.

Illustration

دعای زکریا

1کاف-ها-یا-عین-صاد 2این یادآور رحمت پروردگارت بر بنده اش زکریاست، 3هنگامی که پروردگارش را پنهانی ندا داد، 4گفت: «پروردگارا! همانا استخوان‌هایم سست گشته و پیری بر سرم شعله‌ور شده است، و هرگز در دعایم به سوی تو، پروردگارا، ناامید نبوده‌ام!» 5«و من از خویشاوندانم پس از خود بیم دارم، و همسرم عقیم است! پس از جانب خود فرزندی به من عطا کن.» 6که از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را، پروردگارا، مرضیّ خود گردان!

كٓهيعٓصٓ 1ذِكۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّكَ عَبۡدَهُۥ زَكَرِيَّآ 2إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيّٗا 3قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا 4وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا 5يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنۡ ءَالِ يَعۡقُوبَۖ وَٱجۡعَلۡهُ رَبِّ رَضِيّٗا6

Verse 5: زکریا نگران بود که خویشاوندانش ایمانشان را از دست بدهند و از خدا پسری خواست که همچنان آنها را به یاد خدا بیاورد.

دعای مستجاب

7فرشتگان گفتند: «ای زکریا! ما تو را به پسری بشارت می‌دهیم که نامش یحیی خواهد بود؛ نامی که پیش از این به کسی نداده‌ایم.» 8او گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است من پسری داشته باشم در حالی که همسرم نازا است و خودم نیز به نهایت پیری رسیده‌ام؟» 9فرشته پاسخ داد: «اینگونه است! پروردگارت می‌فرماید: این برای من آسان است، همانگونه که تو را آفریدم در حالی که پیش از این هیچ نبودی!» 10زکریا گفت: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده.» او پاسخ داد: «نشانه تو این است که سه شبانه‌روز کامل نمی‌توانی با مردم سخن بگویی، در حالی که لال نیستی.» 11پس او از محرابش به سوی قومش بیرون آمد و با اشاره به آنها فهماند که «الله» را بامداد و شامگاه تسبیح کنند.

يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ يَحۡيَىٰ لَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ مِن قَبۡلُ سَمِيّٗا 7قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا وَقَدۡ بَلَغۡتُ مِنَ ٱلۡكِبَرِ عِتِيّٗا 8قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞ وَقَدۡ خَلَقۡتُكَ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ تَكُ شَيۡ‍ٔٗا 9قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَ لَيَالٖ سَوِيّٗا 10فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنَ ٱلۡمِحۡرَابِ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ أَن سَبِّحُواْ بُكۡرَةٗ وَعَشِيّٗا11

صفات برجسته یحیی

12سپس (به او گفته شد): «ای یحیی! کتاب را به جد بگیر.» و در کودکی به او حکمت دادیم، 13و از جانب خود مهربانی و پاکی (به او بخشیدیم). و او پرهیزگار بود، 14و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود. و ستمگر و نافرمان نبود. 15و سلام بر او، روزی که متولد شد، و روزی که می‌میرد، و روزی که زنده برانگیخته می‌شود!

يَٰيَحۡيَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا 12وَحَنَانٗا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ وَكَانَ تَقِيّٗا 13وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَيۡهِ وَلَمۡ يَكُن جَبَّارًا عَصِيّٗا 14وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ يَمُوتُ وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيّٗا15

SIDE STORY

SIDE STORY

بسیاری از مسلمانان اولیه در مکه تحت فشار و آزار شدیدی بودند، بنابراین پیامبر (ص) از آنها خواست که به حبشه (اتیوپی امروزی) مهاجرت کنند. حبشه توسط نجاشی، پادشاهی مسیحی، اداره می‌شد که به مهربانی و عدالتش شهرت داشت. در حبشه، مسلمانان توانستند در صلح و آرامش زندگی کنند و آزادانه به دین خود عمل کنند. اما رهبران مکه از این موضوع چندان خشنود نبودند. بنابراین گروهی را به سرپرستی عمرو بن عاص، به همراه هدایایی (رشوه) برای پادشاه و مشاورانش، فرستادند تا آن مسلمانان را بازگردانند. وقتی عمرو نزد پادشاه آمد، به او گفت: "ای پادشاه گرامی! تعدادی از سفیهان ما به سرزمین شما گریخته‌اند. آنها نه دین ما را پذیرفته‌اند و نه دین شما را، بلکه دین جدید و ساختگی را دنبال می‌کنند. اجازه دهید آنها را به خانواده‌هایشان بازگردانم تا تأدیبشان کنند."

پادشاه از مسلمانان پرسید که آیا حرفی برای گفتن دارند، بنابراین جعفر بن ابی طالب (پسر عموی پیامبر) از طرف آنها سخن گفت. جعفر گفت: "ای پادشاه! ما مردمی جاهل بودیم که در گمراهی و جهالت زندگی می‌کردیم. بت می‌پرستیدیم، به ضعیفان ستم می‌کردیم و کارهای شرم‌آور انجام می‌دادیم. سپس خداوند پیامبری را به ما عطا کرد که بسیار مورد احترام و تکریم است. او ما را به پرستش خدای یگانه، انفاق کردن و به نیکی با یکدیگر رفتار کردن فراخواند. پس ما به او ایمان آوردیم، از وحی‌ای که بر او نازل شده بود پیروی کردیم و زندگی با عزت را آغاز کردیم. اما قوم ما این را نپسندیدند و همچنان به ما آزار و اذیت می‌رساندند. برای نجات ما از این آزار و اذیت، پیامبر (ص) به ما فرمودند که به سرزمین شما مهاجرت کنیم، زیرا شما مردی نیکوکار هستید و هرگز اجازه نمی‌دهید با ما ناعادلانه رفتار شود."

پادشاه از جعفر پرسید که آیا می‌تواند بخشی از وحی نازل شده بر پیامبر (ص) را تلاوت کند، بنابراین او با درایت ابتدای این سوره را انتخاب کرد. آیات چنان قدرتمند و تأثیرگذار بودند که پادشاه و مشاورانش شروع به گریه کردند. او سپس به جعفر و دیگر مسلمانان گفت که در سرزمین او با آرامش به زندگی خود ادامه دهند و از عمرو خواست که هدایایش را پس بگیرد و به مکه بازگردد. {امام احمد}

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

درس‌های زیادی می‌توانیم از پاسخ جعفر بن ابی‌طالب (رضی الله عنه) بگیریم که پادشاه (و بعدها عمرو) را به پذیرش اسلام رهنمون شد.

او افکار خود را به شیوه‌ای بسیار منطقی تنظیم کرد تا پیامی قدرتمند ارائه دهد. این کار را در مدت زمان بسیار کوتاهی انجام داد، با در نظر گرفتن اینکه پادشاه ممکن است مشغول باشد، بنابراین باید متمرکز و صریح باشد. او با اعلام اینکه پادشاه مرد خوبی است و هرگز اجازه نخواهد داد با آنها در سرزمینش ناعادلانه رفتار شود، قلب پادشاه را به دست آورد.

او حقایق را بدون تحریف حقیقت یا توهین به کسی بیان کرد. او درباره ارزش‌های جهانی اسلام مانند مهربانی و نیکوکاری سخن گفت که توسط مسیحیان و دیگر اهل ایمان نیز رعایت می‌شود.

او تصمیم گرفت از آیات قدرتمندی استفاده کند که برای پادشاه مناسب بود، زیرا می‌دانست او مسیحی است. بنابراین، او داستان زکریا (علیه السلام) و مریم (علیها السلام) را انتخاب کرد تا بتواند با پادشاه و مشاورانش ارتباط برقرار کند.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

یک گروه باید فردی دانا و خوش‌بیان را برای نمایندگی خود انتخاب کند. اگر فقط چند دقیقه برای صحبت کردن فرصت دارید، نیازی به مقدمه طولانی نیست. سعی کنید در همان زمان کم، منظور اصلی خود را بیان کنید.

در صورت لزوم، شاید بتوانید با یک داستان کوتاه یا مطلبی جالب برای جلب توجه مخاطبان شروع کنید. موضوع باید مرتبط باشد و از ورود به جزئیات غیرضروری یا صحبت درباره مسائل بی‌اهمیت خودداری شود. مثلاً، اگر از شما خواسته شد درباره ماه رمضان صحبت کنید، از غذای تند یا گرمایش جهانی حرف نزنید.

Illustration

اگر درباره مشکلی صحبت می‌کنید، مخاطبان را ناامید رها نکنید. در پایان، راه‌حل‌هایی پیشنهاد دهید. اگر قرار است به چند نکته مرتبط با یک موضوع اشاره کنید، شاید بتوانید هر نکته را در یک کلمه خلاصه کنید. مثلاً، اگر درباره امام بخاری سخنرانی می‌کنید، می‌توانید زندگی او را در ۴ کلمه خلاصه کنید: کودکی، تحصیلات، کتاب‌ها و میراث.

اگر از شما خواسته شد آیاتی از قرآن را تلاوت کنید، چیزی مرتبط را انتخاب کنید که به نظر شما بیشترین تأثیر را داشته باشد. شنیده‌ام که شخصی در یک عروسی از او خواسته شد صحبت کند و او آیاتی درباره طلاق را تلاوت کرد. اگر از شما خواسته شد امامت نماز را بر عهده بگیرید و بیشتر کسانی که پشت سر شما هستند عربی نمی‌دانند، شاید بهتر باشد سوره‌های آسانی را انتخاب کنید که بسیاری از آنها متوجه شوند.

دیدار جبرئیل با مریم

16و در کتاب، مریم را یاد کن، آنگاه که از کسانش کناره گرفت و به سوی مکانی در شرق رفت. 17در حالی که خود را از آنان پنهان کرده بود. پس ما روح خود (جبرئیل) را به سوی او فرستادیم که به صورت بشری تمام عیار بر او نمایان شد. 18او گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم! پس اگر پرهیزگاری، از من دور شو.» 19او پاسخ داد: «من تنها فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو پسری پاکیزه ببخشم.» 20او با تعجب گفت: «چگونه ممکن است من پسری داشته باشم در حالی که هیچ مردی مرا لمس نکرده است و من بدکاره نیستم؟» 21گفت: «چنین است! پروردگارت می‌گوید: این بر من آسان است؛ و [چنین می‌کنیم] تا او را آیتی برای مردم و رحمتی از جانب خود قرار دهیم؛ و این فرمانی است قطعی.»

وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَرۡيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتۡ مِنۡ أَهۡلِهَا مَكَانٗا شَرۡقِيّٗا 16فَٱتَّخَذَتۡ مِن دُونِهِمۡ حِجَابٗا فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا 17قَالَتۡ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّٗا 18قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمٗا زَكِيّٗا 19قَالَتۡ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞ وَلَمۡ أَكُ بَغِيّٗا 20قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞۖ وَلِنَجۡعَلَهُۥٓ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِ وَرَحۡمَةٗ مِّنَّاۚ وَكَانَ أَمۡرٗا مَّقۡضِيّٗا21

Verse 17: او می‌خواست خلوت کند تا بتواند با تمرکز عبادت کند و از مزاحمت مردم دور بماند.

تولد حضرت عیسی

22پس به او حامله شد و به مکانی دور دست رفت. 23پس درد زایمان او را به سوی تنه نخل خرما کشاند. گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و به کلی از یادها رفته بودم!» 24پس صدایی از زیر او ندا داد: «غمگین مباش! پروردگارت نهری در زیر پایت قرار داده است.» 25و تنه این نخل را به سوی خود تکان ده، خرماهای تازه و رسیده بر تو فرو خواهد ریخت. 26پس بخور و بنوش و چشمت را روشن دار. و اگر کسی از مردم را دیدی، بگو: «من برای رحمان نذر سکوت کرده‌ام، پس امروز با کسی سخن نمی‌گویم.»

فَحَمَلَتۡهُ فَٱنتَبَذَتۡ بِهِۦ مَكَانٗا قَصِيّٗا 22فَأَجَآءَهَا ٱلۡمَخَاضُ إِلَىٰ جِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ قَالَتۡ يَٰلَيۡتَنِي مِتُّ قَبۡلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسۡيٗا مَّنسِيّٗا 23فَنَادَىٰهَا مِن تَحۡتِهَآ أَلَّا تَحۡزَنِي قَدۡ جَعَلَ رَبُّكِ تَحۡتَكِ سَرِيّٗا 24وَهُزِّيٓ إِلَيۡكِ بِجِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ تُسَٰقِطۡ عَلَيۡكِ رُطَبٗا جَنِيّٗا 25فَكُلِي وَٱشۡرَبِي وَقَرِّي عَيۡنٗاۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلۡبَشَرِ أَحَدٗا فَقُولِيٓ إِنِّي نَذَرۡتُ لِلرَّحۡمَٰنِ صَوۡمٗا فَلَنۡ أُكَلِّمَ ٱلۡيَوۡمَ إِنسِيّٗا26

Verse 24: این صدای نوزاد عیسی بود. برخی می‌گویند جبرئیل بود.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

ممکن است کسی بپرسد: «اگر مریم (علیهاالسلام) بیش از ۱۵۰۰ سال پس از وفات حضرت هارون (علیه‌السلام) به دنیا آمده، چگونه آیه ۲۸ می‌گوید که او خواهر او بود؟» این آیه به حضرت هارون (علیه‌السلام)، برادر حضرت موسی (علیه‌السلام) اشاره نمی‌کند. او احتمالاً برادر خوبی به نام هارون داشته است. از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این سؤال پرسیده شد و ایشان فرمودند که مردم فرزندان خود را به نام پیامبرانشان نامگذاری می‌کردند. {امام مسلم}

برخی از علما می‌گویند که شاید هارون جد او بوده، یا او در نیکوکاری به او تشبیه شده است. به عبارت دیگر، به او گفته شد: «ای هارون دوم! چگونه می‌توانی چنین کار وحشتناکی انجام دهی؟» {امام ابن کثیر و امام قرطبی} ما از همین شیوه استفاده می‌کنیم وقتی یک بوکسور خوب را «برادر محمدعلی کلی» و یک بازیکن خوب فوتبال را «رونالدوی دوم، مسی یا صلاح» می‌نامیم، حتی اگر با هم خویشاوند نباشند.

واکنش به عیسی نوزاد

27پس او در حالی که او را حمل می‌کرد، بازگشت. [قومش] گفتند: «ای مریم! به راستی کار بسیار زشتی انجام داده‌ای!» 28ای خواهر هارون! پدرت مرد بدکاری نبود و مادرت نیز بدکاره نبود. 29پس او به کودک اشاره کرد. [قومش] گفتند: «چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟»

فَأَتَتۡ بِهِۦ قَوۡمَهَا تَحۡمِلُهُۥۖ قَالُواْ يَٰمَرۡيَمُ لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡ‍ٔٗا فَرِيّٗا 27يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا 28فَأَشَارَتۡ إِلَيۡهِۖ قَالُواْ كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيّٗا29

نوزاد عیسی سخن می‌گوید

30عیسی گفت: «من به راستی بنده خدا هستم. او به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.» 31او مرا در هر کجا که باشم مایه برکت قرار داده است، و مادامی که زنده‌ام مرا به اقامه نماز و پرداخت زکات امر کرده است، 32و نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده است. او مرا جبّار و شقی قرار نداده است. 33سلام بر من باد، روزی که متولد شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد!»

قَالَ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا 30وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيۡنَ مَا كُنتُ وَأَوۡصَٰنِي بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمۡتُ حَيّٗا 31وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَتِي وَلَمۡ يَجۡعَلۡنِي جَبَّارٗا شَقِيّٗا 32وَٱلسَّلَٰمُ عَلَيَّ يَوۡمَ وُلِدتُّ وَيَوۡمَ أَمُوتُ وَيَوۡمَ أُبۡعَثُ حَيّٗا33

اختلاف مسیحیان و یهودیان درباره عیسی

34این عیسی، پسر مریم است. و این سخن حق است که در آن اختلاف می‌کنند. 35خدا را نشاید که فرزندی داشته باشد! سبحان او. هرگاه امری را اراده کند، فقط می‌گوید: «باش!» پس می‌شود! 36عیسی نیز گفت: «همانا الله پروردگار من و پروردگار شماست، پس تنها او را بپرستید. این صراط مستقیم است.» 37اما گروه‌های مختلف آنها درباره او با یکدیگر اختلاف کردند. پس وای بر کافران هنگامی که آن روز هولناک را ملاقات کنند! 38چه شنوا و بینا می‌شوند حقیقت را در روزی که نزد ما می‌آیند! اما امروز ستمکاران آشکارا گمراه شده‌اند.

ذَٰلِكَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ قَوۡلَ ٱلۡحَقِّ ٱلَّذِي فِيهِ يَمۡتَرُونَ 34مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٖۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ 35وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 36فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشۡهَدِ يَوۡمٍ عَظِيمٍ 37أَسۡمِعۡ بِهِمۡ وَأَبۡصِرۡ يَوۡمَ يَأۡتُونَنَاۖ لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلۡيَوۡمَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِين38

انذار به کافران

39و آنان را ای پیامبر از روز حسرت بیم ده، آنگاه که کار به پایان رسد، در حالی که آنان هنوز غافلند و ایمان نمی‌آورند. 40بی‌تردید، زمین و هر آنچه بر آن است، سرانجام از آنِ ماست. و همه به سوی ما بازگردانده خواهند شد.

وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡحَسۡرَةِ إِذۡ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ وَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ 39إِنَّا نَحۡنُ نَرِثُ ٱلۡأَرۡضَ وَمَنۡ عَلَيۡهَا وَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ40

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

جالب است که چگونه حضرت ابراهیم (ع) طبق آیات ۴۱-۴۵ پدرش را به اسلام دعوت کرد. ما می‌توانیم چیزهای زیادی از شیوه حضرت ابراهیم (ع) بیاموزیم، وقتی با خویشاوندان خود —اگر اهل عمل به اسلام نیستند— به ویژه والدینمان صحبت می‌کنیم. او با گفتن همیشگی «ای پدر عزیزم!» احترام زیادی به پدرش نشان داد.

او بسیار فروتن بود وقتی گفت که دانشی به او رسیده که پدرش از آن بی‌بهره بوده است. این بسیار بهتر از آن است که بگوییم پدرش از حقیقت «جاهل» بوده است. او به رابطه پدرش با خداوند اهمیت می‌داد، نه به آنچه مردم درباره آنها می‌گفتند. او پدرش را به خاطر گمراهی سرزنش نکرد و در عوض، تقصیر را به گردن شیطان انداخت. او به وضوح بیان کرد که نمی‌خواهد پدرش حتی به آتش دوزخ گرفتار شود. حتی وقتی پدرش او را در آیه ۱۹:۴۶ تهدید کرد، او همچنان با مهربانی و آرامش پاسخ داد.

Illustration

گاهی اوقات وقتی برخی از ما شروع به عمل به دین می‌کنیم، اگر والدینمان اهل عمل نباشند یا نماز را جدی نگیرند، به آنها با تحقیر نگاه می‌کنیم. ما از حضرت ابراهیم (ع) می‌آموزیم که باید سعی کنیم آنها را به دین جذب کنیم، نه اینکه آنها را بیشتر دور کنیم. ما باید با والدینمان مهربان باشیم، حتی اگر مسلمان نباشند. در نهایت، این خداوند است که هدایت می‌کند، نه ما.

ابراهیم و پدرش، آزر

41و در کتاب، ابراهیم را یاد کن. او صدیق و پیامبر بود. 42هنگامی که به پدرش گفت: ای پدر جان! چرا بت‌هایی را می‌پرستی که نه می‌شنوند و نه می‌بینند و نه هیچ سودی به تو می‌رسانند؟ 43ای پدر جان! به راستی دانشی به من رسیده است که به تو نرسیده، پس از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم. 44ای پدر جان! شیطان را نپرست. همانا شیطان همواره نافرمان رحمان است. 45ای پدر جان! من بیم آن دارم که عذابی از جانب رحمان به تو رسد و همنشین شیطان شوی.

وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِبۡرَٰهِيمَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيًّا 41إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعۡبُدُ مَا لَا يَسۡمَعُ وَلَا يُبۡصِرُ وَلَا يُغۡنِي عَنكَ شَيۡ‍ٔٗا 42يَٰٓأَبَتِ إِنِّي قَدۡ جَآءَنِي مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَمۡ يَأۡتِكَ فَٱتَّبِعۡنِيٓ أَهۡدِكَ صِرَٰطٗا سَوِيّٗا 43يَٰٓأَبَتِ لَا تَعۡبُدِ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلرَّحۡمَٰنِ عَصِيّٗا 44يَٰٓأَبَتِ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيۡطَٰنِ وَلِيّٗا45

پاسخِ خشمگینِ آزر

46او تهدید کرد: «ای ابراهیم! چگونه جرأت می‌کنی بت‌های مرا انکار کنی؟ اگر دست برنداری، قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد. پس از من دور شو!» 47ابراهیم پاسخ داد: «سلام بر تو باد! من از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست. او حقیقتاً نسبت به من بسیار مهربان بوده است.» 48اکنون، من از همه شما و از آنچه شما به جای الله می‌خوانید، کناره‌گیری می‌کنم. اما من تنها پروردگارم را می‌خوانم و امیدوارم که در دعایم به پروردگارم ناامید نشوم. 49پس هنگامی که از آنان و از آنچه به جای الله می‌پرستیدند، جدا شد، ما به او اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و هر یک از آنان را پیامبر گرداندیم. 50ما رحمت خود را بر آنان فرو ریختیم و برایشان ذکر خیری قرار دادیم.

قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنۡ ءَالِهَتِي يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ لَأَرۡجُمَنَّكَۖ وَٱهۡجُرۡنِي مَلِيّٗا 46قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا 47٤٧ وَأَعۡتَزِلُكُمۡ وَمَا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدۡعُواْ رَبِّي عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّي شَقِيّٗا 48فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا نَبِيّٗا 49وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيّٗا50

پاسخ خشمگین آزر

46او تهدید کرد: «ای ابراهیم! چگونه جرأت می‌کنی بت‌های مرا انکار کنی؟ اگر دست برنداری، قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد. پس از من دور شو!» 47ابراهیم پاسخ داد: «سلام بر تو! من از پروردگارم برایت طلب آمرزش خواهم کرد، زیرا او همواره نسبت به من بسیار مهربان بوده است.» 48«اکنون، من از شما و از آنچه به جای الله می‌خوانید دوری می‌کنم. و پروردگارم را می‌خوانم، به امید اینکه در خواندن پروردگارم هرگز ناامید نشوم.» 49پس چون از آنها و از آنچه به جای الله می‌پرستیدند دوری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یک از آنها را پیامبر گردانیدیم. 50و رحمت خود را بر آنها فرو ریختیم و برایشان یاد نیکویی قرار دادیم.

قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنۡ ءَالِهَتِي يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ لَأَرۡجُمَنَّكَۖ وَٱهۡجُرۡنِي مَلِيّٗا 46قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا 47٤٧ وَأَعۡتَزِلُكُمۡ وَمَا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدۡعُواْ رَبِّي عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّي شَقِيّٗا 48فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا نَبِيّٗا 49وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيّٗا50

Verse 50: مسلمانان هر روز در نمازهایشان، در پایان تشهد، بر حضرت محمد و خاندانش و بر حضرت ابراهیم و خاندانش از خداوند درود و رحمت می‌طلبند.

حضرت موسی

51و در کتاب، موسی را یاد کن. او براستی برگزیده بود و رسول و نبی بود. 52و او را از جانب راست کوه طور ندا دادیم و او را نزدیک آوردیم و با او راز گفتیم. 53و از رحمت خود، برادرش هارون را پیامبری برای او قرار دادیم.

وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مُوسَىٰٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ مُخۡلَصٗا وَكَانَ رَسُولٗا نَّبِيّٗا 51وَنَٰدَيۡنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنِ وَقَرَّبۡنَٰهُ نَجِيّٗا 52وَوَهَبۡنَا لَهُۥ مِن رَّحۡمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيّٗا53

پیامبر اسماعیل

54و در کتاب، اسماعیل را یاد کن ای پیامبر. او صادق الوعد بود و رسول و نبی بود. 55او قوم خود را به نماز و زکات امر می‌کرد. و پروردگارش از او راضی بود.

وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِسۡمَٰعِيلَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ وَكَانَ رَسُولٗا نَّبِيّٗا 54وَكَانَ يَأۡمُرُ أَهۡلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرۡضِيّٗا55

حضرت ادریس

56و در کتاب، ای پیامبر، داستان ادریس را یاد کن. او بسیار راستگو و پیامبر بود. 57و او را به مقامی بلند برکشیدیم.

وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِدۡرِيسَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيّٗا 56وَرَفَعۡنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا57

Verse 57: گفته می‌شود که حضرت ادریس در طبقه چهارم آسمان است.

دیگر پیامبران بزرگ

58اینان از پیامبرانی بودند که خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود، از فرزندان آدم، و از نسل کسانی که با نوح (در کشتی) حمل کردیم، و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل، و از کسانی که هدایتشان کردیم و برگزیدیم. و چون آیات خدای رحمان بر آنان تلاوت می‌شد، به سجده می‌افتادند در حالی که گریه می‌کردند.

أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٖ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنۡ هَدَيۡنَا وَٱجۡتَبَيۡنَآۚ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُ ٱلرَّحۡمَٰنِ خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَبُكِيّٗا ۩58

Verse 58: اسرائیل نام دیگر حضرت یعقوب است.

نسل‌های آینده

59اما پس از آنان، نسل‌هایی آمدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند. به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید. 60و اما کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، آنان وارد بهشت می‌شوند و به هیچ وجه مورد ستم قرار نمی‌گیرند. 61آنها در باغ‌های جاودان (جنات عدن) خواهند بود، وعده‌ای که خداوند رحمان به بندگانش داده است، بندگانی که آن را ندیده‌اند. وعده او قطعاً به حقیقت می‌پیوندد. 62در آنجا هرگز سخن بیهوده نخواهند شنید، مگر سلام. و در آنجا روزی‌شان صبح و شام مهیاست. 63این همان بهشتی است که ما آن را به هر کس از بندگانمان که پرهیزگار باشد، به ارث می‌دهیم.

فَخَلَفَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ خَلۡفٌ أَضَاعُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُواْ ٱلشَّهَوَٰتِۖ فَسَوۡفَ يَلۡقَوۡنَ غَيًّا 59إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ وَلَا يُظۡلَمُونَ شَيۡ‍ٔٗا 60جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّهُۥ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَأۡتِيّٗا 61لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوًا إِلَّا سَلَٰمٗاۖ وَلَهُمۡ رِزۡقُهُمۡ فِيهَا بُكۡرَةٗ وَعَشِيّٗا 62تِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِي نُورِثُ مِنۡ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّٗا63

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

پیامبر اکرم (ص) مشتاق بود که فرشته جبرئیل به دیدارش بیاید و وحی بیشتری دریافت کند. روزی پیامبر (ص) به او فرمود: "کاش بیشتر به دیدارم می‌آمدی." سپس آیه ۶۴ نازل شد و به پیامبر (ص) خبر داد که جبرئیل (ع) تنها به دستور خداوند نازل می‌شود. {امام بخاری}

پاسخ جبرئیل

64ما فرود نمی‌آییم مگر به فرمان پروردگارت. از آنِ اوست هر آنچه پیش روی ماست و هر آنچه پشت سر ماست و هر آنچه میان این دو است؛ و پروردگار تو هرگز فراموشکار نبوده است. 65او پروردگار آسمان‌ها و زمین و هر آنچه میان آن دو است؛ پس او را بپرست و در پرستش او شکیبا باش. آیا برای او همتایی می‌شناسی؟

وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمۡرِ رَبِّكَۖ لَهُۥ مَا بَيۡنَ أَيۡدِينَا وَمَا خَلۡفَنَا وَمَا بَيۡنَ ذَٰلِكَۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّٗا 64رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا فَٱعۡبُدۡهُ وَٱصۡطَبِرۡ لِعِبَٰدَتِهِۦۚ هَلۡ تَعۡلَمُ لَهُۥ سَمِيّٗا65

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

آیه ۷۱ به پلی (معروف به صراط) اشاره دارد که بر روی جهنم کشیده شده است. هم مؤمنان و هم کافران مجبور خواهند شد از آن پل عبور کنند. اما مؤمنان، آن را به سلامت و هر یک با سرعتی متفاوت بر اساس قوت ایمانشان عبور خواهند کرد. کافران و منافقان در نهایت سقوط خواهند کرد یا به داخل آتش کشیده خواهند شد.

SIDE STORY

SIDE STORY

عبدالله بن رواحه (رضی الله عنه)، از صحابه پیامبر (ص)، روزی بیمار بود. در حالی که سرش بر دامان همسرش بود و استراحت می‌کرد، شروع به گریه کرد. وقتی همسرش این را دید، او نیز شروع به گریه کرد. او از همسرش پرسید چرا گریه می‌کند، و همسرش گفت که برای او گریه می‌کند. او گفت: "اما من، وقتی آیه ۷۱ سوره مریم را به یاد آوردم، گریه کردم، زیرا مطمئن نیستم که آیا می‌توانم از آن پل روی جهنم به سلامت عبور کنم یا خیر." {امام ابن کثیر}

Illustration

منکران معاد

66و [با تمسخر] می‌پرسد: آیا وقتی مُردم، واقعاً برانگیخته خواهم شد؟ 67آیا به خاطر نمی‌آورند که ما پیش از این آنان را آفریدیم در حالی که هیچ چیز نبودند؟ 68سوگند به پروردگارت ای پیامبر! قطعاً آنان را همراه با شیاطین محشور خواهیم کرد، سپس آنان را در اطراف جهنم بر زانو خواهیم نشاند. 69سپس از هر گروهی، کسانی را که در برابر [خدای] رحمان سرکش‌ترین بودند، بیرون خواهیم کشید. 70ما بهتر می‌دانیم چه کسانی به سوختن در آن سزاوارترند. 71و هیچ یک از شما نیست مگر آنکه از روی آن (آتش) بگذرد. این بر پروردگار تو حتمی و قضایی است. 72سپس پرهیزگاران را نجات می‌دهیم و ستمکاران را در آنجا زانو زده رها می‌کنیم.

وَيَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوۡفَ أُخۡرَجُ حَيًّا 66أَوَ لَا يَذۡكُرُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ يَكُ شَيۡ‍ٔٗا 67فَوَرَبِّكَ لَنَحۡشُرَنَّهُمۡ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحۡضِرَنَّهُمۡ حَوۡلَ جَهَنَّمَ جِثِيّٗا 68ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمۡ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ عِتِيّٗا 69ثُمَّ لَنَحۡنُ أَعۡلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمۡ أَوۡلَىٰ بِهَا صِلِيّٗا 70وَإِن مِّنكُمۡ إِلَّا وَارِدُهَاۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتۡمٗا مَّقۡضِيّٗا 71ثُمَّ نُنَجِّي ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّنَذَرُ ٱلظَّٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيّٗا72

کافران متکبر

73هنگامی که آیات روشن ما بر آنان تلاوت می‌شود، کافران (از روی تمسخر) به مؤمنان می‌گویند: «کدام یک از ما دو گروه جایگاه بهتر و محافل باشکوه‌تری دارد؟» 74چه بسیار اقوامی را پیش از آنان نابود کردیم که از نظر مال و جاه برتر بودند! 75بگو ای پیامبر: «بگذار خداوند رحمان به گمراهان مهلت دهد، تا زمانی که با آنچه به آن تهدید شده‌اند روبرو شوند: یا عذاب یا قیامت. آنگاه خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.»

وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٞ مَّقَامٗا وَأَحۡسَنُ نَدِيّٗا 73وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَحۡسَنُ أَثَٰثٗا وَرِءۡيٗا 74قُلۡ مَن كَانَ فِي ٱلضَّلَٰلَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَدًّاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلۡعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضۡعَفُ جُندٗا75

پاداش مؤمنان

76و آنان که هدایت یافته‌اند، خداوند بر هدایتشان می‌افزاید. و باقیات الصالحات (اعمال شایسته ماندگار) نزد پروردگارت از نظر پاداش بهتر و از نظر فرجام نیکوتر است.

وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاْ هُدٗىۗ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٞ مَّرَدًّا76

BACKGROUND STORY

BACKGROUND STORY

یکی از صحابه به نام خَبّاب بن اَرَتّ (رضی الله عنه) گفت که آهنگر بود. یک بار، عاص بن وائل (یک بت‌پرست که زندگی پس از مرگ را انکار می‌کرد) بابت شمشیری به او بدهکار بود. پس خَبّاب (رضی الله عنه) پیش او رفت تا پولش را مطالبه کند. عاص به او گفت: «تا زمانی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را انکار نکنی، به تو پول نمی‌دهم.» خَبّاب (رضی الله عنه) پاسخ داد: «من او را انکار نخواهم کرد، حتی اگر بمیری و سپس زنده شوی.» عاص پاسخ داد: «اگر دوباره زنده شوم و از ثروت و فرزندان برخوردار شوم، آنگاه پیش من بیا و من پولت را به تو خواهم داد.» پس آیات ۷۷ تا ۸۰ نازل شد. {امام بخاری و امام مسلم}

نشانه‌ای از زندگی پس از مرگ

77آیا دیدی ای پیامبر، آن کس را که آیات ما را انکار می‌کند و ادعا می‌کند: «قطعاً به من مال و فرزندان فراوان داده خواهد شد، اگر واقعاً زندگی دومی در کار باشد؟» 78آیا او از غیب آگاه شده است یا با خداوند رحمان پیمانی بسته است؟ 79هرگز چنین نیست! ما آنچه را که او ادعا می‌کند، قطعاً ثبت خواهیم کرد و عذاب او را به شدت خواهیم افزود. 80ما آنچه را که او لاف می‌زند، از او خواهیم گرفت و او تنها نزد ما خواهد آمد.

أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي كَفَرَ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالٗا وَوَلَدًا 77أَطَّلَعَ ٱلۡغَيۡبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحۡمَٰنِ عَهۡدٗا 78كَلَّاۚ سَنَكۡتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلۡعَذَابِ مَدّٗا 79وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَأۡتِينَا فَرۡدٗا80

روزانه

81و به جای الله، خدایانی دیگر گرفتند تا مایه عزتشان باشد. 82کلاّ! آن خدایان پرستش آنها را انکار خواهند کرد و دشمنشان خواهند شد. 83آیا نمی‌بینی که ما شیاطین را بر کافران فرستاده‌ایم تا پیوسته آنها را تحریک کنند؟ 84پس بر آنها شتاب مکن، زیرا ما روزهایشان را به دقت می‌شماریم. 85و روزی را که پرهیزگاران را نزد رحمان به عنوان هیئتی ارجمند محشور خواهیم کرد. 86و سوق دهید بدکاران را به جهنم همچون گله‌ای تشنه. 87هیچ کس حق شفاعت نخواهد داشت، مگر کسانی که پیمانی با رحمان بسته‌اند.

وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةٗ لِّيَكُونُواْ لَهُمۡ عِزّٗا 81كَلَّاۚ سَيَكۡفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمۡ وَيَكُونُونَ عَلَيۡهِمۡ ضِدًّا 82أَلَمۡ تَرَ أَنَّآ أَرۡسَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمۡ أَزّٗا 83فَلَا تَعۡجَلۡ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمۡ عَدّٗا 84يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا 85وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا 86لَّا يَمۡلِكُونَ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحۡمَٰنِ عَهۡدٗا87

فرزندان خدا؟

88می‌گویند: «رحمان فرزند دارد.» 89به راستی سخنی بس عظیم آوردید، 90که نزدیک است آسمان‌ها از آن بشکافند و زمین پاره پاره شود و کوه‌ها درهم فرو ریزند 91از اینکه برای رحمان فرزندی قائل شدند. 92شایسته نیست که رحمان فرزندی داشته باشد. 93هیچ‌کس در آسمان‌ها و زمین نیست مگر آنکه در نهایت تسلیم و فروتنی به سوی رحمان بازمی‌گردد. 94او آنها را به خوبی می‌شناسد و تعدادشان را به دقت احصا کرده است. 95و هر یک از آنها در روز قیامت تنها به سوی او بازمی‌گردد.

وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَلَدٗا 88لَّقَدۡ جِئۡتُمۡ شَيۡ‍ًٔا إِدّٗا 89تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِنۡهُ وَتَنشَقُّ ٱلۡأَرۡضُ وَتَخِرُّ ٱلۡجِبَالُ هَدًّا 90أَن دَعَوۡاْ لِلرَّحۡمَٰنِ وَلَدٗا 91وَمَا يَنۢبَغِي لِلرَّحۡمَٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا 92٩٢ إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا 93لَّقَدۡ أَحۡصَىٰهُمۡ وَعَدَّهُمۡ عَدّٗا 94وَكُلُّهُمۡ ءَاتِيهِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَرۡدًا95

Verse 88: برخی از بت‌پرستان عرب که فرشتگان را دختران خدا می‌دانستند، مسیحیانی که عیسی (علیه‌السلام) را پسر خدا می‌دانند، و امثال اینها.

WORDS OF WISDOM

WORDS OF WISDOM

رسول خدا (ص) فرمودند: "هرگاه خداوند بنده‌ای مؤمن را دوست بدارد، جبرئیل (علیه السلام) را صدا می‌زند و به او می‌گوید: 'من این شخص را دوست دارم، پس تو هم او را دوست بدار.' آنگاه جبرئیل (علیه السلام) در آسمان‌ها اعلام می‌کند: 'خداوند این شخص را دوست دارد، پس شما هم او را دوست بدارید.' سپس این شخص در زمین مورد محبت خالصانه اهل زمین قرار می‌گیرد." {امام بخاری}

محبت مؤمنان به یکدیگر

96اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، خداوند مهربان به زودی محبتی خالصانه به آنان خواهد بخشید.

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗا96

پیام قرآن

97و بدین گونه، ما این قرآن را به زبان تو آسان ساختیم، ای پیامبر، تا با آن به پرهیزگاران بشارت دهی و سرکشان را بیم دهی. 98چه بسیار اقوامی را پیش از آنان نابود کردیم! آیا هنوز هیچ یک از آنان را می‌بینی یا حتی صدایشان را می‌شنوی؟

فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلۡمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوۡمٗا لُّدّٗا 97وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هَلۡ تُحِسُّ مِنۡهُم مِّنۡ أَحَدٍ أَوۡ تَسۡمَعُ لَهُمۡ رِكۡزَۢا98

Mariam () - Kids Quran - Chapter 19 - Clear Quran for Kids by Dr. Mustafa Khattab